تاثیر عرضه و تقاضای اطلاعات بر همزمانی قیمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۱
121 - 143
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی تأثیر عرضه و تقاضای اطلاعات بر همزمانی قیمت سهام شرکت ها و تحلیل نقش شفافیت یا عدم شفافیت محیط اطلاعاتی به عنوان یک متغیر تعدیلگر در این رابطه است. در بازارهای مالی، اطلاعات به عنوان یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر تصمیمات سرمایه گذاری و قیمت گذاری سهام شناخته می شود و تفاوت های موجود بین اطلاعات خاص شرکت و اطلاعات عمومی بازار می تواند تأثیر قابل توجهی بر میزان همزمانی قیمت سهام داشته باشد. این تحقیق به ویژه به بررسی تأثیر جریان اطلاعات، که شامل تقاضا و عرضه اطلاعات است، می پردازد و به دنبال این است که چگونه این جریان می تواند موجب تغییرات در همزمانی قیمت سهام شود. همچنین، پژوهش به تأثیر محیط اطلاعاتی هر شرکت بر این رابطه می پردازد، به ویژه در شرایطی که محیط اطلاعاتی شرکت ها مبهم یا شفاف باشد. روش: روش شناسی پژوهش بر اساس داده های ترکیبی (تابلویی) و نمونه ای از ۱۰۵ شرکت بورسی فعال در ۱۲ صنعت مختلف از سال های ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ طراحی شده است. برای اندازه گیری تقاضای اطلاعات از شاخص غیرمستقیم حجم جستجوی گوگل و برای اندازه گیری عرضه اطلاعات از شاخص حجم پوشش رسانه ای استفاده شده است. از آنجا که جریان اطلاعات در بازارهای سرمایه به طور مستقیم قابل مشاهده نیست، این روش ها به عنوان نماینده ای برای تقاضا و عرضه اطلاعات به کار گرفته شده اند. به منظور آزمون فرضیات تحقیق، از مدل های رگرسیونی مختلف استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که بین تقاضای اطلاعات خاص شرکت و همزمانی قیمت سهام و همچنین بین عرضه اطلاعات و همزمانی قیمت سهام، رابطه ای منفی و معنادار وجود دارد. به عبارت دیگر، افزایش تقاضا برای اطلاعات خاص شرکت و همچنین افزایش عرضه اطلاعات باعث می شود که قیمت سهام کمتر تحت تأثیر اخبار عمومی و تحولات بازار قرار گیرد و بیشتر بر اساس اطلاعات اختصاصی مربوط به هر شرکت تغییر کند. این نتایج با فرضیه های موجود در ادبیات پژوهش مبنی بر تأثیر مستقیم جریان اطلاعات بر قیمت ها همخوانی دارد. با این حال، یافته های پژوهش به طور قطعی تأثیر قوی تر بودن رابطه منفی بین پوشش رسانه ای و همزمانی قیمت سهام در شرکت هایی با محیط اطلاعاتی غیرشفاف تر را تأیید نمی کند. این عدم تأیید ممکن است ناشی از پیچیدگی های موجود در تحلیل اثرات محیط های اطلاعاتی مبهم باشد که به نظر می رسد برای تحلیل دقیق تر، نیاز به مطالعات تکمیلی و مدل های پیچیده تری داشته باشد. نتیجه گیری: این پژوهش می تواند برای سرمایه گذاران و تحلیل گران بازار مالی مفید واقع شود. شناخت بهتر از نحوه تأثیر عرضه و تقاضای اطلاعات بر همزمانی قیمت سهام می تواند به آن ها کمک کند تا تصمیمات آگاهانه تری در زمینه سرمایه گذاری اتخاذ کنند. علاوه بر این، این تحقیق می تواند برای پژوهشگران و دانشگاهیان در زمینه شناخت و درک عوامل مؤثر بر همزمانی قیمت سهام و بهبود محیط های اطلاعاتی مفید باشد. در نهایت، نتیجه گیری های پژوهش می تواند به رسانه های فعال در بازار سرمایه توصیه هایی برای بهبود پوشش اطلاعاتی شرکت ها و کاهش ابهام محیط اطلاعاتی ارائه دهد.