حسن میرزاحسینی

حسن میرزاحسینی

مدرک تحصیلی: استادیار، گروه روانشناسی عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم، قم، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۶ مورد از کل ۶۶ مورد.
۶۱.

اثرات سبک فرزند پروری و عمل به باورهای دینی خانواده ها بر ویژگی های فردی و اجتماعی و تحصیلی دانش آموزان با توجه به نقش میانجی رسانه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۲۲۲
هدف از پژوهش حاضر تحلیل اثرات سبک فرزند پروری و عمل به باورهای دینی خانواده ها بر ویژگی های فردی و اجتماعی و تحصیلی دانش آموزان با توجه به نقش میانجی رسانه ها بود. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و روش انجام آن، توصیفی از نوع همبستگی (رگرسیون) است. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم مقطع متوسطه شهر قم در سال تحصیلی 99-1398تشکیل می دهند (حدوداً 15 هزار دانش آموز دختر و پسر). نمونه آماری پژوهش شامل 375 دانش آموز (با توجه به جدول مورگان) هستند که به صورت خوشه ای- تصادفی انتخاب و موردبررسی قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه سبک های فرزند پروری بامریند(2010)، پرسشنامه باورهای مذهبی(1379)، پرسشنامه ویژگی های شخصیتی نئو طراحی شده توسط مک کری و کوستا(2012) مقیاس رشد اجتماعی واینلند، پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور(۱۹۹۹) و پرسشنامه محقق ساخته استفاده از رسانه های جمعی بود. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در سطح 99/0، سبک های فرزند پروری و عمل به باورهای دینی خانواده ها و رسانه بر ویژگی های فردی و اجتماعی و تحصیلی دانش آموزان تأثیرگذار است و با توجه به آنکه مقادیر به دست آمده از آزمون سوبل بیشتر از 96/1 می باشد و در سطح اطمینان 95/0 معنی دار می باشد، می توان نتیجه گرفت که متغیر رسانه به عنوان متغیر میانجی بین متغیرهای عنوان شده عمل می کند.
۶۲.

اثربخشی مداخلات آموزشی و روانشناختی مددکاری اجتماعی در مطالعات تجربی (مرور سیستماتیک از حوزه های موضوعی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۷۶
تحقیق حاضر در مورد اثربخشی مداخلات آموزشی و روانشناختی مددکاری اجتماعی در مطالعات تجربی ملی و فرا ملی بود. نوع مطالعه مرور سیستماتیک بود. 140 مقاله و پایان نامه گزینش و پس از معیار های ارزیابی 71 مقاله و پایان نامه نهایی انتخاب شد. حوزه بررسی مقالات پژوهشی بین سال های 2000 تا 2021 برای تحقیقات خارجی و 1380 تا 1400 برای مقالات و پایان نامه های داخلی است. از کلید واژه های مددکاری اجتماعی ، مددکاران اجتماعی ، مددکاری و روانشناسی ، مددکاری و مشاوره ، اثربخشی مداخله روانشناسی مددکاری ، مداخله مددکاری اجتماعی، مداخله آموزشی مددکاری استفاده شد. نتایج نشان داد اثربخشی بر حوزه آسیب تحصیلی، آسیب اعتیاد، آسیب مرتبط با بیماری ایدز، آسیب خودکشی، آسیب خانواده، آسیب اختلالات روانشناختی، آسیب خشونت، آسیب رفتارهای پرخطر، آسیب سالمندان و آسیب مرتبط با بیماری زمینه های استخراج شده اثربخشی مداخلات روانشناختی مددکاری اجتماعی را تشکیل می دهند. نتیجه گیری: همسو با یافته های تحقیق می توان نتیجه گرفت مداخلات روانشناختی مددکاری اجتماعی در محور های مختلف اثر گذار بوده و از زوایا ی گوناگون مرتبط با حیات بشر قابل ارزیابی است.
۶۳.

The Structural Model for Predicting Marital Burnout Based on Attachment Styles with the Mediating Role of Marital Self-Regulation and Marital Intimacy in Married Individuals(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۹۷
Objective: The present study aimed to predict marital burnout in individuals married for 5 to 10 years based on attachment styles, with the mediating roles of marital self-regulation and marital intimacy. Methods and Materials: This study was analytical-correlational in nature, employing path analysis. The sample consisted of 384 married individuals (164 men and 220 women) who were selected through convenience sampling. The participants were aged between 25 and 45, with a marriage duration of 5 to 10 years. Data were collected using validated questionnaires, including the Marital Burnout Scale (Kayser, 1996), the Revised Adult Attachment Scale (Collins & Read, 1990), the Behavioral Self-Regulation for Effective Relationships Scale (Wilson et al., 2005), and the Intimacy Scale (Walker & Thompson, 1983). SPSS and Amos software were used for data analysis, applying structural equation modeling (SEM) to examine direct and indirect effects. Findings: The results indicated that marital self-regulation and intimacy mediated the relationship between attachment styles and marital burnout. Avoidant and anxious attachment styles positively predicted marital burnout, while secure attachment negatively predicted it. Additionally, self-regulation and intimacy were significant mediators, with higher levels of self-regulation and intimacy associated with lower marital burnout. Avoidant and anxious attachment styles negatively influenced self-regulation and intimacy, which in turn increased marital burnout. Conclusion: The study concluded that attachment styles significantly impact marital burnout, with self-regulation and intimacy playing crucial mediating roles. Individuals with insecure attachment styles (avoidant and anxious) are more prone to marital burnout, whereas secure attachment leads to lower burnout. Interventions aimed at improving self-regulation and intimacy in couples may help mitigate the effects of insecure attachment styles on marital burnout.
۶۴.

پیش بینی حافظه کاذب بر اساس ذهنیت طرح واره ای و سوگیری توجه با نقش میانجی گر عاطفه مثبت و منفی در بیماران مبتلا به اختلالات خلقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۷۸
هدف: هدف مطالعه حاضر، بررسی مدل ساختاری حافظه کاذب بر اساس ذهنیت های طرح واره ای و سوگیری توجه با نقش میانجی گر عاطفه مثبت و منفی در بیماران مبتلا به اختلالات خلقی بود. روش شناسی: روش پژوهش توصیفی-همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران زن و مرد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و اختلال دوقطبی بود که در بازه زمانی ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴ به مراکز روان پزشکی مراجعه کرده بودند. از میان این جامعه، ۲۰۰ نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل تکلیف حافظه کاذب (رودیگر و مک درموت، 1995)، پرسشنامه ذهنیت های طرح واره ای یانگ (یانگ و همکاران، 2008)، پرسشنامه سوگیری توجه (وودی و همکاران، 1997)، و مقیاس عاطفه مثبت و منفی (واتسون و همکاران، 1988) بود. تحلیل داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که ذهنیت های طرح واره ای و سوگیری توجه به صورت مستقیم و غیرمستقیم (از طریق عاطفه مثبت و منفی) بر حافظه کاذب اثر معناداری دارند (P<0.01). همچنین، عاطفه منفی نقش تقویت کننده و عاطفه مثبت نقش تعدیل کننده ای در شکل گیری حافظه کاذب ایفا کردند (P<0.01). نتیجه گیری: این یافته ها بر اهمیت عوامل شناختی و هیجانی در بروز تحریف های حافظه در بیماران خلقی تأکید دارند و می توانند مبنایی برای طراحی مداخلات درمانی مؤثر به منظور کاهش تحریف های شناختی و بهبود عملکرد حافظه فراهم سازند.
۶۵.

تبیین مدل پیش بینی گرایش نوجوانان به مصرف مواد مخدر بر اساس کیفیت زندگی خانواده: نقش میانجی سبک های تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۵
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر تبیین مدل پیش بینی گرایش نوجوانان به مصرف مواد مخدر بر اساس کیفیت زندگی خانواده با نقش میانجی سبک های تنظیم هیجان بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی و با طرح مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری متشکل از همه دانش آموزان رشته های نظری، فنی و کاردانش مقطع متوسطه دوم به تعداد 10647 نفر بود. نمونه آماری 374 نفر در نظر گرفته شد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. جهت گردآوری داده ها از پرسش نامه های گرایش به مصرف مواد مخدر، کیفیت زندگی خانواده و تنظیم هیجان استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد که کیفیت زندگی خانواده ارتباط منفی مستقیم معناداری با گرایش به مصرف مواد مخدر داشت. به علاوه، ارزیابی مجدد شناختی، به عنوان یک بعد تنظیم هیجان، در رابطه کیفیت زندگی با گرایش به مصرف مواد مخدر دارای نقش واسطه ای معناداری بودف در حالی که سرکوب هیجان به عنوان دیگر بعد تنظیم هیجان دارای چنین نقشی نبود. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، می توان با مدیریت سبک های تنظیم هیجان و کیفیت زندگی خانواده در راستای بهبود وضعیت گرایش نوجوانان به اختلال مصرف مواد مخدر سود جست.
۶۶.

شناسایی و دستهبندی عوامل معنوی در مطالعات مرتبط با سوگ و سوگ آسیبشناختی: یک مرور نظاممند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه و اهداف: سوگ از دست دادن عزیزان یکی از دشوارترین تجارب انسانی است که می تواند پیامدهای جسمانی، روان شناختی و اجتماعی منفی را به همراه داشته باشد (عباسی مکوند و همکاران، ۱۴۰۲)؛ درحالی که بسیاری افراد دوره سوگواری را به طور طبیعی سپری می کنند (کوالسکی و باندماس، [1] ۲۰۰۸)؛ البته برخی داغداران به اختلال سوگ طولانی مدت (PGD) دچار می شوند که در DSM-5-TR به عنوان اختلالی جدید معرفی شده است (انجمن روان پزشکی آمریکا، [2] ۲۰۲۲). این اختلال با نشانه هایی مانند اشتیاق، اجتناب و افکار مرتبط با متوفی همراه است (لنفرینک [3] و همکاران، ۲۰۲۳). شیوع آن بین2/1 تا 5/1 درصد تخمین زده می شود (روزنر [4] و همکاران، ۲۰۲۱). عوامل روان شناختی و اجتماعی همانند شرایط مرگ، حمایت اجتماعی، سبک های مقابله ای و معنای فقدان بر شدت سوگ و مدیریت آن تأثیرگذار هستند (کریستنسن [5] و همکاران، ۲۰۱۲؛ گالاگر [6] و همکاران، ۱۹۸۲؛ ویلسون [7] و همکاران، ۲۰۱۶). معنویت نیز به عنوان عنصری کلیدی در مدیریت سوگ شناخته شده و پژوهش ها نشان داده اند که باورهای معنوی و دینی با کاهش اضطراب، بهبود معناسازی و تصویر مثبت از مرگ به افراد کمک می کنند تا با فقدان کنار بیایند (پنتاریس [8] و همکاران، ۲۰۲۳؛ تستونی [9] و همکاران، ۲۰۲۲). بااین حال، نبود دسته بندی منسجم از عوامل معنوی مرتبط با سوگ در ادبیات پژوهشی قابل مشاهده است. این خلأ اهمیت زیادی دارد؛ زیرا شناسایی جامع این عوامل می تواند به تدوین مداخلات معنوی مؤثر کمک کرده، و راهکارهای عملی برای مدیریت بهتر سوگ فراهم کند. مطالعه حاضر با هدف پر کردن این شکاف به بررسی جامع عوامل معنوی مرتبط با سوگ و نقش آنها در کاهش پیامدهای منفی و بهبود وضعیت روانی افراد سوگوار می پردازد. روش : این پژوهش با هدف شناسایی و دسته بندی عوامل معنوی مؤثر بر سوگ و سوگ آسیب شناختی، با استفاده از مرور نظام مند و براساس دستورالعمل PRISMA انجام شد (موهر [10] و همکاران، 2009)؛ در این فرایند، مقالات مرتبط از پایگاه های اطلاعاتی فارسی مانند SID، نورمگز، ایرانمدکس و پایگاه های بین المللی مانند PubMed، Google Scholar، Springer و  Ericبا استفاده از کلمات کلیدی فارسی مانند سوگ، سوگ طولانی مدت، معنویت، معنویت درمانی، غم و اندوه ناشی از سوگ و واژه های انگلیسی همانند “mourning”، “spirituality therapy”،”bereavement” و “grief spiritual” جستجو شدند. معیارهای ورود شامل دسترسی به متن کامل، ارتباط موضوعی مستقیم با عوامل معنوی مرتبط با سوگ، انتشار در مجلات معتبر و نمایه شده بود. به منظور شمول گسترده تر، محدودیت زمانی یا جغرافیایی در نظر گرفته نشد. معیارهای خروج شامل مقالاتی بود که به دلیل نقص داده ها، ضعف طراحی پژوهش یا کیفیت پایین از بررسی حذف شدند. از میان ۱۵۷ مقاله شناسایی شده، ۸۲ مقاله به دلیل نبود ارتباط کافی حذف شدند. پس از بررسی دقیق ۷۱ مقاله باقی مانده، ۲۹ مقاله به دلیل نامناسب بودن محتوا یا دسترسی نداشتن به متن کامل کنار گذاشته شدند. درنهایت ۲۳ مقاله مرتبط برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. برای ارزیابی کیفیت مقالات، ابزارهای استاندارد همچون دستورالعمل های مؤسسه جوآنا بریکز به کار رفتند (پایپر، 2019). تمامی مراحل پژوهش تحت نظارت دقیق اساتید راهنما انجام شد تا خطر سوگیری کاهش یابد و شفافیت در نتایج حفظ شود. این روش پژوهش، چارچوبی دقیق و شفاف برای جمع آوری، ارزیابی و تحلیل داده ها ارائه داده و امکان شناسایی جامع عوامل معنوی مرتبط با سوگ را فراهم کرده است که در تدوین مداخلات درمانی آینده بسیار مفید خواهد بود. نتایج : یافته های پژوهش نشان داد که عوامل معنوی مختلفی در تسهیل سوگ و رشد فردی پس از آن نقش دارند. عوامل تسهیل کننده شامل پذیرش مرگ به عنوان بخشی اجتناب ناپذیر از زندگی (ناظمی و همکاران، 1401؛ ورتمن و پارک، [11] 2008)، اعتقاد به خدا به عنوان پناهگاه معنوی و دلبستگی ایمن به او (موسوی و سلیمی بجستانی، 1397؛ پورغلامی و همکاران، 1401) و اعتقاد به قضا و قدر الهی (نعمتی پور و گلزاری، 1394؛ شریفی و همکاران، 1392) بودند؛ همچنین صبر و توکل در مواجهه با مصائب (جعفری، 1400؛ زارع احمدآبادی و همکاران، 1397) و مکانیسم های مقابله ای معنوی همچون دعا، زیارت و نماز (محمدی احمدآبادی و قلی زاده، 1400؛ دایر و هاگدورن، [12] 2013) به کاهش اضطراب و ایجاد آرامش کمک می کنند. سلامت معنوی نیز در مقابله با استیگما، احساس گناه و خودسرزنشی نقش دارد و تاب آوری را افزایش می دهد (چالاکی نیا و همکاران، 2021؛ ساگبرگ و روئن، [13] 2011). مشارکت در فعالیت های دینی و دریافت حمایت اجتماعی، حس انسجام و تعلق را تقویت و فرایند سوگواری را تسهیل می کند (پورغلامی و همکاران، 1401؛ مهدی پور و همکاران، 2020). عوامل زمینه ساز رشد فردی پس از سوگ نیز شامل دستیابی به معنای جدید از زندگی و مرگ (ناظمی و همکاران، 1401؛ پورغلامی و همکاران، 2021)، بازاندیشی و معنابخشی به فقدان ها (جعفری، 1400؛ محمدی احمدآبادی و قلی زاده، 1400)، تقویت معرفت به حکمت و خیرخواهی خداوند (نعمتی پور و گلزاری، 1394؛ پورغلامی و همکاران، 1401)، جهان بینی دینی درباره دنیا (موسوی و همکاران، 1401؛ دامیاناکیس و مرزیالی، [14] 2012)، مراقبه و تأمل (مهدی پور و همکاران، 2020؛ دامیاناکیس و مرزیالی، 2012) و بازسازی شناختی و تحول روحانی (مارونه، [15] 1999؛ احمدی و دارابی، 1396) بودند. این عوامل معنوی با کاهش پیامدهای منفی سوگ و ایجاد فرصت هایی برای بازسازی معنوی و شناختی به ارتقای سلامت روان و رشد شخصیتی افراد داغدیده کمک می کنند. بحث و نتیجه گیری : یافته های این پژوهش نشان داد که معنویت نقش کلیدی در تسهیل سوگواری و ایجاد رشد معنوی و روانی در افراد داغدیده ایفا می کند. این پژوهش با بررسی جامع عوامل معنوی مرتبط با سوگ و سوگ آسیب شناختی کوشید تا نقشی روشن تر برای معنویت در فرایند سوگواری ترسیم کند. نتایج نشان داد که معنویت نه تنها در کاهش آثار منفی سوگ مؤثر است، بلکه به عنوان ابزاری قدرتمند برای رشد شخصیتی و معنوی نیز عمل می کند. استفاده از رویکرد درمان چندبعدی معنوی (ر.ک: جان بزرگی، 1398) که بر اصول قرآن، سیره و روایات استوار است، به طور خاص امکان تبیین دقیق تر این عوامل را فراهم می کند. این رویکرد با فعال سازی عقل خداسو و معنادهی به رنج ها به افراد کمک می کند تا سوگ را نه تنها به عنوان تجربه ای دردناک، بلکه فرصتی برای بازسازی معنوی و روانی درک کنند؛ برای مثال پذیرش مرگ به عنوان بخشی اجتناب ناپذیر از زندگی و درک حکمت الهی، اضطراب ناشی از سوگ را کاهش داده، به افراد اجازه می دهد تا آرامش بیشتری تجربه کنند؛ افزون بر این، مکانیسم های مقابله ای معنوی همانند دعا، نماز و مراقبه، ابزارهایی برای تقویت ارتباط با خداوند و ایجاد آرامش روانی هستند. همچنین بازاندیشی در معنای زندگی و مرگ و بازسازی شناختی، فرصت هایی برای رشد معنوی و شخصیتی فراهم می کنند. یافته های این پژوهش نشان می دهند که عوامل معنوی می توانند به مدیریت بهتر سوگ و بهبود وضعیت روانی و معنوی افراد کمک کنند؛ با این حال ضرورت دارد که تأثیر این رویکردها در فرهنگ های مختلف و از زوایای گوناگون بررسی شود تا به یک درک جامع تری از نقش معنویت در فرایند سوگواری دست یابیم. تشکر و قدردانی : در پایان با احترام و سپاس فراوان از دو استاد بزرگوارم، آقایان دکترمسعود جان بزرگی و دکتر حسن میرزاحسینی به جهت راهنمایی های دقیق، حمایت های بی دریغ و اشتراک گذاری دانش و تجربیات ارزشمندشان در طول این پژوهش صمیمانه قدردانی می کنم. حضور و همراهی بی وقفه ایشان، نقشی کلیدی در شکل گیری و پیشبرد این مقاله ایفا کرده است و دستیابی به نتایج مطلوب بدون حمایت های مستمر آنها امکان پذیر نبود. تعارض منافع : نویسندگان این پژوهش اعلام می دارند که هیچ گونه تعارض منافع مالی، حرفه ای یا شخصی در ارتباط با این مطالعه وجود ندارد. تمامی مراحل انجام پژوهش با رعایت اصول بی طرفی و شفافیت علمی صورت گرفته است.   [1] . Kowalski & Bondmass   [2] . American Psychiatric Association   [3] . Lenferink   [4] . Rosner   [5] . Kristensen   [6] . Gallagher   [7] . Wilson   [8] . Pentaris   [9] . Testoni   [10] . Moher   [11] . Wortman & Park   [12] . Dyer & Hagedorn   [13] . Sagberg & Røen   [14] . Damianakis & Marziali   [15] . Marrone  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان