محمد کلهر

محمد کلهر

مدرک تحصیلی: استادیار دانشکده علوم انسانی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۸ مورد از کل ۲۸ مورد.
۲۱.

بازشناسی روح معماری ایرانی بر اساس گونه شناسی رفتاری ایرانیان عصر ناصری از نگاه سفرنامه نویسان خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱۶ تعداد دانلود : ۳۳۲
عصر ناصری به عنوان یکی از قابل تأمل ترین ادوار تاریخی ایران دارای ابعاد مطالعاتی گسترده ای است. در این میان سفرنامه های خارجی می تواند نقش مهمی در بازشناسی زوایای مختلف رفتاری ایرانیان داشته باشد. در عصر ناصری و به علت گسترش روابط خارجی میزان سفرنامه های خارجی افزایش چشمگیری داشت. بدین روی پژوهش حاضر نیز به تأسی از این سنت نوین جهت شناخت معماری عصر ناصری به عنوان یکی از ابزارهای مطالعه عصر مذکور؛ بر آن شده است که باطن سنگ و رنگ و بناهای این دوره را با استفاده از مؤلفه های فرهنگی این عصر مورد تحلیل قرار دهد. پژوهش حاضر به روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داده های منابع کتابخانه ای انجام شده است. بر این منوال سفرنامه های متعدد عصر ناصری و تعریف سفرنامه نویسان از رفتار ایرانیان این عصر رهاورد نوین دیگری به همراه خواهد داشت که علاوه بر انکشاف رفتارشناسی از نگاه «دیگری» متغیر مستقل این نوشتار را نیز به خوبی پوشش می دهد؛ اما چگونگی کشف مؤلفه ها و نحوه کاربست آن ها امری است بدون تردید نیازمند یک ساختار قوی علمی است؛ و بر همین منوال نیز پژوهش حاضر چارچوب نظری «رابرت کینگ مرتون» [1] را به عنوان دستگاه نظری خود برگزیده و بر اساس آن به کشف مؤلفه های موردنظر خود اقدام نموده است. اهداف پژوهش: بازشناسی رفتاری ایرانیان عصر ناصری از نگاه سفرنامه نویسان خارجی برمبنای نظریه رابرت کینگ مرتون. آشنایی با روح معماری معاصر براساس گونه شناسی رفتاری ایرانیان عصر ناصری. سؤالات پژوهش: از نگاه سفرنامه نویسان خارجی، رفتار ایرانیان عصر ناصری را چگونه می توان تحلیل و بررسی کرد؟ روح معماری معاصر ایرانی چه تناسبی با مختصات رفتاری آن ها دارد؟
۲۲.

بررسی تحولات نهاد آموزشی (1320-1299 ش) و انعکاس آن بر هنر معاصر در قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۲۷۱
نهادسازی جامعه ایران در ابعاد مختلف فرهنگی و اداری که با انقلاب مشروطه آغاز شد، در مقطع زمانی 1320 – 1299 شتابی تازه گرفت و با جدیت دنبال شد. در بازده زمانی مذکور بنیاد نهادهای جدید فرهنگی قزوین نیز ریخته شد. یکی از محورهای اساسی سیاست فرهنگی حکومت رضاشاه در راستای سیاست مدرن سازی، نوسازی در حوزه آموزشی است که در نظام آموزشی قزوین در مقطع مذکور دگرگونی های گسترده ای ایجاد کرد و بخش عمده آن به بعد کمّی (احداث مدارس جدید و افزایش تعداد دانش آموزان) مربوط بود ضمن اینکه در بعد محتوایی نیز (مواد درسی و سرفصل های آموزشی که بیشتر جهت نهادینه کردن حس میهن پرستی و... بود) شاهد تغییراتی هستیم. با وجود تحول در ساختار آموزشی، به واسطه سیاست آمرانه و شتاب زده که با بافت سنتی در تقابل بود، باعث شد مطالبات مورد انتظار به طور کامل محقق نشود. نهاد فرهنگی آموزش در قزوین محور مطالعه در پژوهش حاضر است که در این تحقیق با روش توصیفی – تحلیلی مورد بررسی قرار می گیرد. یافته های پژوهش حاکی از گسترش نظام آموزش و مدرسه سازی در دوره پهلوی است، بقایای معماری برخی از این مدارس حاکی از تأثیر این تحول بر معماری قزوین در دوره معاصر است.اهداف پژوهش:بررسی تحولات نظام آموزشی قزوین در دوره معاصر.بررسی تأثیر مدرسه سازی قزوین در دوره پهلوی بر هنر معماری این دوره.سؤالات پژوهش:تحولات نظام آموزشی دوره پهلوی در نهضت مدرسه سازی در شهر قزوین چه بازتابی داشت؟هنر معماری شهر قزوین چگونه در مدرسه سازی دوره پهلوی چه بازتابی یافته است؟
۲۳.

بازتاب مؤلفه های ملی در محتوای کتاب های درسی جغرافیا (مقطع دبیرستان) در دوره پهلوی دوم کاربست نظریه تحلیل گفتمان تاریخی روث وداک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۲۹۸
جغرافیا از مهم ترین شاخه های دانش بشری است که می تواند محل تجلی مولفه های ملی باشد. درک و دریافت واقع بینانه از پدیده های طبیعی و انسانی، بررسی تاریخچه جای نام ها و استناد به شواهد تاریخی برای تعیین حدود قلمروی سکونت یک گروه از مردمان متضمن ایجاد یک قلمروی ذهنی نیز هست که در پس آن امکان تعریف شدن «ما» و «دیگری» فراهم می شود. این مقاله، با ارجاع به اصول روش شناختی نظریه تحلیل گفتمان تاریخی روث وداک، درصدد است تا رابطه بین مؤلفه های ملی مدنظر حکومت در دوره پهلوی دوم و چگونگی طرح گزاره های علمی در کتاب های درسی جغرافیایی را صورت بندی کند. در نهایت، روش ها و تکنیک های تعریف شدن ایران به مثابه یک موجودیت سیاسی در خلال محتوای کتاب های درسی جغرافیا در دوره پهلوی دوم بررسی خواهد شد تا نشان دهد که دخالت های حکومت در چیدمان اطلاعات در کتاب های درسی جغرافیا چگونه متناظر به مصالح ملی و در جهت تقویت ارکان حاکمیت سیاسی بوده است.  
۲۴.

جستاری پیرامون هنر خط در بیعه نامه نویسی عهد قاجار (با تکیه بر بیع نامه قلعه حسن خان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۸۳
بیع نامه ها یکی از اسناد مهم تاریخی و اداری دوره قاجار محسوب می شوند. این آثار علاوه بر ارائه اطلاعات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی از مظاهر مهم هنر خوشنویسی نیز به شمار می آیند. آنچه در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد بیع نامه قلعه حسن خان مربوط به خدیجه سلطان دختر الله وردی میرزا فرزند فتحعلی شاه است که قریه حسن آباد در فاصله 20 کیلومتری تهران به سمت کرج را به مصطفی قلی خان مقدم میرشکار پسر امیرخان سردار دولو در عوض مال المصالحه معین واگذار کرده است. دیگری سند وقفی خریدار آن مصطفی قلی خان میرشکار مقدم است. پژوهش حاضر براساس روش تحقیق تاریخی با رویکرد تطبیقی، تحلیلی مبتنی بر بیع نامه و وقف نامه قلعه حسن خان انجام شده است، استنتاخ بیع نامه برای اولین بار صورت گرفته است و در آرشیو هیچ کدام از ادارات مربوطه نبوده است. با مطالعه تطبیقی میان بیع نامه و وقف نامه قلعه حسن خان نه تنها وجوه افتراق میان دو سند مزبور کشف شد، بلکه زمینه های تاریخی انسداد توسعه سیاسی و اقتصادی قلعه حسن خان به رغم فرصت های مناسب منطقه آشکار شد.اهداف پژوهش: شناسایی و وجوه افتراق و استنتاخ میان بیع نامه و وقف نامه در منطقه قلعه حسن خان.بررسی وجوه خطی بیع نامه قلعه حسن خان.سؤالات پژوهش: عوامل اعتقادی به چه صورت در مکاتبات و اسناد عصر قاجار مکتوب می شود؟بیع نامه قلعه حسن خان دارای چه مختصات خطی است؟
۲۵.

گفتمان اتحاد اسلام در دوره سلطان عبدالحمید دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۲۱
گفتمان و آرمان اتحاد اسلام، به منظور بازگشت به عصر شکوهمند نبوی، ایجاد شد. پیشینه این گفتمان با رحلت پیامبر(ص)، تکوین و با سقوط خلافت عباسی در بغداد، تکامل یافت، کما این که گفتمان مزبور نه تنها آرمان مسلمانان راستین، بلکه به نقطه عزیمت و هدف غایی حکومت های اسلامی بدل گشت. از جمله حکومت های اسلامی، می توان به حکومت عثمانی و سلطان عبدالحمید دوم(1327-1293ق) اشارت کرد. البته ناکامی های پیاپی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی عثمانی، سلطان عبدالحمید دوم را بر آن داشت تا از گفتمان و آرمان اتحاد اسلام در جهت تحکیم مبانی رو به اضمحلال عثمانی بهره مند گردد. پژوهش حاضر در صدد است تا ضمن استعانت از روش تحقیق تاریخی مبتنی بر توصیف و تحلیل به انکشاف زمینه های توجه به گفتمان و آرمان اتحاد اسلام، در دوران سلطان عبدالحمید دوم، به دستاوردهای گفتمان مزبور و پیامدهای آن بپردازد.
۲۶.

سایه های جنسی در ایران عصر صفوی: تحلیلی تاریخی-روان شناختی بر اساس نظریه سایه یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۴۰
جامعه صفوی جامعه ای متکثر با لایه های متنوع و طبقات اجتماعی متفاوت بود؛ با وجود این، حکومت و برخی از طبقات اجتماعی آن تلاش می کردند با اتکا بر شریعت و هنجارهای عرفی، گرایش ها و رفتارهای متغایر با عرف و شرع را در حوزه زندگی جنسی اجتماعی کتمان کرده و تا حد امکان آن را به محاق برند. مطابق با نظریه «سایه» روان شناسی کارل گوستاو یونگ که بن مایه نظری این پژوهش برآن استوار است، آنچه در خودآگاه فردی و اجتماعی سرکوب یا انکار شود، در ناخودآگاه فردی یا جمعی تولید سایه می کند و این سایه نادیده انگاشته شده می تواند اثرات نامناسبی برفرد، جامعه و روان آن ها بگذارد. در دوره صفویه فشارهای مذهبی، سانسور اجتماعی و تقوای عرفی (خودآگاه)، سبب راندن امیال جنسی ممنوعه و نامتعارف (به ناخودآگاه جمعی) شد، اما آنچه در سطح جامعه سرکوب می شد، در قالب نمادین، پنهان و نامحسوس به حیات خود ادامه داد. این پژوهش با رویکرد میان رشته ای و بهره گیری از نظریه «سایه» یونگ و با استفاده از منابع فارسی و سفرنامه های اروپایی، سه محور اصلی روسپی گری، همجنس گرایی و نهاد متعه را به عنوان سایه های جنسی آن عصر بررسی کرده و نشان می دهد که این پدیده ها، هم زمان با طرد رسمی، در ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، هنری و آیینی جامعه تداوم یافتند. نتایج نشان می دهد که جامعه صفوی در این حوزه دچار «دوگانگی فرهنگی» بود؛ از یک سو تقبیح رسمی و از سوی دیگر بهره برداری پنهان یا نیمه رسمی. تحلیل نظریه سایه یونگ آشکار می کند که این تضاد، نه تنها مانع استمرار پدیده های جنسی حاشیه ای نشد، بلکه آن ها را در قالب های نمادین و نهادی بازتولید کرد.
۲۷.

ساختار جامعه روستایی ایران بعد از اصلاحات ارضی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۹۱
نظام سنتی کشاورزی ایران در جریان اصلاحات ارضی که با محوریت بنه ها (واحدهای تولیدی گروهی) عمل می کرد، دچار تغییرات گسترده ای شد. بنه ها به عنوان تشکیلات اجتماعی-اقتصادی نقش مهمی در تولید کشاورزی داشتند، اما پس از اصلاحات ارضی، به دلیل تقسیم زمین ها و در برخی موارد عدم تمایل دهقانان به کار گروهی، این ساختار تضعیف شد. بی توجهی مقامات به اهمیت بنه ها نیز به انحلال آنها سرعت بخشید. از سوی دیگر، ایجاد شرکت های سهامی زراعی و تعاونی های تولید روستایی با هدف بهبود بهره وری کشاورزی موجب تغییرات ساختاری در نظام مالکیت و بهره برداری شد. دهقانان حق فروش زمین های خود را نداشته و به سهامداران تبدیل شدند. این امر منجر به کاهش مشارکت فعالانه دهقانان در کشاورزی و تشدید نابرابری های اجتماعی شد. پژوهش حاضر، مبتنی بر روش تاریخی با رویکرد توصیفی-تحلیلی به واکاوی تأثیر اصلاحات ارضی بر ساختار اجتماعی و طبقاتی روستاهای ایران می پردازد. این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش اصلی است که اصلاحات ارضی چه تأثیری بر ساختار اجتماعی و طبقاتی روستاهای ایران گذاشت؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که درمسئله اصلاحات ارضی، دگرگون سازی روابط سنتی و طبقاتی، احساس محرومیت نسبی وایجاد نارضایتی روستاییان را به همراه داشت. از یک سو، این تغییرات موجب وابستگی جدید روستاییان به نهادهای دولتی شد و از سوی دیگر، با تغییر بنیان و ترکیب طبقاتی روستاها، به فروپاشی نظام ارباب- رعیتی، استقلال رعایا، افزایش درآمد دهقانان و بهبود سطح زندگی آنان انجامید، هرچند برخی گروه های اجتماعی دچار ناامنی اقتصادی شدند.
۲۸.

سایه قدرت: تحلیل روان شناختی مسئله جانشینی در دوره صفویه بر اساس نظریه سایه یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۰
یکی از مسائل مهم در تاریخ سیاسی سلسله صفویه، مساله جانشینی و جانشین پروری است. نظام سلطنتی صفویه، به رغم تثبیت نسبی قدرت در قرون شانزدهم و هفدهم میلادی، به مانند بسیاری ازحکومت های پیش از خود،از الگوی مشخص و پایداری برای انتقال قدرت برخوردار نبود.در نتیجه، بسیاری از شاهزادگان قربانی رقابت های درونی، ترس های پادشاهان و خشونت های ساختاری شدند. این مقاله با بهره گیری از نظریه «سایه» کارل گوستاو یونگ، می کوشد نشان دهد که چگونه شاهزادگان صفوی علی رغم ثبات نسبی و اقتدارجاری و مستمر در حکومت صفویه، در ناخودآگاه سیاسی و روانی پادشاه صفوی، نه به عنوان تداوم سلطنت، بلکه به مثابه تهدیدی علیه قدرت پادشاهی بازنمایی می شدند.مساله ای که می توان در حکومت هایی چون ساسانیان در ایران پیش از اسلام به عنوان نمونه داخلی ونیز عثمانی به عنوان رقیب خارجی و موازی صفویه مشاهده کرد. از این منظر، مسئله جانشینی در دوره صفویه، بازتابی از مواجهه ناکام سلطنت با سایه روانشناختی خود بوده و سرانجام به فرسایش مشروعیت و فروپاشی تدریجی سلسله انجامیده است.این پژوهش می کوشد تا به این پرسش پاسخ دهد که سنت جانشین پروری و جانشین گزینی در حکومت صفویه تا چه اندازه کارآمد بود و چگونه می توان ناکارآمدی های آن را با تحلیل روان شناختی، به ویژه نظریه سایه توضیح داد؟ یافته های پژوهش نشان می دهدتوهم توطئه،نگرانی از تهدیدات شاهزادگان،تردید وبی تصمیمی از جمله مولفه های روانشناختی ورقابت های نیروهای اثرگذار چون قزلباشان و حرمسرااز جمله متغیرهای تاریخی ایجاد سایه در جانشینی و جانشین پروری در این دوره بود. این پژوهش از رویکرد توصیفی- تحلیلی وروش تاریخی بهره می برد وگردآوری داده ها بر اساس مطالعات کتابخانه ای و اسنادی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان