مقالات
حوزههای تخصصی:
بناها و ساختمان های هر دوره تاریخی، بازتابی از هنر، دانش، فناوری، مهارت و سبک زندگی مردمان آن دوره به شمار می روند. در این میان بناهای سلطنتی از قبیل کاخ ها، کوشک ها و ارگ ها جایگاه ویژه ای دارند، زیرا صاحبان قدرت تلاش می کردند تا با بهره گیری از آخرین دستاوردهای فناورانه، علمی و هنری، این بناها را به نمادهایی برای نمایش عظمت، شکوه و ماندگاری خود در تاریخ و ذهن ها تبدیل کنند. محور کلیدی و مسئله اصلی مقاله حاضر، شناسایی کوشک های دوران حکومت سلطان محمود (421-387 ه.ق) و سلطان مسعود اول غزنوی (432-421 ه.ق) است که با تکیه بر «تاریخ بیهقی»، به بررسی کاربری های مختلف آنها پرداخته شود. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که کوشک های عصرغزنوی دارای چه کاربری هایی بودند؟ مقاله با استفاده از روش تاریخی مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی انجام شده است،. یافته ها نشان می دهد که کوشک های مورد نظر هم نمادی از شکوه سلاطین و دستگاه حکومتی و هم دارای کاربری های مختلف اداری (تشکیل دیوان)، سیاسی (همانند مراسم به تخت نشینی سلطان، بار عام و برپایی خوان)، نظامی (سان دیدن از سپاهیان)، اجتماعی – فرهنگی (برگزاری جشن ها)، مذهبی (اقامت سلطان در ماه های شعبان و رمضان، برگزاری مراسم اعیاد فطر و اضحی)، ورزشی (مراسم شکار) و تفریحی (باده نوشی) بودند.
اوضاع اجتماعی مردم فرودست گیلانیِ عصر مشروطه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نتایج تحقیق مبتنی بر روش تاریخی نشان می دهد: نشریه «زبان زنان» با تأکید بر مطالبات حقوقی وانتقاد از سنت های محدودکننده زنان، در فضای محافظه کارتر اصفهان، با مخالفت های گسترده ای مواجه و به سرعت تعطیل شد. در مقابل، «نامه نسوان شرق» که در محیط اجتماعی بازتر گیلان منتشر می شد، با تمرکز بر آموزش، فرهنگ و توانمندسازی زنان، توانست مدت بیشتری به فعالیت خود ادامه دهد. از سوی دیگر ساختار اجتماعی، پذیرش فرهنگی و نوع گفتمان نشریات نقش تعیین کننده ای در پایداری و موفقیت مطبوعات محلی زنان در تاریخ معاصر ایران داشته است.
مطالعه مقایسه ای مطبوعات زنانه در اصفهان و گیلان («زبان زنان» و «نامه نسوان شرق»)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نشریات زنان در ایران، به ویژه در دوره قاجار و پهلوی ، نقشی اساسی در آگاهی بخشی، ترویج حقوق زنان و تحولات اجتماعی ایفا کرده اند. در این میان، نشریه «زبان زنان» (اصفهان، ۱۲۹۸ش) و «نامه نسوان شرق» (گیلان، ۱۳۰۴ش) از نخستین نشریات مستقل زنان بودند که در دو فضای اجتماعی و فرهنگی متفاوت منتشر شدند.این پژوهش با هدف مقایسه دو نشریه پیش گام در اصفهان و گیلان، صورت گرفته است. این نوشتار می کوشد پاسخی برای این پرسش ها به دست دهد که چرا «زبان زنان» در مدت کوتاهی متوقف شد؛ درحالی که «نامه نسوان شرق» توانست فعالیت خود را برای مدتی طولانی تر ادامه دهد؟ چه تفاوت هایی میان اهداف، محتوای مطالب و رویکردهای این دو نشریه وجود داشت؟ و چگونه شرایط اجتماعی و فرهنگی اصفهان و گیلان بر عملکرد و میزان تأثیرگذاری این دو نشریه اثر گذاشت؟
ساختار جامعه روستایی ایران بعد از اصلاحات ارضی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نظام سنتی کشاورزی ایران در جریان اصلاحات ارضی که با محوریت بنه ها (واحدهای تولیدی گروهی) عمل می کرد، دچار تغییرات گسترده ای شد. بنه ها به عنوان تشکیلات اجتماعی-اقتصادی نقش مهمی در تولید کشاورزی داشتند، اما پس از اصلاحات ارضی، به دلیل تقسیم زمین ها و در برخی موارد عدم تمایل دهقانان به کار گروهی، این ساختار تضعیف شد. بی توجهی مقامات به اهمیت بنه ها نیز به انحلال آنها سرعت بخشید. از سوی دیگر، ایجاد شرکت های سهامی زراعی و تعاونی های تولید روستایی با هدف بهبود بهره وری کشاورزی موجب تغییرات ساختاری در نظام مالکیت و بهره برداری شد. دهقانان حق فروش زمین های خود را نداشته و به سهامداران تبدیل شدند. این امر منجر به کاهش مشارکت فعالانه دهقانان در کشاورزی و تشدید نابرابری های اجتماعی شد. پژوهش حاضر، مبتنی بر روش تاریخی با رویکرد توصیفی-تحلیلی به واکاوی تأثیر اصلاحات ارضی بر ساختار اجتماعی و طبقاتی روستاهای ایران می پردازد. این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش اصلی است که اصلاحات ارضی چه تأثیری بر ساختار اجتماعی و طبقاتی روستاهای ایران گذاشت؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که درمسئله اصلاحات ارضی، دگرگون سازی روابط سنتی و طبقاتی، احساس محرومیت نسبی وایجاد نارضایتی روستاییان را به همراه داشت. از یک سو، این تغییرات موجب وابستگی جدید روستاییان به نهادهای دولتی شد و از سوی دیگر، با تغییر بنیان و ترکیب طبقاتی روستاها، به فروپاشی نظام ارباب- رعیتی، استقلال رعایا، افزایش درآمد دهقانان و بهبود سطح زندگی آنان انجامید، هرچند برخی گروه های اجتماعی دچار ناامنی اقتصادی شدند.
بررسی ساختار و کارکرد موقوفات بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی، به عنوان یکی از مهمترین مراکز مذهبی و فرهنگی ایران، دارای موقوفات متعددی است که نقش کلیدی در پایداری اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن ایفا کرده اند. اهمیت و قداست این بقعه، موجب شد هدایا و نذورات مختلفی در طی سال ها در این مجموعه جمع آوری شود. پس از به قدرت رسیدن سلسله صفویه، ارزش و اهمیت این بقعه افزون تر شد، اما با سقوط صفویه از توجه و رسیدگی پادشاهان ایران به این بقعه کاسته شد. این مقاله با هدف بررسی ساختار و کارکرد این موقوفات، به بررسی انواع موقوفات، نقش مرشدان و متولیان در اداره و بهره برداری از موقوفات و همچنین تأثیرات این موقوفات بر جامعه می پردازد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه داده های کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که موقوفات بقعه شیخ صفی، نه تنها از جنبه اقتصادی و تأمین منابع مالی تأثیرگذار بوده اند، بلکه از جنبه اجتماعی و فرهنگی نیز مؤثر بوده اند و اداره صحیح موقوفات توسط مرشدان و متولیان، باعث تداوم فعالیت های بقعه و حفظ جایگاه آن در جامعه شده است.
دولت رانتیر در دوره محمدرضاشاه پهلوی و تحول طبقات اجتماعی (1357-1353ش)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
کسب مالیات مهم ترین منبع تولید درآمد حکومت ها و یکی از با اهمیت ترین عناصر در پیوند دولت و مردم است. چنانچه دولتی مستقل از جامعه بر پایه منابع زیرزمینی و ... بتواند هزینه های عمومی را تامین کند، یعنی اگر مالیات دریافتی ناچیز باشد و یا مالیاتی دریافت نکند، ماهیت دولت و رابطه آن با جامعه تغییر می کند و تبدیل به کشوری رانتیر می شود. ایران از سال 1353به واسطه درآمدهای منابع زیرزمینی خود جزو کشورهای رانتیر محسوب می شود. مناسبات دولت و مردم در مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در دولت های رانتیر متفاوت است. در این مقاله تلاش شده است تا با تبیین ماهیت دولت رانتیر در ایران، ارتباط آن با تحولات طبقات اجتماعی در یک روند تاریخی مورد مطالعه قرار گیرد و به پرسش اصلی اینکه چگونه ساختار و ماهیت دولت رانتیر را می توان عاملی مهم برای تحولات طبقات اجتماعی در دوره پهلوی دوم تلقی کرد؟ پاسخ دهد. مقاله حاضر بر اساس روش تحقیق تاریخی مبتنی برتوصیف و تحلیل سامان یافته است که بر اساس روش مذکور داده ها گردآوری شده و به روش تحلیل محتوا، تحلیل گردیده است. یافته های اصلی مقاله حاکی از آن است که عدم تعادل بین حوزه های اجتماعی یک نظام سیاسی عامل اصلی پیدایش تحولات طبقات اجتماعی است.