امید طبیب زاده

امید طبیب زاده

مدرک تحصیلی: دکتری زبانشناسی، دانشگاه تهران
رتبه علمی: استاد،گروه گویش شناسی، پژوهشکده زبان شناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
پست الکترونیکی: otabibzadeh@yahoo.com
لینک رزومه

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۶۵ مورد.
۴۱.

بررسی تطبیقی وزن های کمّی و تکیه ای هجایی در فارسی و گیلکی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۲ تعداد دانلود : ۱۱۱۷
در این مقاله ابتدا دو نوع وزن عروضی (کمّی) و تکیه¬ای- هجایی در فارسی و گیلکی به صورت تطبیقی بررسی شده، سپس ویژگی¬های ترانه در آنها مورد توجه قرار گرفته است. علاوه بر این، به این نکته نیز اشاره شده است که گویش گیلکی به خاطر نداشتن گونة معیار و به علت ویژگی های خاص دستگاه مصوتی آن، اصولاً مناسب وزن عروضی نیست و اشعاری که به وزن عروضی در این گویش سروده شده، اصول شعر عروضی در آنها، معیار یا یکدست نشده است و این همه، سبب شده است تا تمام این اشعار عملاً در قالب¬های وزن تکیه¬ای- هجایی، یعنی وزن اصیل و قدیم رایج در تمام گویش¬های ایرانی قرار بگیرند.
۴۲.

ساخت وزنی در شعر عروضی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶۹ تعداد دانلود : ۷۱۶
خواجه نصیر طوسی در معیارالاشعار می پرسد: چرا باید هر وزن را به همان شکل که معین شده است تقطیع کرد، و چرا زنجیره هجاهای هر وزن را به یکی دیگر از اشکالِ محتملِ آن تقطیع نکنیم؟ (خواجه نصیرطوسی، 1369: 36). در این مقاله، در پاسخ به سؤال خواجه نصیر، کوشیده ایم تا ازطریق تحلیلِ ساختِ وزنی، در زبانِ شمرده و ادبیِ فارسی، به شیوه ای یگانه، یک دست و درعین حال مدلل، برای تقطیعِ 30 وزنِ پرکاربرد و رایج در اشعار عروضی یا کمّیِ فارسی دست یابیم. بحث کرده ایم که هر مصراع متشکل از دونوع واحد وزنی است: یکی واحدهای کوچک تر یا پایه ها، که لزوماً به هجایی دو مورایی ختم می شوند و تقریباً مطابق اتانین در ایقاع هستند، و دیگری واحدهای بزرگ تر یا ارکان که از ترکیب پایه ها شکل می گیرند و همان افاعیلِ عروضی را پدید می آورند. سپس نشان داده ایم که اگر هر مصراع را براساس سه شرطِ زیر به ارکانش تقطیع کنیم، به تقطیعِ واقعی و یگانه آن مصراع دست می یابیم: اول این که هر رُکن، که خود از ترکیب پایه ها به وجودآمده است، باید به هجایی سنگین یا دو مورایی ختم شود، دوم این که ارکان باید یا به صورت مکرر یا به صورت متناوب تکرار شوند، و سوم این که تعداد هجاها و نیز مجموع موراهای ارکانِ سالم باید در هر مصراع از اوزانِ متناوب، مساوی باشند. این دو ویژگیِ اخیر بسیار شبیه ویژگی میزان ها در موسیقی است، و مجموع همین عوامل است که زنجیره کلام را در اشعار فارسیِ کلاسیک ازیک سو موزون و ازسوی دیگر کمّی یا عروضی می سازد. درنهایت به این نتیجه رسیده ایم که تقطیع سنتی 17 وزن از 30 وزنِ پرکاربردِ فارسی، که همگی یا مکرر یا متناوب هستند، کاملاً صحیح است، اماتقطیعِ سنتیِ 13 وزنِ به اصطلاح مختلطِ دیگر، مثلاً «مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن» یا «مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن»، صحیح نیستند، و این اوزان را باید به گونه ای دیگر تقطیع کرد.
۴۴.

ساخت وزنی و تکیه واژه در فارسی؛ پژوهشی بر اساس نظریه تکیه وزنی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴۲ تعداد دانلود : ۹۴۴
در این مقاله در چارچوب دو نظریه وزنی بروس هیز (1981 و 1995) چگونگی ساخته شدن پایه ها از هجاها، و چگونگی ساخته شدن کلمات از پایه ها را در زبان فارسی رسمی و شمرده توصیف کرده ایم، و نیز وضع تکیه واژه را در این زبان مورد بحث قرار داده ایم. پایه ها و تکیه واژگانی فارسی را از حیث پارامترهای چهارگانه و دو ارزشی هیز (1981) به شرح زیر توصیف کرده ایم: پایه های راست گرا و حساس به کمیت که از راست به چپ ساخته می شوند، و واژگانی با تکیه اصلی مقید. اما درچهارچوب نظریه جدید تر هیز (1995)، واژگان این زبان دارای پایه های آیمبی و قاعده تمام کننده پایانی است.
۴۸.

ساخت های اسنادی و سببی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۵۸ تعداد دانلود : ۳۷۰۲
ساخت جملات اسنادی در زبان فارسی به صورت «مسندالیه + مسند + فعل اسنادی» است. زنجیره «مسند (اسم یا صفت) + فعل اسنادی» چنان زایاست که هیچ کاه اقلامی چون خنک شدن، زیبا بودن، چاق شدن، خوشحال بودن، معلم بودن، مهندس شدن را در واژگان یا فرهنگ های فارسی به صورت مدخل ضبط نمی کنند. در این مقاله، به دنبال آرا طباطبایی (1384) نشان داده ایم که در زنجیره «صفت + کردن»، «کردن» غالبا نه همکرد بلکه فعل اسنادی سببی است که با فرایندی سببی ساز از روی زنجیره «صفت + فعل اسنادی» تولید می شود. در این معنا زنجیره «صفت + فعل اسنادی سببی ’کردن‘» را نیز به دلیل زایایی این الگوی ساختاری نباید در واژگان ثبت کرد. در پایان، درباره دسته ای از ترکیب ها که با فعل اسنادی ساخته می شوند ولی باید آنها را در واژگان ثبت کرد بحث کرده ایم.
۴۹.

اشعار عامیانه ایران در عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۵۰ تعداد دانلود : ۱۳۴۶
ژوکوفسکی، والنتین، اشعار عامیانه ایران (در عصر قاجار)، [ترجمه میرباقر مظفرزاده]، به اهتمام و تصحیح و توضیح عبدالحسین نوایی، انتشارات اساطیر، تهران ????، ??? صفحه. سروده های عامیانه را می توان به دو دسته اشعار و تصنیفها تقسیم کرد. اشعار عامیانه به اشعاری اطلاق می شود که اولا دارای وزن تکیه ای - هجایی هستند؛ ثانیا بدون نیاز به همراهی موسیقی خوانده می شوند، هرچند اجرای آنها با الحان (ملودیهای گوناگون) امکان پذیر است. اشعاری چون اتل متل توتوله، گاو حسن چه جوره ... یا دویدم و دویدم، سر کوهی رسیدم... از جمله معروف ترین اشعار عامیانه فارسی محسوب می شوند. تصنیف به قطعه شعری اطلاق می شود که اساسا برای اجرا با الحان (ملودیها) یا آهنگ خاصی سروده می شود و هیچ گاه جدا از آهنگ موسیقی خوانده نمی شود. از این رو، تصنیفها چه بسا دارای سکته هایی وزنی باشند که تضعیف خوان، در اجرا، با بهره گیری از امکانات موسیقایی ملودی و تحریر و جز آن، آنها را برطرف می سازد. بدین لحاظ، شعر عامیانه، درست مانند اشعار رسمی، به ادبیات به معنای اخص کلمه تعلق دارند؛ در حالی که تصنیف بیش از آنکه به ادبیات تعلق داشته باشد در قلمرو موسیقی قرار می گیرد؛ زیرا کلام یا شعر، در آن، به دنبال موسیقی و در خدمت به آن پدید می آید و شکل می گیرد. در این معنا، اثر تالیفی ژوکوفسکی، بیشتر در بر دارنده تصانیف رایج ایرانی در واپسین سالهای حکومت ناصرالدین شاه قاجار است. این تصنیفها را نیز شاید بتوان به دو دسته رسمی (عروضی) - مانند تصنیفهای عارف و بهار و شیدا - و عامیانه (تکیه ای - هجایی) - مانند تصنیف بی نام و نشان زیر: ... گربه دارم چه چموش و چه چموش می رود خونه عموش می آرد شقه گوشت شب بغل خواب منه روز به دنبال منه پیشت و پیشتش نکنی دوست دارمش می میرم از غمش (ص 44) تقسیم کرد...
۵۱.

رابطه فرهنگ نگاری و دستور نویسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۰ تعداد دانلود : ۸۹۱
آقای دکتر علی خزاعی فر، در مقاله ای خواندنی با عنوان «نگاهی به فعل مرکب از دیدگاه فرهنگ نویسی»، با دقت نظر و باریک بینی بسیار، به بحث درباره رابطه فرهنگ نگاری و دستورنویسی پرداخته اند و نکات ارزنده ای را مطرح کرده اند. کار ایشان خاصه از آن رو اهمیت دارد که فقط به ذکر کلیات و مسایل انتزاعی در زمینه رابطه فرهنگ نگاری و دستور نویسی اکتفا نکرده اند بلکه، ضمن عرضه تذکار جالبی در زمینه رابطه این دو حوزه، کوشیده اند، بر اساس موضوع مشخص و بحث انگیز چون فعل مرکب فارسی، از تتبعات خود به نتایج خاصی نیز برسند. ایشان ابتدا و به اختصار تفاوت دستورنویسی و فرهنگ نگاری را به حیث تفاوت دو امر اساسا نظری و عملی مطرح ساخته اند؛ سپس، با مقایسه دو دیدگاه مهم درباره فعل مرکب فارسی یعنی دیدگاه های خانلری (1355) و دبیر مقدم (1376)، تصریح کرده اند که دیدگاه دوم در تمیز واحدهای واژگانی از زنجیره های غیرواژگانی موفق نبوده است و از این دو استناد بدان برای مدخل کردن یا نکردن افعال مرکب فارسی در فرهنگ های دو زبانه چندان سودمند نیست ...
۵۴.

مفعول نشانه اضافه ای در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۶۶ تعداد دانلود : ۱۹۰۱
مفعول نشانه اضافه ای یکی از وابسته های نحوی فعل در زبان فارسی است که تاکنون در کتاب های دستور و مقالات زبان شناختی مربوط به زبان فارسی توجه چندانی به آن نشده است. در این مقاله، می کوشیم، ضمن معرفی این وابسته نحوی فعل در زبان فارسی، شواهدی از کاربرد آن را در فارسی گفتاری و ادبیات قدیم فارسی به دست دهیم. بخش نخست مقاله به بحث در باره تفاوت ها و شباهت های مفعول نشانه اضافه ای با دیگر وابسته های فعل اختصاص دارد. در بخش دوم، به مطالعه شباهتی پرداختیم که بین این وابسته نحوی و عنصر ضمیر در برخی از عبارت های فعلی ضمیردار وجود دارد. در این قسمت، همچنین بحث کرده ایم که چگونه می توان این دو را از هم متمایز ساخت؛ دیگر این که شیوه ضبط و مدخل بندی هر کدام از آنها در فرهنگ ها چگونه باید باشد. بخش سوم به بررسی کاربرد مفعول نشانه اضافه ای در گونه های فارسی و نیز در ادبیات قدیم این زبان اختصاص دارد. در پایان، دست به جمع بندی مطالب و نتیجه گیری زده ایم.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان