زهرا سادات پورسیدآقایی

زهرا سادات پورسیدآقایی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۸ مورد از کل ۲۸ مورد.
۲۱.

تدوین مدل آشفتگی زناشویی بر اساس الگوهای ارتباطی و سبک های دلبستگی با نقش میانجی تاب آوری در زنان خانه دار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل آشفتگی زناشویی بر اساس الگوهای ارتباطی و سبک های دلبستگی با نقش میانجی تاب آوری در زنان خانه دار انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ شیوه ی گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی و با طرح تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان خانه دار گروه مردم نهاد بوستان نرگس اکباتان شهر تهران در سه ماهه ی اول سال 1401 بود که از این بین384 نفر به صورت دردسترس به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ی آشفتگی زناشویی، پرسشنامه ی الگوهای ارتباطی، پرسشنامه ی سبک های دلبستگی و مقیاس تاب آوری بود. در نهایت داده ها با روش آماری رگرسیون خطی در متن تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزارهای SPSS24 و AMOS23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد که الگوهای ارتباطی، سبک دلبستگی ایمن و اضطرابی با آشفتگی زناشویی زنان خانه دار ارتباط مستقیم دارد (01/0>P). همچنین تاب آوری توانست در رابطه بین الگوهای ارتباطی و آشفتگی زناشویی و رابطه سبک دلبستگی ایمن و اجتنابی با آشفتگی زناشویی زنان خانه دار نقش میانجی گری ایفا کند (01/0>P). نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش، بیانگر این امر است که برای کاهش آشفتگی زناشویی در زنان خانه دار، می توان ضمن شناسایی سبک ارتباطی زوج ها و سعی در تغییر سبک های ارتباطی ناسالم، از طریق آموزش و مشاوره و سایر مداخله های مبتنی بر تاب آوری عمل کرد. شماره ی مقاله: ۳
۲۲.

بررسی پدیداری تجربه زندگی دختران نوجوان در خانواده های ناتنی و ارتباط بامادرخوانده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۵۶
هدف پژوهش حاضر، بررسی پدیداری تجربه زندگی دختران نوجوان در خانواده های ناتنی و در ارتباط با مادرخوانده بود. روش پژوهش، کیفی از نوع پدیدارشناسی تفسیری بود. جمعیت مورد مطالعه، 25 نفر از دختران نوجوان 11 تا 16 ساله منطقه 9 تهران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و تا سر حد اشباع اطلاعات، انتخاب و در مطالعه شرکت کردند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. کدگذاری داده ها، هم زمان با جمع آوری داده ها، انجام و ادامه یافت. تحلیل داده ها با استفاده از روش ون مانن (2016) در 6 مرحله انجام شد. مجموعاً از تعداد 25 مصاحبه، 368 کد اولیه، 92 مفهوم اولیه، 12 مضمون فرعی و 2 مضمون اصلی به دست آمد. مضامین اصلی شامل «چالش ها و موانع» با مضامین فرعی «پریشانی هیجانی – شناختی؛ فقدان های چندگانه؛ عدم اختصاص زمان و توجه؛ ادراک منفی از والد ناتنی؛ تضادهای وفاداری؛ تعارض فرسایشی؛ کنترل گری و اعمال قوانین شدید؛ و ابهام نقش» و «فرصت ها و منابع» شامل « اختصاص زمان و توجه کافی؛ حمایت و مراقبت گری؛ شبکه حمایتی گسترده تر و منابع بیشتر؛ و یادگیری و رشد شخصی» بود. نتایج نشان داد که سازگار شدن با تغییرات ناشی از ازدواج مجدد والدین و حضور در خانواده ناتنی، برای نوجوانان فرآیندی زمان بر است که با توجه به عوامل مختلف فردی و بین فردی، محدوده آن کم یا زیاد خواهد شد. همچنین در کنار آسیب های موجود در این گونه خانواده ها، راهبردهای مقابله ای موفقی از سوی برخی خانواده ها و نوجوانان، اتخاذ و استفاده می شود که می تواند در مشاوره های خانواده بدان توجه کرد.
۲۳.

مقایسه کنش های اجرایی و خودمهارگری کودکان با و بدون تجربه پیش دبستانی پایه یکم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۳۶
زمینه و هدف: روی آوردهای اخیر برای توسعه کنش اجرایی و خودمهارگری در کودکان تأکید بر تأثیر آموزش دارند، این متغیرها در دوره پیش دبستانی با سرعت بسیاری توسعه می یابند، با این وجود تعداد کمی از پژوهشگران سعی در ارزیابی اثرگذاری مستقیم دوره پیش دبستانی بر فرآیندهای کنش اجرایی و خودمهارگری در کودکان خردسال دارند. هدف اصلی این مقاله مقایسه کنش های اجرایی و خودمهارگری کودکان با و بدون تجربه پیش دبستانی پایه یکم ابتدایی بود. روش: طرح این پژوهش، مقطعی با روش توصیفی، علی- مقایسه ای شامل والدین 200 کودک کلاس یکم از مدارس 4 منطقه شهرداری تهران با استفاده از نمونه گیری در دسترس بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه های کنش اجرایی کولیج (2002)، پرسشنامه خودمهارگری ویلکاکس (1979) توسط والدین برای ارزیابی وضعیت دانش آموزان تکمیل و اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس در محیط SPSS-27 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین کنش های اجرایی (برنامه ریزی، سازمان دهی، و بازداری) و ظرفیت خودمهارگری (خودمهارگری، تکانشگری، و خودمهارگری تکانشگری) در کودکان دبستانی با و بدون تجربه پیش دبستانی تفاوت معنادار دارد. (001/0>p). نتیجه گیری: تأثیر زیاد آموزش پیش دبستانی در وضعیت سلامت روانی کودکان تأیید شد و یافته ها حاکی از آن بود که حضور در مدرسه پیش دبستانی، تأثیر مثبت زیادی بر کنش های اجرایی و ظرفیت خودمهارگری دارد.
۲۴.

مؤلفه های خود اجتماعی در سبک زندگی اسلامی مبتنی بر برداشت جوادی آملی از قرآن کریم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۹
سبک زندگی، به عنوان مجموعه ای از افعال و رفتارهای انسان، براساس جهان بینی، انسان شناسی و باورهای بنیادی یک تفکر شکل می گیرد. این تفکر نه تنها خود فردی انسان، بلکه خود اجتماعی او را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی مؤلفه های خود اجتماعی در سبک زندگی اسلامی براساس برداشت آیت الله جوادی آملی از قرآن کریم است. این تحقیق در تلاش است تا با بررسی عمیق مفاهیم قرآنی، اصول و ویژگی های خود اجتماعی عادل را به عنوان یکی از ابعاد سبک زندگی اسلامی معرفی کند و زمینه ای برای تعاملات اجتماعی سازنده فراهم آورد. رویکرد پژوهش حاضر کیفی بوده و از روش هرمنوتیک کلاسیک شلایر ماخر برای تحلیل داده ها استفاده شده است. این روش به پژوهشگر امکان می دهد تا با بررسی دقیق متون و مفاهیم قرآنی، به درک عمیق تری از مؤلفه های خود اجتماعی در سبک زندگی اسلامی دست یابد. هرمنوتیک کلاسیک، به ویژه در روش شلایر ماخر، با تأکید بر فهم عمیق متن و کشف ارتباطات میان اجزای مختلف آن، به عنوان یکی از ابزارهای قدرتمند در تحلیل متون دینی شناخته می شود. این رویکرد با در نظر گرفتن زمینه های تاریخی، فرهنگی و زبانی متن، تلاش می کند تا معنای اصلی و مقصود نویسنده یا گوینده را با دقت بیشتری آشکار سازد. چنین روشی نه تنها به درک جزئیات ظاهری متن کمک می کند، بلکه امکان کشف لایه های پنهان و مفاهیم عمیق تر را نیز فراهم می آورد. در متون دینی، که اغلب سرشار از استعاره ها، مفاهیم چندلایه و اصول بنیادین هستند، هرمنوتیک کلاسیک می تواند به عنوان ابزاری کارآمد برای استخراج اصول فکری و اخلاقی به کار رود. این روش با تحلیل ساختار کلی متن و ارتباط میان اجزاء، به پژوهشگر کمک می کند تا به تفسیری جامع و منسجم دست یابد که نه تنها در سطح معنایی، بلکه در سطح کاربردی نیز قابل استفاده باشد. یافته ها نشان داد ادراک انسان از خود در ارتباط با دیگران (خود اجتماعی) در دو سطح تحولی می تواند شکل بگیرد: در سطح نازل، خود اجتماعی ظالم و در سطح متعالی، خود اجتماعی عادل که از ویژگی های سبک زندگی اسلامی است. مؤلفه های خود اجتماعی عادل عبارتند از: رعایت عدالت اجتماعی، درک متقابل، بسط محبت، همدلی، توجه به تمایز اندیشه ها، گوش سپاری و به گزینی، اصل تمایز، یکپارچگی و خلوص، احترام، رابطه حسنه و گفتگو در سطح فهم مراجع. این مؤلفه ها براساس آموزه های قرآنی استخراج شده اند و نشان دهنده اصولی هستند که می توانند تعاملات اجتماعی را به سمت سازندگی و تعاون هدایت کنند. شناخت مؤلفه های خود اجتماعی عادل براساس آیات قرآن کریم، می تواند زمینه ساز ایجاد سبک زندگی اسلامی و تعاملات مثبت اجتماعی شود. این مؤلفه ها نه تنها به تقویت روابط فردی و اجتماعی کمک می کنند، بلکه بستر مناسبی برای تعاون و مشارکت اجتماعی فراهم می آورند. سبک زندگی اسلامی، با تأکید بر عدالت، محبت و احترام متقابل، می تواند جامعه ای متعادل و هماهنگ ایجاد کند که در آن افراد به جای رقابت ناسالم، به همکاری و همدلی بپردازند. این پژوهش با ارائه اصول خود اجتماعی عادل، گامی در جهت تحقق این هدف برداشته و راهکاری عملی برای ارتقای تعاملات اجتماعی در جامعه اسلامی ارائه می دهد.
۲۵.

از خیابان تا روایت: تحلیل تجارب زیسته کودکان کار در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۰
پدیده کودکان کار یکی از معضلات اجتماعی مهم شهر تهران به شمار می رود؛ کار کودکان  آثار متعددی بر زندگی فردی و اجتماعی این کودکان دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تجارب زیسته کودکان کار شهر تهران انجام شد. جامعه هدف این پژوهش کودکان کار 10 تا  12 ساله محصل در مدرسه صبح رویش تهران با تابعیت ایرانی و افغانستانی بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تعداد نمونه ها پس از 15 نفر به نقطه اشباع رسید. این مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنی بر روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. داده ها با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش جیورجی و جیورجی تحلیل شد. یافته های این پژوهش در قالب 9 مضمون اصلی و 25 مضمون فرعی نشان داد که کودکان کار آسیب های گوناگونی را تجربه می کنند. مضامین اصلی عبارتند از الگوهای آسیب زای تعاملی، محرومیت از سرمایه اجتماعی، الگوهای رفتار ناسازگار، آشفتگی نظام خانواده، محرومیت از سرمایه آموزشی،  آسیب پذیری زیستی-معیشتی، فرسایش جسمانی، سوء رفتار جنسی و استثمار اقتصادی. نتایج این پژوهش بر ضرورت تدوین سیاست های حمایتی جامع، افزایش همکاری میان نهادهای دولتی و مدنی و ارتقای آگاهی عمومی نسبت به حقوق کودکان کار تأکید دارد. 
۲۶.

تدوین الگوی تکوین هویت دینی در دختران بر اساس سبک های تربیتی والدین: مطالعه کیفی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۲
زمینه و هدف: یکی از مؤثرترین عوامل در هویت دینی فرزندان، خانواده است. لذا برای تربیت نسلی جوان با هویتی دینی، لزوم توجه به خانواده و سبک تربیتی آن اهمیت پیدا می کند؛ ازاین رو هدف پژوهش حاضر، تدوین الگوی تکوین هویت دینی در دختران بر اساس سبک های تربیتی والدین بود. روش: پژوهش حاضر، کیفی و از نوع نظریه داده بنیاد است. جمعیت موردمطالعه، والدین دارای حداقل یک فرزند دختر دانشجو با هویت دینی بود که بر اساس روش نمونه گیری هدفمند و رعایت سایر معیارهای ورود، برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق، گردآوری شد و اشباع نظری در مصاحبه هجدم محقق شد. داده های حاصل از مصاحبه، با بهره گیری از روش تحلیل مقایسه مداوم استراوس و کوربین در سه مرحله (کدگذاری باز، محوری و انتخابی)، تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: در تحلیل یافته ها 201 کد باز، 17کد محوری و 5 کد انتخابی «والدگری مسئولانه دینی؛ تدارک بافت تربیت دینی؛ موانع / تسهیلگرها؛ تربیت تعاملی توحیدمحور و تحقق حیات طیبه» حاصل شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش ضمن ارتقای بینش نسبت به بسترهای شکل گیری هویت دینی در نوجوانان، به خانواده های دغدغه مندِ تربیت دینی، رهنمودهای کاربردیِ مبتنی بر سبک های والدگری ارائه می دهد. این الگو با تبیین نقش محوریِ سبک تربیتی مسئولانه دینی، چارچوبی عملیاتی برای تربیت نسل جوان فراهم می سازد.
۲۷.

بررسی مدل علی سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت و مدیریت اوقات فراغت با اعتیاد به شبکه های اجتماعی در دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۰
هدف پژوهش حاضر بررسی مدل علی رابطه سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت و مدیریت اوقات فراغت با اعتیاد به شبکه های اجتماعی در دختران نوجوان منطقه 7 شهر تهران بود. روش پژوهش، همبستگی و از نوع مطالعات پیش بین بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دختران نوجوان 15 تا 18 سال منطقه 7 شهر تهران در سال 1402-1403 تشکیل دادند. حجم نمونه 306 نفر با استفاده از فرمول کوکران به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد. ابزارهای اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه های اعتیاد به شبکه های اجتماعی خواجه احمدی و همکاران (1395)، سبک های دلبستگی سیمپسون (1990)، مدیریت اوقات فراغت وانگ (2019) و مقیاس پنج عاملی شخصیت کاستا و مک کری (1985) بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون انجام شد. یافته ها نشان داد بین ابعاد سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت و مدیریت اوقات فراغت با اعتیاد به شبکه های اجتماعی در دختران نوجوان رابطه معنی دار وجود دارد (05/0>P). همچنین بر اساس یافته های به دست آمده، متغیرهای سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت و مدیریت اوقات فراغت در میزان اعتیاد به شبکه های اجتماعی تاثیر معنادار دارند و تاثیر متغیر مدیریت اوقات فراغت بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی بیشتر است. بر این اساس، پیشنهاد می شود از نتایج پژوهش حاضر در طراحی برنامه های درمانی آموزشی اعتیاد به اینترنت نوجوانان استفاده گردد و با افزایش آگاهی در زمینه تاثیرات سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت و مهارت مدیریت اوقات فراغت در جهت کاهش اثرات نامطلوب آن ها و کاهش استفاده اعتیادگونه از شبکه های اجتماعی مجازی به نوجوانان یاری رساند.
۲۸.

مطالعه تجارب زیسته مادران از پیامدهای مهاجرت تحصیلی فرزندان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۳
مهاجرت می تواند بر سلامت و بهزیستی جسمی، روانی و عاطفی مهاجران و افراد باقیمانده در مبدأ، به ویژه والدین تأثیر بگذارد. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته مادران از مهاجرت تحصیلی فرزندان دخترشان به کشورهای اروپایی انجام شد .این مطالعه از نوع کیفی و با استفاده از روش پدیدار شناسی تفسیری انجام شد. پژوهش با بهره گیری از نمونه گیری هدفمند از مادران 45 تا 65 ساله ساکن در شهر مشهد در سال 1401-1400 که دارای حداقل دو فرزند که یک فرزند دختر مهاجر به کشورهای اروپایی را داشتند، انجام شد. در نهایت پس از انجام 15 مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق، پژوهشگر به اشباع داده ها رسید. مصاحبه ها با روش پدیدارشناسی اسمیت مورد بررسی قرار گرفتند. در تحلیل مصاحبه های نیمه ساختاریافته با مادران، مجموعا 537 کد اولیه، 199مفهوم اولیه، 15 مقوله فرعی و 5 مقوله اصلی «تجربه بحران هستی-شناختی؛ پریشانی هیجانی و عاطفی؛ پریشانی شناختی؛ پریشانی و بدتنظیمی رفتاری؛ و سازگاری و پذیرش شرایط» شناسایی شد. نتایج حاضر می تواند اطلاعاتی در مورد تجربه زیسته مادران از مهاجرت فرزندان ارائه دهد که این تحقیقات برای متخصصانی که در حوزه سلامت روان، خدمات سالمندان، مددکاران اجتماعی و روان شناسان فعالیت می کنند، مفید باشد و آن ها را در اجرای هر چه موفق تر برنامه هایشان کمک نماید در زمینه آسیب های روانی مادران دارای فرزند مهاجر، مضامین اضطراب، ناراحتی، نگرانی، احساس دلتنگی وتنهایی از تجارب مادران به دست آمد. نتایج این یافته ناهم سو با پژوهش های وانور و همکاران (2018)؛ لی و همکاران (2024)؛ قیمیر و همکاران (2024)؛ سرکار و همکاران (2023)؛ بانداری و همکاران (2022)؛ باستیا و همکاران (2021)؛ لیو و همکاران (2021)؛ تاپا (2021)؛ شیفل و ژانگ (2019) و بسیاری دیگر از پژوهش ها همسوست. در زمینه احساس تنهایی والدین در مطالعه ای با هدف بررسی تأثیر مهاجرت کودکان بزرگ سال بر سلامت روان والدین، حاکی از آن بود علائم افسردگی و احساس تنهایی در والدین افزایش می یابد، اما این اثر فقط برای مادران وجود دارد (مسکا و بارت، 2014). پژوهش های دیگر نشان داده است افزایش تنهایی والدین نشان دهنده سطوح بالینی علائم افسردگی است (شیفل و ژانگ، 2019). افزایش علائم افسردگی و تنهایی در میان مادران کودکان مهاجر در ایرلند نشان داده شده است (مسکا و بارت، 2016). از طرف دیگر مطالعه ای توسط وانور و همکاران (2018) نشان دادند مهاجرت یک فرزند بالغ، عامل مهمی در شکل دهی به نتایج بهزیستی نیست. به نظر می رسد وجود شرایط خوب و استانداردهای بالا می تواند از عوامل بالقوه اثرگذار در زندگی والدین است. در تبیین نتایج این پژوهش ها می توان گفت در کشورهای در حال توسعه که برنامه های حمایت اجتماعی ضعیف دارند، این نیروهای اجتماعی-جمعیت شناختی نگرانی هایی را ایجاد کرده اند، زیرا والدین ممکن است احساس تنهایی و ناراحتی عاطفی ناشی از غیبت کودکان را نیز تجربه کنند. فرزندان به عنوان منبع قدرت خانواده در نظر گرفته می شوند و حداقل از نظر فرهنگی، هنوز به عنوان منبع حمایت از والدین شناخته می شوند. در غیاب فرزندان احتمالاً منجر به احساس غم و اندوه، انزوا، افسردگی و تنهایی در والدین می شود. با افزایش مهاجرت داخلی یا بین المللی، نیاز به تکیه بر فرزندان برای حمایت را افزایش داده است. همچنین دلایلی که باعث مهاجرت فرزندان به خارج از کشور شده است به عنوان مثال محدودیت های فرصت تولید درآمد و نگرانی های مالی، ممکن است بر سلامت روان والدین تأثیر بگذارد. زمانی که فرزندان از خانه خارج می شوند، تحولات ناگهانی در انتظارات، وظایف، روابط و امور منزل رخ می دهد. مادران با به یاد آوردن دوران حضور فرزندان در خانه و مقایسه آن با شرایط جدید، احساسات متناقضی را تجربه می کنند. گاهی از اینکه فرزندانشان را برای زندگی مستقل آماده کرده اند خرسند هستند و گاهی نیز نسبت به آینده و قابلیت های آن ها برای مدیریت زندگی به تنهایی دچار نگرانی می شوند. در این مرحله از چرخه حیات خانوادگی، والدین باید به پذیرش نقش مستقل فرزندان خود بپردازند. این موضوع تا اندازه ای به درجه تمایزیافتگی اعضای خانواده بستگی دارد. براساس نظریه یبوئن، مفهوم تمایزیافتگی شخصیت به این معناست که اشخاص قادر باشند در شرایط استرس زا، عواطف را از اندیشه ها منفک کرده و میان آن ها توازن برقرار کنند. علاوه بر این، تمایزیافتگی شامل جنبه بین فردی نیز می شود که به خودمختاری هر یک از اعضای خانواده اشاره دارد. چنانچه مادران از شخصیت های تفکیک پذیر برخوردار باشند و فرزندانی با توانایی تمایزیافتگی پرورش دهند، مادری را با کمترین سطح استرس خواهند گذراند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان