سیده مریم موسوی

سیده مریم موسوی

مدرک تحصیلی: کارشناس ارشد جامعه شناسی و دبیر آموزش و پرورش اهواز

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۵ مورد از کل ۴۵ مورد.
۴۱.

رابطه تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار فابینگ با نقش میانجی تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی در افراد متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۲
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار فابینگ با نقش میانجی تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی در افراد متأهل انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش متشکل از مردان و زنان متاهل شهر اردبیل در سال 1404 بود که به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی مراجعه کرده بودند. 250 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند، اما تحلیل نهایی در 238 نمونه انجام شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه ترومای کودکی (CTQ؛ برنستاین و همکاران، ۲۰۰۳)، مقیاس عمومی فابینگ (GSP؛ چوتپیتایاسونوند و داگلاس، 2018)، سیاهه ذهن آگاهی فرایبورگ (FMI-SF؛ والش و همکاران (2006) و مقیاس تجارب تجزیه ای (BES-II؛ برنستاین و پاتنم، 1986) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. تجارب آسیب زای دوران کودکی، ذهن آگاهی و تجارب تجزیه ای بر رفتار فابینگ به طور معنادار اثر مستقیم داشتند (05/0>P). تجارب آسیب زای دوران کودکی بر تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). همچنین نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و فابینگ نقش میانجی داشتند (05/0>P). یافته ها دلالت بر این دارند که تجارب آسیب زای دوران کودکی به طور مستقیم و غیرمستقیم با نقش میانجی تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی بر رفتار فابینگ در افراد متاهل اثر داشت.
۴۲.

مدل علی افسردگی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بر اساس سیستم های مغزی رفتاری با نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۶
مطالعه حاضر با هدف بررسی مدل علی افسردگی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (ام-اس) بر اساس سیستم های مغزی رفتاری با نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی _همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه زنان مبتلا به ام-اس مراجعه کننده به انجمن ام-اس تهران در سال 1403 بود که 306 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل: سیاهه افسردگی (بک، 1996، (BDI، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006، (CERQ، و مقیاس سیستم های مغزی/رفتاری (کارور و وایت، 1994، (BIS/BAS بود. داده ها با روش تحلیل معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. برآورد اثر مستقیم سیستم بازداری رفتاری و راهبردهای ناسازگار تنظیم شناختی هیجان بر افسردگی، مثبت و معنادار؛ و اثر مستقیم سیستم فعال سازی رفتاری و راهبردهای سازگار تنظیم شناختی هیجان بر افسردگی، منفی و معنادار بود (01/0>p). همچنین اثر غیرمستقیم راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در ارتباط بین سیستم های مغزی رفتاری و افسردگی، مثبت و معنادار بود (01/0>p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و افسردگی زنان مبتلا به ام-اس نقش میانجی دارد.
۴۳.

نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۷
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا در دانشجویان بود. این پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1404 تشکیل دادند؛ 233 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس در این مطالعه مشارکت داشتند و به یک نظرسنجی آنلاین پاسخ دادند. به منظور سنجش متغیرهای پژوهش از مقیاس آگاهی ذهن آگاهانه (MAAS؛ براون و رایان، 2003)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو-20 (TAS-20؛ بگبی و همکاران، 1994) و پرسشنامه نوموفوبیا (NMP-Q؛ یلدریم و کوریا، 2015) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدلیابی معادلات ساختاری با حداکثر درست نمایی انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که ناگویی هیجانی به طور مثبت و ذهن آگاهی به طور منفی بر نوموفوبیا اثر معنادار داشت (05/0>P). یافته دیگر نشان داد که ناگویی هیجانی بر ذهن آگاهی اثر منفی و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا معنادار بود (05/0>P). از یافته های این پژوهش، اینگونه می توان نتیجه گرفت که ذهن آگاهی می تواند رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا را میانجی گری کند.
۴۴.

اثربخشی آموزش خودتعیین گری بر مشارکت تحصیلی، بهزیستی روان شناختی، و احساس تعلق به مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۵
زمینه و هدف: نظریه پردازان حوزه روان شناسی تربیتی معتقدندکه نظریه خودتعیین گری به دلیل پرداختن به سه بعد اساسی وجود انسان شامل خودتعیین گری، شایستگی، و ارتباط می تواند تأثیرات مطلوبی بر مسائل اساسی زندگی داشته باشد. از این رو هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مبتنی بر نظریه خودتعیین گری بر مشارکت تحصیلی، بهزیستی روان شناختی، و احساس تعلق به مدرسه بود. روش: روش پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش، تمامی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی شاهدشهر در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که از میان آنها40 دانش آموز با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (در هر گروه 20 دانش آموز) قرار گرفتند. مداخله مبتنی بر آموزش خودتعیین گری برای گروه آزمایش در طی 10 جلسه 75 دقیقه ای اجرا شد؛ اما گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند و در وضعیت فهرست انتظار باقی ماندند. ابزار گردآوری داده ها شامل آخرین ویرایش اعتباریابی شده در ایران پرسشنامه های مشارکت تحصیلی (ریو،2013)؛ بهزیستی روانشناختی (ریف، 2014)؛ و احساس تعلق به مدرسه (بری و بتی،2004) بود. داده های به دست آمده در دو سطح توصیفی و استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس تک و چندمتغیره) و با استفاده از نرم افزار SPSS-27 تحلیل شد. یافته ها: آموزش خودتعیین گری بر تمام مؤلفه های مشارکت تحصیلی شامل رفتاری (362/12=F)، عاملی (407/104=F)، شناختی (431/7=F) و هیجانی (064/10=F)؛ مؤلفه های متغیر بهزیستی روان شناختی شامل پذیرش خود (974/7=F)، روابط اجتماعی (673/8=F)، خودپیروی (178/10=F)، هدفمندی (449/21=F)، رشدیافتگی فردی (621/4=F)؛ و همچنین تمامی مؤلفه های متغیر احساس تعلق به مدرسه شامل احساس احترام (976/12=F)، ارتباط با مدرسه (604/16=F)، پذیرش همسالان (161/25=F)، و مشارکت تحصیلی (310/12=F) تأثیر معنادار داشته است (05/0>P). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، آموزش مبتنی بر خودتعیین گری با تقویت نیازهای روان شناختی پایه ای دانش آموزان شامل خودپیروی، شایستگی، و ارتباط، موجب افزایش انگیزش درونی و مشارکت فعال آنان شد. این سازوکارها در نهایت به بهبود مشارکت تحصیلی، بهزیستی روان شناختی، و احساس تعلق به مدرسه انجامید.
۴۵.

اثربخشی برنامه ذهن آگاهی مبتنی بر یادگیری تنفس در مؤلفه های روان شناختی نوجوانان؛ مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۳
زمینه و هدف: نوجوانی یکی از کشاکش برانگیزترین دوران زندگی شناخته می شود و نیاز به اجرای مداخلات مؤثر در این گروه بیش ازپیش احساس می شود. برنامه یادگیری تنفس یکی از مداخلات مدرسه محور جدید و نویدبخش برای نوجوانان است؛ اما تابه حال مروری جامع بر مطالعات کارآزمایی تصادفی کنترل شده این مداخله انجام نشده است. بدین ترتیب این مطالعه با هدف مرور نظام مند کارآزمایی های تصادفی کنترل شده در حوزه اثربخشی برنامه یادگیری تنفس بر پیامدهای روان شناختی نوجوانان ۱۲ تا ۱۹ ساله از جمله افسردگی، اضطراب، تنش، هیجان، شفقت، تاب آوری، کنش های شناختی، حمایت اجتماعی، و رضایت از زندگی انجام شد. روش: پژوهش حاضر، مروری نظام مند بود که با استفاده از کلمات کلیدی «Learning to BREATHE»، «mindfulness»، «adolescen*»، «randomized controlled trial»، «depression»، «anxiety»، «stress»، «emotion»، «compassion»، «resilience»، «cognitive functions»،«social support» ، و «life satisfaction» در پایگاه های اطلاعاتیPubMed, PsycInfo, Google Scholar, ProQuest و Scopus انجام شد (از ژانویه 2009 تا جولای 2025). در ابتدا بر اساس معیارهای ورود، 490 پژوهش به دست آمد که پس از اعمال معیارهای خروج و ارزیابی کیفیت طبق دستورالعمل پریزما، 14 پژوهش جهت تحلیل کامل باقی ماندند. به دلیل ناهمگونی مطالعات، داده ها با استفاده از روش ترکیب روایی، تلفیق و توصیف شدند. یافته ها: مرور نظام مند بر ۱۴ کارآزمایی تصادفی کنترل شده شامل 1314 نوجوان ۱۲ تا ۱۹ ساله نشان داد که برنامه یادگیری تنفس در برخی حوزه ها اثربخشی مطلوبی دارد. برنامه یادگیری تنفس به طور معناداری (05/0 > p) در کاهش علائم افسردگی و اضطراب اثربخش بوده (با اندازه اثر 34/0- = g تا 26/1- = g) و همچنین اثربخشی مناسبی در تنش ادراک شده نشان داده است (80/0- = g). در مقابل نتایج در متغیرهایی نظیر شفقت به خود، تاب آوری، کنش های اجرایی، و حمایت اجتماعی، متناقض گزارش شد. شایان ذکر است که با وجود ماهیت مداخله، اثربخشی معناداری در متغیرهای ذهن آگاهی و پذیرش، و همچنین شاخص های عملکرد تحصیلی (نمرات و حضور در مدرسه) مشاهده نشد (05/0 < p). نتیجه گیری: نتایج این مرور نشان داد که برنامه آموزشی یادگیری تنفس می تواند در بهبود برخی از مؤلفه های کلیدی سلامت روان نوجوانان مانند افسردگی، اضطراب، و تنش مؤثر باشد؛ اما در ارتباط با متغیرهایی مانند ذهن آگاهی به مثابه بنیاد اصلی این مداخله، لازم است پژوهش های بیشتری انجام شود.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان