سعید کریمی

سعید کریمی

سمت: استادیار
مدرک تحصیلی: استادیار گروه مدیریت و برنامه ریزی محیط زیست، دانشگاه تهران، تهران، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۸۵ مورد از کل ۸۵ مورد.
۸۱.

ظرفیت سنجی جایگاه معرفت شناختی قیاس در نظام استنباط فقهی با تمرکز بر تفکیک عبادات از معاملات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۷۵
در فقه اهل سنّت، قیاس به عنوان چهارمین منبع استنباط، پس از قرآن، سنّت و اجماع شناخته می شود و در مواردی که نصوص دینی در خصوص مسئله ای وجود نداشته باشد، به کار می رود. در مقابل، مکتب تشیع استفاده از قیاس را مجاز نمی داند. پژوهش حاضر به جای مقایسه و تحلیل اختلافات فقهی، هدف خود را تبیین و شفاف سازی مفهوم قیاس از منظر پدیدارشناختی و بدون پیش داوری های غیرعلمی قرار داده است. در این تحقیق، جایگاه قیاس در استنباط ادلّه فقهی به ویژه در موارد مستحدثه و روزمره، و همچنین تفکیک میان امور عبادی و معاملی و ظرفیت سنجی قیاس به عنوان ابزاری عقلانی برای حل مسائل جدید، مورد بررسی قرار می گیرد. یکی از نوآوری های این پژوهش، تأکید بر تفکیک میان باب عبادات و باب معاملات به عنوان یک تحول علمی در اصول فقه است. این تفکیک در پاسخ به این سؤال مطرح می شود که آیا قیاس در هر دو حوزه عبادات و معاملات، کاربرد دارد یا خیر. در باب عبادات که مبتنی بر تعبد و خارج از دایره درک عقلانی است، قیاس قابل اجرا نیست؛ زیرا در این موارد مصالح و مفاسد از فهم عقلانی فراتر است. اما در باب معاملات، که معقوله المعنی بوده و عقل توانایی درک مصالح و مفاسد آن ها را دارد، قیاس به طور کارآمد به کار می رود. محدوده کاربرد قیاس زمانی است که نص خاصی برای موضوع وجود ندارد و عقل نیز توانایی درک مصالح و مفاسد آن را داشته باشد. این تفکیک میان عبادات و معاملات می تواند بسیاری از اشکالات موجود در استفاده از قیاس را مرتفع کند و به ویژه در مسائل مستحدثه فقهی راهگشا باشد. همچنین ثمرات این تفکیک علاوه بر قیاس، در دیگر مسائل فقهی ازجمله نیابت پذیری و مبحث بدعت نیز قابل توجه است. این تفکیک نه تنها در حل مسائل جدید فقهی، بلکه در جلوگیری از سوء تفاهمات و خلط های فقهی نیز مفید واقع می شود. در نهایت، پژوهش حاضر به تحلیل معانی مختلف قیاس، شروط صحّت و اعتبار قیاس، و تبیین قیاس صحیح و معتبر می پردازد. اصول قانون گذاری در باب عبادات، با اصول قانون گذاری در باب معاملات و عادات متفاوت است. در باب عبادات، اصل بر تعبد است و قیاس نمی تواند در این حوزه جاری شود، اما در باب معاملات، اصل بر عقل پذیری و معقولیت بوده و قیاس در این حوزه بلااشکال است. این تفاوت اساسی در اصول فقه، بر جایگاه و کاربرد قیاس تأثیرگذار است و نشان دهنده اهمیت تفکیک میان این دو باب در استنباطات فقهی می باشد.
۸۲.

جایگاه اخلاقی هوش مصنوعی از منظر مساله آسان و سخت آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۵
آگاهی یکی از بنیادی ترین و در عین حال پیچیده ترین مسائل در فلسفه ذهن است. فیلسوفانی چون دیوید چالمرز با طرح «مسئله سخت آگاهی»، میان آگاهی پدیداری و آگاهی روان شناختی تمایز نهاده اند؛ ند بلاک نیز این تمایز را به صورت دقیق تری در قالب آگاهی پدیداری و آگاهی در دسترس صورت بندی کرده است. از سوی دیگر، جان سرل با تفکیک میان منظر اول شخص و سوم شخص، و تامس نیگل با تأکید بر جنبه ذهنی تجربه، این دوگانگی را از منظرهای متفاوتی تحلیل کرده اند. اگرچه تقسیم بندی های مذکور در ظاهر متنوع اند، همگی بر تمایز میان تجربه درونی و قابلیت های رفتاری و شناختی دلالت دارند. مقاله حاضر، با تمرکز بر همین تمایز بنیادین، به بررسی این پرسش می پردازد که آیا هوش مصنوعی می تواند واجد آگاهی پدیداری باشد یا تنها از آگاهی روان شناختی برخوردار است؟ پاسخ به این پرسش، پیامدهای فلسفی و اخلاقی قابل توجهی دارد؛ چراکه آگاهی پدیداری، مستقیماً با تجربه درد، لذت و رنج در ارتباط است و مبنای بسیاری از حقوق اخلاقی تلقی می شود. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی–تحلیلی، نشان می دهد که تمایز میان انواع آگاهی می تواند مبنایی برای تعیین درجات مختلف جایگاه اخلاقی موجودات قرار گیرد. برای نمونه، موجوداتی که از آگاهی در دسترس برخوردارند اما فاقد تجربه پدیداری اند، ممکن است دارای حق آزادی عملکردی باشند، اما از حق رنج نکشیدن بهره مند نباشند. در مقابل، نوزادان و حیوانات به دلیل برخورداری از تجربه درونی، شایسته حق رنج نکشیدن اند، حتی اگر از توانایی های شناختی پیچیده بی بهره باشند.
۸۳.

منابع تأثیرگذار بر سیاست خارجی بین الملل گرایانه ایالات متحده امریکا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۳
از منظر نظریه پیوستگی جیمز روزنا، پنج متغیر فردی، نقش، ملی، حکومتی و سیستمیک که هر دسته از آنها نیز خود تعداد زیادی از متغیرها را در بر می گیرند، سیاست خارجی کشورها را بطور کلی شکل می دهند. بر همین اساس از آنجایی که ایالات متحده امریکا دارای نظام سیاسی و اجتماعی باز، اقتصادی توسعه یافته، فرهنگی رسوخ پذیر و کشوری بزرگ از نظر قدرت نظامی به حساب می آید، در شرایط عادی انتظار می رود به ترتیب متغیر نقش، جامعه، حکومت، نظام بین الملل و متغیر فردی سیاست خارجی این کشور را تحت تأثیر قرار دهند. اما به دلیل اینکه میزان اثرگذاری هریک از متغیرها، علاوه بر موارد فوق الذکر به حوزه های موضوعی نیز بستگی دارد، از اینرو نمی توان ترتیب بندی فوق را در همه زمان ها و مکانها ثابت و پایدار قلمداد کرد. بنابراین در پاسخ به این سؤال که میزان اثرگذاری و نفوذ کدامیک از مؤلفه های مورد نظر جیمز روزنا در اتخاذ استراتژی بین الملل گرایانه و سلطه جویانه در سیاست خارجی ایالات متحده امریکا بیشتر بوده است؟ به نظر می رسد که ترتیب بندی فوق به میزان قابل توجهی دستخوش تغییر و دگرگونی گردد. فرضیه پژوهش مدعای آن است که در دوره زمانی بین سال های 1917 تا 1989 به دلیل شرایط خاص حاکم بر نظام بین المللی، میزان اثر گذاری و نفوذ متغیرهای سیستمیک و فردی بیش از سایر متغیرها در سیاست خارجی این کشور بوده است.
۸۴.

تحلیل نوین نظریه جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء ملاصدرا بر پایه نوخاسته گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۷۲
نظریه جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء در فلسفه ملاصدرا یکی از اصولی ترین دیدگاه ها در تبیین ماهیت و تکامل نفس است که رابطه میان ماده و صورت را به صورت پویا و تکاملی توضیح می دهد. براساس این نظریه، نفس انسان در آغاز به عنوان پدیده ای مادی شکل می گیرد، اما در فرآیند تکاملی به مرتبه ای روحانی ارتقا می یابد. در مقابل، نوخاسته گرایی در فلسفه ذهن و علوم مدرن بر آن است که ویژگی هایی مانند ذهن و آگاهی از تعامل پیچیده اجزای مادی پدید می آیند و واجد خاصیت علّی هستند. مقاله حاضر با رویکردی تطبیقی، نظریه صدرا را در چارچوب نوخاسته گرایی تحلیل کرده و نقاط اشتراک، تفاوت ها و ظرفیت های آن برای پاسخ گویی به مسایل فلسفه ذهن و هوش مصنوعی را بررسی می کند. همچنین در مقاله حاضر، تفکیکی میان آگاهی فیزیکی و آگاهی مجرد براساس دیدگاه صدرا ارایه می شود.
۸۵.

عوامل موثر برقصد و رفتار زنان روستایی برای صرفه جویی در مصرف آب خانگی: یک مدل ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۰
توجه به رفتارهای محیط زیست گرایانه ازجمله صرفه جویی در مصرف آب می تواند یکی از عوامل تأثیرگذار بر پایداری محیط زیست و زمینه ای برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار در هر کشور باشد. پژوهش حاضر به دنبال بررسی عوامل مؤثر بر قصد و رفتار زنان روستایی برای صرفه جویی در مصرف آب خانگی بر اساس یک مدل ترکیبی مبتنی بر تئوری رفتار برنامه ریزی شده و تئوری انگیزه حفاظت بود. تحقیق حاضر ازنظر هدف کاربردی، ازنظر روش گردآوری داده ها پیمایشی و ازنظر روش تحلیل داده ها، از نوع تحقیقات توصیفی است. جامعه آماری پژوهش را زنان روستایی بخش مرکزی شهرستان همدان تشکیل دادند (N=750) که با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالی دردسترس، 230 نفر به عنوان نمونه آماری مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه بود که روایی آن توسط افراد متخصص تأیید و برای بررسی پایایی آن از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن در حد مناسب و قابل قبول بود. داده های به دست آمده توسط نرم افزار SPSS 27.0.1 وSmart-PLS   تجزیه وتحلیل شد. نتایج حاصل از مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد متغیرهای موجود در مدل ترکیبی حاصل از دو تئوری رفتار برنامه ریزی شده و تئوری انگیزه حفاظت شامل نگرش، هنجارهای ذهنی، خودکارآمدی، شدت درک شده، ریسک درک شده و آسیب پذیری درک شده رابطه معناداری با قصد دارد و قصد زنان روستایی برای صرفه جویی در مصرف آب هم بر رفتار آن ها در صرفه جویی در مصرف آب تأثیر می گذارد. این تحقیق برای درک قصد و رفتار زنان روستایی برای حفاظت از محیط زیست به ویژه حفاظت از آب مفید بوده و برای تشویق آنان برای حفاظت از آب ارزشمند است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان