تبیین رابطه ی بین آراء جرج هربرت مید و نظریه ی گفتمان در مکتب پساساختارگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۹
95 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، نزدیک نمودن آرای جرج هربرت مید و پساساختارگرایان است. در اینجا، نمادها و گفتمان ها نقش اساسی ایفاء می کنند. از حیث روش، دقت در آرای مید و پساساختارگرایان-فوکو- و مفاهیم مورد استفاده ی آنان مثل ’گفتمان‘، ’خود‘، ’سوژه‘ و ’ابژه‘ به ما در تلاقی این دو یاری می رسانند. از حیث نظری، جایگاه زبان و "معنا" و نیز مفاهیمی مثل خود و معنا و نیز استفاده از ابعاد مختلف نظریات گفتمان و پساساختار گرایی، در مجموع، برخی ملاحظات نظری را به دست می دهند.وقتی فرد در یک محیط پویا و نمادی قرار می گیرد از قطعیت خارج شده و معانی مختلف و گاهی رقیب را می پذیرد. موضوع ’خود‘، ’ذهن‘ و ’جامعه‘، نقطه ی عزیمت مید در ورود به جهان گفتمان است که از دو سرچشمه ی ’من فاعلی‘ و’من مفعولی‘ آغاز می شود. به عقیده ی مید بازنمایی ’خود‘ دو مفهوم ذهن و واقعیت یا سوژه و ابژه را وضوح می بخشد. فرد با قرار گرفتن درجمع، خودش را چونان یک ابژه(بیرونی) می بیند و در این میان، نمادها نقش اساسی ایفاء می کنند.در ارتباط با یافته ها، می توان گفت که مفهوم "خود اجتماعی" مید همواره در فرآیند اجتماعی و جهان گفتمانی برساخته می شود و از این رو، ’خود‘، معانی مختلفی را می پذیرد. نمادها در شکل گیری خود نقش بویژه برجسته ایفاء می کنند. طبق نظر فوکو، فرد یا ’سوژه‘ در فضای گفتمانی درگیر بوده و سرانجام، یک کل منسجم گفتمانی باقی می ماند. فوکو با سوژه ی ’جاکن شده‘، ’موقت‘ و ’نامنسجم‘ سروکار داشته و بر این اساس، یک سوژه ی ’تعلیق یافته‘ و نیز ’وقایع گفتمانی‘ به ظهور می رسند.فوکو سوژه را یک برساخت اجتماعی می داند و مید، ذهن را یک پدیده ی اجتماعی معرفی می کند. خود اجتماعی مید و سوژه ی گفتمانی فوکو به یکدیگر می رسند.