علی پایا

علی پایا

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۷۴ مورد از کل ۷۴ مورد.
۶۱.

ملاحظاتی نقادانه درباره ی دو مفهوم علم دینی و علم بومی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۲ تعداد دانلود : ۳۲۱
مقاله حاضر متشکل از سه بخش اصلی است. در بخش نخست با بهره گیری از شماری از تفکیک های فلسفی، منطقی و تجربی، دیدگاه های پوزیتیویستی و هرمنیوتیستی درباره علم و فناوری که طی دو قرن اخیر از دامنه تأثیر زیادی برخوردار بوده اند مورد نقادی قرار می گیرند. از رهگذر این نقادی توضیح داده می شود که برخلاف نظر پوزیتویست ها، اولاً همه علوم به فیزیک و ریاضی قابل تحویل نیستند و ثانیاً علم و فناوری از سنخ واحدی به شمار نمی آیند؛ و برخلاف نظر هرمنیوتیست ها، اولاً علوم انسانی و اجتماعی تافته ای به کلی جدا بافته از علوم فیزیکی و زیستی نیستند و ثانیاً فناوری برخلاف علم فاقد ذات و جوهر (در اصطلاح فلسفی) است.در بخش دوم با استفاده از نتایج به دست آمده در نخستین بخش به توضیح این نکته پرداخته می شود که علم و فناوری علی رغم ارتباط بسیار نزدیکی که با یکدیگر دارند، از جهات مهمی از هم متمایزند. همین تمایزهای اساسی منجر به آن می شود که محصول تکاپوهای علمی واجد خصلت کلیت و عمومیت باشد، حال آنکه فرآورده های تکنولوژیک رنگ ظرف و زمینه های محلی را به خود می گیرند. به همین منوال، در حالی که در علوم کوشش می شود تا از تأثیرات ناشی از نظام های ارزشی و/ یا ایدئولوژیک تا حد امکان احتراز شود، در حوزه فناوری آموزه های حاصل از ارزش ها از اهمیت بسیار برخوردارند.در سومین و آخرین بخش مقاله با ارائه توضیحات بیشتر درباره شباهت ها و تفاوت های علوم انسانی و اجتماعی با علوم فیزیکی و زیستی، بر این نکته تأکید می شود که علوم انسانی و اجتماعی با علوم فیزیکی و زیستی، بر این نکته تأکید می شود که علوم انسانی و اجتماعی دارای خصلتی دوگانه اند: این علوم از یکسو «علم» محسوب می شوند و از سوی دیگر «فناوری» به شمار می آیند. این خصلت دوگانه موجب می شود که امکان عام تولید فناوری های انسانی – اجتماعی ای بومی و حتی دینی موجود باشد. اما این نکه در عین حال در بردارنده دو نتیجه بسیار مهم است. نخست آنکه «علم دینی» یا «علم بومی» مفاهیمی سازگار نیستند. دیگر آنکه استفاده از امکان عامل تولید «فناوری های انسانی – اجتماعی بومی و یا احیاناً دینی» به منظور دستیابی به محصولات و فرآورده های خاص، نیازمند شناخت دقیق از ظرفیت ها و استعدادهای محیط ها و زمینه های معین است و در غیاب این درک دقیق، این احتمال قوت می یابد که کوشش هایی که در این قلمرو صورت می گیرد و سرمایه گذاری هایی که به انجام می رسد، ضایع و تباه گردد، یا نتایج نامطلوب و خلاف انتظار ببار آورد.
۶۲.

Jonathan Dancy’s Particularism: A Critical Assessment(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۵۹ تعداد دانلود : ۲۶۹
Jonathan Dancy advocates a radical particularist theory of ethics. Arguing against a variety of generalist doctrines, he maintains that there are no moral principles and that our ethical decisions are highly context-dependent: they are made case by case, without the support of such principles. In this paper, drawing on a number of theoretical concepts used in science as well as the philosophy of science I shall try to develop a moderate generalist-pluralist model. This model, I shall argue, is less vulnerable to Dancy’s criticisms and better equipped, in comparison to Dancy’s own model, to deal with moral cases.
۶۳.

نگاهی نقادانه بر «بازی زبانی شک» و «یقین» در فلسفه ویتگنشتاین دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۸ تعداد دانلود : ۳۹۵
ویتگنشتاین دوم هر نوع شناختی را در قالب بازی های زبانی مطرح می کند. او در عین حال معتقد است که هیچ بازی زبانی ای بدون وجود یقین امکان پذیر نیست. یقین امری است بیرون از بازی های زبانی، اما قوام هر نوع بازی زبانی متکی بدان است. حتی شک کردن از نظر او در قالب یک بازی زبانی شکل می گیرد که آن نیز مستلزم یقین و دارای قواعد خاص خود است. در نظر ویتگنشتاین یقین، و نیز شک مطلق و همچنین شناخت مطلق بی معناست. اما شک نسبی، یا به بیان خود او شک معقول، واجد معناست و می تواند یک بازی زبانی پدید آورد. این نوع بازی زبانی، همچون بازی های زبانی دیگر، مبتنی بر چیزی است که ویتگنشتاین آن را "جهان-تصویر" یا نظام "گزاره های لولایی" می نامد. "گزاره های لولایی" در نظر ویتگنشتاین بر اساس تجربه های زیسته آدمیان و توافق جمعی ایشان بر سر آن ها به وجود می آیند. "لولا"ها به این اعتبار عینی اند، ولی هرچند او با عنوان "گزاره" از آن ها یاد می کند، از جنس گزاره در معنای معمول این اصطلاح نیستند: از آن ها در ارائه دلایل و استدلالات استفاده نمی شود؛ بلکه در گفتمان های راجع به علت ها (و معلول های شان) به کار می روند. در این نوشتار اولا به ویژگی های شک نسبی و قواعد بازی زبانی شک و نیز به ویژگی های یقین و نظام "گزاره های لولایی" پرداخته شده است و ثانیا با طرح برخی ناسازگاری های درونی در استدلالات ویتگنشتاین و نیز نشان دادن کاستی هایی در دیدگاه او از منظر عقلانیت نقاد، رویکرد او مورد نقد قرار گرفته است.
۶۴.

از قرآن چه و چگونه می توان آموخت؟ یک بررسی از منظر عقلانیت نقاد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۹۱ تعداد دانلود : ۳۳۴
هدف این مقاله معرفی رویکرد عقلانیت نقاد به قرآن پژوهی است. پس از ارائه برخی ملاحظات مقدماتی درباره قرآن و قرآن پژوهی در بخش نخست، در دومین بخش توضیحاتی مختصر درباره دیدگاه عقلانیت نقاد ارائه خواهد شد. در دنبال نکاتی به اختصار و اجمال درباره دیدگاه عقل گرایان نقاد در خصوص دین بازگو می گردد و سپس در بخش چهارم یک مجموعه از مفاهیم مرتبط یعنی «قابلیت فشرده شدن به نحو آلگوریتمی»، «سیستم های پیچیده» و «عمق منطقی» معرفی خواهند شد. در بخش پنجم و با استفاده از مقدماتی که در بخش های پیشین عرضه شده اند، استدلال خواهد شد قرآن یک سیستم پیچیده با عمق منطقی زیاد است و پیام آن را به بهترین نحو می توان به مدد رویکرد عقلانیت نقاد فهم و درک کرد. بخش ششم در بردارنده بحث کوتاهی است در خصوص رابطه قرآن با بحث های معنایی. در بخش هفتم یک مقایسه نقادانه (هرچند مختصر) میان رویکردی که به امام علی (ع) برای فهم قرآن نسبت داده شده و به «روش استنطاق از قرآن» شهرت یافته است و رویکرد عقلانیت نقاد به انجام می رسد. در بخش هشتم برخی انتقادات های احتمالی به رویکرد عقل گرایی نقاد به قرآن مطرح و ارزیابی می شوند. بخش نهم به جمع بندی مطالب مطروحه اختصاص دارد.
۶۵.

Is it more reasonable for a Critical Rationalist to be non-Religious? Belief and Unbelief in a Post-secular Era(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۴ تعداد دانلود : ۲۹۷
In modern times many militant atheist thinkers and activists have tried to promote the idea that religions, as well as religious ways of life, are one of the main, if not the main source of evil in the social arena. Some other non-believer scholars, while taking a respectful approach towards religions and religious people, maintaining that it is more rational for people and communities to adopt a non-religious outlook on life and become members of the community of non-believers. In this paper, I do not take issue with the militant non-believers. The reason is that their approach to religion is so ideologically driven that it leaves not much room for proper rational discussions; it only invites some polemical replies. My aim here is, instead, to enter into a dialogue with those non-believer scholars who view religion in a measured and rational way. My intention is to critically assess the claims of this latter group of scholars and explain why, contrary to what they suggest, certain interpretations of religion, and in particular, the Islamic faith, can provide them with better alternatives than their atheist outlooks. The arguments of this paper are mostly in reply to the views expressed by Professor Shearmur in his paper on critical rationalism and religion.
۶۶.

آیا ویتگنشتاین متاخر به ورطه نسبی گرایی درمی غلتد؟ یک ارزیابی از منظر عقلانیت نقاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۶ تعداد دانلود : ۳۷۳
ویتگنشتاین متاخر هر نوع شناختی را در قالب بازی های زبانی معرفی می کند که بر شکل های زندگی مبتنی اند. از جمله لوازم دیدگاه او در دوره متاخر تاملات فلسفی اش، یکی نیز این است که بازی های زبانی خاص به اعتبار ارتباط وثیق با اشکال زندگی خاصی که در درون آن ها ظهور یافته اند، نوعی رابطه قیاس ناپذیری با هم دارند. هر فردی صرفا از طریق اشکال زندگی و بازی های زبانی خاص خود می تواند نسبت به جهان شناخت پیدا کند و از آن جا که اشکال زندگی قیاس ناپذیرند درک درستی از شکل زندگی دیگران نخواهد داشت و قادر به نقد و ارزیابی شناخت های آنان نخواهد بود؛ مگر آن که شکل زندگی مألوف خود را ترک کند و شکل زندگی دیگری را که خواهان شناخت آن است درونی کند، یعنی به یکی از اعضای جامعه ای که بر اساس شکل زندگی مورد نظر پدید آمده است، بدل شود. در مقابل، پوپر با در نظر گرفتن واقعیت بیرونی به عنوان معیار عینیت، بر شناخت عینی تاکید دارد و معتقد است که رشد معرفت انسان از طریق نقد و ارزیابی نقادانه شناخت های پیشین و عرضه مستمر گمانه های جدید برای فراچنگ آوردن واقعیت و نقد مستمر آن ها صورت می گیرد. در این مقاله، به دنبال شرح کوتاهی از رویکردهای فلسفی ویتگنشتاین و پوپر (بخش های 1 و 2) و توضیح مختصری در خصوص سویه ضد نسبی گرایانه عقلانیت نقاد (بخش 3)، رویکرد نسبی گرایانه ویتگنشتاین را از منظر عقلانیت نقاد مورد نقد و ارزیابی قرار می دهیم (بخش 4). آخرین بخش نوشتار (بخش 5) به نتیجه گیری کوتاهی از مباحث ارائه شده اختصاص دارد.
۶۷.

نقد و بررسی نقشه جامع علمی کشور

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۵ تعداد دانلود : ۱۹۶
مقاله کنونی کوششی است در زمینه ارزیابی و بررسی نقادانه پیش نویس سند "نقشه جامع علمی کشور" که به همت شورای عالی انقلاب فرهنگی تهیه گردیده است. نقطه عزیمت مقاله توضیحات مختصری در خصوص مفاد و مضمون فناوری نرمی است که تولید و تدوین "نقشه راه" نام دارد. به دنبال آن تحلیلی از جنبه های مختلف متن سند پیش نویس در دو تراز بحث های مفهومی و جنبه های شکلی ارائه می شود. در هر قسمت سعی شده است تا پس از عرضه دیدگاه های نقادانه، پیشنهادهایی نیز برای بهبود متن سند عرضه گردد
۶۸.

آیا درباب یقین معرف ویتگنشتاین سوم است؟ یک ارزیابی نقادانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۲۹۹
ویتگنشتاین علاوه بر دو کتاب رساله منطقی فلسفی (1921) و تحقیقات فلسفی (1951)، مجموعه ای از یادداشت ها بر جای گذاشت. برخی از شاگردان او این یادداشت های برجای مانده را برمبنای ملاحظاتی، گاه با پیرایش ها و افزایش هایی با عناوین مختلف منتشر ساختند. یکی از این آثار، که در زمره آخرین تألیفات منتشرشده از ویتگنشتاین است، با عنوان درباب یقین به سال 1969 منتشر شد. ویتگنشتاین در این کتاب به بحثی معرفت شناختی می پردازد و ضمن ردّ شکاکیت استدلال می کند که یقین هرچند بی معنا و مقوله ای غیرمعرفتی است، وجودش برای شکل گیری معرفت، ضروری است. گروهی از مفسران ازجمله رُم هَره و مویال شَرّاک از این رویکرد جدید ویتگنشتاین با عنوان ویتگنشتاین سوم یاد کرده اند. هدف نوشتار حاضر آن است که با بررسی نقادانه سیر اندیشه ویتگنشتاین در رسیدن به یقین گرایی خاص خود از رساله تا درباب یقین نشان دهد برخلاف مدعای مفسرانی نظیر هره و مویال شَرّاک، ویتگنشتاینِ درباب یقین، ویتگنشتاین جدیدی نیست و بن مایه مباحث او درمورد شکاکیت و یقین و بی معنایی آن ها، به تفکرات قبلی او در رساله و تحقیقات به خصوص به بحث زبان خصوصی و انکار آن برمی گردد.
۶۹.

آیا دستیابی به نوآوری تابع قاعده است؟نقدی بر مقاله ]« تغییرات مفهومی در مسیر ظهور رویکرد نظام های نوآوری»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۸۴ تعداد دانلود : ۲۶۵
مقاله کنونی به ارزیابی نقادانه این نکته اختصاص دارد که آیا می توان برای فرایند نوآوری دستورالعمل ها و الگوریتم هایی پیشنهاد کرد که با استفاده از آنها بتوان به نوآوری در زمینه های مختلف دست یافت. برای این منظور دیدگاه پاول تاگارد که در آثار خود یک منطق پژوهش برای دستیابی به نواوری و توسعه را بسط داده است، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. تاگارد از منظر معرفت شناسایی طبیعت گرایانه و با تکیه به تاریخ اندیشه و متاثر از دیدگاه های کواین و کوهن کوشیده است روش شناسی مناسبی برای دستیابی به نوآوری و توسعه پیشنهاد کند. استدلال مقاله آن است که رویکرد تاگارد، و همه کسان دیگری که می پندارند برای نواوری می توان دستورالعمل تجویز کرد، با کاستی ها و نقایص فراوان روبروست و راه به جایی نمی برد. نواوری، تابع قاعده نیست بلکه در زمره ظرفیت و استعدادهای ظاهر شونده قرارداد که متناسب با درجه پیچیدگی نظام های اجتماعی-معرفتی می تواند در آنها ظهور کند. به این اعتبار مناسب ترین راه برای کمک به ظهور این ظرفیت ایجاد "زیست بوم بهینه نواوری" است.
۷۰.

ترویج علم در جامعه؛ یک ارزیابی فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۱۷۴
در مقاله حاضر پس از بررسی شبکه معنایی اصطلاحاتی نظیر "فهم عامه از علم"، "ترویج علم در جامعه" و ارائه توضیحاتی در خصوص چیستی این مفاهیم از حیث نظری و کاربردی، به بررسی نقادانه استدلالاتی پرداخته می شود که در باب چرایی مفید بودن "ترویج علم در حیطه عمومی" مطرح شده است. نتیجه ای که از این بحث اخذ می شود آن است هرچند قوت استدلالهایی که در دفاع از ترویج علم ارائه شده یکسان نیست، اما در مجموع، این استدلالات کفه قضاوت را در حمایت از این اقدام سنگینتر می سازند.  در ادامه بحث به بررسی انتقادی برخی از مهمترین دیدگاههایی پرداخته می شود که به علوم و فنّاوری جدید، به علل یا دلایل متفاوت و متنوع، نگاهی خوشبینانه و همدلانه ندارند. بخش پایانی مقاله به توضیح نظری و عملی برخی از شیوه های مؤثر برای ترویج علم در جامعه اختصاص داده شده است. از جمله نکات کلیدی مطروحه در این زمینه که در زمره نتایج اصلی مقاله است، آنکه میان ترویج بهینه علم و فنّاوری و وجود یک نظام مردم سالارانه رابطه ای ظریف وجود دارد و شانس رشد دراز مدت، پایدار، موزون و هماهنگ علم و فنّاوری در زیست بومهای اجتماعی که با شرایط دموکراتیک اداره می شوند بالاتراست.
۷۱.

ملاحظاتی نقادانه درباره توسعه فناوری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۴۹
در مقاله حاضر پس از ارائه توضیحاتی در باره چیستی تکنولوژی و تفاوت آن با علم، یک چارچوب مفهومی برای بررسی "توسعه تکنولوژی" ارائه شده است. بخش پایانی مقاله نیز به پیشنهادهایی برای دستیابی به توسعه تکنولوژی در ایران اختصاص دارد. در سرتاسر مقاله اختصار و ایجاز تا حد امکان رعایت شده است. به عبارت دیگر نیت عمدتا جلب توجه مخاطب به برخی از حوزه ها به منظور ایجاد یک زمینه ذهنی مشترک بوده است و نه عرضه یک تصویر تفصیلی و مبسوط.
۷۳.

در قوّت ها و ضعف های مهندسی و تأثیر آن در علوم انسانی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۲۱۱
هدف: هدف اصلی این مقاله، ارزیابی نقّادانه جایگاه معرفت شناسانه مهندسی و تعیین حدود و ثغور تقریبی محدوده ای است که مهندسی را (با همه تنوعی که در آن به چشم می خورد) اولاً، از علوم جدا می سازد و ثانیاً، در میان انواع فنّاوری ها ممتاز می گرداند. همچنین، رابطه میان مهندسی و علوم انسانی و اجتماعی پرداخته است. روش: روش تحقیق مورد استفاده، تحلیل اسنادی است. یافته ها: استدلال محوری مقاله آن است که: اولاً، مهندسی شعبه ای شاخص از فنّاوری است و به این اعتبار با دیگر فنّاوری ها قرابت و ارتباط برهم افزا دارد. ثانیاً، همانند همه دیگر فنّاوری هاست و عموماً به گونه ای بارزتر از آنها، علاوه بر آنکه به نحو مستقل در کار خلق و ابداع واقعیت (برساختن واقعیت) سهیم است، در خدمت بسط علوم قرار می گیرد و ثالثاً، از آنجا که علوم اجتماعی و انسانی، به اعتباری فنّاوری های انسانی و اجتماعی نیز محسوب می شوند، رابطه میان مهندسی و این دسته از علوم/فنّاوری ها رابطه ای ویژه و مثمر ثمر است (یا به گونه ای هنجاری، چنین باید باشد). نتیجه گیری: عنایت به این مسئله است که ابزار ها و رویّه ها و شیوه ها و فنّاوری ها، به خودی خود اقتضای شرّ و خیر ندارند و اخلاقی بودن کنشگران و مجهز بودن آنان به بصیرتهای معرفتی و اخلاقی و بهره گیری مؤثر آنان از نهاد های نظارتی مناسب، مهم ترین امکانی است که برای اصلاح و کاستن از تبعات نامطلوب فنّاوری ها (از انواع مختلف آنها) در اختیار کنشگران است .
۷۴.

فقیه به منزله یک مهندس: یک ارزیابی نقّادانه از جایگاه معرفت شناسانه فقه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۲۱۹
هدف: مقاله در پی توضیح این نکته است که توجه به اهمیت مهندسی و ارتباط فقه با آن، می تواند از یک سو خطای معرفتی پیشین را تصحیح کند و از سوی دیگر، جایگاه و نقش تازه و حائز اهمیتی را برای این حوزه ارائه کند. روش: روش مورد استفاده در مقاله، تحلیل اسنادی است. یافته ها: 1. اگر فقها بخواهند به نحو مؤثری فعالیت خود را پیش ببرند، باید نظیر مهندسان، معرفت خود را در باره مسئله- موقعیت های خاص که در زمره امور مستحدث هستند و با ظرف و زمینه های متنوع سروکار دارند افزایش دهند. 2. نظر به پیچیدگی فزاینده مسائل نوظهور، همه مهندسانی که در اندیشه ارائه راه حلهای هر چه کارامدتر برای مسائل و چالش ها هستند، دریافته اند که یک شرط ضروری برای موفقیت، به روز نگاه داشتن دانش و اطلاع خود از تحولات جدید معرفتی، علمی و فنّاورانه است.3. اگر فقه به قلمرو فراخ مهندسی تعلق داشته باشد و اگر در تکاپوی همگام شدن با تحولات زمانه جدید است، تخصصی شدن قلمرو های مختلف فقه گریز ناپذیر خواهد بود. نتیجه گیری: با توجه به آهنگ شتابان و بی وقفه تحولات در دوران مدرن، اگر فقه خود را با این پیشرفت ها همگام نسازد، در معرض این خطر جدّی قرار خواهد گرفت که نظیر بسیاری از فنّاوری های از دور خارج شده، به فعالیتی بدل شود که دیگر کسی را بدان حاجت نیست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان