جمال صادقی

جمال صادقی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۹ مورد از کل ۴۹ مورد.
۴۱.

مدل یابی روابط ساختاری کنش های اجرایی با درگیری تحصیلی بامیانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی در دانش آموزان دخترمتوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کنش های اجرایی درگیری تحصیلی عدم تحمل بلاتکلیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف: هدف از پژوهش حاضر، مدل یابی روابط ساختاری کنش های اجرایی با درگیری تحصیلی با میانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی در دانش آموزان متوسطه اول شهرستان ساری بود.روش: این پژوهش همبستگی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول در پایه نهم شهرستان ساری در سال 1398 بودند.280 دانش آموز به عنوان حجم نمونه بدین صورت که ابتدا از بین تمامی12 مدسه شامل دولتی 8 مدرسه به صورت تصادفی ساده انتخاب شد و در مرحله دوم 10 کلاس (30 نفر) به صورت تصادفی از بین تمامی کلاس ها با توجه به معیارهای ورودی و رعایت ملاحظات اخلاقی انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری شامل پرسشنامه های درگیری تحصیلی زرنگ (1391)، پرسشنامه کنش های اجرایی نجاتی (2013)، پرسشنامه عدم تحمل بلاتکلیفی فریستون و همکاران (1994) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS-18 و Amos-23 و روش های آماری توصیفی وآمار استنباطی در سطح معناداری 99/0 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که کنش های اجرایی با درگیری تحصیلی با میانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی ارتباط داشت (987/0=AGFI، =042/0RSMEA). از طرفی رابطه مستقیم معناداری بین عدم تحمل بلاتکلیفی و کنش های اجرایی(34/0- r= ،01/0>p) و درگیری تحصیلی (31/0- r= ،01/0>p) مشاهده شد. همچنین بین کنش های شناختی و درگیری تحصیلی همبستگی مستقیم معناداری(34/0 r= ،01/0>p) وجود داشت. به طور کلی مدل برازش شده نشان داد اثرات مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم 83 درصد از متغیر درگیری تحصیلی توسط عدم تحمل بلاتکلیفی و کنش های اجرایی قابل تبیین می باشد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، کنش های شناختی و عدم تحمل بلاتکلیفی با درگیری تحصیلی دانش آموزان در مقطع متوسطه اول در ارتباط بود.
۴۲.

نقش واسطه ای پردازش هیجانی در رابطه بین نظریه ذهن با عملکرد تحصیلی در دانش آموزان دوزبانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پردازش هیجانی نظریه ذهن عملکرد تحصیلی دانش آموزان دو زبانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۱۵۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش واسطه ای پردازش هیجانی در رابطه بین نظریه ذهن با عملکرد تحصیلی در دانش آموزان دوزبانه انجام شد.روش شناسی: این مطالعه مقطعی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دختر دوزبانه پایه نهم شهرستان ترکمن در سال تحصیلی 99-1398 بودند. نمونه پژوهش 280 نفر بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس نظریه ذهن (Steerneman, 1994)، پرسشنامه عملکرد تحصیلی (Pham & Taylor, 1999) و مقیاس پردازش هیجانی (Baker & et al, 2010) گردآوری و با روش های ضرایب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS-18 و AMOS-23 تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل نقش واسطه ای پردازش هیجانی در رابطه بین نظریه ذهن با عملکرد تحصیلی در دانش آموزان دوزبانه برازش مناسبی داشت. همچنین، نظریه ذهن بر پردازش هیجانی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دوزبانه و پردازش هیجانی بر عملکرد تحصیلی آنان اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). علاوه بر آن، نظریه ذهن با نقش واسطه ای پردازش هیجانی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان دوزبانه اثر غیرمستقیم و معنادار داشت (05/0>P).بحث و نتیجه گیری: با توجه به روابط مستقیم و غیرمستقیم پژوهش حاضر، برنامه ریزی برای بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان دوزبانه از طریق ارتقای نظریه ذهن و پردازش هیجانی ضروری است.
۴۳.

Modeling the Structural Equations of Mode Metacognition with a Tendency to Cyberspace Mediated by Self-efficacy in Gifted Students(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Mode metacognition Tendency to Cyberspace Self-Efficacy gifted students

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۵ تعداد دانلود : ۴۲۶
Purpose: The purpose of the present study was to determine the structural relationships between mode metacognition and cyberspace with self-efficacy mediation in gifted students in Ghaemshahr, Babol, and Sari. There is a structure. Methodology: The method was correlation using structural equation modeling. The statistical population of the study consisted of all 1000 gifted female high school students in three grades (first, second and third) of Ghaemshahr, Babol and Sari cities. For each observed variable (18 variables observed in the model), and considering the possibility of incomplete questionnaires, 350 people were selected as the sample size by census method. جعفری & Kalantari (2016) cyberspace questionnaire, Morris (2001) self-efficacy questionnaire and Onil & Abedi (1996) mode metacognition questionnaire were used to collect data. Data were analyzed using SPSS 18 and AMOS 23 software. Findings: The results show that mode metacognition has a direct effect on the tendency of cyberspace in gifted students of Ghaemshahr, Babol and Sari. Conclusions: Therefore, those who have learned poor cognitive adjustment strategies may be more susceptible to using high-risk behaviors as a means of alleviating negative cognition than others.
۴۴.

رابطه سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی و پرخاشگری دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سبک فرزندپروری والدین هوش هیجانی پرخاشگری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶۷ تعداد دانلود : ۵۴۱
هدف: این پژوهش با هدف تعیین رابطه سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی و پرخاشگری دختران نوجوان انجام شد. روش پژوهش: روش این پژوهش همبستگی و جامعه آماری آن 1149 نفر از دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه شهرستان آمل در نیمسال اول سال تحصیلی 98-97 بود که تعداد 234 نفر به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب و به پرسشنامه های شیوه های فرزندپروری والدین بامریند (1973)، هوش هیجانی شوت (1998) و پرخاشگری باس و پری (1992) پاسخ دادند. داده های حاصل به روش تحلیل پیرسون و رگرسیون چند متغیره با نرم افزار 21SPSS تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی و پرخاشگری در دختران رابطه وجود دارد (01/0=P)؛ همچنین بین سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی و بین سبک فرزندپروری والدین با پرخاشگری در دختران رابطه وجود دارد (01/0=P). نتیجه گیری: سبک فرزند پروری والدین می تواند هم دارای نقش حمایتی باشد و هم دارای نقش غیر حمایتی که پیامد به کارگیری آن می تواند بر تحول و رشد کودک در زمینه هوش هیجانی و بروز پرخاشگری مؤثر باشد.
۴۵.

مدل یابی روابط ساختاری تعارضات والدین و دانش آموزان با پرخاشگری: نقش میانجی بی تفاوتی اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تعارض نوجوانان و والدین بی تفاوتی اخلاقی پرخاشگری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۲ تعداد دانلود : ۶۹۹
زمینه و هدف: پرخاشگری یکی از آسیب های اجتماعی است که در جامعه در حال افزایش است. به همین جهت، پرخاشگری یک مسئله اجتماعی و یکی از موضوعات اساسی بهداشت روانی به شمار می آید. علاوه بر این، پرخاشگری یکی از مسائل مهم در دوران کودکی و نوجوانی است که با روابط فرزند با والدین و تعارضات خانوادگی در ارتباط است. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف مدل یابی روابط ساختاری تعارضات نوجوانان و والدین با پرخاشگری از طریق نقش میانجی بی تفاوتی اخلاقی در دانش آموزان دختر، انجام شد. روش: نوع پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهر قم در سال تحصیلی 98-99 بود که 607 نفر از آنان به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای به عنوان نمونه مورد مطالعه در این پژوهش شرکت کردند. افراد نمونه به پرسشنامه های رابطه والد- فرزند (فاین، مورلند و شویل، 1983)، بی تفاوتی اخلاقی (کاپرارا و همکاران، 2006) و پرخاشگری (باس و پری، 1992) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری با نرم افزار ایموس استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد تأثیر تعارض والدین و دانش آموزان بر بی تفاوتی اخلاقی (0/67 , β=0/01P<) و پرخاشگری (0/47 , β=0/010P<)، مثبت و معنادار است؛ تأثیر بی تفاوتی اخلاقی بر پرخاشگری (0/26 , β=0/01P<) مثبت و معنادار است؛ و بی تفاوتی اخلاقی در ارتباط بین تعارض نوجوانان و والدین و پرخاشگری، نقش میانجی مثبت و معناداری دارد (0/17 , β=0/01P<). نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده در این مطالعه می توان نتیجه گرفت که تعارض والدین و دانش آموزان به افزایش بی تفاوتی اخلاقی و پرخاشگری دانش آموزان دختر، منجر می شود. همچنین بی تفاوتی اخلاقی بر رابطه بین تعارض والدین و دانش آموزان و پرخاشگری آنان، می افزاید.
۴۶.

بررسی ارتباط بین نیمرخ هوشی، نیمرخ بهداشت روانی و نیمرخ پرورشی در بین دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: نیمرخ هوشی نیمرخ بهداشت روانی نیمرخ پرورشی دانش‌آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۴ تعداد دانلود : ۳۹۷
در این تحقیق، به بررسی ارتباط بین نیمرخ هوشی، نیمرخ بهداشت روانی و نیمرخ پرورشی در بین دانشآموزان پایه پنجم دبستان پرداخته شده و سؤال اصلی تحقیق بدین ترتیب مطرح شد آیا نیمرخ هوشی بر نیمرخ بهداشت روانی و نیمرخ پرورشی دانشآموزان پایه پنجم دبستان مؤثر است؟ جامعه آماری تحقیق حاضر را تمامی دانشآموزان پایه پنجم مقطع دبستان تشکیل میدهند که با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس، تعداد 70نفر از این دانشآموزان ) 40نفر پسر و 30تا دختر( از منطقه 6شهر تهران انتخاب شدند. ابزار اندازهگیری در تحقیق حاضر پرسشنامه نیمرخ بهداشت روانی و نیمرخ پرورشی میباشد که هر دو پرسشنامه از روایی و اعتبار مطلوبی )بالاتر از (0/85برخوردار میباشند. لازم به ذکر است، پس از جمعآوری پرسشنامهها با استفاده از مدل آماری تحلیل واریانس چندمتغیری، به آزمون سؤالهای تحقیق پرداخته شد و در نهایت یافتههای تحقیق نشان داد که ارتباط معنیداری در سطح α=0/01بین نیمرخ هوشی با نیمرخ بهداشت روانی و نیمرخ پرورشی وجود دارد. بدین ترتیب که در بررسی ارتباط بین نیمرخ هوشی با نیمرخ بهداشت روانی مشخص گردید که دانشآموزان باهوش از میزان افسردگی و اختلالات روانی بالاتری برخوردارند. همچنین، در بررسی ارتباط بین نیمرخ هوشی با نیمرخ پرورشی نیز ملاحظه شد که دانشآموزان باهوش از میزان همیاری، مسئولیت پذیری، همدلی، انضباطگرایی و خودشکوفایی بالاتری نسبت به دیگر دانش آموزان با سطوح هوشی )متوسط پایین و متوسط(، برخوردارند
۴۷.

طراحی فرصت های یادگیری در آموزش و پرورش(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: طراحی فرصت های یادگیری آموزش و پرورش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۸ تعداد دانلود : ۶۰۵
فناوری های جدید الکترونیکی عامل بسیار مهمی در شکل گیری بافت های اجتماعی و فرهنگی جدید به شمار می رود و بافت های جدید، محیط های جدید آموزشی و راه های جدید طراحی آموزش را ایجاب می کند. متخصصان آموزشی باید تجارب یادگیری را متناسب با این وضعیت طراحی کنند. آموزش و پرورش وسیله ای مهم در انتقال فرهنگ جامعه و نشر آن است. قسمت عمده ای از آن چه دانش آموزان درباره اختیارات و امکانات زندگی خود می آموزند مربوط به تجاربی است که متخصصان آموزشی طراحی کرده اند. باید به خاطر داشت که هیچ گاه یادگیری دانش آموزان به صورت تصادفی اتفاق نمی افتد، بلکه نتیجه مستقیم تجارب و فرصت های یادگیری آنان است. در این مقاله برخی از الگوهای طراحی آموزشی، مدل کارآیی و عقاید ساختگرایان درباره یادگیری مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
۴۸.

بررسی مقایسه ای اثربخشی الگوهای یاددهی – یادگیری در رویکرد رفتاری – شناختی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: یاددهی شناختی یاددهی رفتاری یادگیری رفتاری یادگیری شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۱۰ تعداد دانلود : ۲۱۳۹
در این تحقیق به بررسی «بررسی مقایسه ای اثربخشی الگوهای یاددهی – یادگیری در رویکرد رفتاری – شناختی» پرداخته شده است. اهداف اصلی تحقیق، به بررسی میزان انطباق پذیری الگوی یاددهی مدرس، با یادگیری دانشجویان، مقایسه اثربخشی الگوهای رفتاری- شناختی در حیطه پیشرفت تحصیلی دانشجویان و توصیف اجمالی از وضعیت موجود الگوهای یاددهی- یادگیری معطوف میباشد. از این رو، فرضیه های تحقیق نیز بدین ترتیب تدوین شدند که: الگوهای یاددهی رفتاری با الگوهای یادگیری رفتاری و الگوهای یاددهی شناختی با الگوهای یادگیری شناختی در دانشگاه آزاد اسلامی در دانشکده مامائی و پرستاری از انطباق پذیری بالائی برخوردار است؛ هم چنین، اثربخشی الگوهای یاددهی- یادگیری در رویکردهای رفتاری با رویکردهای شناختی متفاوت است. جامعه تحقیق حاضر عبارتند از تمامی دانشجویان دانشکده مامایی و پرستاری که از این تعداد، 120 نفر به عنوان نمونه تحقیق مد نظر قرار گرفتند. به منظور جمع آوری داده های تحقیق حاضر نیز، از چک لیست رفتاری و شناختی با 20 شاخص استفاده گردید که 10 شاخص آن مرتبط با الگوی رفتاری و 10 شاخص مرتبط با الگوی شناختی، یادگیری میباشد. هم چنین به منظور تعیین میزان یاددهی مدرسان نیز از 20 شاخص همانند الگوی یادگیری استفاده شده که 10 شاخص آن مرتبط با الگوی رفتاری و 10 شاخص مرتبط با الگوی شناختی میباشد. در نهایت، با استفاده از آزمون t تک گروهی به آزمون فرضیه ها پرداخته و مشخص گردید که، الگوهای یاددهی در دانشگاه ها، رفتاری بوده و مدرسان، کمتر از الگوهای یاددهی با تأکید بر حیطه شناختی استفاده میکنند در حالی که، الگوهای یادگیری در دانشجویان، شناختی است و کمتر از الگوهای رفتاری استفاده میکنند، این یافته با آزمون t دو گروه مستقل نیز تأیید شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان