تحقیقات علوم قرآن و حدیث

تحقیقات علوم قرآن و حدیث

تحقیقات علوم قرآن و حدیث سال هجدهم زمستان 1400 شماره 4 (پیاپی 52) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تبیینی از پایه های نظری تفسیر ساختارگرایانه قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۳۲
سنّت تفسیری در طول قرن ها، با نوآوری و بالندگی در حوزه رویکردهای خود همراه بوده است. باقی ماندن مسائل پاسخ نیافته و ظهور مسائل نوپدید در حوزه مطالعات قرآنی، سبب شده تا ضرورت تکاپو برای دست یافتن به رویکردهای نو در فهم قرآن همچنان تا روزگار معاصر احساس شود. رویکرد ساختارگرایانه در تفسیر سوره های قرآن، که هر سوره قرآن را به مثابه یک متن منسجم و دارای ارتباط نظام مند بین اجزاء می نگرد، یکی از رویکردهای نوپدید در حوزه تفسیر قرآن است که علیرغم طی مسیر بالندگی خود، هنوز نیازمند تقویت و پالایش پایه های نظری خود است. نوشتار حاضر نگاهی نقّادانه به اشکالات مطرح از سوی مخالفان این رویکرد دارد و به تحلیل انتقادی موانع این رویکرد در ساحت نظری، که صحّت و قابلیّت پذیرش این رویکرد را به چالش می کشند، پرداخته است. از بین رفتن قرائن فرهنگی و زبانی عصر نزول قرآن، عدم انطباق چینش آیات قرآن بر ترتیب نزول، توقیفی نبودن چینش قرآن و فقدان پشتوانه های قرآنی و روایی از جمله مهم ترین اشکالات حوزه نظری رویکرد تفسیر ساختارگرایانه در دیدگاه منتقدان آن تلقی می شوند. نتیجه این تحلیل حاکی از آن است که برخی از این موانع اختصاص به رویکرد ساختارگرایانه در تفسیر قرآن ندارند، بلکه تمام رویکردهای تفسیری را نشانه رفته اند. همچنین این مطالعه ضرورت تقویت برخی از مبانی رویکرد ساختارگرایانه در تفسیر مانند توقیفی بودن چینش سوره های قرآن را روشن می سازد و با تأکید بر لزوم تبیین و ترویج پژوهش های نوین صورت گرفته در این حوزه، مبانی نظری این رویکرد تفسیری را مستحکم و قابل دفاع می داند.
۲.

بررسی تطبیقی الگوی فرهنگی خندیدن و خنداندن از دیدگاه قرآن و حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۳
عینی سازی سبک زندگی دینی منطبق بر فرهنگ اسلامی مبتنی بر دریافت دقیق آموزه های قرآن و حدیث است. مسئله پژوهش حاضر آن است که الگوی فرهنگی خندیدن و خنداندن بر مبنای آموزه های قرآن و حدیث، چگونه ترسیم می گردد؟ وفق یافته های تطبیقی پژوهش، این دو منبع، الگویی بر مبنای معنویت، عقلانیت و جامعه سازی ارائه نموده اند که بایسته های نگرشی آن، باورمندی به کنش گری الهی در خندیدن انسان و باورمندی به لزوم کنش گری انسان همسو با فرهنگ دینی است. بایسته های گرایشی این مسئله، ارزش انگاری خندیدن و خنداندن همسو با فرهنگ دینی و بالعکس است. بایسته های کنشی، ممنوعیت خندیدن به مقدسات، شناخت جایگاه اجتماعی خود، مخاطب شناسی، پرهیز از فراوانی و عادت به شوخی، کنشگری در جمع، عدم کاربست الفاظ قبیح و دروغ، کنش حداقلی قهقهه با پیوست معنوی و خنداندن از طریق گره گشایی است. در نتیجه آشکار گردید رویکرد قرآن و حدیث در مورد خندیدن و خنداندن یکسونگر نبوده و آن را به صورت مجزای از سایر بخش های سبک زندگی ارزش نمی انگارد؛ بلکه آن را در کنار گریستن ارزشی و به صورت هدفمند، مطلوب می شمارد. نتیجه دوم واقع گرایی و لحاظ پیامدهای قطعی یا احتمالی خنده در الگوی دریافتی از این فرهنگ است. سوم آن که این فرهنگ، با نگاهی کاربردی، هنجارهایی قابل پیاده سازی در حریم خصوصی و عمومی ارائه می نماید.
۳.

تبیین ماهیّت معجزه از دیدگاه علّامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۱
این پژوهش با هدف تبیین مفهوم خارق العادگی در تعریف معجزه، تقریری از دیدگاه علّامه طباطبائی درباره ماهیت معجزه، ارائه می کند که برخی تعارضات ظاهری در بیان ایشان را رفع می نماید. در این راستا با الگوگیری از روش مفسر المیزان بر اساس تحلیل جامع آیات قرآن، تبیینی نو از مفاهیم کلیدی قرآنی مورد استفاده در این بحث مانند نفس، روح، ملکوت و پیوند میان آن ها ارائه شده و روشن می گردد، معجزه هرگز قوانین طبیعت را نقض نمی کند و مساله عدم سنخیت علت و معلول که عامل ظهور یک تناقض در بحث علامه شده است، با معرفی عاملی مادی در نفس پیامبر به عنوان علت معجزه حل می شود؛ البته از سوی دیگر بر وجود مساله ارتباط مادی و مجرد به شکلی کلان و عام در همه پدیده ها تاکید می شود؛ به این معنا که همه پدیده ها از سطح ظاهری یا مادّی و به تعبیر قرآن خلقی برخوردارند و در عین حال و در پیوند با همین سطح، از جنبه ای باطنی یا مجرّد و به تعبیر قرآن ملکوتی بهره مند هستند و این دو سطح در سراسر هستی  با یکدیگر تعامل دارد و مساله دشوار فلسفه، تبیین این پیوند و تعامل سراسری است؛ بنابراین معجزه به عنوان یک استثناء برای اصل سنخیت مورد بحث نخواهد بود؛ زیرا در معجزه جنبه ملکوتی انسان برگزیده در جنبه ملکوتی سایر پدیده ها اثر می گذارد و در سطح مشهود نفس مادی او بر طبیعت اشیاء اثرگذار است
۴.

تحلیل انتقادی رویکردهای تفسیری ذیل آیه «أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ»(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۳
یکی از برداشتهای رایج از عبارت قرآنی «أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ» که متکی به نگاه های برخی مفسران است، تعبیر به خشونت، بی رحمی، قساوت و ... در برابر کفار است. این برداشت می تواند منجر به تجویز رفتارهای خشونت آمیزی شود که مستند به قرآن تلقی می شوند، در حالی که پذیرش تجویز خشونت ورزی نسبت به غیر هم کیش آسان نیست و نیاز به بررسی جدی دارد. این مقاله ضمن بررسی تفاسیری از قرون مختلف به تحلیل انتقادی این برداشت پرداخته و در نهایت با تکیه بر واکاوی واژگانی و سایر دلالت های </em>قرآنی و عقلی به دنبال ارائه تفسیری راهگشا برای این آیه است. واکاوی این واژه و نیز لغات متشابه آن نشان می دهد که «شده» با لغاتی که بار خشونتی دارند هیچ اشتراک معنایی ندارد. به علاوه در نقد برداشت مذکور، دلایل قرآنی و کلامی نیز می توان ارائه داد، از جمله توصیفات قرآن درباره پیامبر و صلح طلبی او، ویژگی جهانی بودن دین اسلام و نیز استلزام تعامل با کفار به هدف هدایتگری. حاصل این بررسی ها ما را به تفسیری صحیح تر رهنمون می کند. واژه «شده» به معنای صلابت و اعم از آن است. مومنان در برابر کافران استوار و نفوذناپذیرند. این معنا با مقاوم بودن سازگار است و نه مهاجم بودن. این معنا با مثلی از انجیل که در ادامه آیه آمده نیز هماهنگ است. دانه ای که جوانه می زند و قوت و کثرت و بالندگی آن موجب شگفتی کشاورز می شود. این مطلب وقتی با مفهوم «اشداء علی الکفار» پیوند می خورد، استحکام، صلابت و نفوذ ناپذیر بودن مومنان را بهتر تفسیر می کند.
۵.

چگونگی تأثیرپذیری شیخ صدوق از مشایخ حدیثی و تأثیرات آن در انتقال احادیث منتقله(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۶
یکی از اتهاماتی وارده بر شیخ صدوق، اثرپذیری بی ضابطه او از مشایخ شیعی عنوان شده است. از سویی دیگر برخی در ذیل روایات منتقله، بهره گیری وی از مشایخ عامه را نیز دلیل ورود روایات ناصحیح عامه به منابع حدیثی شیعه دانسته اند. از این رو پژوهش حاضر بر آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی به چگونگی بهره گیری شیخ صدوق از نظرات مشایخش بپردازد تا چارچوب های وی در میزان و حوزه های اثرپذیری از مشایخش را تبیین کند. اثرپذیری شیخ صدوق از مشایخ شیعی در موضوعات رجالی، اعتقادی، تفسیری، لغوی، فقه الحدیثی، نقد الحدیثی و تاریخی بوده است. اما صدوق در این اثرپذیری ضابطه مند بوده و دیدی نقادانه به این نظرات داشته است. هم چنین او در اخذ روایات از مشایخ عامه از پذیرش هر روایتی اجتناب نموده و با اهدافی هم چون اثبات حقانیت شیعه، اقرار آن ها در فضایل اهل بیت (ع)، وحدت بین شیعه و سنی به نقل روایات آن ها پرداخته است اما دید نقادانه خود را نیز در این بین انعکاس داده است. شناخت کافی صدوق بر فقه عامه سبب شده است تا فتاوای صدوق از اثرپذیری از مشایخ عامه مصون بماند. در مباحث غیرفقهی نیز نقل روایات عامه یا در تأیید روایات و عقاید شیعه بوده یا در موضوعات کم اهمیت بوده است. مشایخ عامه صدوق در انتقال روایاتی هم چون سهوالنبی، تحریف قرآن و سبعه احرف نیز نقشی نداشته اند.
۶.

بررسی و تبیین وجه تسمیه خطبه اشباح با تکیه بر نظریه یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۳
رومن یاکوبسن از بنیان گذاران مکتب زبان شناسی نقش گرای پراگ معتقد است که هر ساخت زبانی دارای هدفی است که بایستی با در نظر گرفتن اهداف ارتباطی آن تبیین شود و ساخت های زبانی با توجه به محوریت هریک از شش رکن پیام شامل: گوینده، شنونده، پیام، زمینه پیام، مجرای ارتباطی و اجزای پیام، به ترتیب شش کارکرد، عاطفی، ترغیبی، ادبی، ارجاعی، همدلی و رمزگان دارند. خطبه اشباح متشکل از مجموعه ای از جمله های ارجاعی است که با هدف تعلیمی ایراد شده است؛ در مورد وجه تسمیه این خطبه بین شارحان اختلاف نظرهایی وجود دارد. پژوهش پیش رو با هدف شناخت چرایی نامگذاری خطبه اشباح و اثر فرایند ارتباط کلامی بر این نامگذاری و با فرض این که این نامگذاری در واقع محدودیت ادراکی بشر و علم امام به این امر بوده، سامان یافته است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی با رویکرد زبان شناختی است که در پرتو آن به بررسی ارکان پیام های این خطبه بر اساس نظریه رومن یاکوبسن پرداخته شد تا به این ترتیب به این پرسش پاسخ داده شود که با بهره گیری از کدام ویژگی ارتباط کلامی، امام(ع) این درک را در مخاطب از محدودیت ادراکی بشر ایجاد نموده است؟ در نهایت فرض مذکور اثبات شد و مشخص گردید که امام(ع) با استفاده از امکان صدق و کذب پیام های ارجاعی، موفق به ایجاد درک وجدانی از محدودیت ادراکی بشر در مخاطب گردیده است.
۷.

شیوه های استنباط مذهب راویِ مجهول یا مُهْمَل بر پایه تحلیل متنی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۵
ارزیابی سندی احادیث منتسب به معصومان(ع)، یکی از راه های بررسی صحت و سقم آنها میباشد. در این مرحله، گاه به راویانی برخورد میشود که صاحبان کتب رجال به شناختی از مذهب راوی دست نیافته و در نتیجه، وی را مجهول یا مُهْمَل خوانده اند. دستیابی به مذهب این قبیل راویان، علاوه بر اعتبارسنجی سند روایت، در میزان کاربست مرویات شان نزد فقها، متکلمان، مفسران، مورخان و... تأثیر فراوان دارد. پژوهش حاضر که با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای سامان یافته، روایاتی را مورد بررسی قرار داده که رجالیان، برخی از راویان موجود در سند آن روایات را مجهول و مهمل خوانده اند و این مقاله، درصدد استنباط مذهب راویان مجهول و مهمل بر اساس منقولات آنها میباشد و تلاش دارد با تحلیل روایات آنان، به مذهب اینگونه راویان دست یابد. نتایج این مقاله نشان می دهد که ملاکهایی از قبیل «شیوه اِسناد دهی امام(ع) در نقل روایت»، «تأمل در مبانی اعتقادی راوی در نقل روایت»، «جهتگیری راوی در نقل روایت»، «توجه به شیوه پرسشگری راوی»، «مقایسه مضمون روایت با حکم فقهی یا آموزه های کلامی شیعه»، «مقایسه پاسخ امام به سؤال راوی مجهول یا مهمل با راوی معلوم الحال» و «شیوه یادکرد از امام معصوم(ع)» میتواند برای یافتن مذهب این دست راویان بسیار راهگشا باشد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۱