جندی شاپور

جندی شاپور

جندی شاپور سال پنجم پاییز 1398 شماره 19

مقالات

۱.

از ساسان خدای تا نیای اردشیر

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۱
نام ساسان سردودمان سلسلهی ساسانیان برای نخستین بار در کتیبهی شاپور یکم بر بنایی در نقش رستم با عنوانی که هیچ نسبت مستقیمی را با بابک و اردشیر، بنیاگذاران این پادشاهی تأیید نمی کند به میان آمده است. به غیر از این در هیچ کتیبه ای به صورت ذکر شجره نسب نام او به عنوان سرسلسلهی این دودمان به میان نیامده است و هر چه از این نام بر کتیبه ها و اسناد مکتوب پهلویک و پارسیک هست به ایزدی زرتشتی و صاحب منصبان ساسانی اشاره دارد. در کتیبهی پایکولی نرسی هم تنها به «تخمهی ساسانیان» اشاره شده است. در منابع هم عصر ساسانی هم اشارات روشنی از نسبت ساسان با بابک و اردشیر بدست نمی آید. موسی خورنی و آگاثیاس که از جملهی این منابع اند به واقع مشابه همان اشارتی را دارند که منابع ایرانی چون کارنامهی اردشیر بابکان، بندهش و شاهنامهی فردوسی با اندکی تغییر نسبت به دیگری ثبت کرده اند. این نسبت در منابع ایرانی نامبرده به ترتیب به شکل های اردشیر پسر بابک و نوهی دختری ساسان، اردشیر پسر ساسان و نوه ی دختری بابک و غیره که در مقالهی حاضر به طور مشروح بررسی شده اند به میان آمده است. منابع اسلامی چون طبری، مسعودی و غیره نیز گزارشات متفاوتی داشته و اردشیر را پسر بابک و نوه ساسان شمرده اند، که جملگی اشارات منابع فوق هیچ یک همسو با گفتهی خود شاپور در کتیبهی خویش که نزدیک ترین شخص به تاریخ زندگانی ساسان است نمی باشد. در این مقاله نیز همهی گزارشات منابع یاد شده و بررسی های پژوهشگران مورد بررسی و نتیجه ای جهت روشن شدن پیوند ساسان با دودمان ساسانیان ارائه داده شده است.
۲.

جایگاه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی قاطرچیان از دورهی مشروطه تا سال ۱۳۳۲ ه . ش

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۸
تداوم حیات برخی از مشاغل تابع شرایط سیاسی و اقتصادی بوده و تغییر در ساختار سیاسی و اجتماعی مّلت ها برروی کارکرد مشاغل و جایگاه اصناف تأثیرگذار بوده و بخش عمدهی مشاغل را تضعیف می کند. قاطرچی ها از جملهی اصناف مذکور بوده و شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بروی آنها تأثیر گذاشته است. بررسی فوق نشان می دهد که قاطرچیان از نظر اجتماعی جزء طبقات پَست و ضعیف جامعه ایران بوده و در عین حال دسته ای از آنها وابسته به درباریان قاجار بودند. با صحبت از تجدّد و مدرنیته که در نهایت منجرب به انقلاب مشروطه و پیروزی نهایی مشروطه خواهان شد؛ قاطرچیان جایگاه سیاسی خود را از دست داده و از نظر اجتماعی منزوی تر شدند. همچنین مشخص می شود که از نظر اقتصادی، قاطرچیان عموماً جزء اقشارکم درآمد جامعه بوده و پس از ورود گستردهی اتومبیل در دوره رضاخان؛ شاهد نادیده گرفته شدن قاطرچیان بوده و کارکرد آنها به شدت کاهش یافت. در نهایت توسعه هر چه بیشتر جاده ها و میلِ به صنعتی شدنِ ایران توسط حکامِ پهلوی، دیگر جایی برای فعالیت قاطرچیان نگذاشت و صحنهی فعالیت های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران از وجود آنها پاک شد.
۳.

شهریاریِ من، از این جهان نیست: مروری بر سرودِ بردارکردگیِ پارتی

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
آن چه از پیشِ روی می گذرد، مرور و بازسازیِ متن هایی است مانوی به زبانِ پارتی، درباره تصلیبِ عیسی مسیح که پیش از این متخصّصانِ امر بدان پرداخته اند. نگارنده در این جا می کوشد برایِ شفّافیّتِ بیش تر، ضمنِ ترجمه کاملِ متن، داوریِ خود را از دست نویس ها به دست دهد و توضیحاتی هم درباره بخش هایِ مختلفِ متن می بیاورد.
۴.

روح زنان در زندگی پس از مرگ بنا بر دین زرتشتی

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۹
دیدگاه اوستا درباره زندگی پس از مرگ در سال های پایانیِ سده گذشته (میلادی) توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. به ویژه جان کلنز در زمینه شماری از جنبه هایی که می توانند دست کم به گونه ای استعاری در چهارچوب جاذبه های جنسیتی، شهوانی و ازدواج مقدس «hierogamic» شمرده شود سهم بسزایی دارد. بر پایه توصیفی که در فرگرد دوم هادخت نسک (HāδŌxt Nask) آمده است هنگامی که فردی می میرد روان از تنش جدا می شود و به مدت سه شب بر سرِ بالین او می ماند. در پایان سومین شب روان مردِ اَشَوَن بویِ بسیار دلنشینی را که بادی از سوی نیمروز (جنوب) آورده است حس می کند و آنگاه می تواند دئنای خود (جلوه روانِ خویش) را همچون دوشیزه ای 15ساله و بسیار زیبا ببیند، در این هنگام روانِ مرد اَشَوَن از دئنا می پرسد که ای دختر تو کیستی ؟ چرا که او در زندگی اش هرگز دختری بدین زیبایی ندیده است. سپس دئنا بیان می کند که او باز نمودِ کُنشِ نیک اوست که در زندگی انجام داده است، یعنی پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک و همه کارهای نیکی را که شخص درگذشته (در زندگانی) انجام داده است در این دختر زیبا متجلی شده است.
۵.

چندزبانی در امپراتوری ها: بیزانس و ایرانِ ساسانی

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۴
هَماوردی طولانی و تلخِ میان بیزانس و ایرانِ ساسانی یکی از مهمترین پدیده های تاریخی اواخر دوران باستان است. این رویداد برای توسعه جوامع و نهادهای بعدی قرون وسطایی در شرق و غرب بسیار مهم بود. هر چند که اهمیت و میراث این دو تمدن بزرگ تا کنون در نوشته های پژوهشگران به طور کامل شناخته نشده است، اما در حقیقت، در جریان روابط گاه خشونت آمیز و بی رحمانه، میان «دو چشم جهان»، قواعد دیپلماسی نوینی بر پا شد: این دو حکومت یک سری از قوانین را مبتنی بر سیاست های همدیگر تعین کردند. تبادل منظم سفیران، به دَربارهای یکدیگر به ویژه پس از اضافه شدن امپراتوری جدید آغاز شد. همچنین قوانین مربوط به حمایت از دیپلمات ها و پیام رسان ها به صورت مشترک است. در ادامه گفتگوها پروتکل ها و پیمان نامه ها به خوبی تعریف و تصویب شد. بنابراین ما با امپراتوری های سرو کار داریم که در عرصهی بین المللی به عنوان «برادر» و «خواهر» به یکدیگر احترام می گذارند. این دو امپراتوری به تدریج تعریف و درک کاملی از پروتکل ها و توافقنامه ها در موضوعات کاربردی و مهمی دربارهی روابط اقتصادی و مذهبی، به دست آوردند، این اقدام با استخدام کارمندان متخصص از جمله جاسوسان که نقش مهمی در مطالعه و شناخت رقیب و درک روحیات و اندیشه ها و نقطه نظرات دشمن داشتند انجام گرفت . بنابرین شواهد نشان می دهد که این دو قدرت باستان ( ایران و بیزانس) دورتر از مرزهای خود با یکدیگر می جنگیدند. اما، سناریوی انتخاب شده مشترک است که در آن این دو نهاد حکومتی سعی می کردند بر یکدیگر غلبه کنند، به عبارتی آن دو یک بازی سیاسی را تعیین کردند که ابعاد آن در سرتاسر جهان آن روزگار تاثیر و اهمیت زیادی داشت. اگرچه، مرز اصلی بیزانس و ایران در منطقه بین النهرین بود، اما نمی توان فراموش کرد که سرزمین های دور دست مانند قفقاز، شبه جزیره عربستان و شمال آفریقا کم و بیش دست خوش اختلاف و درگیری های زیادی میان دو طرف در این مناطق بود. نمونه های از جنگ لازیکا و جنگ های مربوط به قبایل حیره، دولت کوچک دست نشانده ساسانیان، و دولت غسانی ها متحد بیزانسی ها در اینجا قابل یاد آوری است که برای فهم و درک و پیچیدگی و تنوع قومی و فرهنگی مناطق مرزی هر دو امپراتوری کافی است.
۶.

حرم سرا آشیانی برای فحشا نبود، بلکه یک مدرسه بود

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۳
از دیرباز غربیان هنگامی که از حرم سرای عثمانی سخن می گفتند، آن را جهانی پر رمز و راز و پر از شگفتی های خیال انگیز و داستان گونه که بیش از ۲۰۰ تا ۳۰۰ زن در آن محصورند، توصیف می کردند. در مدت حکمرانی عثمانیان، حرم ایشان برای غربیان همواره مرکز توجه و روایت پردازی بود. به سال ۱۴۳۲ هنگامی که برتاندون دولا بروکویر از قصر سلطان مراد دوم در ادرنه دیدار می کرد از جاریه های برهنه که در حوض قصر برای لذت سلطان بودند سخن می گوید. اگر دقیق تر نظر کنیم، درباب سلطان مراد سوم در قرن شانزدهم نیز مطلبی درست با همین مضمون نقل شده است. پاول ریکوت سفیر انگلستان نیز داستانی تماماً بر اساس تخیلات خیال انگیز تعریف می کند که در آن سلاطین از میان انبوهی از جاریه های آراسته می گذشتند و برای برگزیدن جاریهی مورد نظر خود دستمالی بر روی شانهی وی می گذاشتند. همچنین ریکوت از همجنس خواهی میان زنان حرم خبر می دهد و می گوید که این امر بسیار در حرم سرا رایج بوده است و اربابان حرم خود ترتیب مجازات این زنان را می دادند و ایشان را در کیسه ای می بستند و زنده در دریا می افکندند.