حمیدرضا اردستانی رستمی

حمیدرضا اردستانی رستمی

مدرک تحصیلی: استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول، ایران
پست الکترونیکی: H_ardestani_r@yahoo.com

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۵ مورد.
۱.

تحلیل سبکی رمان پاورقی یا عامه پسند با نگاهی به رمان اجتماعی ، سیاسی دوران مشروطه "تهران مخوف " اثرمشفق کاظمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: سبک شناسی رمان پاورقی عامه پسند جریان ادبیات معاصراجتماعی سیاسی زاویه دید

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 685 تعداد دانلود : 716
زمینه وهدف: سبک،روش نویسنده یا شاعر برای نشان دادن مطالب خاص مورد نظر، شناخت ودیدگاه او است. این آثار،ویژه گی های فکری ،ادبی وزبانی آن را بررس می کند .رمان پا ورقی ،پدیده ای نو وشاخه ای از ادبیات است . این نوع جریان ادبی معاصر،با زبان هنری، مورد توجه مردم و ریشه در ادبیات عامه پسند دارد . ،و بازتابی از مسایل جاری جامعه است . واقعیت های سیاسی، اجتماعی وتاریخی را مانند آیینه در خود منعکس می کند. روش مطالعه:این جستار با روشی توصیفی - تحلیلی به بررسی ،روایت ، زاویه ی دید و محتوای فکری آن پرداخته است.نکته قابل توجه، زاویه دید آن اثر است .یافته ها: رمان های پا ورقی به عنوان یک رمان اجتماعی در کنار رشد وغنای جریان ادبی مورد توجه مردم با زبان ساده وساختار کلی نقاط ضعف ونقص های فرهنگی جامعه را نمایان می سازد .نتیجه گیری: با آشفتگی های سیاسی ،اجتماعی وفرهنگی اواخر دوره قاجار نویسندگان تصمیم گرفتند تا ، پلشتیها ی جامعه را عریان بازگو نمایند.نخست مشفق کاظمی رمان پاورقی"تهران مخوف" را با محوریت عشق،به نثر ساده ی روزنامه ای به زبان گزارش گونه، با هدف بیان مصایب، مشکلات و فساد حکومتی آن دوره ، چاپ کرد.. در محتوا مضامینی چون استبداد ، آزادی ، عشق ،مرگ،شکست و پیروزی ، هسته ی مرکزی بررمان را شکل می دهد .بازتاب رخداد های ،سیاسی ، اجتماعی وفرهنگی در داستان نیزنقش به سزایی دارد .کلید واژگان :سبک شناسی ، رمان پاورقی عامه پسند ، جریان ادبیات معاصراجتماعی ،سیاسی .
۲.

باب برزویهِ طبیب و درون مایه هایِ مانویِ آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: کلیله و دمنه باب برزویه طبیب مانویت ابن مقفع

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 533 تعداد دانلود : 475
از گذشته تاکنون، میان پژوهندگان درباره این که باب برزویهِ طبیب دربردارنده آرای مانویان است یا خیر و نسبت دادن آن به ابن مقفّع که به مانوی بودن شهره بود، اختلاف نظر است. پژوهش پیشِ رو، با تحلیل باب برزویه و قراردادن آن در ترازوی سنجش با آموزه های مانوی، درپی مشخص کردن چنین آموزه هایی در باب برزویه است. برای این هدف، به سه موضوعِ کلان؛ یعنی شکاکیتِ دینی، زُهدگرایی و تمثیل ها توجه شده است. آنچه از بررسی و تحلیل درون مایه های مانوی در ذیل سه گانه یادشده به دست خواهد آمد، نخست این که در بحث شکاکیت دینی، گزاره گزینشِ ماحصلِ دین ها، یعنی تعبیرِ «زبده همه ادیان» در باب برزویه، در پیوند با گزینش گری مانویت و استفاده مانی از آثار و باورهای همه ادیان در جهت ساماندهی کیش خود است. در پیوند آموزه های زُهدگرایانه باب برزویه با عقاید مانوی نیز باید به آفرینش اهریمنیِ تنِ انسان، آرزویِ رهایی از زندان تن، باور به رنج آمیز بودن زندگی، ترک همبستری با زن، ترک جادوگری، پرهیز از آزار رساندن به انسان و حیوان اشاره کرد. در موضوع تمثیلات نیز هشدارِ باب برزویه درباره توجه به لذت های حواس به عنوان مانع اصلی سعادت، در تناسب با آموزه های مانوی و دنیاگریزی آنهاست. با تکیه بر شواهد متنی و سنجش آنها با آموزه های مانوی، در سراسر باب برزویه، بیننده مضمون هایی هستیم که در پیوند و همسویی با باورهای مانوی است
۳.

بررسی و مقایسه نظرگاه خاص مولانا و شمس تبریزی درباره انبیاء الهی و بزرگان دین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مولانا شمس انبیا مقایسه جایگاه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 245 تعداد دانلود : 191
اشاره به قصه انبیا، یکی از موضوعاتی است که در اکثر متون ادب فارسی؛ به ویژه در ادبیات عرفانی به آن اشاره شده است. مولانا و شمس تبریزی دو عارف بزرگ ادب فارسی اند که بر روی اندیشه و افکار یکدیگر، تأثیرگذار بودند و با ترویج افکار و اندیشه های خود، سبب رونق و غنای ادب عرفانی شدند. پژوهشگران، پژوهش های متعددی در زمینه تشابهات و نکات اشتراک این دو عارف پرداخته اند، اما در خصوص جایگاه و مقام انبیاء در اندیشه این دو، پژوهشی مستقل صورت نگرفته است. در این جستار نگارندگان، تلاش نموده اند به شیوه توصیفی- تحلیلی و با روش کتابخانه ای، به بیان تضادها و تفاوت های نظرگاه خاص مولانا و شمس تبریزی درباره انبیاء و بزرگان دین بپردازند. با بررسی آثار مولانا و شمس می توان نتیجه گرفت که مولانا در سراسر مثنوی و همچنین در فیه مافیه به زندگی و داستان پیامبران پرداخته است تا از طریق داستان، علاوه بر جذب مخاطب و ایجاد رضایت و خرسندی به اندرز و نصیحت او بپردازد و دشواری های راه سلوک را برای کسانی که بی واسطه توان درک و فهم این مراحل و مراتب را ندارند در قالب داستان، آسان و قابل فهم گرداند. شمس تبریزی بر اساس آرا و اندیشه های خاص خود به داستان پیامبران در گفتارش پرداخته است؛ اما چون هدف او آموزش و نصیحت نمی باشد، مانند مولانا به داستان پردازی و گاهی اوقات به نتیجه گیری هم چندان توجهی ندارد و در داستان پیامبران، بسیاری از اوقات به یک یا حداکثر دو رویداد در زندگی پیامبری توجه کرده است.
۴.

تحلیل سبک شناسی رمان های پاورقی یا عامه پسند براساس نگاهی به رمان پاورقی تاریخی «حمویه» وبررسی شخصیت مرد در این اثر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلید واژه ها: رمان پاورقی عامه پسند عشق وطن تاریخ

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 814 تعداد دانلود : 70
زمینه وهدف: به روش نویسنده یا شاعرسبک می گویند که مفاهیم ومطالب خاص مورد نظر آنهارا نشان می دهد.درآثارادبی بررسی ویژه گی های فکری،ادبی وزبانی موجب می شود که خوانند ه دیدگاه نویسنده رابشناسد .رمان پا ورقی ،پدیده ای نو وشاخه ای از ادبیات است . زبان اثر: پاورقی با زبان ساده و ساختار کلی، نقاط ضعف و نقصهای فرهنگی جامعه را نمایان میسازد. واقعیت های سیاسی، اجتماعی وتاریخی را مانند آیینه در خود منعکس می کند. با آشفتگیهای سیاسی، اجتماعی پایان دوره قاجار، نویسندگانی با قلم تند، پلشتیهای جامعه را به نمایش درآوردند. رمان پاورقی تاریخی""حمویه" با محور عشق و نثری ساده و زبانی روایتگر با تشویق به میهن دوستی نگاشته شد. روش مطالعه:این جستار با روشی توصیفی - تحلیلی به بررسی روایت محتوای فکری رمان تاریخی آن پرداخته است.نکته قابل توجه بررسی شخصیت های تاریخی مرد اثر است یافته ها: رمانهای عامه پسند را به دلیل داشتن کلیشه ها و چهارچوبهای معین در سراسر اثر، وقایع، شخصیّتها، خط سیر داستانی و درونمایه ثابت ازقبیل مثلثها و مربعهای عشقی، دل بستن دختر و پسر میتوان از ادبیات نخبه گرا جدا کرد. همه این مشخصّه ها عمدتاً حول محوری ساده و برای جذاب کردن داستان هستند. نتیجه گیری: زبان این رمانها ، با توجه به نوع مخاطب، ساده، به دور از پیچیدگی است. در این رمانها ، عشق و وطن دو بنمایه اصلی هستند. درواقع عشق زمینی و عشق وطن در موازات یکدیگر قرار دارند .در رمان پاورقی حمویه رویکرد اصلی نویسنده تاریخی بوده وطن پرستی جلوه بیشتری یافته است. کلیدواژگان: رمان پاورقی عامه پسند ، عشق ،وطن،تاریخ
۵.

بررسی و تحلیل ساختارهای انسان گرایی در شخصیت های اساطیری فانتزی منظومه های حماسی بهمن نامه و فرامرزنامه منطبق با نظریه خودشکوفایی آبراهام مزلو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: حماسه شخصیت اساطیری فانتزی آبراهام مزلو بهمن نامه فرامرزنامه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 931 تعداد دانلود : 231
منظومه حماسی بهمن نامه ایرانشاه ابن ابی الخیر در سال 1373 با ویرایش رحیم عفیفی از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر گردیده و منظومه حماسی فرامرزنامه از سرایندگان ناشناس اواخر قرن پنجم نیز با کوشش ماریولین فان زوتفن و ابوالفضل خطیبی در سال 1394 به چاپ رسیده است. در این منظومه های حماسی، با افراد موفق زیادی با ویژگی های والای انسانی مواجه هستیم. از طرفی، ارج نهادن به شاخصه های مطلوب و مثبت انسانی، یکی از محورهای اصلی در مکتب روانشناسی انسان گرا است. بنابراین، می توان این شاخصه ها را در شخصیت های اساطیری مورد بررسی قرار داد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی سعی دارد ساختارهای انسان گرایی در شخصیت های اساطیری فانتزی منظومه های حماسی بهمن نامه و فرامرزنامه منطبق با نظریه خودشکوفایی آبراهام مزلو را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. نتایج پژوهش که از بررسی منابع کتابخانه ای با تحلیل محتوا به دست آمده نشان می دهد که ویژگی های خاص و خارق العاده شخصیت های اصلی این دو اثر حماسی که با استعدادهای خدادادی به خودشکوفایی رسیده اند، در ابعاد رفتاری، گفتاری و فکری، قابل مقایسه با «نظریه خودشکوفایی مزلو» می باشند. اهداف پژوهش: 1.بررسی و تحلیل ساختارهای انسان گرایی در شخصیت های اساطیری فانتزی منظومه های حماسی بهمن نامه و فرامرزنامه. 2.بررسی و تحلیل ساختارهای انسان گرایی نظریه خودشکوفایی آبراهام مزلو منطبق با شخصیت های اساطیری فانتزی منظومه های حماسی بهمن نامه و فرامرزنامه. سؤالات پژوهش: 1.ساختارهای انسان گرایی در شخصیت های اساطیری فانتزی منظومه های حماسی بهمن نامه و فرامرزنامه کدامند؟ 2.کدام ساختارهای انسان گرایی نظریه خودشکوفایی آبراهام مزلو منطبق با شخصیت های اساطیری فانتزی منظومه های حماسی بهمن نامه و فرامرزنامه می باشند؟
۶.

مضمون هایِ همانند در داستانِ ضحّاکِ شاهنامه و اسطوره هایِ مانوی

کلید واژه ها: آز ضحّاک ارمایل و گرمایل کاوه فریدون گاو

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 871 تعداد دانلود : 660
داستانِ ضحّاک یکی از داستان هایِ شاهنامه است که پیش از این پژوهشگران آن را از ابعادِ گوناگون سنجیده اند. نگارنده نیز در این جستار بر آن است به روشِ توصیفی تحلیلی برخی همانندی هایِ این داستان را با اسطوره هایِ مانوی آشکار سازد. دستاوردهایِ پژوهش نشان می دهد که میانِ اساطیرِ مانوی و آنچه در داستانِ ضحّاکِ شاهنامه آمده است، همسانی هایی به این ترتیب دیده می شود: همان گونه که در کیش مانی دیوِ آز مادینه است، ضحّاک نیز بنا به گواهی هایی مادینه است؛ شاید بتوان دو مارِ رُسته بر دوشِ ضحّاک را  تعبیری از دو عفریتِ نر و ماده در کیشِ مانی دانست که نمی توان آن دو را منقطع کرد و در حال رشد هستند؛ در متن هایِ مانوی، اَژْدَهایِ تاریکی را می بینیم که در شباهنگام، بسیار درد و مرگ می زاید به همان سان که اَژْدَهایِ شاهنامه ، هر شب دو مردِ جوان را به آزیگری می کُشد؛ در باورهایِ مانی، هرمزدبغ و فرزندانش به تاریکی می آمیزند که این ترفندی است جنگی و قصدِ رهایی در آن است چنان که ارمایل و گرمایل نیز به ضحّاک می آمیزند امّا رهاییِ انسان ها را در نظر دارند؛ در متن هایِ مانوی، همان گونه که عیسایِ درخشان آدم را از وجودِ آز آگاه می کند، در شاهنامه کاوه مردمان را از وجودِ ضحّاک (آز) می آگاهانَد؛ در متن هایِ مانوی، پس از آن که مهرایزد، هرمزدبغ را از مغاکِ اهریمن رهایی می بخشد، دیوان و اَژْدَهایان را در کوهستان به بند می کَشد هم چنان که فریدونْ ضحّاک را در کوه در بند می کند؛ همان گونه که اَشَقْلون از زادنِ فرزندِ گیهْمُرْد اندوهناگ و بیمار می شود، ضحّاک نیز با آگاهی از تولّدِ فریدون غمگین می گردد و همان سان که گیهْمُرْد، نامِ درختِ لوتوس را بر فرزند می نهد، فریدون نیز درختِ بارْوَر خوانده می شود. اَشَقْلونْ گاو و درخت را نابود می کند و ضحّاکْ مرغزار و گاوِ درونِ آن را از میان برمی دارد.    
۷.

تحلیل شخصیت ها، مفاهیم اساطیری و انواع آن در رمان «سمفونی مردگان»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: نقد اسطوره ای نقد کهن الگویی رمان سمفونی مردگان عباس معروفی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 517 تعداد دانلود : 957
به کار بردن عناصر و مضامین اسطوره ای کهن الگویی، یکی از مفاهیم و مؤلفه های موجود در رمان های فارسی است. در این مقاله کوشش شده است با رویکرد توصیفی تحلیلی، مؤلفه های اسطوره ای در رمان سمفونی مردگان اثر عباس معروفی بررسی شود. کاربرد اسطوره در رمان حاضر ممکن است با قصد قبلی نویسنده و یا با توجّه به کهن الگوهای نخستین بشر، به صورت غیرارادی در رمان آورده شده باشد که نشان گر آگاهی نویسنده از اسطوره ها و نمادهای ایران و جهان، فرهنگ دینی، ملی و قومی است. صرف نظر از درون مایه اصلی رمان که قتل و برادرکشی است و با اسطوره هابیل و قابیل پرورانده شده ، معروفی برای درک رمان خود از اسطوره های مختلفی استفاده کرده است که آن ها را می توان به سه دسته اساطیر شاهنامه ای (سیاوش، ایرج، بیژن و منیژه و...)، حیوانات اساطیری (ققنوس، کلاغ، گرگ، پروانه، ماهی) و مفاهیم اسطوره ای (آفرینش، دوگانه نگری، پالایش، ماندالا، گیاه پیکری و...) تقسیم کرد. نظر به گسترده و وسیع بودن این مفاهیم، در این پژوهش، تنها به مفاهیمی که در پژوهش های دیگر، کمتر به آن ها پرداخته شده است، توجّه می شود.
۸.

«دینِ خُرَّم» در سخنِ فردوسی و پیوندِ آن با کیشِ اسماعیلیِ شاعر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: فردوسی اسماعیلیه دینِ خُرم موبد مانویت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 33 تعداد دانلود : 820
درباره ترکیبِ «دینِ خُرّم» در مصراعی از دیباچه داستانِ سیاوخشِ شاهنامه، سخن بسیار گفته اند. نگارنده نیز در جستارِ پیشِ رو، تعبیر و تأویلِ خویش را از این سخن بازگفته است. به باورِ نویسنده این جستار، با توجّه به این که فردوسی از اسماعیلیان بوده است و بیش ترِ این گروهِ باطنی در ایران، پیش از مسلمان شُدَن، بر باورِ خُرّم دینی بودند و خُرّم دینانْ در پیِ استقلالِ ایران از تازیان برآمدند، فردوسی نیز در بیتِ موردِ نظر، خود را شیفته عمل کردِ سیاسی و فرهنگیِ این گروه و پی رَوی کننده راهِ آنان می داند که در پیِ متابعت از ایشان در ایران دوستی، شاهنامه را سروده است تا این درختِ برومند، بارِ خود را بر همه ایرانیان بپراکَنَد و آنان را بهره مند سازد. گذشته از این، در دیباچه داستانِ سیاوخش، فردوسی از موبدی سخن می گوید ک ه این موبد، همه را به سَخُن گویی، خردمندی، نکوخویی، نرم گویی، توجّه به دست آوردِ ک ردار و جهانِ دی گر سفارش می کند. با ت وجّه به متنی ک ه از شخصی اسماعیلی مذهب (که پیش از آن خُرّم دین بوده) به جا مانده است و تطبیقِ آن با کلامِ موبد در شعرِ فردوسی، این موبدْ نیز باید شخصیّتی خُرّم دینی بوده باشد. برخی اندیشه هایِ مانوی نیز در سخنِ موبد هست که آن نیز پیوندِ او را با اندیشه هایِ خُرّم دینی نشان می دهد؛ زیرا ریشه اندیشه هایِ خُرّم دینی در کیشِ مزدکیان بوده است و آنان نیز در باورهایِ مذهبی، با مانویان پیوند داشته اند؛ پس با توجّه به مذهبِ اسماعیلیِ فردوسی و پیوندِ اسماعیلیّه ب ا خُرّم دینان و همین طور وجودِ سخنانِ موبد با درون مایه هایِ خُرّم دینی، می توان بر آن شد که ماندن بر دینِ خُرّم در سخنِ فردوسی، احتمالاً تأییدِ برخی باورهایِ دینیِ خُرّم دینان (آن چه متناسب با عقایدِ اسماعیلیّه بوده است) و به ویژه پی رَوی از روی کردِ فرهنگیِ آنان است که به سراییدنِ شاهنامه انجامیده است.
۹.

نگاهی به داستانِ پلاطُس (بردارکردگیِ عیسی مسیح) در کوش نامه و سنجشِ آن با متن هایِ دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: پلاطُس عیسی بردارکردگی جابه جایی شکستگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 355 تعداد دانلود : 461
در این جست ار می ک وشیم ت ا ریشه هایِ داستانی را که مانوش، سالارِ روم، ب رایِ کوشِ پیل-دندان می فرستد، در منابعِ ایرانی جست وجو کنیم. در این داستانْ نخستْ به پلاطُس و نقشی که او در تصلیبِ عیسی داشته و به آسمان رفتنِ او اشاره شده است؛ سپس کین کشیِ «شمعون»، حواریِ عیسی، از یهودیان پیش کشیده شده و نهایتاً از حیلۀ دو حواری، «ادنی» و «متّی»، برایِ مسیحی ساختنِ رومیان، سخن به میان آمده است. بخشِ نخستِ داستان (به آسمان رفتنِ عیسی) را در سخنِ مان ویان و سرودهایِ ب ردارک ردگیِ عیسی در مانویّت می-بینیم. بخشِ دوم (انتقامِ شمعون از یهودیان) در تواریخِ دورۀ اسلامی (تاریخِ بلعمی) به پادشاهیْ از رومیان نسبت داده شده است. بخشِ سوم (حیله ساختنِ ادنی و متّی برای مؤمن کردنِ رومیان) را مطابق با قصص الانبیایِ ابواسحاقِ نیشابوری، در کردارِ شمعون می بینیم؛ بنابراین، آنچه در کوش نامه آمده است، همان روایت مانوی/ایرانی، (آمیخته به عناصری اسلامی) است؛ با این تفاوت که در بخشِ دوم، جابه جایی و در بخشِ سوم، شکستگی در رخداد وجود دارد.
۱۰.

حاکمیّتِ عیسی در آخرالزّمان، یک سندِ مانویِ تازه (برگه هایِ 13-14)

کلید واژه ها: مسیح رستاخیز حاکمیت مسیح اندرزی درباره جنگِ بزرگ Ārdhang wifrās

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 602 تعداد دانلود : 242
مدّت زمانِ حکومتِ آخرالزّمانیِ مسیح، در آثاری چون غزل هایِ سلیمان، مکاشفاتِ اخنوخ، مکاشفاتِ باروک و کتابِ چه ارمِ عِزرا بازآمده است. در این آث ار، مسیحْ انسانیْ میرا است ک ه چهارصد سال فرمان رَوایی می کُن د و چنین می نماید که پژوهندگان با استناد به سِفْرِ پیدایش در کتابِ مقدّس، این واقعه را توضیح داده اند. این تصوی ر از فرمان رَواییِ رستاخیزیِ مسیح، به مانویّت نیز راه می یابد؛ به گونه ای که در کتابِ شاپورگانِ مانی و در اثرِ یکی از شاگردانِ مانی با عنوانِ اندرزی درباره جنگِ بزرگ، این تصویرِ رستاخیزیِ مسیح را می بینیم. گزارشِ دیگر از رستاخ یزِ مان ویِ مسیح، در قطع ه هایِ پ ارتیِ M 35/ R/1/-/V/3 و M 907/ R/ دی ده می ش ود ک ه عنوانِ Ārdhang wifrās دارد و هنینگ آن را موعظه/گفت وگو/گُزارشِ اَرْدْهَنگ ترجمه کرده است. نتیجه پژوهشِ پیشِ رو نشان می دهد که از یک سو، متنِ M 35 برافزوده ای بر متنِM 907 است و از سویِ دیگر، Ārdhang wifrās قرینه ای در متنِ شاپورگانِ مانی ندارد و با اثرِ قبطیِ اندرزی درباره جنگِ بزرگ مطابقت می یابد؛ به سخنی دیگر، مت نِ M 35 و M 907 اگر چه خودْ قطعه هایی پارتی (متعلّق به مانویّتِ شرقی) است، به مانویّتِ غربی نزدیک است و آن چه در سِفْرِ پیدایش آمده است. البتّه در دو قطعه پارتی، ت اریخی درج شده است که در متنِ قبطیِ جنگِ ب زرگ آن را نمی بینیم. در بخشِ پایانیِ مقاله، درباره خاست گاهِ فرهنگیِ این تاریخ نیز سخن گفته شده است.
۱۱.

لهراسپِ بیگانه، سگزیانِ ایرانی بررسیِ مفهومِ «ایرانیان» در مصراعِ «همه کشور ایرانیان را دِهَم»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: لهراسپ صابئی بخت النصر ایرانیان سیستان اسفندیار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 485 تعداد دانلود : 517
نگارنده در جستارِ پیشِ رو می کوشد تا با استفاده از منابعِ دوره اسلامی و به روشِ توصیفی تحلیلی، مقصودِ اسفندیار از واژه «ایرانیان» را در این مصراع: «همه کشور ایرانیان را دِهَم» که در هَنگامِ گِله گزاری از گُشتاسپ نزدِ مادرش می گوید، روشن سازد. بسیاری از پِژوهندگانِ شاهنامه این پرسش را مطرح کرده اند که مگر ایران در زمانِ گُشتاسپ در دستِ ایرانیان نبوده است که اسفندیار می خواهد پس از گرفتنِ آن از پدر، آن را در اختیارِ ایرانیان گذارد؟ نتیجه پِژوهش نشان خواهد داد که پهلَوانانِ عهدِ کَیْخُسْرَو، گویا از آنجا که لهراسپ، پدربزرگِ اسفندیار، کیشِ صابئی دارد (در شاهنامه نشانه هایی از آن آمده و در منابعِ دیگر به صابئی بودنِ او به آشکار اشاره شده است) و با بیگانگانی چون بخت النصرِ بابِلی، پیوندهایی بسیار نزدیک داشته است، او را نانِژاده و بیگانه می پنداشتند. اسفندیار در مصراعِ یادشُده و در تقابل با پدرش، می خواهد همین موضوع را پیش کَشد؛ پس «ایرانیان» در سخنِ او یعنی پهلَوانانِ سیستان؛ زیرا پارت ها که خاندانِ زال و گودرز از آنان اند، سرزمینِ خود و پیرامونِ آن را ایران شهر می گفتند و سیستان را می توان با توجّه به شواهدی که خواهد آمد، در پیوند با ایران ویج (پهنه ایرانی) دانست.
۱۲.

ستایش و آفرین بر تو باد

کلید واژه ها: ستایش بزرگان مانویت بازسازی متن های M 80 M 40 M 79 412 Mainz

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 679 تعداد دانلود : 227
در این جستار، با توجّه به سه نسخه پارتیِ M 80، M 40 و M 79 و با در نظر داشتنِ دست نویسِ سُغدیِ Mainz 412، متنی مانوی که درباره ستایشِ بزرگان (Wuzurgān Āfrīwan) است و با عنوانِ «ʽstʼwʼd ʼwd ʼfryd ʽyy tw» (ستایش و آفرین شده ای تو)، بازسازی و ویرایش شده است.
۱۳.

شهریاریِ من، از این جهان نیست: مروری بر سرودِ بردارکردگیِ پارتی

کلید واژه ها: مانی مانویت بازسازی متن مانوی تصلیب عیسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 371 تعداد دانلود : 835
آن چه از پیشِ روی می گذرد، مرور و بازسازیِ متن هایی است مانوی به زبانِ پارتی، درباره تصلیبِ عیسی مسیح که پیش از این متخصّصانِ امر بدان پرداخته اند. نگارنده در این جا می کوشد برایِ شفّافیّتِ بیش تر، ضمنِ ترجمه کاملِ متن، داوریِ خود را از دست نویس ها به دست دهد و توضیحاتی هم درباره بخش هایِ مختلفِ متن می بیاورد.
۱۴.

آموزه های مانی درباره آغاز جهان

کلید واژه ها: برکونای مانی آموزه هایِ مانوی منابع سریانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 712 تعداد دانلود : 559
آن چه پیشِ رویِ قرار می گیرد، نگارشِ تئودور برکونای، اسقفِ مسیحیِ میان رودان است که در سده هشتمِ میلادی، به زبانِ سُریانی نوشته است و در آن به اسطوره ها و باورهایِ مانوی که البتّه آن را گُم راه کُننده می دانسته، پرداخته است. به نظر می رسد، آن چه را برکونای درباره اسطوره هایِ مانوی آورده است، باید از منبعی مانوی (دوبُن نامگ) و یا از مأخذی گرفته باشد که نویسنده آن به خوبی با اندیشه هایِ مانوی اطّلاع داشته است؛ از همین روی، گزارشِ او از اسطوره هایِ مانوی بسیار دقیق و درست است.
۱۵.

بازتاب سنت های شفاهی ایرانی در ادبیات مانویّت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 734 تعداد دانلود : 405
معروف است که ادبیاتِ مانوی، مواردِ ادبی را از سُنّت هایِ ایرانی فراگرفته و استفاده کرده است. از آن جایی که احتمالاً بیش ترِ ادبیّاتِ ایرانی تا پیش از قرنِ سوم اصلاً مکتوب نشده بود، فرض را بر این می گُذاریم که مانوی ها این مواردِ ادبی را از طریقِ سُنّت هایِ شفاهیِ ایرانی گرفته اند. در واقع ایرانیان، به گفتهٔ نویسندهٔ دین-کرد حتّی در قرنِ نُهُم، سُنّت هایِ شفاهی را بر مکتوب برتری می دادند:
۱۶.

جایگاه مریم مجدلیّه در متن های گنوسی با تکیه بر متن پارتیِ مانوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: گنوس مریم مجدلیّه عیسی مانی سرود تصلیب مانوی پارتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 912 تعداد دانلود : 139
چنان که بسیاری از پژوهندگان کیش مانی اشاره داشته اند، مانی از اندیشه های گنوسی متأثّر بوده است و مطالعه متن ها و باورهای گنوسی مانوی، ویژگی هایی همانند را میان مانویان و گنوسیان آشکار می کند. در پژوهش پیش ِ رو، یکی از همین همانندی ها، یعنی شباهت جایگاه مریم مجدلیّه را در متن های گنوسی (انجیل های توماس، حقیقت، فیلیپ، مریم و...) و متن های مانوی، با تکیه بر متن پارتی M6281+M6246 بررسی می کنیم. در پایان درخواهیم یافت همان گونه که گنوسیان مریم را بزرگ می دارند و او را جانشین حقیقی و نخست دیدارکننده با عیسی در پس از رستاخیز می دانند، در متن مانوی نیز مریم نخستین کسی است که پس از برخاستن از گور با عیسی دیدار می کند و بر حواریون و ازجمله پطرس که در مسیحیّت رسمی جانشین عیسی است، راز جهان را آشکار می کند. در این متن مریم را آموزگار حواریون و جانشین عیسی می یابیم.
۱۷.

حماسه ایرانی و کتاب غولان مانوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: کتاب غولان سنت های حماسی شاهنامه اسطوره مانی مانویت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 248 تعداد دانلود : 91
در این جستار به بررسیِ پیوند میانِ سنّتِ حماسیِ کهنِ ایرانی و کتاب ِ غولانِ مانی پرداخته ام: روایتِ حماسی اسطوره ای و داستان هایِ پُرآوازه گذشته درباره سرچشمه جهان و انسان، تا اندازه ای در اسطوره مانی و مبلّغانِ مانوی گنجانده شده و با سنّت هایِ اسطوره ای و در پیوند با کتابِ مقدّس درباره غولان و طوفان برآمیخته است. مانیْ اسطوره هایِ ایرانی را دگرگون کرده است تا با روایتِ خویش از پیدایشِ گیتی هم آهنگی یابد. همه قطعه هایِ ادبیِ بازمانده از مانی که دربردارنده اشاره هایی به سنّتِ حماسیِ ایران است، برایِ آسانیِ کار در این جا گرد آمده است.
۱۸.

بیم و امیدِ فردوسی در دیباچه ی داستانِ بیژن و منیژه (بیم از سیاهیِ عبّاسیان و امید به نورانیّتِ اسماعیلیان)

کلید واژه ها: تیرگی ماه هلالی شکل بهرام و کیوان و تیر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 37 تعداد دانلود : 343
فردوسی در دیباچه ی داستانِ بیژن و منیژه، از شبی سیاه سخن به میان می آوَرَد و پیوسته این تیرگی را با مشبّهٌ به هایی چون: شَبَه، قیر، فرشِ سیاه رنگ، پَرِ زاغ، زنگارِ گرد، پولادِ زنگ زده، اهریمن و مارِ سیاه به تصویر می کشد. شاعر در همان بیتِ نخست از ناآشکارگیِ بهرام و کَیوان و تیر سخن می گوید و در پی، ماه را در ریختِ هلالی اش وصف می کند. می توان چنین پنداشت ک ه تیرگیِ مطلق، نشانِ چیرگیِ خلیفگانِ عرب و دست نشانده هایِ تُرکِ آنها است. ناپیداییِ بهرام (نشانِ جنگاوری/آهنگری، ستوربانی، داروگری)، کَیوان (نشانِ کشاورزی و آبادکردنِ زمین ها و چشمه ها) و تیر (نشانِ فلسفه، علم و بلاغت و قلم)، نشانی است بر از میان رفتنِ طبقاتِ اجتماعیِ ایران (ارتیشتاران، آزادان و دبیران) و هلالِ ماه با نوری خُرد، نشان دهنده ی امید برایِ استقلالِ ایران است در پرتوِ حکومتِ اسماعیلیان و آلِ بویه و شکوفاییِ علمی در دورانِ فردوسی.
۱۹.

مسیح در مانویّت

کلید واژه ها: عیسای درخشان عیسای رنجبر عیسای تاریخی عیسای خردسال عیسای ماه عیسای عروج یافته

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 58 تعداد دانلود : 684
در مانویّت، همانندِ نظام هایِ گنوسیِ پیشین، واژه مسیح (در یونانی: «تدهین شده») و عیسی مسیح به روش هایِ گوناگون استفاده می شد؛ البتّه [مسیح و عیسی مسیح] نسبت به واژه عیسی به تنهایی، کاربُردی کم تر داشت. فهمِ مناسب از لقبِ مسیح، تنها در کنارِ نامِ عیسی حاصل می-شود؛ در نتیجه، این جا به گونه ای کوتاه، به بررسیِ نامِ عیسی خواهیم پرداخت.
۲۰.

آیا ضحّاک شاهنامه را می توان مادینه پنداشت؟(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: عقیمی ضحّاک آز مادینه مانوی مردیانگ ارنواز ناگی تیامت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 813 تعداد دانلود : 706
اگرچه ضحّاک در شاهنامه «نراژدها» خوانده می شود، او را بنا بر گواهی هایی می توان مؤنث پنداشت که آن عبارت است از: 1- همان گ ونه که در کیش مانی، دیوِ بی شرمِ آز جنسیتِ زنانه دارد، ضحّاک نیز که نماد آز در شاهنامه است، ممکن است مادینه باشد. در شاهنامه، ابلیس در برابر خدماتش به ضحّاک، جایی از تن او را می بوسد که محارم اجازه بوسیدن دارند. این نشانی است بر جنسیتِ غیر متعارفِ ضحّاک؛ 2- ضحّاک شاهنامه و مُردیانگِ مادینه مانوی هر دو ابزارِ دستِ اهریمن هستند و می خواهند جهان را از مردم تهی کنند. این کارویژه همسان، جنسیتِ مادینه ضحّاک را تداعی می کند؛ 3- ضحّاک پس از سالیان زندگی با ارن واز و شهرناز، صاحب فرزند نمی شود که این نکته ناتوانی او را در مردانگی می رساند؛ 4- پژوهندگانی معتقدند واژه ارن واز در یشت های اوستا که واژه ای مؤنث است، صفت اژدهاکه بوده است که از او جدا شده و در شکل زنی به نام ارنواز در متن ها آشکار شده است؛ 5- پژوهنده ای دیگر اژی را با همتای بودایی آن، ناگی، سنجیده است؛ موجودی ک ه از دوشِ او مار روییده و مؤنث است؛ 6- اژی دهاکه اوستا از آب برآمده است و ازدهاک در بندهش در سپیدرودِ آذربایجان، مُرادِ خود را از اهریمن و دیوان می جوید. او در شاهنامه نظم کیهانی را برمی آشوبد و طبقات اجتماعی را بر هم می زند. همین ویژگی ها درباره تیامتِ میان رودی نیز دیده می شود که این همانندی ها می تواند ما را بر آن دارد، ضحّاک چون تیامت مادینه است؛ 7- در برخی متن های دوره اسلامی، رفتارِ ضحّاک، به کردار زنان تشبیه شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان