طب ورزشی

طب ورزشی

طب ورزشی سال دهم بهار و تابستان 1397 شماره 1 (پیاپی 20)

مقالات

۱.

روایی و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه مشکلات سلامت مرکز تحقیقات آسیب های ورزشی اسلو (OSTRC)

تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۳۵
پرسشنامه مشکلات سلامتOSTRC تاکنون به زبان های نروژی، دانمارکی و سوئدی ترجمه شده است و با توجه به نبود پرسشنامه ای مشابه در ایران و ضرورت استفاده از ابزارهای نوین و معتبر در حیطه همه گیرشناسی ورزشی، بومی سازی و بررسی روایی و پایایی نسخه فارسی این پرسشنامه به عنوان هدف این تحقیق در نظر گرفته شد. با استفاده از روش ترجمه-بازترجمه، اصلاحات لازم انجام و فرم نهایی پرسشنامه تهیه شد. به منظور تعیین روایی محتوا، از دو روش CVI و CVR، برای تعیین میزان پایایی، از آزمون همسانی درونی (آلفا کرونباخ)، به منظور ارزیابی پایایی آزمون-آزمون مجدد استفاده شد. برای بررسی پایایی سؤال های دیگر تحقیق از آزمون ناپارامتریک ضریب توافق کاپا استفاده شد. نتایج CVI حاکی از آن بود که تمامی سؤالات دارای نمره CVI بالاتر از 79/0 (در مقیاس ارتباط 92/0، وضوح 98/0؛ سادگی 99/0 و ابهام 94/0) بودند. شایان ذکر است متوسط شاخص روایی محتوا (S-CVI/Ave) پرسشنامه 95/0 بود (1-85/0). آنالیز آماری نشان داد که همسانی درونی 4 سؤال ابتدایی پرسشنامه دارای آلفای کرونباخ برابر با 89/0 است. ضریب توافق کاپا (001/0P=) نیز 71/0 تا 81/0 به دست آمد. در نهایت با توجه به یافته های تحقیق حاضر، پرسشنامه مشکلات سلامت مرکز تحقیقات آسیب های ورزشی اسلو نشان از ظهور روشی جدید در ثبت انواع مشکلات سلامت در ورزش دارد، به طوری که این روش در پایش و ثبت آسیب های حاد، آسیب های مزمن و همچنین بیماری در جمعیت ورزشکار پایا و معتبر است.
۲.

ارتباط بین نتایج تست Y با دستگاه توزیع فشار در ارزیابی تعادل پویای افراد دارای قوس های کف پایی با ارتفاع مختلف

تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۲۲
با توجه به اینکه کف پا پایین ترین قسمت زنجیره حرکتی بدن را تشکیل می دهد و محدوده کوچکی از سطح اتکا را برای حفظ تعادل فراهم می کند، منطقی به نظر می رسد که تغییرات بیومکانیکی در محدوده سطح اتکا بتواند کنترل تعادل را تحت تأثیر قرار دهد. هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه بین نتایج تست Y با دستگاه توزیع فشار کف پایی در ارزیابی تعادل پویای افراد دارای قوس هایی با ارتفاع مختلف در کف پاست. 80 فرد واجد شرایط، در قالب افراد دارای کف پای طبیعی (28 نفر)، قوس طولی داخلی افزایش یافته (25 نفر) و قوس طولی داخلی کاهش یافته (27 نفر)، به عنوان آزمودنی انتخاب شدند. برای تشخیص شکل پا از شاخص افت استخوان ناوی و برای ارزیابی تعادل پویا از تست تعادلی Yو دستگاه توزیع فشار به صورت همزمان استفاده شد. داده ها پس از بررسی توصیفی با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون در سطح 05/0P £ تجزیه وتحلیل آماری شدند. نتایج نشان داد که بین نتایج تستY با دستگاه توزیع فشار در ارزیابی تعادل پویای افراد دارای قوس کف پایی با ارتفاع مختلف ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد (337/0= r، 002/0=P) و در افراد دارای پرونیشن افزایش یافته (138/0= r، 493/0= P)، سوپینیشن افزایش یافته (255/0 =r، 218/0= P) و کف پای طبیعی (349/0=r، 06/0=P) ارتباط معناداری وجود ندارد. بنابراین احتمالاً استفاده از تست Y برای ارزیابی تعادل پویا در افراد دارای قوس های کف پایی با ارتفاع مختلف از دقت کافی برخوردار نباشد و بهتر است در تحقیقاتی که فاکتور و هدف اصلی آنها ارزیابی تعادل پویاست، از تست های جایگزین و با حساسیت بیشتری استفاده شود.
۳.

اثر سه هفته برنامه تمرینی عصبی عضلانی و ماندگاری آن بر الگوی حرکتی فرود-پرش در دختران فعال دارای ولگوس زانو

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۲۷
ولگوس داینامیک زانو حین کاهش شتاب و فرود در فعالیت های ورزشی می تواند عامل بسیاری از آسیب های حاد و مزمن زانو در زنان ورزشکار باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر سه هفته تمرین عصبی عضلانی و ماندگاری آن پس از سه ماه بر الگوی حرکتی فرود پرش در دانش آموزان دختر فعال 18-15 ساله دارای ولگوس داینامیک زانو بود. بدین منظور با استفاده از تست اسکات دوپا داوطلبان شرکت در پژوهش غربالگری شدند و در نهایت 24 نفر دارای ولگوس داینامیک زانو (12 نفرگروه تمرین و 12 نفر گروه کنترل) به عنوان آزمودنی انتخاب شدند. زاویه ولگوس و فلکشن زانو با روش ارزیابی دوبعدی با استفاده از دو عدد دوربین ویدئویی کاسیو ساخت ژاپن، مدل CASIO-Ex-F1، قبل و بلافاصله پس از اعمال برنامه تمرینی در دو گروه کنترل و تمرین و مجدداً زاویه ولگوس زانو سه ماه بعد حین اجرای تست فرود پرش محاسبه شد. برای مقایسه زاویه فلکشن و ولگوس داینامیک زانو قبل و بلافاصله بعد و سه ماه پس از اعمال برنامه تمرینی در گروه کنترل و تمرین از آزمون آماری Repeated measures و در صورت معنا داری از آزمون t مستقل و t همبسته برای تشخیص تفاوت های بین گروهی و درون گروهی استفاده شد. نتایج نشان داد میانگین زاویه ولگوس زانو در گروه تمرین پس از اعمال مداخله تمرینی کاهش یافته و این اختلاف معنا دار است (001/0=P) همچنین میانگین زاویه فلکشن زانو گروه تمرین افزایش معنا داری یافته است (04/0=P). همچنین نتایج آزمون t زوجی برای مقایسه زاویه ولگوس زانو در گروه تمرین پس از اتمام پروتکل و سه ماه پس از آن افزایش معنا داری را در این متغیر نشان داد (05/0=P). نتایج پژوهش حاضر نشان داد اگرچه مداخله تمرینی عصبی عضلانی سه هفته ای موجب بهبود الگوی حرکتی فرود پرش در دانش آموزان دختر فعال می شود، میزان ماندگاری اثر این تمرینات پس از سه ماه کاهش می یابد.
۴.

تأثیر تمرین عصبی-عضلانی بر عملکرد حرکتی و قدرت زنان فعال مبتلا به نقص غلبه پا

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۲۳
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرین عصبی- عضلانی بر عملکرد حرکتی و قدرت زنان فعال با نقص غلبه پا بود. 26 زن فعال دارای نقص غلبه پا (25-18سال) به صورت هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی در گروه کنترل و تمرین قرار گرفتند. حداکثر گشتاور اکستنسوری و فلکسوری زانوی برتر و غیربرتر با استفاده از دستگاه ایزوکینتیک به صورت کانسنتریک و اکسنتریک و با سرعت60 درجه بر ثانیه و عملکرد حرکتی به وسیله پرش تاک اندازه گیری شد. هر دو گروه پیش آزمون را پیش از شروع دوره تمرینی و پس آزمون را دو روز بعد از اتمام تمرینات در گروه تجربی انجام دادند. برای تحلیل آماری از آزمون های t همبسته و آنالیز کوواریانس در سطح معناداری 95/0 استفاده شد. در پیش آزمون عملکرد حرکتی و قدرت بین دو گروه تمرین و کنترل اختلاف معناداری مشاهده نشد (05/0<P). آزمون تی همبسته نشان از اختلاف معنادار عملکرد حرکتی و قدرت در گروه تمرین داشت (05/0>P). درحالی که نمرات عملکرد حرکتی و قدرت گروه کنترل اختلاف معناداری را نشان نداد (05/0<P). همچنین در پس آزمون، اختلاف معناداری بین امتیازهای دو گروه یافت شد (05/0>P). با توجه به تأثیر تمرینات نوروماسکولار بر بهبود عملکرد و قدرت اندام تحتانی زنان دارای غلبه پا، استفاده از این تمرینات در برنامه های پیشگیری و بازتوانی افراد پیشنهاد می شود.
۵.

بررسی زمان بندی و الگوی فعالیت عضلات کمربند شانه ای بازیکنان نخبه تنیس روی میز با و بدون سندروم گیرافتادگی شانه در حین اجرای ضربه فورهند تاپ اسپین

تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۳۶
در سندروم گیرافتادگی شانه، فعالیت عضلات اسکپولوهومرال در ورزش هایی همانند رشته تنیس روی میز که در آنها دست بالاتر از سطح شانه فعالیت می کند، با تغییراتی همراه بوده و به لحاظ نظری این تغییرات مربوط به تغییر در استراتژی های برنامه حرکتی است. یکی از مقیاس های مهم بررسی هماهنگی عضلانی و کنترل حرکتی در عضلات کمربند شانه ای، مطالعه درباره زمان بندی فعال شدن عضلات است. هدف از این مطالعه، بررسی تفاوت زمان فعال شدن و غیرفعال شدن عضلات و الگوی فعال شدن عضلات کمربند شانه ای بازیکنان نخبه تنیس روی میز با و بدون سندروم گیرافتادگی شانه است. بدین منظور، 30 بازیکن نخبه تنیس روی میز مرد 20 تا 28 سال در دو گروه 15 نفره دارای سندروم (میانگین سن= 1/65±(25/12 و بدون سندروم گیرافتادگی شانه (میانگین سن =55/1±43/24) به صورت هدفمند انتخاب شدند و از سمت برتر اندام فوقانی نمونه ها، زمان بندی فعالیت عضلات فوق خاری، ذوزنقه ای فوقانی، ذوزنقه ای تحتانی، دندانه ای قدامی، دوسر بازویی و دلتویید قدامی، توسط دستگاه الکترومایوگرافی سطحی در حین ضربه فورهند تاپ اسپین تنیس روی میز اندازه گیری شد. پس از محرز شدن طبیعی بودن داده ها توسط آزمون شاپیرو-ویلک، از آزمون تی مستقل برای مقایسه نتایج دو گروه توسط نرم افزار SPSS نسخه 20 در سطح معناداری 05/0>P استفاده شد. نتایج آزمون تی مستقل نشان داد که عضلات دندانه قدامی (P=0/001) و ذوزنقه فوقانی (P=0/004) به ترتیب به طور معناداری در گروه مبتلا دیرتر و زودتر نسبت به گروه سالم شروع به فعالیت می کند. همچنین الگوی فعال شدن عضلات در گروه بیمار به نسبت گروه سالم دستخوش تغییراتی شده بود. نتایج این تحقیق نشان می دهد که عملکرد عضلات ثبات دهنده کتف در ورزشکاران رشته های بالای سر که دارای علائم گیرافتادگی شانه هستند، از لحاظ زمان بندی دچار اختلال می شود و این فرض را که سندروم گیرافتادگی شانه ممکن است با اختلال عملکرد از نظر زمان بندی و هماهنگی فعالیت عضلات اسکپولاتوراسیک و گلنوهومرال مرتبط باشد، تأیید می کند.
۶.

اثر ارتفاع قرارگیری دو نوع کوله بر متغیرهای کینتیکی و کینماتیکی راه رفتن دانش آموزان 8 تا 11 سال

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۱۷
هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر ارتفاع قرارگیری (پایین و میانه پشت) دو نوع کوله (کوله پشتی مرسوم و کوله اصلاح شده) با بار 10 درصد وزن بدن، بر پارامترهای کینتیکی (شامل حداکثر نیروی عمودی اول و دوم، حداقل نیرو و نرخ بارگذاری) و کینماتیکی (شامل آهنگ قدم برداری، طول و عرض گام، مدت مرحله نوسان و حمایت دوگانه) راه رفتن دانش آموزان بود. 28 پسر دبستانی پس از بررسی معیارهای ورود و خروج در پژوهش شرکت کردند و در چهار حالت شامل کوله پشتی پایین، کوله پشتی میانه، کوله اصلاح شده پایین، و کوله اصلاح شده میانه پشت با دستگاه تردمیل گیت وی ارزیابی شدند. آزمون اندازه های تکراری نشان داد میانگین پیک اول و دوم کوله پشتی میانه پشت از سایر حالت ها بالاتر است و با حالت پایین پشت اختلاف معنادار دارد (05/0>P). بین کوله ها نیز حداقل نیروی عمودی در کوله پشتی پایین، بیشتر از هر دو وضعیت کوله اصلاح شده بود (05/0>P). با توجه به افزایش پیک اول و دوم نیرو در موقعیت میانه نسبت به موقعیت پایین در کوله پشتی، به نظر می رسد قرار دادن کوله پشتی در ناحیه کمر از نظر نیروی وارده به بدن بهتر باشد، ولی این تفاوت برای کوله اصلاح شده دیده نشد.
۷.

تأثیر دستکاری سیستم های حس عمقی، بینایی و دهلیزی بر کنترل پاسچر شناگران باسابقه و مبتدی

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۲۶
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر دستکاری سیستم های دخیل بر کنترل پاسچر شناگران با سابقه و مبتدی می پردازد. مطالعه بر روی 80 نفر از شناگران (دختر و پسر) با دامنه سنی 15 تا 20 سال انجام گرفت که به روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفدار برای پژوهش انتخاب شده بودند. در این مطالعه برای اندازه گیری کنترل پاسچر از آزمون عملکردی ایستاده تک اندام (SLS) تحت چهار شرایط حسی مختلف (ایستادن روی سطح سخت با چشمان باز، ایستادن روی فوم با هایپراکستنشن سر، ایستادن روی سطح سخت با چشمان بسته و هایپراکستنشن سر، و ایستادن روی فوم با چشمان بسته) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه، برای بررسی تغییرات بین گروهی؛ و آزمون تعقیبی توکی برای مقایسه های دوبه دو در سطح معناداری (05/0P≤) استفاده شد. نتایج نشان داد سهم سیستم دهلیزی در کنترل پاسچر شناگران باسابقه نسبت به شناگران مبتدی بیشتر است (03/0P=). همچنین تفاوتی در سیستم های بینایی و حس عمقی در شناگران باسابقه نسبت به شناگران مبتدی مشاهده نشد. از این رو می توان نتیجه گرفت که شنا موجب تقویت سیستم دهلیزی می شود.
۸.

تأثیر تمرینات بنیادین بر حرکات عملکردی پایه و تخصصی در دانشجویان دختر

تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۲۴
ناتوانی در انجام حرکات عملکردی از مهم ترین عوامل ایجاد آسیب های عضلانی اسکلتی است. در تحقیق حاضر، مطالعه شد که تمرین حرکات بنیادین ثبات بخشی پویای عصبی عضلانی[1]، چه اندازه موجب بهبود انواع حرکات عملکردی می شود. نمونه تحقیق شامل 34 دانشجوی دختر بود که به طور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. سن، قد و وزن گروه تجربی به ترتیب 68/0± 8/18، 63/5± 4/160 سانتی متر و 41/14±4/61 کیلوگرم و گروه شاهد 91/0± 9/18، 16/3± 5/160 سانتی متر و 10/12±2/61 کیلوگرم بود. گروه شاهد تمرینات معمول و گروه تجربی پروتکل مطالعه را 3جلسه 50 دقیقه ای در هفته به مدت شش هفته انجام دادند. از پنج آزمون حرکتی به عنوان نشانگرهای اثربخشی تمرینات استفاده شد. تحلیل واریانس برای اندازه های تکراری بیانگر وجود تعامل معنادار در هر پنج آزمون حرکتی به نفع گروه تجربی بود  (29/0 ≤ƞ2 و 001/0 P≤ و 13/4 ≤(32و1)F). براساس ضرایب مجذور اتا، کمترین و بیشترین تفاوت ضریب پیشرفت به ترتیب در آزمون های تعادلY و غربالگری حرکات عملکردی مشاهده شد. یافته ها مؤید آن است که می توان از تمرین حرکات بنیادین برای بهبود حرکات عملکردی استفاده کرد. بهبود کمتر حرکات عملکردی تخصصی تر نشان می دهد که آنها احتمالاً علاوه بر حرکات بنیادین به تمرین تخصصی حرکت نیز نیاز دارند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۲