کهن نامه ادب پارسی

کهن نامه ادب پارسی

کهن نامه ادب پارسی سال نهم پاییز و زمستان 1397 شماره 2 (پیاپی 27)

مقالات

۱.

مفهومِ بلاغیِ «تأکید و تشخّص» در ترکیبات آثار سعدی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۲
فرایندِ جابه جایی اجزا که برای بیانِ معانی و اغراضِ بلاغی یکی از اصلی ترین کانال های بلاغت در زبانِ فارسی است، افزون بر واحدِ بزرگی چون جمله، در انواعِ ترکیبات نیز کاربرد دارد. «تأکید و تشخّص» به عنوانِ یکی از مهم ترین اغراضِ بلاغی، عاملِ اصلی در تغییراتی است که در جایگاهِ اجزای ترکیبات رخ می دهد. انواعِ ترکیبات (اضافی، وصفی، عطفی و متمّمی) که اجزای آنها در حالتِ عادی جایگاه ثابت و مشخّصی دارند، هنگامی که جزء دومِ آنها مورد تأکیدِ گوینده باشد، برای نمایشِ تشخّص آن جزء، با ظرفیت هایی که در زبان فارسی برای دستکاری در ترکیبات وجود دارد، تغییراتی در ساختار آنها ایجاد می شود که با شکلِ معمول و متداولِ آنها متفاوت است. در این مقاله با تکیه بر کلام سعدی و با روشِ تحلیلی تشریحی، انواع ترکیبات را با رویکردِ بلاغی و از منظرِ «تأکید و تشخّص» بررسی می کنیم تا شگردهایی که در گذشته برای نمایشِ تشخّص در انواع ترکیبات استفاده شده است، نمایان گردد. حاصلِ کار نشان می دهد که در گذشته برای تأکید و تشخّص در هریک از انواعِ ترکیبات از ظرفیت های زبانیِ خاصی استفاده می شده است و از طریق نشانه های زبانی می توان حالتی را که یک ترکیب در مرکزِ توجّه است، از صورتِ عادیِ آن متمایز کرد.
۲.

تحلیل تطبیقی دگردیسی عرفانی در داستان دقوقی و اندیشة ابن عربی

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۳
داستان دقوقی در مثنوی مولوی مشتمل بر مباحث مختلف عرفانی، چندآوایی و مبهم است. از جمله موضوعات مبهم این داستان، «دگردیسی عرفانی» است که از مباحث مطرح در عرفان و وجه مشترک فکری بسیاری از عارفان اسلامی است که به اشکال و شیوه های گوناگون در آثار آن ها نمود یافته است. در داستان دقوقی نیز این دگردیسی از چند وجه قابل بررسی است. در پژوهش پیش رو، به روش استقرایی- تحلیلی و با بهره گیری از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای در پی تشریح وجوه این تحوّل عرفانی برآمده ایم و برای تبیین موضوع به صورت تطبیقی، دگردیسی های موجود در داستان مذکور را به صورت تطبیقی با اندیشه های ابن عربی و پیروان او ستجیده ایم. دستاورد پژوهش گویای این است که دگردیسی عرفانی در داستان دقوقی با اندیشه های نظری عرفان ابن عربی قابل تطبیق است و نظر به داستان دقوقی از این دریچه می تواند در تبیین آن مفید باشد و بیانگر میزان نزدیکی اندیشه های دو نامبرده است.
۳.

سنخ شناسی و بررسی الگوهای ساختاری تیپ ابلهان در قصه های عامیانه طنزآمیز ایرانی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۷
این جستار، الگوهای ساختاری تیپ احمقان/ابلهان را در قصه های عامیانه طنزآمیز ایرانی سنخ شناسی و بررسی می کند. از میان قصه های عامیانه، تیپ احمقان، از جمله تیپ های مهم در میان قصه های شوخی است که آرنه، تامپسون، مارزولف، و آتر گرد آورده و از 1200 تا 1999 دسته بندی کرده اند. این تیپ قصه ها، ویژگی های ساختاری و سنخی خاص خود را دارند. برای نیل به این ویژگی ها، پیکره دادگانی از کتاب مارزولف (1377) انتخاب، و تیپ هر قصه بر اساس نقش معرف کنش و کنش موجد نقش در قالب سه کارکرد ویژه/خویشکاری سنخ شناسی و بررسی و تحلیل شد و الگوهای ساختاری آنها استخراج گشت. بر این اساس، تیپ ابلهان، واحد خودبنیادی تعریف شد که در آن کارکرد ویژه ابلهان از همنشینی نقش و کنش حاصل می آید بدین معنا که کنش های تیپ احمق معرف نقش ابلهانه او در قصه ها، و متقابلاً، منبعث از نقش ابلهانه اوست که از مجموعه کنش های ابلهانه حاصل می آید. همچنین، دو الگوی ساختاری احمق در مقام کارگزار (با خود و دیگری) و کارپذیر (با خود و دیگری) در قصه ها شناسایی شد. از جمله مهم ترین یافته ها یکی این است که قصه های ابلهان واحدهای خودبنیادی هستند که می توان آنها را بر اساس نقش معرف کنش و کنش معرف طنز دسته بندی و تحلیل کرد.
۴.

از البرز تا قاف: بررسی تطبیقی دو رشته کوه اسطوره ای

تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۵۱
"البرز" و "قاف" دو رشته کوه اسطوره ای در باور جمعی اقوام ایرانی و عربی است که در روایت های اسطوره ای به سه طریق به کار رفته اند: گاه مستقل از یکدیگر، گاه به صورت این همانی (یکسان پنداری) و در برخی موارد هم یکی را نتیجه دیگری پنداشته اند. البرز اساطیری ریشه در ایران باستان دارد و با مسائل دینی زرتشتی درآمیخته است و قاف، اسطوره ای مربوط به دوره اسلامی است و صبغه عربی آن غالب است. با توجّه به ویژگی های مشابه و مشترکی که این کوه ها با یکدیگر دارند و در برخی منابع دوره اسلامی نیز بعضاً به جای یکدیگر به کار رفته اند، نوشتار حاضر در واقع، تحقیقی است انتقادی پیرامون ساختارها و کارکردهای این دو رشته کوه اساطیری. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که آیا اسطوره قاف در دوره اسلامی، دگردیسی همان البرز اساطیری ایرانی است؟ یا اینکه هر کدام از این کوه ها هویّت و ساختار اسطوره ای مستقلّ و متفاوتی دارند؟ فرضیه ما این است که اسطوره قاف در منابع دوره اسلامی، طرح و الگویی از اسطوره ایرانی البرز باشد. هدف این پژوهش، بررسی تطبیقی ویژگی های مشترک این رشته کوه های اساطیری است تا از این رهگذر، همانندی های موجود و علّت یکسان پنداری آن ها مشخص شود.
۵.

«ردیف و کارکردهای آن در شعر شاعران حوزه ادبی عراق»

تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۱۸
ردیف یکی از ارکان موسیقی کناری شعر است که نقش مهمی در زیبایی شعر کلاسیک فارسی از بدو پیدایش آن داشته است. اما از آنجا که سبک بینابین قرن ششم آغاز استفاده پیچیده و هنرمندانه از ردیف در حوزه ادبی عراق است، این پژوهش بر آن است تا به شیوه توصیفی- تحلیلی دریابد ردیف در شعر شاعران سبک سلجوقی تا چه میزان و با چه کارکردهایی رواج داشته است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد شاعران قرن ششم نخستین شاعرانی هستند که به طور گسترده از ردیف های اسمی دشوار و ردیف های فعلی مختلف با کارکردهای متنوع هنری، غیر هنری و حتی گاه نامتعارف و منفی در اشعارشان استفاده کردند؛ و همین امر یکی از عوامل تمایز سبک سلجوقی از شعر سبک خراسانی است. با توجه به نتایج تحقیق، ردیف فعلی با 55 % پرکاربردین ردیف در اشعار شاعران این دوره است. مهمترین کارکردهای هنری ردیف در شعر این شاعران عبارتند از: فراهنجاری، تناسب با مضمون شعر، ایجاد صور خیال، روایتگری فکر و اندیشه شاعر و ایجاد موسیقی درونی.
۶.

کارکرد ماورائی اسطوره در بخش اساطیری شاهنامه

تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۱۲۹
اسطوره را نباید صرفا افسانه هایی روایی اغراق آمیز و استحاله شده از وقایع تاریخی دانست؛ چرا که این روایت ها در جنب پر کردن خلاء علمی و تاریخی بشر، پاسخ دهنده بسیاری از نیازهای از روحی و روانی جوامع انسانی از عصر باستان بدین سو نیز بوده اند. با چنین رویکردی، جوزف کمبل، صاحب نظریه تک اسطوره (سفرقهرمان)، به پشتوانه سال ها مطالعه و تحقیق در باب اساطیر مختلف تمدن های گوناگون، قائل به چهار کارکرد اصلی برای اسطوره است. این کارکردها عبارتند از: کارکرد ماورائی، کارکرد کیهان شناختی، کارکرد جامعه شناختی و کارکرد تعلیم و تربیتی. به باور وی این کارکردها جهان شمول بوده و بر تمام آثار اسطوره ای جهان، قابلیت تطبیق دارد. از آن جا که شاهنامه ی فردوسی، عرصه ی ظهور و بروز اساطیر بزرگ ایرانی را فراهم آورده است؛ مصادیق این کارکردهای چهارگانه را می توان در داستان های مختلف آن مشاهده وتبیین کرد. در این پژوهش کارکردهای ماورائی اسطوره که حالتی آمیخته از هراس واحترام و بهت در برابر عظمت و مجهولات عالم هستی در ذهن آدمی پدید می آورد و تضمین کننده امنیت عاطفی و روانی انسان ها است؛ در بخش اساطیری شاهنامه مورد بررسی و کنکاش قرار گرفته و جلوه های مختلف آن به تصویرکشیده می شود.
۷.

تغییرات الگوی روایی منظومه های پهلوانی بعد از شاهنامه (با تأکید بر روایت سام نامه)

تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۴۱
منظومه های حماسی پس از شاهنامه، در عین تقلید این آثار از متن معیار شاهنامة فردوسی در سطوح زبانی و ادبی، در سطح روایی دچار تغییرات عمیقی شده اند. در این پژوهش، به منظور بررسی این تغییرات، الگوی روایی و کیفیت ترکیب پیرفت ها در چهار متن گرشاسپ نامه، برزونامه، شهریارنامه و در نهایت، به طور خاص، سام نامه مقایسه و تحلیل شده است. در مرحلة نخست به بررسی شیوه های مختلف ترکیب پیرفت های هر منظومه پرداخته شده و نتایج تحلیل در قالب چهار فرمول کلّی ارائه شده است. در ادامه با در نظر گرفتن بسامد و کارکرد پیرفت های فرعی به این نتیجه رسیدیم که تغییر اساسی کارکردِ منظومه های حماسی در دوره های متأخّر و تمرکز بیشتر سرایندگان بر قصه گویی، منجر به شکل گیری گفتمانی خاص با ویژگی هایی چون تکثّر پیرفت های فرعی با کارکرد یکسان یا مشابه و به تبع آن تکثّر شخصیت های مختلف با خویشکاری یکسان و از سوی دیگر به تعویق افتادن هر چه بیشتر گره گشایی در این منظومه ها، خصوصا سام نامه شده است، که این موارد نمایانگر تأکید بیشتر سرایندگان بر کنش های خاص و قصه گویی است که احتمالا نتیجة مستقیم در نظر گرفتن پسند و سلیقة روایت شنویی متفاوت با روایت شنوی آثار حماسی اصیل بوده است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۸