کهن نامه ادب پارسی

کهن نامه ادب پارسی

کهن نامه ادب پارسی سال هفتم زمستان 1395 شماره 4 (پیاپی 22) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

اقتباس سینمایی از آثار غنایی ادبیات کلاسیک فارسی با تأکید بر وجوه نمایشی سندبادنامه ظهیری سمرقندی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹۰ تعداد دانلود : ۲۰۱
ساخت فیلم های سینمایی بر اساس متون ادبیات کلاسیک فارسی با مضامین به روز و اجتماعی از مسائل مهمی است که از یک سو زمینه ی معرفی آثار ادبی را فراهم کرده و از سوی دیگر به فیلم های سینمایی عمق و بعدی جدی می بخشد. با این هدف، در این مقاله تلاش شده با در نظر گرفتن نیاز سینمای امروز ایران به ایده های مناسب و توجه به اقتباس از متون ادبیات کلاسیک، با رویکردی ژانری، تعامل میان ادبیات کلاسیک فارسی و سینمای ملی تحلیل گردد. با این رویکرد سندبادنامه ی ظهیری سمرقندی به عنوان یکی از آثار برگزیده ی ادبیات کلاسیک فارسی، با داشتن زمینه های مناسب برای اقتباس بررسی گردید. بر این اساس به روش توصیفی- تحلیلی عناصری از روایت شامل زمینه ی داستانی، درون مایه ، شخصیت های نمایشی و تعلیق و کشمکش که از عناصر مطلوب برای اقتباس هستند در متن بررسی و مشخص شد کنش محور بودن چنین متن هایی می تواند به عنوان نقطه ی اتّکا در امروزی کردن اقتباس های سینمایی، مورد توجه فیلم سازان سینمای اجتماعی قرار گیرد.
۲.

بازخوانی تصویرهای ادبی در غزلیات شمس از دیدگاه زیبایی شناسی تصویر در سینما(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۴۸۶
مقایسه تصویرهای شعری ادبیات با شگردهای خلقِ معنا در سینما، یکی از حوزه های مورد مطالعه در تحقیقات بین رشته ای یا بین رسانه ای سینما و ادبیات است. در این زمینه، کلمه تصویر با تعریف اصطلاحی آن مورد نظر قرار می گیرد که به معنای ایجاد حالتی ذهنی و نتیجه فاصله گرفتن دال از مدلول است. به عبارتی هرگاه خلق دلالت های ضمنی در متن ادبی و سینمایی با عناصر غیر روایی، یعنی عناصر سبکی و بلاغی سنجیده شود، می توان گفت بحث از شباهت ها و تفاوت های شعر و سینما آغاز می شود. از نگاهی دیگر، هرقدر در شعر ادبی، نشانه های کلامی قابلیت بیشتری برای نزدیک شدن به نشانه های غیر کلامی در رسانه های دیداری و شنیداری داشته باشند، می توان گفت شعر تصویری تر است و می تواند در فضاسازی متن سینمایی الهام بخش باشد. با این دیدگاه، پژوهش حاضر به بازخوانی تصویرهای ادبی در غزلیات شمس پرداخته است. محور مقایسه، فنون بلاغیِ تشبیه، مجاز و استعاره است اما با توجه به تفاوت های ماهوی دو رسانه ادبیات و سینما، کارکرد مجاز و استعاره در سه نظام نشانه ایِ «نور و رنگ»، «صدا»، و «حرکتی» بازبینی شده اند که به طور مشخص از نقد سینمایی و ابزارهای مفهومیِ نشانه شناسی اخذ شده اند.
۳.

بررسی و تحلیل نمایشهای بارانخواهی و بارانخوانی در ادبیات عامه ایران (باتکیه بر نمایشهای کوسهگردی و عروس باران)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۸۶۶
درمیان بومی سرودها اشعاری آیینی به نام باران خواهی است که با حرکات نمایشی همراه است. باران خواهی از آداب ورسوم کهن ایرانی است که ریشه در اعتقادات و باورهای دینی و اسطوره ای دارد و یادآور پرستش آناهیتا، الهه بارندگی و آبیاری است. این آیین در سطح وسیعی از ایران و خاورمیانه رواج دارد و با آیین های اجرایی متنوع همراه است. روش های طلب باران یا فردی است یا گروهی که با عروسک، انسان، دعا، شی و حیوان انجام می شود. در این مقاله به دو روش عروسک و انسان ناظر بر نمایش های کوسه گردی و عروس باران اشاره می شود. ما از ده ها اجرا در مناطق مختلف، پانزده آیین را برگزیده و به روش توصیفی، سپس تحلیلی به ریخت شناسی و بررسی ابعاد نمایشی آن می پردازیم. هدف مقاله آن است تا با یافتن ساختار مشترک این آیین های نمایشی نشان دهیم، آیین سنتی باران خواهی صرفاً یک نمایش نیست، بلکه باوری اسطوره ای و ریشه دار در ایرانیان است.
۴.

بررسی سنت های قصه خوانی- نقالی و ساختار روایی «دایره ای» در حماسه های شفاهی بنیاد(بر مبنای مطالعة تطبیقی و موردی سنتهای نمایشی و ادبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۲۴۱
در ادب شفاهی ایران، از راویان روایات حماسی، در سده های هشتم به بعد، با نام قصه خوان و دفترخوان و در سه سدة اخیر با نام نقال یاد شده است. منبع منظومه های حماسی پس از سدة نهم نیز بیشتر روایات این قصه خوانان و طومارهای آنها بوده است. در این جستار، نسبت بین جنبة نمایشی معرکه گیری قصه خوانان و ساختار روایی این حماسه ها (بر مبنای مطالعة موردی) بررسی و این نتیجه حاصل شده که در این آثار، نوعی «ساختار دایره ای» یا «موازی» وجود داشته که ماحصل کیفیت نمایشی روایت بوده است. بدین شکل که شاعر با استفاده از کلیشه هایی خاص که در نقل شفاهی و این حماسه ها مشترک است، داستان ها را با مفاصلی به هم وصل می کند. هدف شاعر این بوده که مخاطب چند داستان را در ضمن هم دنبال کند؛ همچنان که در سنت نمایشی نیز نقال با توقف نقلی و شروع نقلی دیگر و پیوند خلاقانه بین داستان ها و ایجاد تعلیق، بیننده را جذب نمایشش می کرد.
۵.

ظرفیت های نمایشی منظومه زرین قبانامه براساس شخصیت پردازی سلیمان نبی(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۲۵۱
زرین قبا نامه یکی از منظومه های عصر صفوی است که از ساختار روایی- نقالی عصر صفویه متأثر است و یکی از ویژگی های آن محوریت شخصیت سلیمان نبی (ع) است. مسئله پژوهش، رابطه ساختار نقالی-روایی منظومه زرین قبانامه و ظرفیت های نمایشی این اثر است که به ویژه در شخصیت پردازی حضرت سلیمان (ع) با انسجام بیشتری خود را نشان داده است. بنابراین پرسش تحقیق این است که چه ظرفیت های نمایشی ای در شخصیت و شخصیت پردازی سلیمان نبی(ع) وجود دارد؟ منظور از ظرفیت های نمایشی شخصیت پردازی نیز ویژگی هایی است که در الگوهای فیلمنامه نویسی وجود دارد و مورد توجه فیلمنامه نویسان است. در این پژوهش با کنارهم نهادن الگوهای شخصیت پردازی نمایشی و شیوه شخصیت پردازی منظومه زرین قبانامه، سعی شده است جنبه های نمایشی این شخصیت کشف و تبیین شود. در مجموع می توان گفت: کنش و واکنش های سلیمان نبی (ع) در بستر رویدادهایی متنوع و در پیوند با شخصیت های اسطوره ای و حماسی دیگر، درهم تنیدگی جذاب پیرنگ و شخصیت را رقم زده است و ظرفیت نمایشی قابل توجهی برای مخاطب دارد. همچنین وجود کشمکش های بیرونی و درونی مرحله بندی شده در زندگی روایی در متن نیز، از ویژگی های داراماتیک شخصیت پردازی سلیمان نبی (ع) در اثر زرین قبانامه است.
۶.

راوی غیرقابل اعتماد در داستان شاه و کنیزک(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۲۴۴
راوی غیرقابل اعتماد، از مباحث جدید در علم روایت­شناسی است. راوی اگر ساده­اندیش، کودک، دروغگو، ناآگاه، مداخله­گرِ یک­جانبه یا متعصّب باشد، می­تواند داستان را به گونه­ای مغایر با واقعیّت آن به مخاطب نشان داده و او را به اشتباه بیاندازد. در داستان شاه و کنیزک که یکی از مهم­ترین و بحث­برانگیزترین داستان­های مثنوی است، راوی به دلیل داشتن تعصّب نسبت به شخصیت­های شاه و حکیم و نداشتن آگاهی کافی از روابط علّی و معلولی داستان و نیز دخالت­گری بسیار، غیرقابل اعتماد است و با تفسیرها و مداخله­گری­های یک جانبه و فراوان خود در داستان ابهاماتی ایجاد کرده است. اعتقاد به ظلّ اللهی سلطان و تعصّب بر بری بودن او از خطا، باعث شده که راوی این داستان تفسیرهایی نادرست ارائه دهد و عمل غیراخلاقی شاه و حکیم را که منجر به فریب دادن و قتل زرگر سمرقندی می­شود، توجیه نماید؛ درحالیکه بررسی دقیق داستان نشان می­دهد که شاه، شخصیتی فریبکار و نیرنگ­باز دارد. همچنین راوی، دلیل سرد شدن کنیزک را زشت­رو شدن زرگر می­داند. این در حالی است که بر اساس شواهد درون متنی، می­توان دلیل آن را وصال جنسی دانست. این مطلب که وصال، پایان و مرگ عشق است؛ امروزه در نظریات روانشناسان بزرگی چون رولو می مطرح شده است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۳