کهن نامه ادب پارسی

کهن نامه ادب پارسی

کهن نامه ادب پارسی سال هشتم بهار 1396 شماره 1 (پیاپی 23) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

شعرستیزی در عهد صفوی: زمینه ها، علل و مصادیق (بر اساس مفاهیم تحلیل گفتمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۲۸ تعداد دانلود : ۶۰۷
شعر و شاعری در عهد صفوی دستخوش دگرگونی هایی شد. شاهان صفوی با شعر، آن گونه که در پیشینه ادبی ایران، تا سده نهم شکل گرفته بود، سر مخالفت برداشتند. آنان به طور ویژه، با مدح پادشاه یا حاکم و وزیر، که بخش زیادی از پیشینه شعر فارسی را به خود اختصاص داده بود، مخالف بودند. در این مقاله با استناد به نمونه هایی از مخالفت آنان با شعر، چرایی این مخالفت با کمک نظریات تحلیل گفتمان بررسی و تحلیل خواهد شد. در این مقاله عمدتاً از مفاهیمی بهره گرفته شد که لاکلا و موف در تحلیل گفتمان مطرح کرده اند. چراکه شعرستیزی صفویان، پدیده ای سیاسی و اجتماعی است و نظریات این دو، برای تبیین و تحلیل پدیده های سیاسی و اجتماعی، منسجم تر و کارآمدتر است. بر اساس مفاهیم گفتمان کاوی، نقطه مرکزی گفتمان ادبی صفویان «شعر شیعی» بود. این گفتمانِ ادبی، خود از گفتمان سیاسی حاکم، یعنی «تشیع» متأثر بوده است. گفتمان ها بر آن اند تا معانیِ موردنظر خود را ترویج دهند و معانیِ دیگر را به حاشیه برانند. بر این اساس صفویان «شعر شیعی» را برجسته کردند و در نقطه مقابل، شعر مدحی و گاه به طورکلی، شعر را به حاشیه راندند. این پژوهش با تکیه بر چهارچوب نظری یادشده، با روش توصیفی-تحلیلی خواهد بود.
۲.

تحلیل تقابل طاووس و مار در داستان رستم و اسفندیار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۹۵ تعداد دانلود : ۱۲۳۹
در تراژدی رستم و اسفندیار، دو بیت آمده که نقش بسیار کلیدی و ساختاری در فهم داستان مورد نظر دارد. از آن جا که داستان یادشده، به طور مستقل یکی از شاه کارهای ادبیات فارسی به شمار می رود و یکی از شاخصه های شاه کاری آن به تجلی و حضور قطب های روبارو یا متقابل وابسته است؛ دو بیت مورد نظر، با چنین بافت و ساختاری، پیوندی معنادار و تنگاتنگ دارد. با جست و جویی که در میان کتاب ها، مقاله ها و جستارهای شاه نامه پژوهان صورت گرفت، هیچ کدام از آن ها تا کنون، چنان که باید به مفهوم تقابل طاووس و مار در آن دو بیت یاد شده، اشاره نکرده اند. در این مقاله، ضمن تفسیر دو بیت مورد نظر، کوشش شده است تا رابطه ی علیت بیت های یادشده با کلیت داستان از یک سو و از سویی دیگر خوانش مفهوم تقابلی با نظرداشت ساختار تقابل ها در نظریه پردازی جدید، مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
۳.

چرا رستم از سوی مادر ضحّاک نژاد است؟(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۶۷ تعداد دانلود : ۱۲۹۳
نگارنده در این جستار می کوشد تا پاسخی درخور به این پرسش بیابد که به راستی چرا نیای مادری رستم را در ش اهنامه، ضحّاک خوانده اند؟ در پاسخ چهار توجیه را می توان ارائه داد: 1- می دانیم که نیای پدری رستم، گرشاسپ است و او ب ه ویژه در متن های پهلوی، از آن جاکه آتش را آزرده است، دوزخی می شود. شاید موبدان عهد ساسانی برای گرفتن انتقام از رستمِ سکایی پارتی (که از نظر تفکّر سیاسی و عقیدتی در تقابل با ساسانیان است)، او را از سوی مادر به کسی نسبت داده اند که کنشی همسان گرشاسپ دارد و او کسی نیست جز اژی دهاک که مطابق با اوستا، آذر را می آزرد؛ 2- از آن جاکه در کیش زروانی، حکومت را به اهریمن سپرده اند، ایرانیان پهلوانی نیاز دارند که بخشی از وجود او اهریمنی باشد تا بتواند چیرگی مطلق بر جهان شاهنامه بیابد؛ بدین سان رستم از سوی مادر با ضحّاک پیوند می یابد؛ 3- در برخی منابع، چهره ای مثبت از ضحّاک ارائه کرده اند. شاید نسبتِ رستم به ضحّاک در شاهنامه و نازشِ رستم به نیای مادری اش، بازتابِ علاقه توده عوام به ضحّاک در منابع دیگر باشد؛ 4- ضحّاک و رستم، نخستین شورندگان بر پدر پادشاه هستند و این نیز می تواند سبب پیوند رستم با ضحّاک باشد.
۴.

واکاوی اصطلاح "تنمیق" در نسخه شناسی و تصحیح متون کهن بر اساس انجامه هفده دستنویس از قرن هشتم و نهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۲۱۵
یکی از عناصر مهم در تصحیح متون کهن، شناخت و فهم دقیق پاره ای از اصطلاحات نسخه شناسی است که می تواند مصحح را در سنجش اعتبار دستنویس های مورد استفاده خود یاری رساند. ما در این نوشتار می کوشیم یکی از اصطلاحاتی را که کاتبان در انجامه دستنویس های فارسی و عربی، برای بیان کیفیت کتابت به کار می برده اند، واکاوی کنیم. بدین منظور، نخست واژه "تنمیق" را از لحاظ تاریخی و کاربردی بررسی کرده ایم و در ادامه کارکردهای معنایی آن در متون گوناگون عربی و فارسی تا پایان قرن نهم هجری تبیین شده است. سپس با در نظر گرفتن هفده دستنویس مربوط به قرن های هشتم و نهم هجری، کاربرد خاص این اصطلاح در این قرن ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. این پژوهش نشان می دهد که کاتبان دست کم در دو مورد خاص، اصطلاح تنمیق را در انجامه دستنویس به کار می برده اند: نخست برای نشان دادن ویژگی های زیبایی شناسیک و دوم برای اثبات مقابله و تصحیح دستنویس خود با اصل منقول عنه و یا دیگر دستنویس های موجود از متن. از همین رو، مصححان باید در تصحیح متون به انجامه دستنویس هایی که اصطلاح تنمیق در آن ها آمده، توجه بیشتری نشان دهند، زیرا این دستنویس ها از حیث صحت و سلامت، دست کم مورد تایید خود کاتب بوده است.
۵.

تحلیل تکنیک توازی در حکایت ملک شهرمان و پسرش قمرالزمان در هزار و یک شب(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۴۵ تعداد دانلود : ۴۱۸
توازی یکی از شگردهای روایت است که داستان پرداز در موقعیت های مختلف ناگزیر از به کارگیری آن است. این تکنیک در انسجام بخشی به ساختار روایت، شخصیت پردازی، القاء اندیشه ها و معانی ضمنی اثر، آماده سازی پیرنگ و غیره به نویسنده کمک شایانی می کند. پژوهش حاضر انواع توازی و کارکردهای آن را در یکی از قصه های هزار و یک شب با عنوان ملک شهرمان و پسرش قمرالزمان در چهار محور مختلف توازی رویداد، شخصیت، وصف و اندیشه، با هدف شناخت چگونگی به کارگیری توازی در این قصه مورد مطالعه قرار داده تا از این رهگذر به شناختی از چگونگی به کارگیری این تکنیک توسط پردازندگان هزار و یک شب دست یابد. برآیند پژوهش نشان می دهد که اگر چه این تکنیک را نمی توان به تمامی قصه های هزار و یک شب و قصه های افسانه ای کهن تعمیم داد؛ اما از آنجا که افسانه ها معمولاً از نظامی واحد و کلّی تبعیت می کنند و ساختاری متناظر و تکراری در بسیاری از قصه ها تکرار می گردد می توان گفت توازی از شگرد های مهم پردازندگان هزار و یک شب بوده است که با به کارگیری ساختار فرمولی در افسانه ها و قصه های پریان تناسب زیادی دارد. در این قصه، توازی برای القاء ایده های مرکزی کتاب نظیر سیطره تقدیر، زن محوری، عشق مداری، قیاس مندی و اصل تناظر میان پدیده ها به کار رفته است.
۶.

تحلیل اسطورة سیمرغ در شاهنامة فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۷۰ تعداد دانلود : ۲۹۱۳
سیمرغ یکی از پرندگان اساطیری است که در متون دینی زرتشتیان و سپس در حماسه های ایرانی حضور دارد. در میان متون حماسی، سیمرغ در شاهنامه کارکردی فعالتر و پررنگتر دارد و اساساً پرداخت بیشتری دربارة آن صورت گرفته است. در مقالة حاضر سعی بر آن شده است که به بازتاب ویژگی های اساطیری سیمرغ در شاهنامة فردوسی پرداخته شود. این مهم نیز با مطالعه در متون دینی زرتشتی، مانند اوستا، وندیداد، گزیده های زادسپرم و ترسیم سیمای سیمرغ و تطبیق آن با شاهنامه محقق شده است. در شاهنامه سیمرغ دارای دو چهرة کلی اهورایی و اهریمنی است. جنبة اهورایی سیمرغ نیز شامل کارکردهای درمانگری، توتمیستی و حمایت کنندگی و خبرآوری است. جنبة اهریمنی که در میان متون حماسی انحصاراً در شاهنامه از آن یادشده، در واقع نوعی از صورت تحول یافتة کارکرد توتمیستی این پرنده یا شکل تغییریافته ای از دوگانگی رفتاری و شخصیتی او است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۳