جغرافیا و برنامه ریزی

جغرافیا و برنامه ریزی

جغرافیا و برنامه ریزی بهار 1392 شماره 43 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تحلیل سینوپتیک سامانه های همراه با بارش سنگین و سیل زا در حوضه رودخانه کشکان برای دوره آماری (1384-1350)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: سامانه سینوپتیک بارش سنگین سیل زا حوضه رودخانه کشکان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای طبیعی آب و هواشناسی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا فنون جغرافیایی روش های کمی در جغرافیا
تعداد بازدید : ۱۱۵۱ تعداد دانلود : ۶۹۳
مقاله حاضر به تحلیل سینوپتیک سامانـه­های هـمراه با بارش سنـگین حوضه رودخانه کـشکان می­پردازد. پس از بررسی آمار 34 ساله ایستگاه­های حوضه و اطراف آن سه توفان دارای حداکثر بارش انتخاب شدند. پس از بررسی نقشه­های هوا، رطوبت و اختلاف فشار سطح زمین و ارتفاع 850 هکتوپاسکال از 48 ساعت قبل از بارش تا پایان توفان، نتایج نشان داد که با توجه به اینکه 3 توفان منتخب از بین شدیدترین توفان­ها در دوره آماری انتخاب شده­اند، علی­رغم اینکه نمونه­های انتخابی در فصول مختلف سال رخ داده­اند اما سیستم به وجود آورنده آنها یکسان بوده است و الگوی سامانه­های ادغامی مدیترانه- سودانی بالاترین بارش را ایجاد کرده است. در سه توفان منتخب شرایط سینوپتیکی حاکم بدین شرح بوده است: 1- وجود پرفشار مستقر در شمالغربی اروپا و ریزش هوای سرد عرض­های بالاتر به پشت کم فشار مستقر در شرق مدیترانه. 2- تقویت کم فشار سودانی و حرکت آن به سمت شمالشرق. 3- در روزهایی که حداکثر بارش در حوضه اتفاق افتاده است این دو کم­فشار در شرق عراق با هم ادغام شده­اند و پرفشار مستقر در شرق ایران نیز با ریزش هوای سرد بر روی دریای عمان و عرب و از طرفی وجود واچرخند عربستان باعث انتقال رطوبت به درون سامانه کم فشار مستقر در غرب ایران و منطقه مورد مطالعه شده ­است و حداکثر بارش را ایجاد کرده است.
۲.

برآورد بارش به کمک شبکه عصبی مصنوعی با داده های هواشناسی غیربارشی در سه منطقه شیراز، مشهد و کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: شبکه عصبی مصنوعی رطوبت نسبی بارش سالانه نمای هرست پیرسون دمای هوا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای طبیعی آب و هواشناسی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا فنون جغرافیایی روش های کمی در جغرافیا
تعداد بازدید : ۱۱۴۰ تعداد دانلود : ۶۳۱
عنصر بارش ماهیت آشوبناکی و تصادفی داشته و از این نظر دارای تغییرات ساختاری در زمان­های مختلف است. در این راستا به­دلیل عدم قطعیت­هایی که وجود دارد، نوسان­های زیادی در مقدار بارش ایجاد می­شود که پیش­بینی این کمیت مهم را با مشکل مواجه نموده است. در این مقاله با تکنیک مقیاس­بندی مجدد (R/S) و محاسبه نمای هرست (H) پیش­بینی­پذیری بارش در سه منطقه شیراز، کرمان و مشهد انجام شد. نمای هرست نشان داد که پارامتر بارش قابلیت پیش­بینی­پذیری را دارد، زیرا H از 5/0 بزرگ­تر بوده و بمراتب به­مقدار 1 نزدیک­تر است. به­طوری­که نمای هرست از حداقل 8/0 در ایستگاه مشهد تا حداکثر 92/0 در ایستگاه شیراز در نوسان بود. به منظور پیش­بینی بارش از شبکه­های عصبی مصنوعی استفاده شد. نوع پارامترهای ورودی براساس آزمون همبستگی پیرسون از بین داده­های غیربارشی، ترکیبی از داده­های دمایی و رطوبتی بودند. تعداد پارامترهای ورودی، تعداد لایه­های میانی و سایر اطلاعات مربوط به شبکه عصبی مصنوعی به صورت تصادفی انتخاب و پیشنهاد شدند. در مجموع از شبکه­های عصبی پرسپترون چند لایه برای برآورد بارش استفاده شد. مقایسه عملکرد شبکه­های عصبی، نشان داد که استفاده از 3 و 4 پارامتر هواشناسی، بهترین رتبه برآوردگری را داشته­اند. آرایش­های پیشنهادی برای ایستگاه شیراز، 1-21-21-3، کرمان 1-25-25-3 و مشهد 1-19-19-4 دارای ضریب همبستگی بیش از 91 درصد شد. اعتبارسـنجی مدل­های بارش نشان داد که شـبکه­های طراحی شـده برای پارامتر بارش در ایستگاه­های مشهد، شیراز و کرمان به ترتیب با خطای 4، 11 و 14 درصد، دارای بهترین عملکرد بوده­اند. در مجموع نتایج نشان می­دهند که استفاده از روش شبکه عصبی با درنظر گرفتن اطلاعات دمایی و رطوبتی، نتایج مناسبی برای توصیف فرآیند و ترکیب آن­ها در پیش­بینی، به­دست می­دهند.
۳.

ارزیابی پتانسیل میان افزایی در محور تاریخی-فرهنگی کلانشهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: توسعه پایدار برنامه ریزی شهری بافت فرسوده رشد هوشمند توسعه میان افزا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای شهری جغرافیای تاریخی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای روستایی جغرافیای رفتاری و فرهنگی
تعداد بازدید : ۱۵۸۷ تعداد دانلود : ۸۰۰
اگرچه افزایش جمعیت علت اولیه گسترش شهرها محسوب می­شود، لیکن پراکندگی نامعقول آن اثرات نامطلوبی بر محیط طبیعی و فرهنگ جوامع می­گذارد. تلاش­های زیادی برای برطرف ساختن اثرات منفی گسترش پراکنده شهرها به عمل آمده است که عمده­ترین آنها راهبرد «رشد هوشمند» به عنوان یکی از راهکارهای مقابله با «پراکندگی» توسعه شهری است. الگوی توسعه میان­افزا یکی از ابزارهای رشد هوشمند است و در صورت تحقق از مصادیق بارز توسعه پایدار می­باشد. کمبود زمین، موانع طبیعی و مصنوعی گسترش افقی شهرها، گسترش شهر بر روی پهنه های مخاطره­آمیز و گسل­ها، هزینه بالای ایجاد خدمات زیربنائی و تسهیلات شهری، همچنین برخی ملاحظات مربوط به پایداری محیط، بهسازی و اصالت بخشی به بافت­های فرسوده شهری، کاهش اتلاف سرمایه و انرژی، ایجاد شبکه حمل و نقل مناسب، اختلاط کاربری­ها و مسائلی از این دست، موجب گردیده است تا الگوی توسعه میان­افزا و لایه­گذاری در بافت­های شهری مورد توجه قرار گیرد. شهر تبریز یکی از قدیمی­ترین مراکز سکونتی است که از جهات مختلف طبیعی، سیاسی، دموگرافیکی و... دارای اهمیت می­باشد. گسترش پراکنده و توسعه افقی شهر، ضمن اینکه گاهاً با محدودیت­های طبیعی روبروست هزینه­های خدمات شهری را نیز افزایش می­دهد. همچنین حدود یک سوم جمعیت شهر تبریز را حاشیه­نشینان تشکیل می­دهند، اگر به رقم فوق ساکنان بافت فرسوده را اضافه کنیم شاید در حدود نیمی از جمعیت شهر در شرایط نامناسب و ناهنجار زندگی می­کنند. توسعه میان­افزا و توجه به بهسازی بافت فرسوده و تشویق اسکان جمعیت در نواحی کم تراکم مرکز شهر، مشکلاتی از این دست را حل می­کند. در این تحقیق به منظور ارزیابی پتانسیل میان افزایی، محور تاریخی-فرهنگی شهر تبریز انتخاب گردیده و از داده­های طرح تفصیلی منطقه 6 طرح جامع تبریز استفاده شـده است. در ادامه به منظور ارزیابی پـتانسیل میان­افزایی آن، مدلی تـهیه و پتانسیل میان­افزایی در آن تعیین شده است. در نهایت با توجه به وضع موجود و خروجی مدل، این نتیجه حاصل شد که با استفاده از توسعه میان­افزا و ایجاد تغییراتی در بافت موجود شهر می­توان سطح پایداری را در شهر ارتقاء داده و ساختار کالبدی مناسبی فراهم آورد.
۴.

بررسی میزان روان آب و رسوب در رخنمون های مارنی استان آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: آذربایجان شرقی رسوب روان آب مارن رخنمون

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷۳ تعداد دانلود : ۴۶۷
واحدهای مارنی در قلمروی حوضه­های آبخیز استان آذربایجان­شرقی گسترش قابل ملاحظه داشته، و موجب انواع ناهنجاری­های طبیعی از جمله فرسایش خاک ، انواع رخساره های فرسایشی (سطحی، شیاری - گالی ) و رسوب­زایی بالا در حوضه­ها هستند. در این پژوهش ابتدا نقشه زمین­شناسی استان رقومی شـده و نقشه سنگ­شـناسی تـهیه گردید. پس از آن نواحی رخنمون مارنی با توجه به سازندهای زمین­شناسی اسخراج شدند. بر این اساس سه واحد مارنی شامل مارن ائوسن، مارن کرتاسه و مارن میوسن تعیین گردید سپس نقشه اقلیم و نقشه شیب استان در سیستم GIS و نرم­افزار ILwis قطع داده شدند و در نهایت نقشه نهایی مارن­های استان و واحد­های کاری تعیین گردیدند. میزان روان­آب و رسوب­زایی مارن­ها بر روی پهنه های مارنی با استفاده از باران­ساز صحرایی اندازه گیری گردید. نتایج نشان داد که بیشترین رواناب و رسوب جمع آوری شده مربوط به مارن­ میوسن می­باشد که حداکثر رسوب جمع­آوری شده با مقدار 145 گرم بر لیتر در فرسایش خندقی و در شیب 10-30 درصد اتفاق افتاده است. حداقل رسوب و روان­آب جمع­آوری شده مربوط به مارن­ کرتاسه به خصوص در فرسایش سطحی بوده که مقدار آن 94/0 گرم بر لیتر می­باشد. ضریب هبستگی شیب توپوگرافی با مقدار روان­آب برابر با 479/. بوده و از نظر آماری ارتباط آنها با هم کاملاً معنی­دارهستند. ضریب هبستگی ساده بین روان­آب با مقدار رسوب برابر 452/. بوده و ارتباط آنها باهم خیلی معنی­دار است. ضریب هبستگی بین مقدار رسوب ناشی از فرسایش خاک توسط باران­ساز با کربن آلی و مواد خنثی شونده برابر با 374/.- و 382/.- بوده و ارتباط معنی­دار دارند.
۵.

سنجش عوامل آسیب رسان ناشی از زلزله در منطقه یک شهر تهران با استفاده از GIS(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: زلزله عوامل آسیب رسان سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)منطقه یک شهرداری تهران

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا فنون جغرافیایی سنجش از راه دور GIS
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا رشته های جغرافیای عمومی ارزیابی مخاطرات طبیعی
  3. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای شهری مدیریت بحران
تعداد بازدید : ۱۰۶۸ تعداد دانلود : ۵۱۷
ایران از جمله کشورهای زلزله­خیز جهان است. نود درصد خاک ایران بر روی کمربند زلزله واقع است. کلان­شهر تهران بر اساس نقشه­های پهنه­بندی زلزله، جزو مناطق پرخطر محسوب می­شود. منطقه یک شهرداری تهران بر روی یکی از اصلی­ترین گسل­های شهر تهران به نام گسل شمال تهران واقع است. از آنجایی که شناسایی عوامل آسیب­رسان در کاهش مخاطرات ناشی از زلزله نقش به سزایی دارد، لذا سنجش عوامل آسیب­زا به منظور کنترل این عوامل و کاهش خسارات جانی و مالی می­تواند در کاهش آسیب­­ها نقش بسزایی داشته باشد. هدف اصلی این پژوهش شناسایی مهم­ترین عوامل تشدیدکننده آسیب­­­رسان ناشی از زلزله در منطقه یک شهرداری تهران و همچنین شناسایی آسیب­پذیرترین نواحی در سه گروه نواحی با آسیب­پذیری زیاد، متوسط و آسیب­پذیری کم می­باشد. داده­­ها و اطلاعات جمع­آوری شده در این پژوهش، داده­های فضایی، آماری و توصیفی است. روش پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی با بهره­گیری از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) است. نتایج حاصله مشخص می­سازد مهم­ترین عوامل تشدیدکننده آسیب­­ها در منطقه یک به ترتیب اولویت؛ فاصله از گسل، شیب زمین، همجواری با کاربری­های ناسازگار، عمر بنا، تراکم زیاد جمعیت، عدم دسترسی به فضاهای باز شهری و مساحت نامناسب قطعات زمین کاربری­ها می­باشد. همچنین آسیب­پذیرترین نواحی در این منطقه به ترتیب اولویت نواحی؛ هشت، شش، ده و چهار می­باشند
۶.

پژوهشی پیرامون خانه های دوم و نقش آنها در تغییرات کاربری اراضی نواحی روستایی (مطالعه موردی: روستاهای هروی، حاج عبدال و دیزج لیلی خان واقع در دره لیقوان استان آذربایجانشرقی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: آذربایجان شرقی نواحی روستایی خانه های دوم تغییر کاربری اراضی دره لیقوان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای روستایی فضا و محیط روستایی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای روستایی مسکن روستایی
تعداد بازدید : ۱۵۰۳ تعداد دانلود : ۸۷۲
تأثیرات متقابل فضایی و روابط عملکردی بین شهرها با نواحی پیرامونی و از آن جمله نواحی روستایی واقع در حوزه نفوذ آنها، به مرور منجر به تـغییرات مـختلف در عرصه­های گوناگون آنها می­گردد. از جمله تغییرات مهمی که عمدتاً متأثر از شهرها بوده و در دهه­های اخیر در برخی از نواحی روستایی ایران مشاهده می­شود، همانا تغییرات کارکردی منبعث از رواج گردشگری روستایی در آنهاست. نـواحی روستایی حوزه نـفوذ کلانشهر تـبریز نیز از این قاعده مستثنی نبـوده و با شکل­گیری و رواج ساخت خانه­های دوم به عنوان یکی از اشکال گردشگری روستایی، تغییرات کارکردی قابل توجهی را تجربه می­کنند. برای تبیین چگونگی تغییرات کارکردی صورت گرفته و عوامل تأثیرگذار بر آن، سه روستا از روستاهای حوزه نفوذ کلانشهر تبریز به عنوان نمونه انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته­اند. روش مطالعه در این مقاله مبتنی بر مطالعه میدانی (مشاهده مستقیم، تکمیل پرسشنامه­های مختلف) می­باشد. در مطالعه حاضر جهت بررسی و بیان روابط موجود بین متغیرهای تحقیق «روش توصیفی، تحلیلی» و برای بررسی آثار پیشین و تغییرات و تحولات صورت گرفته از روش «اسنادی» استفاده می­شود. به لحاظ هدف نهایی، مطالعه از نوع کاربردی است. یافته­های این تحقیق نشان می­دهد که تغییرات صورت گرفته عمدتاً در سال­ای اخیررخ داده است و ساخت خانه­های دوم ضمن تحمیل تغییرات عمده بر کاربری اراضی این روستاها، سبب شده­اند تا بخش قابل توجهی از کارکرد کشاورزی این روستاها به کارکرد تفریحی ـ فراغتی تبدیل شوند.
۷.

برآورد حداکثر بارش محتمل به روش سینوپتیکی در حوضه آبریز رودخانه کرج(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: سینوپتیک حداکثر بارش محتمل حداکثر سیل محتمل حوضه آبریز رودخانه کرج

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای طبیعی آب و هواشناسی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا فنون جغرافیایی روش های کمی در جغرافیا
تعداد بازدید : ۱۳۴۹ تعداد دانلود : ۷۰۶
در این پژوهش 5 ایستگاه سینوپتیک مهرآباد، کرج، قزوین، رامسر و نوشهر در حوضه­ رودخانه­ سد کرج انتخاب گردید. پس از تحلیل و پردازش داده­های سرعت باد، دمای نقطه شنبم و فشار تنظیم رطوبت محاسبه و در نهایت مقادیر حداکثر بارش محتمل در تداوم 24 و 48 ساعته برای حوضه­ مورد مطالعه برآورد شد و مقادیر آن به ترتیب 56/140 و 58/254 میلی­متر می­باشد. چنانچه با توجه به PMP[1] بدست آمده در مدت 24 ساعت، مقدار متوسط دبی محاسبه گردد مساوی 68/1374 است این در صورتی است که کل حجم آب باران ریزش شده به دبی تبدیل گردد، در صورتی که ضریب جریان حوضه 40 درصد در نظر گرفته شود تقریباً 550 بطور متوسط بدست می­آید که با توجه به بیشینه متوسط دبی روزانه مشاهده شده در دوره­ آماری 20ساله ( 54/154) قابل قبول است. با توجه به نقشه­های سینوپتیک سه سامانه­ باران­زا موجب بیشینه بارش 24 ساعته به 48 ساعته گردیده است که برای بدست آوردن PMP تحلیل شده است.
۸.

بررسی و ارزیابی خدمات مراکز بهداشتی– درمانی شهر زابل با استفاده از مدل TOPSIS(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: شهر زابل مدل TOPSIS مراکز بهداشتی - درمانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا فنون جغرافیایی روش های کمی در جغرافیا
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای شهری فضا و محیط شهری
تعداد بازدید : ۱۱۱۲ تعداد دانلود : ۷۹۶
خدمات مراکز بهداشتی - درمانی در سطح شهرها با سلامت و پیشرفت جوامع شهری ارتباط مستقیم دارد. افراد جامعه در سنین مختلف احتیاجات بهداشتی متفاوتی دارند و تأمین این نیازها در چارچوب ارایه مطلوب خدمات مراکز بهداشتی- درمانی امکان­پذیر می­باشد. بنابراین ارزیابی خدمات بهداشتی و درمانی در ابعاد مختلف کمی و کیفی ضرورت پیدا می­نماید. در این جهت، تعیین اولویت­ها بر اساس روش­های علمی می­تواند راه گشایی حل مسائل خدمات بهداشتی - درمانی گردد. از این رو، هدف پژوهش حاضر، بررسی و ارزیابی خدمات مراکز بهداشتی- درمانی در سطح شهر زابل با استفاده از مدل TOPSIS است. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه­ای، اسنادی و بررسی­های میدانی می­باشد. محدوده مورد مطالعه شامل مراکز بهداشتی- درمانی شهر زابل است، که به مراکز بهداشتی- درمانی روستایی و پایگاه­های بهداشت شهر نیز خدمات ارائه می­کند. داده­ها و اطلاعات مربوط به مراکز و همچنین ارزیابی معیارهای مختلف آن با مراجعه مستقیم به مراکز بهداشتی- درمانی و نظر­خواهی از مسئولین آن و شهروندان، در قالب پرسشنامه جمع­آوری و مورد استفاده قرار گرفتند. مراکز مورد نظر با توجه به 6 معیار کمی و کیفی (قابلیت توسعه در آینده، تعداد امکانات، تعداد کارکنان، سهولت دسترسی، شعاع خدمات­رسانی، نحوه توزیع مراکز بهداشتی در سطح شهر بر اساس جمعیت تحت پوشش) با مدل TOPSISمورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج به دست آمده از مدل TOPSIS، سلسله مراتب و اولویت­بندی مراکز بهداشتی - درمانی را در سطح شهر زابل به این صورت A1>A3>A2>A4 نشان می­دهد. بنابراینA1 (ولیعصر) در رتبه 1، A2 (امام رضا) در رتبه 3، A3 (حضرت رسول) در رتبه 2، و A4 (پایگاه المهدی) در رتبه 4 قرار می­گیرد.
۹.

تحلیل الگوی گسترش کالبدی-فضایی شهر مراغه با استفاده از مدل های کمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: پراکندگی شهری الگوی گسترش شهری رشد فشرده مدل های کمی شهرمراغه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا فنون جغرافیایی روش های کمی در جغرافیا
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای شهری جغرافیای توسعه
تعداد بازدید : ۱۳۹۶ تعداد دانلود : ۶۳۹
الگوی رشد و توسعه کالبدی یا شکل شـهر به عنوان الگوی فضایی فـعالیت­های انسان تـعریف می­­شود، در حال حاضر الگوی توسعه شهرها به دو دسته گسترش افقی یا پراکنده (Sprawl) و الگوی شهر فشرده (Compact) تقسیم می­گردد. شواهد نشان می­دهد که در دهه­های اخیر شهرها به صورتی بی­برنامه رشد کرده و محدوده­های شهری به چندین برابر وسعت اولیه خود رسیده­اند. به همین خاطر برنامه­ریزان و سیاست­گذاران در سراسر جهان تلاش می­کنند تا با شناخت الگوی توسعه کالبدی شهر، رشد آن در راستای توسعه پایدار شهری هدایت و مدیریت کنند. مورد مطالعه این تحقیق شهر مراغه می­باشد، این شهر در شمال غرب کشور قرار دارد. در این تحقیق که با بکارگیری روش­های تحلیلی- تطبیقی تلاش می­شود تا الگوی رشد کالبدی-فضایی مراغه در دوره­های مختلف شناسایی و اندازه­گیری گردد. روش­های کمی مورد استفاده شامل درجه تجمع (موران، گری)، ضریب آنتروپی، ضریب جینی، هلدرن و تراکم می­باشد. نتایج به دست آمده از پژوهش نشان می­دهد که شهر مراغه از نظر رشد کالبدی و فضایی در گذشته رشدی آرام و فشرده داشته که با شروع شهرنشینی سریع یعنی از سال 1355 تا 1365 رشد شتابان شهری تجربه کرده است بطوری که مساحت شـهر در این دوره 16.5 برابر افزایش یافـته است که از این دهـه رشد بی­رویه شهری (Sprawl) رخ داده و تا دهه 1385 توسعه و گسترش شهر به صورت پراکنده ادامه یافته است، با توجه به نتایج پژوهش، برای تغییر نوع رشد شهر و دستیابی به توسعه پایدار شهری الگوی رشد فشرده به عنوان الگوی توسعه آتی پیشنهاد شده است.
۱۰.

درآمدی بر بازتولید فضاهای مسکونی در نواحی حاشیه نشین: مطالعه موردی منطقه سیلاب تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: حاشیه نشینی شهر تبریز بازتولید فضای مسکونی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱۵ تعداد دانلود : ۵۱۲
این مقاله به بازتولید فضاهای مسکونی در بخشی از منطقه حاشیه­نشین سیلاب تبریز می­پردازد. اهمیت این موضوع بیشتر از آن­رو است که بخش قابل توجهی از جمعیت شهر تبریز در نواحی حاشیه­نشین اسکان دارند و هر ساله در اثر فرایندهای اجتماعی و اقتصادی نامناسب به تعداد آنها افزوده می­شود. با توجه به اینکه با این روند رشد، امکان تأمین و ارائه مسکن رسمی و استاندارد، حداقل در کوتاه­مدت، منتفی است بنابراین ارائه طرح­های مسکونی متناسب با وضعیت اجتماعی، اقتصادی، جغرافیائی و کالبدی ساکنان اجتناب­ناپذیر می­نماید. مقاله حاضر در چارچوب فرایند برنامه­ریزی و طراحی فضاهای مسکونی به صورت پیمایشی انجام می­پذیرد. این مطالعه علاوه­بر آمار و اطلاعات و نقشه­های موجود، از مصاحبه حضوری، تنظیم و تکمیل پرسشنامه، طبقه­بندی، برداشت­های میدانی از محل همراه با بیان تصویری بهره می­گیرد. بررسی فضاهای مسکونی منطقه سیلاب تبریز نشان می­دهد که علاوه بر ارتقا کیفیت فضاهای زیستی، بهره­برداری بهینه از فضاها و تقویت مصالح ساختمانی، بایستی آموزش اصول معماری توزیعی (چیدمان) و توسعه فضاهای چندمنظوره با توجه به شرایط حاکم بر اقلیم منطقه، معیشت و سنت سکونت ساکنان، مورد توجه قرار گیرد.
۱۱.

آیا دشت جلفا- هادیشهر مکان ژئومورفولوژیک (ژئومورفوسایت) است؟ نگرشی نو در مدیریت مناطق گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: ژئوتوریسم مخاطرات ژئومورفولوژیکی مدیریت مناطق گردشگری مکان ژئومورفیکی دشت جلفا - هادیشهر

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای طبیعی ژئومورفولوژی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا رشته های جغرافیای عمومی جغرافیای اوقات فراغت
تعداد بازدید : ۱۲۴۱ تعداد دانلود : ۵۹۰
دشت جلفا - هادیشهر واقع در شمال غرب ایران، در دهه­های اخیر به عنوان مقصد گردشگری یا معبر گردشگران برای مسافرت به مکان­های گردشکری پیرامون دشت مطرح شده است. این مقاله سعی دارد تا با معرفی این دشت به عنوان مکانی ژئومورفولوژیک از یک­سو توجه برنامه­ریزان را به آسیب­پذیری گردشگران از مخاطرات ژئومورفولوژیکی و از سوی دیگر آسیب­پذیری میراث زمین از فعالیت­های گردشگری، جلب نماید. فرایند پژوهش بر پایه تحقیق و تحلیل داده­ها در چند مرحله صورت گرفته است: 1) توصیف ویژگی­های عمومی منطقه مورد مطالعه، 2) تشخیص و شناسایی واحدهای ژئومورفولوژیک، 3) شناسایـی پدیده­های ژئومورفولوژیکی و عـناصر زمین محیطی که می­تواند در توانمندی یا آسیب­پذیری گردشگری منطقه نقش داشته باشد، و 4) تعریف سناریوهای خطر احتمالی در منطقه. بر اساس نتایج این پژوهش، دشت جلفا - هادیشهر یک مکان ژئومورفولوژیک است که ویژگی­های آن در جدولی با عنوان کارت شناسایی مکان ژئومورفولوژیک تنظیم گردیده است. افزایش روز افزون تراکم جمعیت ساکن و گردشگر در این مکان، آن را در برابر چالشی مهم به نام تهدید پایداری محیطی قرار داده است. به نظر می­رسد این مسأله با درک و فهمی درست از چشم­انداز و مخاطرات تهدیدکننده آن براحتی قابل حل است و می­توان با تهیه نقشه­های ژئومورفولوژی، تهیه کارت­های شناسایی و ارائه اطلاعات به مسئولین و برنامه­ریزان جهت لحاظ در برنامه­های توسعه از یک طرف و القاء این اطلاعات به گردشگران از طریق همین نقشه­ها از طرف دیگر به این مهم دست یافت.
۱۲.

ارزیابی خطر زمین لغزش و پهنه بندی آن با استفاده از مدل LIM و بکارگیری تکنیک GIS در حوزه آبخیز گیوی چای، اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: زمین لغزش پهنه بندی مدل LIM گیوی چای

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای طبیعی ژئومورفولوژی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا فنون جغرافیایی سنجش از راه دور GIS
  3. حوزه‌های تخصصی جغرافیا فنون جغرافیایی روش های کمی در جغرافیا
تعداد بازدید : ۸۷۹ تعداد دانلود : ۳۸۷
شناسایی عوامل مؤثر در وقوع زمین لغزش­های موجود در یک حوضه و پهنه­بندی خطر آن یکی از ابزارهای اساسی جهت دست­یابی به راهکارهای کنترل این پدیده و انتخاب مناسب­ترین و کاربردی­ترین گزینه می­باشد. این تحقیق به منظور ارزیابی عوامل مؤثر در وقوع زمین لغزش و پهنه­بندی این پدیده بر اساس عوامل اثرگذار با مدل LIM انجام گرفت. برای انجام این کار ابتدا 11 عامل مؤثر در وقوع زمین لغزش­ها با انجام مطالعات و بررسی­های میدانی، شناسایی و ارزیابی شدند. سپس بر اساس وزن هر یک از عوامل موثر در مدل، پهنه­بندی خطر زمین لغزش با استفاده از مدل LIM صورت گرفت. پس از به دست آورن وزن هر یک از نقشه­های عاملی و ستون وزن نهایی هر یک از واحد­ها (شامل: طبقات ارتفاعی، شیب، جهت شیب، تراکم زهکشی، فاصله از رودخانه، فاصله از جاده، واحدهای سنگ­شناسی، فاصله از گسل، پوشش گیاهی، کاربری اراضی، بارش سالانه و گروه­های هیدرولوژیک خاک­ها) با استفاده از مدل LIM از جمع جبری 11 لایه عاملی، نقشه وزن نهایی به دست آمد. بررسی و تحلیل نتایج 11 نقشه رستری عوامل مؤثر در زمین لغزش­های حوضه گیوی چای با استفاده از مدل LIM نشان داد که مناطقی با بارش 405-375 میلی­مـتر در سال، طبقات ارتفاعی بین 1927-1512 مـتر از سطح دریا، مـناطق با پوشش­گیاهی کم حوضه، مناطق با نفوذپذیری زیاد خاک، دامنه­های رو به شرق و شمال­شرق حوضه، به ترتیب بیشترین تأثیر را در وقوع زمین لغزش­های منطقه داشتند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۰