مطالب مرتبط با کلید واژه

توسعه میان افزا


۲.

ارزیابی پتانسیل میان افزایی در محور تاریخی-فرهنگی کلانشهر تبریز

کلید واژه ها: توسعه پایدار برنامه ریزی شهری بافت فرسوده رشد هوشمند توسعه میان افزا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای شهری جغرافیای تاریخی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای روستایی جغرافیای رفتاری و فرهنگی
تعداد بازدید : ۱۳۱۲ تعداد دانلود : ۶۸۳
اگرچه افزایش جمعیت علت اولیه گسترش شهرها محسوب می­شود، لیکن پراکندگی نامعقول آن اثرات نامطلوبی بر محیط طبیعی و فرهنگ جوامع می­گذارد. تلاش­های زیادی برای برطرف ساختن اثرات منفی گسترش پراکنده شهرها به عمل آمده است که عمده­ترین آنها راهبرد «رشد هوشمند» به عنوان یکی از راهکارهای مقابله با «پراکندگی» توسعه شهری است. الگوی توسعه میان­افزا یکی از ابزارهای رشد هوشمند است و در صورت تحقق از مصادیق بارز توسعه پایدار می­باشد. کمبود زمین، موانع طبیعی و مصنوعی گسترش افقی شهرها، گسترش شهر بر روی پهنه های مخاطره­آمیز و گسل­ها، هزینه بالای ایجاد خدمات زیربنائی و تسهیلات شهری، همچنین برخی ملاحظات مربوط به پایداری محیط، بهسازی و اصالت بخشی به بافت­های فرسوده شهری، کاهش اتلاف سرمایه و انرژی، ایجاد شبکه حمل و نقل مناسب، اختلاط کاربری­ها و مسائلی از این دست، موجب گردیده است تا الگوی توسعه میان­افزا و لایه­گذاری در بافت­های شهری مورد توجه قرار گیرد. شهر تبریز یکی از قدیمی­ترین مراکز سکونتی است که از جهات مختلف طبیعی، سیاسی، دموگرافیکی و... دارای اهمیت می­باشد. گسترش پراکنده و توسعه افقی شهر، ضمن اینکه گاهاً با محدودیت­های طبیعی روبروست هزینه­های خدمات شهری را نیز افزایش می­دهد. همچنین حدود یک سوم جمعیت شهر تبریز را حاشیه­نشینان تشکیل می­دهند، اگر به رقم فوق ساکنان بافت فرسوده را اضافه کنیم شاید در حدود نیمی از جمعیت شهر در شرایط نامناسب و ناهنجار زندگی می­کنند. توسعه میان­افزا و توجه به بهسازی بافت فرسوده و تشویق اسکان جمعیت در نواحی کم تراکم مرکز شهر، مشکلاتی از این دست را حل می­کند. در این تحقیق به منظور ارزیابی پتانسیل میان افزایی، محور تاریخی-فرهنگی شهر تبریز انتخاب گردیده و از داده­های طرح تفصیلی منطقه 6 طرح جامع تبریز استفاده شـده است. در ادامه به منظور ارزیابی پـتانسیل میان­افزایی آن، مدلی تـهیه و پتانسیل میان­افزایی در آن تعیین شده است. در نهایت با توجه به وضع موجود و خروجی مدل، این نتیجه حاصل شد که با استفاده از توسعه میان­افزا و ایجاد تغییراتی در بافت موجود شهر می­توان سطح پایداری را در شهر ارتقاء داده و ساختار کالبدی مناسبی فراهم آورد.
۳.

میان افزایی؛ راهکاری برای افزایش پایداری کالبدی محور تاریخی-فرهنگی کلانشهر تبریز

کلید واژه ها: توسعه پایدار برنامه ریزی شهری بافت فرسوده رشد هوشمند توسعه میان افزا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای شهری جغرافیای رفتاری و فرهنگی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای شهری جغرافیای تاریخی
  3. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای شهری جغرافیای توسعه
تعداد بازدید : ۱۴۲۵ تعداد دانلود : ۶۰۹
ااگرچه افزایش جمعیت علت اولیه گسترش شهرها محسوب می شود، لیکن پراکندگی نامعقول آن اثرات نامطلوبی بر محیط طبیعی و فرهنگ جوامع می گذارد. الگوی توسعه میان افزا یکی از ابزارهای رشد هوشمند است و در صورت تحقق از مصادیق بارز توسعه پایدار می باشد. کمبود زمین، موانع طبیعی و مصنوعی گسترش افقی شهرها، گسترش شهر بر روی پهنه های مخاطره آمیز و گسل ها، هزینه بالای ایجاد خدمات زیربنائی و تسهیلات شهری، همچنین برخی ملاحظات مربوط به پایداری محیط، بهسازی و اصالت بخشی به بافتهای فرسوده شهری، کاهش اتلاف سرمایه و انرژی، ایجاد شبکه حمل و نقل مناسب، اختلاط کاربری ها و مسائلی از این دست، موجب گردیده است تا حرکت به سوی اهداف توسعه پایدار مورد توجه قرار گیرد. شهر تبریز یکی از قدیمی ترین مراکز سکونتی است که از جهات مختلف طبیعی، سیاسی، دموگرافیکی و... دارای اهمیت می باشد. گسترش پراکنده و توسعه افقی شهر، ضمن اینکه گاهاً با محدودیت های طبیعی روبروست هزینه های خدمات شهری را نیز افزایش می دهد. همچنین حدود یک سوم جمعیت شهر تبریز را حاشیه نشینان تشکیل می دهند، اگر به رقم فوق ساکنان بافت فرسوده را اضافه کنیم شاید در حدود نیمی از جمعیت شهر در شرایط نامناسب و ناهنجار زندگی می کنند. الگوی توسعه پایدار و توجه به بهسازی بافت فرسوده و تشویق اسکان جمعیت در نواحی کم تراکم مرکز شهر، مشکلاتی از این دست را حل می کند. در این تحقیق به منظور تحلیل توسعه کالبدی محدوده و ارزیابی پتانسیل میان افزایی آن، مدلی تهیه و شاخص هایی جهت بررسی وضعیت کالبدی و پایداری بناها و اماکن تعریف شده و با ادغام نتایج حاصل از هر شاخص، میزان توسعه کالبدی محور تاریخی- فرهنگی تبریز مورد ارزیابی قرار گرفته است. سپس محلات بر اساس سطح توسعه کالبدی طبقه بندی شده و سناریوهای افزایش پایداری برای محدوده پیشنهاد شده است. در نهایت با توجه به وضع موجود و خروجی مدل، این نتیجه حاصل شد که با استفاده از توسعه میان افزا و ایجاد تغییراتی در بافت موجود شهر می توان سطح پایداری را در شهر ارتقاء داده و ساختار کالبدی مناسبی فراهم آورد.
۴.

شناسایی پهنه های مستعد توسعه میان افزا در نواحی نا کارآمد مراکز شهرها (نمونه موردی: منطقه یک اصفهان)

کلید واژه ها: توسعه میان افزا نواحی ناکارآمد پهنه های مستعد توسعه تحلیل گر مکانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷۰ تعداد دانلود : ۳۴۳
بخش زیادی از مراکز شهرهای کشور ما را نواحی فرسوده و ناکارآمد تشکیل داده اند. استفاده بهینه از این نواحی می تواند منجر به تجدید حیات مراکز شهرها شود. توسعه میان افزا که بخش اساسی انگاره رشد هوشمند شهری است، راهکاری عملی برای توسعه زمین های خالی و متروکه داخل مناطق شهری است. چگونگی شناسایی پهنه های مستعد بارگذاری این نوع توسعه از جمله دغدغه های برنامه ریزان در سال های اخیر بوده است. لذا هدف از این پژوهش تعیین معیارها و شاخص های مناسب برای شناسایی پهنه های مستعد توسعه میان افزا در نواحی مرکزی شهرها است. در پژوهش حاضر ابتدا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی معیارها و شاخص های شناسایی پهنه های مستعد توسعه میان افزا در مراکز شهرها مشخص شده اند. این معیارها شامل سه معیار سطح برخورداری از امکانات و تسهیلات شهری، دسترسی به شبکه های حمل و نقل (شامل دو زیر معیار دسترسی به شبکه های ارتباطی و دسترسی به ایستگاه های حمل و نقل عمومی) و دسترسی به تأسیسات زیربنایی موجود ( شامل سه زیر معیار دسترسی به شبکه های آبرسانی، دسترسی به شبکه های جمع آوری فاضلاب و دسترسی به شبکه های انتقال گاز) است. سپس این معیارها در منطقه یک شهرداری اصفهان که دارای حدود 6/27 درصد نواحی فرسوده و حدود 9 درصد زمین های رها شده شهری است، با روش های تاپسیس، تحلیل سلسله مراتبی و تحلیل مکانی و با به کارگیری نرم افزارهای Arc GIS، Water Gem, EPANETو Sewer Cad، اولویت بندی و تلفیق شده و پهنه های دارای قابلیت توسعه تعیین گردیدند. شناسایی پهنه های مستعد توسعه در این منطقه می تواند فرصت مناسبی را برای توسعه زمین های رها شده در درون خود ایجاد کند و از این طریق به توسعه نواحی فرسوده و ناکارآمد مرکزی و جلوگیری ازگسترش پراکنده شهر اصفهان، کمک نماید. نتایج به دست آمده نشان می دهد که، بخش های شرقی، جنوبی و قسمتی از بخش مرکزی منطقه یک اصفهان که شامل محلات درب کوشک، عباس آباد، خلجا، صائب و شاهزاده ابراهیم هستند، بیشترین پهنه های مستعد توسعه میان افزا را دارند.
۵.

الحاق محوطه های دولتی به فضای عمومی شهر

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۱۹۵
منظر شهری عامل اصلی تأثیرگذار بر ادراک شهروندان از شهر است. فضاهای جمعی از مهم ترین عناصر منظر شهری محسوب می شوند که بستری برای شکل گیری خاطرات جمعی شهروندان هستند و تقریباً تمامی معیارهایی که باعث کیفیت بخشی به زندگی شهری می شوند در این فضاها قابل مشاهده اند. در این نوشتار، کمبود فضاهای عمومی و جمعی در بافت های متراکم مرکز شهر تهران مورد تأکید قرار می گیرد. در ادامه با توجه به اصول توسعه میان افزا به بررسی کاربری هایی که برای توسعه درون زا مناسب شناخته شده اند پرداخته می شود. در پایان محوطه ادارات دولتی واقع در بافت مرکزی شهر تهران به عنوان گزینه ای برای طرح های میان افزا و تبدیل شدن به فضای نیمه عمومی، مبتنی بر توسعه درون زا، مورد بررسی قرار می گیرند. مسئله مالکیت، ناسازگاری کاربری های مجاور و شیوه مدیریت فضای نیمه عمومی، به عنوان سه مسئله عمده در این پیشنهاد مورد بررسی قرار می گیرند. در پژوهش حاضر از روش تحقیق توصیفی و تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای، استفاده شده است.
۶.

تحلیل ظرفیت های توسعه هوشمند شهر مراغه با به کارگیری اصل توسعه میان افزا

کلید واژه ها: تحلیل سلسله مراتبی گسترش افقی شهر توسعه میان افزا شهرمراغه رشد هوشمند شهری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۹ تعداد دانلود : ۳۶۲
هدف از این تحقیق استفاده از رویکرد توسعه میان افزا به منظور توسعه آتی شهر مراغه و به دست آوردن پتانسیل های هر یک از محلات می باشد که از چندین شاخص از جمله نرخ فضای باز، کیفیت ابنیه، دسترسی و نفوذناپذیری، فشردگی و ریزدانگی و ... استفاده شده است. محدوده مورد مطالعه در این پژوهش شهر مراغه می باشد. روش تحقیق میدانی-اکتشافی می باشد که از روش های دیگر از جمله توصیفی-تحلیلی بهره گرفته شده است. نتایج نشان می دهد شهر مراغه 867 هکتار زمین بایر دارد. 56 درصد ساختمان های موجود در وضعیت تعمیری و تخریبی قرار دارند. هم چنین 70درصد از کل ساختمان ها به صورت یک طبقه می باشد. در نتیجه شهر مراغه دارای پتانسیل های زیادی در امر توسعه میان افزا می باشد. این ظرفیت بالقوه با استفاده از اصول رشد هوشمند شهری و علی الخصوص توسعه میان افزا می تواند در توسعه پایدار شهر موثر باشد.
۷.

ظرفیّت سنجی کالبدی بافت مرکزی شهرها به منظور توسعه میان افزا (مطالعه موردی: شهر میناب)

کلید واژه ها: رشد شهری توسعه میان افزا بافت مرکزی ظرفیت سنجی شهر میناب

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۲ تعداد دانلود : ۳۱۷
زمانی که در یک محدوده زیستی، پدیده پراکنده رویی کالبدی اتف اق بیفتد، یعن ی م ازاد ب ر نی از کالب دی جمعیت ساکن، فضا اشغال و یا ب ه حومه ها دست درازی گردد، می توان به ای ن نتیج ه رس ید ک ه درون شهر، فضاهای بلااستفاده، رها شده، ناکارآم د و فرسوده شکل می گیرد که توجّه و برنامه ریزی جهت استفاده از این فضاها اهمیّت پیدا می کند. هدف این پژوهش، شناسایی ظرفیّت های کالبدی محدوده مرکزی شهر میناب با بهره گیری از الگوی توسعه میان افزا می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی- تحلیلی است. از تکنیک فرایند سلسله مراتبی فازی با تکمیل پرسشنامه آن به وسیله 10 نفر از نخبگان حوزه برنامه ریزی شهری و روش مجموع ساده وزنی جهت تلفیق لایه ها در محیط نرم افزار ArcGIS بهره گرفته شده است. طی این فرایند 12 معیار تأثیرگذار تعداد طبقات، کیفیّت ابنیه، تراکم جمعیّت، کاربری اراضی، قدمت بنا، جنس مصالح، دانه بندی قطعات، دسترسی به کاربری های فضای سبز، فرهنگی- مذهبی، مراکز  آموزشی، شیب و فاصله از مسیل هم پوشانی شده اند و نقشه نهایی ظرفیّت های مناسب به دست آمد. نتایج نشان می دهد که در کل بافت مرکزی شهر میناب درصد ظرفیّت ها به ترتیب حداقل ظرفیّت 19/18، شامل ظرفیّت متوسّط رو به پایین 94/18، ظرفیّت متوسّط رو به بالا 64/32 و حداکثر ظرفیّت 23/30 می باشد که بالاترین درصد مربوط به ظرفیّت متوسّط رو بالا با درصد 64/32 و مساحت 2/201152 مترمربع است.
۸.

تدوین الگوی توسعه پایدار شهری مبتنی بر توسعه مجدد با استفاده از الگوریتم خوشه بندی (مورد مطالعه: شهر اراک)

کلید واژه ها: توسعه پایدار الگوریتم خوشه بندی توسعه مجدد توسعه میان افزا شهر اراک

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا فنون جغرافیایی روش های کمی در جغرافیا
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای شهری توسعه پایدار شهری
تعداد بازدید : ۲۸۳ تعداد دانلود : ۲۳۱
رشد جمعیت شهرها و نیاز روز افزون به مسکن و خدمات در شهرهای کشور، نیاز به توسعه ی کالبدی شهرها را ناگزیر کرده است. این توسعه در دهه های اخیر بیشتر از نوع توسعه بیرونی بوده است و تأمین خدمات و مسکن شهروندان از طریق افزودن به محدوده های شهری را دنبال می کرده است که به پراکنده رویی شهری و زوال محیط زیست پیرامونی و باغات و کشاورزی های همجوار منجر شده است. این در حالی است که توسعه میان افزا و به ویژه بازیافت زمین و توسعه مجدد به عنوان رویکردهایی کارا می تواند در جهت کاهش آسیب به محیط زیست و تحقق توسعه پایدار شهرها مورد نظر قرار گیرد. در این راستا هدف این تحقیق تدوین الگویی برای شناسایی اراضی با قابلیت توسعه مجدد و بکارگیری آن در شهر اراک به عنوان نمونه است. بنابراین این تحقیق سعی در پاسخگویی به این پرسش ها دارد که چگونه می توان اراضی با قابلیت توسعه مجدد را(در راستای تحقق توسعه پایدار شهری) شناسایی نمود؟ و این اراضی در شهر اراک کدامند؟ بدین منظور الگوریتمی ابداعی به منظور شناسایی اراضی با قابلیت تخریب و توسعه مجدد طراحی شده است که در آن قطعات شهری بر اساس 8 معیار کیفیت ابنیه، عمربنا، ریزدانگی نفوذپذیری، قیمت زمین، نرخ سرپرستی، نسبت مهاجرت و دسترسی به فضای سبز مورد ارزیابی قرار می گیرند. این الگوریتم ابداعی به صورت نمونه در شهر اراک پیاده سازی شده است. نتایج نشان می دهد الگوریتم ابداعی(خوشه بندی توانی بر مبنای ده) قابلیت خوبی در ترکیب با نرم افزارهای سیستم اطلاعات جغرافیایی دارد و در شناسایی اراضی با قابلیت تخریب و توسعه مجدد می تواند مورد استفاده قرار گیرد. همچنین استفاده از الگوریتم مذکور در شهر اراک منجر به شناسایی 4178 قطعه با قابلیت توسعه مجدد شد که مساحتی برابر با 85.8 هکتار دارند و می تواند به منظور تحقق توسعه میان افزا در شهر اراک مورد استفاده قرار گیرد.
۹.

شناسایی عرصه های مداخله در بافت های تاریخی براساس اصل توسعه میان افزا (مورد شناسی: بافت تاریخی شهر یزد)

تعداد بازدید : ۸۲۷ تعداد دانلود : ۳۹۷
بافت های تاریخی تجلی زندگی نسل های گذشته، هویت و سرمایه شهرها و کشورها می باشند. رشد و توسعه فزاینده شهرها سبب ایجاد مسائل اجتماعی، کارکردی، زیست محیطی و کالبدی در این بافت ها شده است. وجود این مسائل نیازمند تغییر رویکرد مدیریت توسعه شهر و استفاده از رویکردهایی مانند بازآفرینی و توسعه میان افزا به منظور تجدید حیات و دمیدن روحی تازه در بافت های تاریخی است. هدف این پژوهش، شناسایی عرصه های مداخله در بافت تاریخی شهر براساس رویکرد توسعه میان افزاست. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش توصیفی-تحلیلی است. معیارهای استفاده شده در این تحقیق کاربری اراضی، کیفیت بنا، عمر بنا، اسکلت بنا،مالکیت، تعداد طبقات، دانه بندی قطعات به عنوان شاخصکالبدی، معیارهای سواد، اشتغال و تراکم جمعیت به عنوان شاخص اجتماعی و دسترسی به کاربری های فضای سبز، درمانی، تجاری و آموزشی به عنوان شاخص دسترسی می باشند. لایه های مناسب در محیطArcGis با استفاده از توابع عضویت فازی نرمال سازی شده اند. به منظور تعیین وزن معیارها، از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی استفاده شد و با ضرب وزن ها در لایه ها، نقشه نهایی عرصه های مداخله در بافت تاریخی در 5 طبقه به دست آمده است. نتایج نشان می دهد، اولویت اول 10 درصد، اولویتدوم 17 درصد، اولویت سوم 38 درصد، اولویت چهارم 25 درصد و اولویت پنجم 10 درصد از مساحت بافت تاریخی یزد را به خود اختصاص داده اند. باید تدابیری اتخاذ شود تااز عرصه های شناسایی شده با رعایت حریم بناهای ارزشمند به منظور بهبود شرایط کالبدی و اجتماعی بافت و افزایش حضور گردشگران بهره برداری شود.
۱۰.

توسعه میان افزای شهری، رویکردی نوین در حفظ زمین شهری در تبریز

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۸۷ تعداد دانلود : ۱۱۸
زمین، اساسی ترین عامل توسعه و نحوه استفاده از آن، از مهم ترین مباحث برنامه ریزی شهری است. سیاستهای توسعه شهری و حفظ زمین های پیرامون شهرها، از چالشهای اساسی برنامه ریزان شهری در دهه های اخیر بوده و سیاست توسعه میان افزایی از اشکال رشد هوشمند، توسعه پایدار و نوین در شهرسازی، توجه اساسی به این موضوع دارد. این تحقیق با هدف شناسایی پتانسلهای توسعه از درون، به تبیین توسعه میان افزای شهری و کاربرد این سیاست در توسعه آتی شهر تبریز با استفاده از روش تجزیه و تحلیل سیستمیک می پردازد. با استفاده از این روش، نقشه توان و پتانسیل های توسعه میان افزای شهری تبریز، برای اختصاص به توسعه آتی شهر تهیه گردید. نتایج حاصل از ارزیابی نمایانگر توسعه توسعه فزاینده شهر به پیرامون در دهه های گذشته و عدم توجه با پتانسیل های درونی شهری بوده است. بررسی پتانسیل های توسعه میان افزا، شامل کاربری های ناسازگار، اراضی خالی و رها شده، قطعات با تراکم ساختمانی پایین (یک طبقه) و بافتهای تخریبی شهر نشانگر وجود حدود 4974 هکتار از این بافتها جهت توسعه آتی می باشد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که با اعمال سیاست توسعه میان افزای شهری در توسعه آتی تبریز، نه تنها از تخریب اراضی زراعی و باغات پیرامون شهر کاسته خواهد شد، بلکه کاهش هزینه های اقتصادی همچون هزینه های آماده سازی اراضی شهری، هزینه توسعه زیرساختهای شهری به پیرامون را به دنبال خواهد داشت و انتظام فضایی شهری از طریق خروج کاربری های ناسازگار و بهسازی و نوسازی بافتهای قدیمی و غیر رسمی شکل خواهد گرفت.
۱۱.

تلفیق اصول رشد هوشمند و استراتژی توسعه میان افزا در شناسایی ظرفیت های کالبدی توسعه درونی شهر (مطالعه موردی: منطقه 3 تبریز)

تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۱۸۷
توسعه میان افزا که بخش اساسی رشد هوشمند شهری است، درواقع راهکاری عملی برای جلوگیری از گسترش کالبدی شهر در زمین های توسعه نیافته پیرامون شهری و نواحی سبز روستایی و توسعه زمین های خالی و متروکه داخل مناطق شهری است و به نوعی حمایت کننده احیا و تجدید حیات شهری است. تلاش های زیادی برای برطرف ساختن اثرات منفی گسترش پراکنده شهرها به عمل آمده که عمده ترین آن ها راهبرد رشد هوشمند است. پژوهش حاضر با ماهیت توسعه ای کاربردی و روش توصیفی- تحلیلی با بهره گیری از روش های کمّی و آماری ازجمله رگرسیون چندگانه، معادلات ساختاری و تحلیل چند متغیّره فازی بر پایه سیستم اطلاعات جغرافیایی،   GIS به بررسی میزان و اولویت بندی شاخص های رشد هوشمند شهری در منطقه 3 کلان شهر تبریز پرداخته است. داده های مورد نیاز با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و بررسی میدانی در سطح خانوار گرد آوری شده و حجم نمونه طبق فرمول کوکران معادل 373 خانوار برآورد شد. در مجموع تعداد 26 شاخص رشد هوشمند شهری در قالب 3 شاخص مکنون اجتماعی، کالبدی و زیست محیطی مورد بررسی قرار گرفتند. با استفاده از آزمون بارهای عاملی در نرم افزار   LISREL شاخص های آشکار براساس درجه اهمیت و تأثیرگذاری اولویت بندی و خلاصه سازی شده و برای تهیه نقشه شاخص های مؤثر، از مدل منطق فازی در قالب سیستم اطلاعات جغرافیایی  (GIS) استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی آن است که همه قسمت های منطقه 3 کلان شهر تبریز برای رشد هوشمند یکسان نیست. از سوی دیگر، در بین شاخص های رشد هوشمند، به ترتیب درجه اهمیت، می توان گفت شاخص اجتماعی با 66/0درصد، شاخص کالبدی 8/20 درصد، شاخص زیست محیطی با مقدار 1/13درصد، در تبیین رشد هوشمندی کل منطقه مطالعاتی نقش داشته اند که نشانگر مهم بودن شاخص اجتماعی نسبت به سایر است و درنهایت با ارائه پیشنهادهایی، بر تقویت شاخص های مؤثر براساس اولویت آن ها تأکید شد.
۱۲.

عوامل تأثیرگذار بر ظرفیت توسعه میان افزای شهری کلانشهر اهواز در قالب شاخص های توسعه پایدار شهری با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری

تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۴۹
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر ظرفیت سنجی توسعه میان افزا در کلانشهر اهواز است. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش شامل کارشناسان و متخصصان شهری و مدیران اداره های مرتبط با امور شهری در شهر اهواز که در زمینه توسعه میان افزای شهری فعالیت کرده و دارای تجربه اجرایی در این زمینه هستند، بوده که به صورت تصادفی 100 نفر از بین آنها انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه ی محقق ساخته ای است که روایی آن به صورت صوری و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفته است. تحلیل داده ها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام شده است. نتایج پژوهش نشان دادند عوامل اجتماعی (با ضریب 75/0)، اقتصادی (با ضریب 85/0)، زیست محیطی (با ضریب 66/0)، کارکردی عملکردی (با ضریب 55/0) و کالبدی فضایی (با ضریب 78/0) در سطح 99 درصد اطمینان عوامل تأثیرگذار بر ظرفیت توسعه میان افزای کلانشهر اهواز می باشند. همچنین، براساس نتایج بدست آمده می توان گفت کمترین میزان تأثیرگذاری مربوط به متغیرهای کارکردی عملکردی (55/0) بوده و بیشترین تأثیرگذاری ها نیز مربوط به متغیرهای اقتصادی (85/0) و کالبدی فضایی (78/0) هستند. Abstract The purpose of the present study is to be considered as an applied research. The method of this research was like correlation research that specifically was based on the structural equation model. In this study, library studies, papers and research related to the subject of research are used for collecting subject literature and also for another part of information needed, questionnaire and field method are used. In this study, two methods of descriptive statistics (frequency, frequency percentage, mean and standard deviation) and inferential statistics (correlation analysis, regression and structural equation model) were used for analyzing data. In order to increase the accuracy of data analysis, the related software such as SPSS and AMOS have been used. The statistical population of the present study includes experts and urban experts and administrators of city affairs departments in Ahvaz metropolis who have been active in the field of infill urban development and have executive experience in this field. The statistical population of the present study have sampled this community and also data source is used to answer the main research question. The results showed, the impact factor on infill development in Ahvaz metropolis is acquired by five components of economic, social, environmental, functional and physical, namely, the correlation coefficients between the impact assessment and each of the five components are 0, 0.75, 0.66, 0.55 and 0.78, respectively. Referring to standard error estimates, critical ratios, and meaningful levels show that all of these standard estimates are meaningful at 99%. Therefore, based on the results, the most indirect effects on the evaluation of the effective indicators on infill development in the Ahvaz metropolis with the sustainable development approach are related to the observed variables of avoiding displacement of residents during project execution (S6 or X12), Land prices in the target area (E5 or X18), access to the passageway (Ph9 or X8), permitted density (Ph14 or X10), construction cost (E11 or X19), access to urban facilities (Ph1 or X6), Residents income (E2 or X24) and Local Contribution (S2 or X17). Regarding these coefficients, the least effect is on functional variables and the most influences are related to economic and physical variables. It should be noted that the meaningful level for all direct final effects is reported based on standard error and critical ratios. The meaningful levels are for all direct final effects which smaller than 0.01. Therefore, it can be concluded that all direct effects obtained at the 99% confidence level are meaningful.
۱۳.

توسعه میان افزا و تاثیر آن بر مولفه های مختلف در بافت فرسوده شهر زنجان

تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۴۴
در دهه های اخیر با ظهور انگاره های جدید، رشد و توسعه شهری به صورت هوشمند مطرح شده است و توسعه میان افزا جزئی از آن به شمار می آید. توجه به راهبرد توسعه میان افزا باعث رونق بافت های فرسوده و ناکارآمد شهری می شود. هدف این مطالعه بررسی تاثیر راهبرد توسعه میان افزا بر مولفه های سرزندگیو مطلوبیت اجتماعی می باشد. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، از نوع تحقیقات کاربردی و از لحاظ روش تحقیق، از نوع روش های اسنادی- تحلیلی است. اطلاعات مورد نظر از طریق روش های کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. حجم نمونه 382 عدد پرسشنامه می باشد که از جامعه آماری بافت فرسوده شهر زنجان با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شده است. یافته های تحقیق نشان م ی دهد که توسعه میان افزا تاثیر مثبتی در ارتقاء سرزندگی و مطلوبیت اجتماعی در بافت های فرسوده دارد و بین توسعه میان افزا با متغیرهای سرزندگی و مطلوبیت اجتماعی ارتباط معنی داری وجود دارد. بنابراین می توان گفت که سرزندگی و مطلوبیت اجتماعی به تفکیک توسعه میان افزا (کمتر، متوسط، بالا) دارای تفاوت معنی داری می باشد.
۱۴.

بررسی نقش توسعه میان افزا دراصلاح بافت های فرسوده شهری (مطالعه موردی: محله حکم آباد تبریز)

تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۴۳
شهرهای جدید لجام گسیخته در گوشه و کنار شهرهای بزرگ ایجاد می شوند. این امر باعث توسعه پراکنده، افزایش هزینه های شهری و در نهایت بزرگی بی حد و حصر شهری شده و مدیریت شهری را با پیچیدگی و مشکل مواجه می سازد، و ایجاد شهرهای جدید نه تنها به مهم ترین هدف خود که جذب سرریز جمعیت مادر شهرها هستند، دست نمی یابند، بلکه در اغلب موارد بعد از چند سال هنوز به مرحله بهره برداری نرسیده اند. توجه به این موضوع باید در دستور کار مدیران و مسئولین شهری باشد تا به جای توسعه پراکنده شهری، از بافت های ناکارآمد موجود (بافت های فرسوده) بهره جویند. بنابراین استفاده از توسعه میان افزا و بهره گیری از ظرفیت های موجود و کمک به حل مشکلات موجود هم از نظر فرسودگی مساکن و کاربری های جانبی و هم برطرف ساختن کمبود خدمات زیربنایی و روبنایی می تواند به توسعه شهری بی قواره انتظام بخشد. بدین منظور در این مقاله با بررسی نقش توسعه میان افزا در اصلاح بافت فرسوده محله حکم آباد تبریز با استفاده از روش تحلیل فضایی پرداخته شده است. که با استخراج شاخص های توسعه میان افزا (وجود اراضی قهوه ای و قطعات خالی، تعداد طبقات و...) و بافت فرسوده (کیفیت ابنیه، عمر ابنیه، مصالح بکارفته، اندازه قطعات، دسترسی قطعات و...) و نقشه های مربوطه و نهایتاً نقشه نهایی میزان توسعه میان افزا محله مربوطه، که با استفاده از همپوشانی لایه های تراکم جمعیت، اراضی قهوه ای، نقشه عمر ابنیه، مصالح بکاررفته و... استخراج گردیده است بیش از 95 درصد استعداد توسعه درونی وجود دارد. لازم بذکر، است که در زمینه شبکه معابر موجود موانعی جهت توسعه وجود دارد که در آن زمینه هم شبکه معابر جدید و تعریض برخی معابر موجود پیشنهاد گردیده است، تا از حالت فرسودگی بیرون آمده و مانند گذشته حیات خود را بازیابد.
۱۵.

سنجش ظرفیت های توسعه میان افزا با استفاده از تحلیل چند متغییره فازی(مطالعه موردی: شهر ارومیه)

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۵
امروزه رشد پراکنده شهرها، موجبات دست اندازی به زمین های باارزش کشاورزی و توزیع نامتناسب خدمات شهری را باعث شده است که آن هم زمینه ناپایداری محیط شهری را فراهم نموده است. در این بین توسعه میان افزا با تمسک به توسعه در اراضی خالی شهری و بافتهای قدیمی و فرسوده می تواند رشد پراکنده شهری را تقلیل داده و شهرها را بسوی پایداری هرچه بیشتر سوق دهد. از این رو هدف این تحقیق، شناسایی و تشخیص اراضی مناسب میان بافتی شهر ارومیه برای توسعه میان افزا و پیش بینی میزان زمینی که در افق سال 1405 با اعمال توسعه میان افزا می توان از رشد پراکنده شهری جلوگیری نمود، می باشد. پژوهش حاضر از نظر روش، توصیفی - تحلیلی و دارای ماهیت توسعه ای- کاربردی است. داده های موردنیاز با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی گردآوری گردید. تعداد 14 معیار در قالب معیارهای طبیعی، اجتماعی و کالبدی  مؤثر در تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند. در این پژوهش از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) در نرم افزارExpert choice، به منظور الویت بندی، وزن دهی معیارها، از مدل تحلیل چند متغیره فازی در محیط  GISبرای تولید، وزن گذاری، فازی سازی، تلفیق و همپوشانی لایه ها و از مدل رشد نمایی و سرانه زمین برای پیش بینی میزان زمینی که با اعمال توسعه میان افزا می توان از رشد پراکنده جلوگیری کرد، استفاده گردید. نتایج نشان داد که از مجموع 6/5502 هکتار اراضی ارومیه، 83/367 (69/6%) از اراضی برای توسعه میان افزا کاملاً مناسب، 55/863 هکتار (70/15%) از اراضی مناسب، 91/1448 هکتار (33/26%) تا حدودی نامناسب، 25/1721 هکتار (28/31%) نامناسب و  06/1101 هکتار (20%) کاملا نامناسب می باشد و میزان زمینی که با اعمال توسعه میان افزا می توان در افق سال 1405 از رشد پراکنده شهری جلوگیری کرد، 3680000 متر مربع برآورد گردید.
۱۶.

تحلیل موانع بهره گیری از رویکرد توسعه میان افزا مطالعه موردی: شهر اهواز

تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
توجه به ظرفیت های توسعه ای درون شهر (توسعه میان افزا)، امروزه به عنوان یکی از سیاست های مهم در حوزه برنامه ریزی شهری جهت مقابله با پدیده گسترش شهرها موردقبول واقع شده است. برخلاف سایر سیاست های توسعه شهری با توجه به اینکه در بستر موجود و با حضور ساکنان و شهروندان و واحدهای همسایگی صورت می پذیرد موضعی پیچیده، چندوجهی، میان بخشی است که نه فقط یک کار فیزیکی، کالبدی و شهرسازی است بلکه دارای ابعاد قوی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیست محیطی نیز می باشد. بنابراین استفاده از این رویکرد، بدون توجه به بسترهای مناسب و شناسایی موانع آن، قابل تحقق نیست. هدف اصلی این پژوهش تحلیل موانع بهره گیری از توسعه میان افزا در شهر اهواز می باشد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، توصیفی –تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش، مدیران و کارشناسان شهرداری اهواز می باشند با استفاده از نمونه گیری هدفمند، 40 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. جهت تحلیل داده ها از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم در نرم افزار آموس 24 استفاده شده است. در این پژوهش، از ابعاد اقتصادی، اجتماعی، اداری و قانونی با 21 شاخص مشاهده پذیر استفاده گردید. نتایج حاصل نشان می دهد مدیران و کارشناسان معتقدند که عوامل قانونی - اداری با ضریب بیشترین تأثیر را بر عدم تحقق و اجرای رویکرد توسعه میان افزا در شهر اهواز دارد و بعدازآن متغیر اقتصادی با ضریب 94/0 متغیر اجتماعی با ضریب 66/0 متغیر کالبدی با ضریب 55/0 به ترتیب بیشترین تا کمترین تأثیر را بر عدم تحقق اجرای توسعه میان افزا در شهر اهواز دارند.
۱۷.

بررسی توسعه درونی شهر و الگوی توسعه کالبدی با تأکید بر وضعیت مسکن شهری(مطالعه موردی: شاهین شهر)

تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۸۸
رشد شتابان جمعیت شهر نشین و هجوم جمعیت مهاجر در سال های اخیر به شهرهای بزرگ و لزوم پاسخ گویی به نیازهای جمعیت شهرنشین و نیز ارائه خدمات شهری ، ضرورت به کارگیری تمام توان ها و ظرفیت های موجود شهر را بیش از پیش نمایان می سازد. بنابراین لازم است تا به جای توسعه و رشد بی رویه شهر به صورت افقی ، از طریق پر کردن بافت موجود شهر به رشد و توسعه پایدار در شهر دست پیدا کرد. بنابراین در این پژوهش هدف، ارزیابی تأثبر ابعاد اقتصادی، اجتماعی ، دسترسی، زیست محیطی و کالبدی وضعیت مسکن شاهین شهر بر میزان زمین های بایر و رها شده و توسعه میان افزای شهری می باشد.این پژوهش از نظر هدف ، کاربردی و از نظر روش ، توصیفی – تحلیلی است. ابتدا شاخص ها و ابعاد مناسب موضوع در غالب پرسشنامه تهیه گردید و سپس در محیط SPSSمورد آزمون قرار گرفت. پس از آن نیز با استفاده از تکنیکSWOT نقاط قوت و ضعف و فرصت ها و تهدید ها مشخص شدند و به ارائه راهبردهای مناسب پرداخته شدکه نتایج حاصل از تکنیک سوات نشان داد که استراتژی غالب در پژوهش از نوع تدافعی با ضریب 03/8 می باشد. پس از آن نیز نواحی 5 گانه شاهین شهر با استفاده از تکنیکSAW رتبه بندی شدند که ناحیه فردوسی با امتیاز 23/0 رتبه اول و گلدیس با امتیاز 12/0 رتبه پنجم را به خود اخصاص داد. سپس نتایج حاصل از این تکنیک با استفاده از نرم افزارArc GIS نشان داده شد.
۱۸.

کاربرد توسعه میان افزا در شناسایی عرصه های مداخله در بافت های شهری (نمونه موردی: محدوده تجریشِ منطقه یک تهران)

تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۰۹
در پی رشد بی رویه جمعیت ناشی از مهاجرت که اغلب در شهرهای موجود در کشورهای در حال توسعه رخ می دهد؛ شاهد رشد بی قواره شهرها و گسترش افقی آنها به بهانه تامین نیاز مسکن هستیم. از این رو جهان امروز با مشکلات عمده ای از جمله مشکلات ناپایداری محیط های شهری، بحران انرژی، کاهش منابع طبیعی و عدم مدیریت صحیح در زمین های شهری مواجه است. علاوه بر موارد فوق، نادیده گرفتن و رها کردن بافت تاریخی که هویت و سرمایه هر سرزمین قلمداد می شود، بسیار حائز اهمیت است. در حال حاضر بسیاری از برنامه ریزان بر روی توسعه میان افزا به عنوان راهبردی جهت حل مشکلات ناشی از مدیریت رشد و توسعه شهری، تجدید حیات مراکز شهری، مسکن و توسعه پایدار متمرکز شده اند.  درایران اصلی ترین پتانسیل توسعه میان افزای شهری، بافت های قدیمی هستند، که مبحث نوسازی و بهسازی در این بافت ها سال هاست که آغاز شده است و با توجه به گستردگی مسئله پیش رو همچنان ادامه دارد و  روی آوردن به بحث توسعه درونی، رویکردی مناسب در زمینه شهرسازی و معماری و رفع مشکلات فوق تلقی می شود. سیاست توسعه میان افزای شهری به واسطه ویژگی میان رشته ای خود، تعاملی میان معماری، شهرسازی و مرمت ایجاد کرده است. توسعه میان افزا با محافظت از فضاهای باز شهری، بازنده سازی محلات قدیمی و کاهش هزینه های مربوط به زیرساخت ها امکان خانه دار شدن را برای مردم فراهم کرده است. این پژوهش کوشیده است با روش توصیفی _ تحلیلی و استفاده از داده های اسنادی، مطالعات میدانی، مصاحبه و پرسش نامه و نیز با استفاده  از فن تحلیل الگوی رفتاری به بررسی و ثبت الگوهای رفتاری استفاده کنندگان از محیط کالبدی  بپردازد. فن تحلیل الگوهای رفتاری در فضاهای شهری شامل چهار گام اصلی است که گام اوّل: تهیه نقشه از محدوده مشخص شده میدان تجریش تا باغ فردوس است. گام دوّم: ثبت الگوهای رفتاری که ثبت صحیح و سیستماتیک حرکات در فضای مورد مطالعه که کار عمده و اصلی در فن حاضر است.  گام سوم: تهیه نقشه الگوهای رفتاری است. این گام به ثبت دقیق اطلاعات به دست آمده در گام دوم بر روی نقشه تولید شده در گام اول اختصاص دارد. پیش از ثبت الگوهای رفتاری باید موقعیت عناصر متحرک بر روی نقشه تعیین شود.  گام چهارم، تحلیل نقشه الگوهای رفتاری است.در واقع گام چهارم در راستای پاسخ گویی به سوالات زیر است:  1.آیا فضای شهری طراحی شده با الگوی رفتاری مردم انطباق دارد؟2. آیا فضاها(فضاهای مخصوص عابر پیاده، سواره، حمل ونقل عمومی، عمومی، خصوصی و نظایر آن) به درستی تعریف شده اند. متناسب با کارکردشان توسط مردم مورد استفاده قرار می گیرند؟3. چه بخش هایی از فضا توسط مردم بیشتر و یا کمتر مورد استفاده قرار می گیرند؟  به طور مثال ازدحام و و احساس سردرگمی و عدم نمایانی در دسترسی ها، سبب ایجاد مشکلات زیادی میشود که ، بهبود دسترسی ها و ارتقاء کیفیت منظر شهری پیشنهاد شده است. پیشنهاد چگونگی بهبود در بخش تحلیل یافته ها مشخص می شود. از مسائل دیگر ازدحام دست فروشان کتاب و کالاهای مود نیاز در جداره پیاده رو است که  به منظور ساماندهی دست فروشان، پیش بینی فضاهای فرهنگی و در نتیجه  منجر به رونق اقتصادی شد. نتایج حاصل از تحلیل دوربین ها حاکی از آن است که برخی دانه های درشت محدوده باعث عدم نفوذپذیری و در پی آن ایجاد مناطق ناامن می شود.  در در واقع مواردی که با استفاده از فن تحلیل الگوی رفتاری در راستای توسعه میان افزا استخراج شد شامل؛ توجه به مسائل زیست محیطی، فضاهای فرهنگی و تفریحی، ارتقای سمنظر شهری ، ایجاد مکان های امن، بهسازی فضایی، بهبودی دسترسی ها، ایجاد رونق اقتصادی، افزایش نفوذ پذیری و اختلاط کاربری هاست. در واقع مواردی که با استفاده از فن تحلیل الگوی رفتاری در راستای توسعه میان افزا استخراج شد شامل؛ توجه به مسائل زیست محیطی، فضاهای فرهنگی و تفریحی، ارتقای منظر شهری ، ایجاد مکان های امن ، بهسازی فضایی، بهبودی دسترسی ها، ایجاد رونق اقتصادی، افزایش نفوذ پذیری و اختلاط کاربری هاست که به منظور اجرایی کردن این موارد با کمک تحلیل محله 4 روش الگوی رفتاری و مصاحبه با افراد و متخصصین راهکاهایی ارائه شد.
۱۹.

ارزیابی تناسب اراضی میان بافتی شهر گرگان برای توسعه میان افزا با استفاده ترکیبی از AHP و GIS

تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۶۰
     زمین  مهم ترین عامل  توسعه و گسترش فیزیکی شهرها می باشد؛ و مقوله مدیریت زمین در حال حاضر به یکی از مهم ترین بحث ها و دغدغه های دولت های محلی تبدیل گردیده است. همچنین رشد و توسعه پراکنده شهرها، موجب تخریب محیط زیست و منابع طبیعی پیرامون شهرها شده است. در این بین، بر اثر تصمیم گیری های نامناسب و شتاب زده، برخی از ظرفیت های اراضی درونی و میان بافتی شهرها برای توسعه و یا توسعه مجدد، از سوی مدیران شهری نادیده گرفته شده است. از این رو هدف از این تحقیق، تشخیص و شناسایی اراضی مناسب میان بافتی شهر گرگان برای توسعه میان افزا و مجدد می باشد. نوع تحقیق کاربردی و روش بررسی آن توصیفی_ تحلیلی است. بدین منظور، از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، به عنوان یک مدل تصمیم گیری چندمعیاره (MCDM)، به منظور اولویت بندی، وزن دهی و تعیین نسبت پایندگی معیارها و سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، به عنوان ابزاری نیرومند در تصمیم گیری و مدیریت محیط، برای تولید، پردازش و همپوشانی لایه ها استفاده گردید. طی این فرآیند، 14 معیار و شاخصِ تأثیرگذار شامل ارتفاع، شیب، جهت شیب، لغزش، حریم گسل، حریم رودخانه، کاربری اراضی شهری، دانه بندی قطعات، تعداد طبقات ساختمان ها، تراکم واحد مسکونی، منطقه بندی ساختمانی، تراکم جمعیت، قیمت اراضی و بافت فرسوده، در قالب شاخص های طبیعی، کالبدی و اجتماعی شناسایی، تهیه و مورد استفاده قرار گرفت. در پایان با تولید نقشه نهایی، با جمع معیارها و زیرمعیارهای (لایه های) وزن دار به وسیله عملیاتِ ریاضی و همپوشانیِ موزون در محیط نرم افزار ArcGIS، اراضی سازگار و مناسب برای توسعه درونی شهر گرگان، به منظور پاسخ به تقاضای شهروندان برای زمین و مسکن، تعیین گردید. نقشه نهایی بیانگر آن است که، بیشترین اراضی میان بافتی سازگار و مناسب برای توسعه مجدد و میان افزا، در بافت شمال شرقی و شمال و کم ترین سازگاری و تناسب اراضی در بافت جنوب غربی، جنوب و حریم رودخانه ها قرار گرفته اند. 
۲۰.

اولویت بندی راهبردهای توسعه میان افزا در پهنه های برش عرضی نواحی شهری مطالعه موردی: منطقه6 شهرمشهد

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۲
کم توجهی به کیفی بودن مفهوم توسعه به وسیله مدیریت شهری و رو نمودن به راه حل های کمی که مفهوم رشد را در بسیاری از مواقع جایگزین توسعه می کند، مشکلاتی برای شهرهای امروز به وجود آورده است. گسترش کالبدی، افزایش هزینه های حمل ونقل شهری، افزایش نگهداری تأسیسات زیربنایی و افزایش سرانه هزینه های خدمات رسانی از جمله این مشکلات هستند. این در حالی است که در بیشتر مواقع فضا برای توسعه در درون مرزهای شهری وجود دارد و یکی از گزینه های مناسب توسعه، بهره گیری از رویکرد توسعه میان افزاست. در این میان توجه به عواملی که می تواند راهبردها و سیاست های توسعه میان افزا را حمایت کند، حائز اهمیت است. پهنه بندی برش عرضی با توجه به ماهیتی که دارد، می تواند به عنوان یکی از روش های منطقه بندی از رویکرد توسعه میان افزا حمایت کند. از این رو هدف مقاله حاضر، اولویت بندی راهبردهای توسعه میان افزا در پهنه های برش عرضی منطقه شش شهر مشهد است که براین اساس روش آن، توصیفی_تحلیلی و برای گردآوری داده ها از سه روش بررسی اسنادی، مشاهده میدانی و پیمایشی(توزیع پرسشنامه) بهره گرفته شده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار ARCGIS ،  SPSS و EXPERT CHOICE استفاده شده و از روش AHP برای وزن دهی معیارهای پهنه بندی برش عرضی و آزمون فریدمن برای اولویت بندی راهبردها استفاده شده است. با توجه به تجزیه و تحلیل های انجام شده در قالب روش سلسله مراتبی و نرم افزار Expert Choice، معیارهای تراکم(0.386)، ویژگی بافت(0.235)، دسترسی(0.130)، فاصله از کاربری ها (0.080) بیشترین وزن را از بین معیارهای پهنه بندی برش عرضی کسب کردند و نمونه مورد مطالعه در چهار تی زون (T3, T4, T5,T6) و دو پهنه ویژه (پهنه کشاورزی و پهنه نیروگاه برق) دسته بندی شد. همچنین مهمترین راهبردهای توسعه میان افزا برای تی -زون هسته شهری (T6) به ترتیب، کاهش ناسازگاری فعالیتی(W3T4)، تقویت مشارکت مردمی (W1T2) و افزایش شدت استفاده از زمین در قطعات کم ارتفاع محور(W5O2) شناسایی شده است.