انسان پژوهی دینی

انسان پژوهی دینی

انسان پژوهی دینی سال دهم پاییز و زمستان 1392 شماره 30

مقالات

۱.

بررسی کارکرد معنابخشی دین در اندیشه علامه طباطبایی

کلید واژه ها: دینعلامه طباطباییجامعهکارکرد معنابخشی دیننظریه رهیافت معنا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۲۴۲
نیاز روحی انسان­ها به معنادار نگاه کردن به جهان و زندگی و فرار از بی­معنایی، و نگاه به دین به­عنوان عاملی برای معنادار کردن زندگی، افق جدیدی جهت شناخت هرچه بیشتر دین گشوده و رهیافتی جدید به­نام رهیافت معنا به­وجود آورده است. این رهیافت با ارائه تفسیری جدید از انسان و دین و ارتباط آن­دو، معتقد است در شناخت انسان و دین باید به همه ابعاد آن توجه داشت. یکی از ویژگی­های انسان نیاز به معناست که تنها دین می­تواند آن را برآورد. بر این اساس، مهم ترین کارکرد دین معنابخشی است. علامه طباطبایی که نگاهی درون­گرایانه به دین دارد، با به­کارگیری استدلال­های منطقی و عقلانی، تفسیری از دین و ابعاد گوناگون آن ارائه می­دهد که به­گونه­ای با نظریه رهیافت معنا در توصیف و تبیین دین نزدیک است؛ چنان­که معنابخشی را مهم­ترین کارکرد دین می­داند.
۲.

نسبت انسان و حقیقت از منظر فیلسوفان مدرن

کلید واژه ها: عقلمدرنیتهحقیقتانساناراده معطوف به قدرتخودبنیادیکوژیتوانقلاب کپرنیکی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۱ تعداد دانلود : ۳۶۷
دوره مدرن به­لحاظ معرفت­شناختی دارای اهمیت خاصی است؛ زیرا از یک سو نسبت جدیدی میان انسان و حقیقت تعریف گردید که در آن فیلسوفان مدرن چون دکارت، کانت و نیچه نقش زیادی داشتند و از دیگر سو انسان توانست محور و ملاک فهم و تفسیر حقیقت گردد. در واقع در این دوره خودبنیادی معرفت­شناختی انسان نقش بسیار مهمی در نگاه به کل هستی دارد. دکارت با محوریت اندیشه کوژیتو، روش ریاضی و عقل­گرایی، و ملاک تصورات واضح و متمایز، کانت با مقولات پیشین، انقلاب کپرنیکی، محوریت عقل انسانی در اخلاق و دین، نیچه با تمرکز بر اراده معطوف به قدرت، ارزش­گذاری مجدد و نهیلیسم، و سارتر با نشاندن انسان به­جای خدا در سیر تکاملی تدریجی، در خودبنیادی معرفت­شناختی و محوریت انسان در فهم یقین و حقیقت نقش زیادی داشتند. نتیجه این نظام فکری، بدفهمی یا غفلت از امور ماورای طبیعی، دین و اخلاق و محدود کردن انسان به تمشیت حیات دنیوی بود.
۳.

کاوشی در حقیقت اراده انسان

نویسنده:

کلید واژه ها: اختیارارادهکیف نفسانیافعال جوارحیافعال جوانحی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۰
کاوش فکری پیرامون اراده واختیار آدمیان در دو جنبه نظری و عملی زندگی بشر، به دلیل مناسبت تامی که با اعتقادات دینی و حیات عملی او دارد، امری مهم و سرنوشت ساز بوده است، و با توجه به این که اراده به عنوان مبدء فعل دارای اهمیت می باشد، شناخت معنای آن و عواملی که در شکل گیری آن مؤثر است ضرورت دارد، علی رغم اینکه اکثر صاحب نظران و اندیشمندان در مورد بدیهی بودن اراده انسان اتفاق نظر دارند، اما در مورد ماهیت و کیفیت تحقق آن، آراء و نظرات متفاوتی ارائه شده است. با تأمل در تعریف ها و تفسیرهای ارائه شده، گرچه هر یک به وجهی درستند، اما هیچ یک حقیقت اراده و ماهیت آن را به صورت تام بیان نکرده اند. مقاله پیش رو با اثبات اراده انسان و بیان حقیقت وجودی آن ، به بررسی رابطه اراده با اختیار انسان پرداخته و تفاوت اراده انسان با اراده الهی را نیز مورد کاوش قرار داده و اثبات می کند بین اراده انسان با اراده خداوند تفاوت وجود دارد، زیرا انسان ها در اراده خود دارای هدف و انگیزه بیرونی هستند، اراده در انسان مسبوق به مبادی سه گانه: تصور، تصدیق به منفعت و مصلحت در فعل و شوق می باشد، در حالی که باری تعالی منزه از این امور بوده و انگیزه و هدفی غیر از ذات خود در افعالش ندارد
۴.

بررسی تطبیقی معرفت فطری خدا در الهیات کالوینی و الهیات اسلامی (با تکیه برآراء جان کالوین و علامه طباطبایی)

کلید واژه ها: علامه طباطباییفطرتجان کالوینحس الوهیمعرفت درونی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی الهیات بالمعنی الاخص
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات حکمت نوصدرایی
  4. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی الهیات فلسفی
تعداد بازدید : ۷۳۲ تعداد دانلود : ۳۵۰
از نظر علامه طباطبایی انسان داراى فطرتى خاص است که او را به سنت خاص زندگى و راه معینى که منتهى به هدف و غایتى خاص (خداوند) مى شود، هدایت مى کند؛ راهى که جز آن را نمى تواند پیش گیرد: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها». از سوی دیگر براساس الهیات کالوینی اذعان به وجود خداوند در اعماق ذهن هر انسانی وجود داشته و اکتسابی نیست، بدان­سان که نظریه ای باشد که در مدرسه و با تعلیم استاد فراگرفته شود؛ بلکه چیزی است که هریک از ما قبل از تولد کاملاً آن را می شناسیم و خود طبیعت هم اجازه فراموشی آن را به کسی نمی دهد. در این مقاله کوشیده­ایم وجوه اشترک و افتراق این دو دیدگاه را بررسی کنیم. جایگاه معرفت فطری بودن قلب، لزوم تکامل و بلوغ گرایش فطری و تأثیر گناه بر این نوع معرفت به­عنوان وجوه مشترک، و انگیزه طرح بحث، ماهیت معرفت فطری، متعلق معرفت فطری و نحوه دریافت این نوع معرفت به­عنوان وجوه افتراق این دو دیدگاه در این نوشته مورد بررسی قرار گرفته است.
۵.

تحلیل تطبیقی نقش خودشناسی در معرفت به خدا از دیدگاه ملاصدرا و ابن عربی

نویسنده:

کلید واژه ها: نفسخداشناختابن عربیملاصدراامتناعخود

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
تعداد بازدید : ۶۳۱ تعداد دانلود : ۲۴۶
شناخت خود یا نفس آدمی که از آن به خودشناسی یاد می­شود، از مهم­ترین مباحثی است که از گذشته­های دور مورد تأکید فلاسفه و عرفا بوده است. حکما و عارفان مسلمان با الهام­گیری از آیات و روایات، به­خصوص حدیث «من عرف نفسه عرف ربه» به طرح مهم­ترین راه خداشناسی، یعنی راه انفسی که همان خودشناسی می­باشد، پرداخته­اند. صدرالمتألهین و ابن­عربی دو تن از بزرگ­ترین فلاسفه و عرفای اسلامی در آثار مختلف خود به شیوه­های گوناگون به خودشناسی و امکان­پذیری یا عدم امکان شناخت خود اشاره کرده­اند. ملاصدرا به­صراحت از امکان­پذیری خودشناسی سخن می­گوید. ابن­عربی نیز با دو تحلیل از شناخت نفس یاد می­کند؛ گاهی از امتناع شناخت خود سخن می­گوید و در برخی موارد از امکان­پذیری آن. در این تحقیق به تحلیل دو نگره صدرایی و ابن­عربی دراین­باره می­پردازیم و با بررسی دقیق روشن می­سازیم این دو نگره هیچ تفاوتی با هم ندارند.
۶.

مقایسه معنای زندگی از دیدگاه محمدتقی جعفری تبریزی و فریدریش نیچه

کلید واژه ها: حقیقتمعنای زندگیمرگحیات معقولنیچهجعفریفراانسان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰۳ تعداد دانلود : ۶۵۵
محمدتقی جعفری تبریزی معتقد است تنها کسی می تواند طعم واقعی معنای زندگی را بچشد که از خود طبیعی فاصله گرفته و به خود حقیقی نائل آید. او با الگو قرار دادن مذهب، عقل و فطرت آگاه، به معرفی حیات معقول می­پردازد و زیستن در حیات معقول را زیستن در حیات معنادار می­داند. اما فریدریش نیچه نظریه نیست­انگاری - خلق ارزش­های جدید و جایگزین کردن آنها به­جای ارزش­های گذشته - را در چهار عرصه مهم زندگی انسان­ها بیان می کند: 1. نیست­انگاری در قلمرو حقیقت؛ 2. نیست­انگاری در قلمرو دین؛ 3. نیست­انگاری در قلمرو زندگی زاهدانه؛ 4. نیست انگاری در قلمرو اخلاق متداول. نیچه انسانی را که با توجه به نظریه «اراده معطوف به قدرت» و بنابر توانمندی ها و استعدادهای درونی خود و بدون تبعیت از آرمان های از پیش طراحی شده رفتار کند، «فراانسان» می­نامد. اراده قدرت در اندیشه نیچه، انسان را به نهایت توان خواهی می رساند.
۷.

نظریه ابرمرد و نقد آن از منظر آموزه های دینی و مبانی عقلی

کلید واژه ها: مدرنیسمنیچهابرمردنسبیت معرفتی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
تعداد بازدید : ۶۴۲ تعداد دانلود : ۲۷۶
تلاش جهت تبیین جایگاه انسان در جهان، یکی از محورهای اصلی تفکر فلسفی مغرب­زمین بوده که ماحصل آن، نظریات مختلفی چون ابرمرد نیچه است. نیچه در اعتراض به رویکردهای پیشین نسبت به انسان، درصدد برآمد تا ضمن بازتعریف جایگاه انسان در جهان، به بحران­هایی که مدرنیته پیش ­روی جامعه انسانی نهاده بود، پاسخی درخور دهد. نظریه ابرمرد در چنین بستری شکل گرفت. اما این نظریه نیز بسان دیگر نظریات و مکاتب بشری، تناقضات و ایرادات عمده­ای با خود به همراه داشت که سیل انتقادات را به سمت خود روانه ساخت. این نظریه با مبانی­ای چون نسبیت­باوری، بنیادگریزی و ترجیح تن بر روان در مقابل تفکر دینی قرار می­گیرد؛ بنابراین انتقاداتی از سوی اندیشه دینی بر آن وارد است. از طرفی این نظریه با تناقضات درونی همچون ایجاد بنیادی متصلب، تأکید بر حقانیت نظریه ابرمرد و عدم ارائه الگوی بدیل مواجه است. این تحقیق ضمن واکاوی ابعاد نظریه ابرمرد نیچه در چارچوبی نو، به نقد و بررسی آن از جنبه­های دینی و عقلی پرداخته است.
۸.

فناناپذیری نفس از دیدگاه ابن میمون

کلید واژه ها: کتاب مقدسارسطوابن رشدابن میمونرستاخیزفناناپذیری نفسجهان آینده

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۸ تعداد دانلود : ۲۶۵
ابن­میمون میان رستاخیز و جهان آینده تفاوت قائل شده است. او رستاخیز مردگان را مربوط به عصر مسیحایی و فناناپذیری نفس را مربوط به جهان آینده می­داند. ابن­میمون فناناپذیری نفس را با رشد و بالندگی عقلانی نفس در این دنیا گره زده و معتقد است جاودانگی نفس تنها از آنِ کسانی است که در این دنیا از موهبت عقل بهره برده باشند. بر این اساس، او دیدگاهی متفاوت درباره بسیاری از باورهای فرجام­شناسانه به­دست داده است. از باب نمونه، او معتقد است بهشت و جهنم و به­طورکلی ثواب و عقاب متناسب با فهم عامه مردم در قالب تعابیری توصیف شده­اند که لذت­های دنیایی را تداعی می­کنند؛ درحالی­که بهشت و جهنم اکنون و اینجاست. پرسش مهمی که در این مقاله به­دنبال یافتن پاسخ آن هستیم این است که آیا منبع الهام او در این نظریه کتاب مقدس و سنت یهودی بوده، یا اینکه او تحت­تأثیر تعالیم فلسفه یونانی، به­ویژه فلسفه ارسطو و نیز ارسطوییان مسلمان نظیر ابونصر فارابی، ابن­باجه و ابن­رشد به این دیدگاه رسیده است؟

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۱