ابراهیم بدخشان

ابراهیم بدخشان

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۸ مورد از کل ۱۸ مورد.
۱.

تحلیل ترکیب های برون مرکزِ بهووریهی وهمپایه در لکی الشتری

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
اگرچه ترکیب یکی از فرایندهای اصلی واژه سازی در همه زبان های جهان است و همواره مورد توجّه پژوهشگران حوزه صرف بوده؛  امّا هنوز یکی از بحث برانگیزترین حوزه ها در توصیف زبانی است. تاکنون تقسیم بندی های متعدّدی برای واژه های مرکّب ارائه شده است که یکی از رایج ترین انواع آن ها واژه های مرکّب برون مرکز است. در زبان لکی که یکی از زبان های متعلّق به شاخه غربی - شمالیِ زبان های ایرانی است، ترکیب از مهم ترین فرایند های واژه سازی به شمار می آید و بخش عمده ای از ترکیب های این زبان از نوع برون مرکز هستند. هدف پژوهش حاضر این است که دو نوع از ساخت های برون مرکز در زبان لکی گویش الشتری را براساس طبقه بندی بائر (2017) شناسایی و تحلیل نماید. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که ترکیب برون مرکز بهووریهی در این گویش دارای پنج ساختار متفاوت است: (1) صفت + اسم؛ (2) اسم + صفت؛ (3) اسم + اسم؛ (4) کمیت نما + اسم؛ (5) اسم + حرف اضافه + اسم. ترکیب برون مرکز هم پایه نیز به دو دسته کلّی حفظ کننده طبقه و تغییردهنده طبقه تقسیم می شود که اولی به صورت (اسم + اسم) و دومی به صورت (فعل + فعل) یا (گروه اسمی + گروه اسمی) ظاهر می شود. تحلیل معنایی داده ها همچنین  نشان دهنده نقش بدن م ندی، مجاز، استعاره، شاخص های فرهنگی و سبک زندگی گویشوران الشتری بر ساخت ترکیب های برون مرکز در زبان آن هاست.
۲.

ترکیب درون مرکز غیر فعلی در لکی الشتری

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۱
پرتکرارترین ساختارهایی که در ترکیب های درون مرکز غیرفعلی در زبان لکی یافت می شوند عبارت اند از: [اسم + اسم]، [اسم + صفت] و [صفت + اسم]. علاوه بر اینها، سه ساختار کم بسامدتر [اسم + حرف اضافه]، [حرف اضافه + اسم] و [عدد + اسم] نیز در این زبان یافت می شود. تحلیل معنایی این ساختارها نشان می دهد که برحسب نوع رابطه بین اجزای سازنده ترکیب، معانی متنوعی از آنها استنباط می شود و تنوع معنایی ترکیب های [اسم + اسم] بیش از سایر ترکیب های درون مرکز است. ترکیب های درون مرکز [اسم + اسم] به دو زیرطبقه هسته آغاز و هسته پایان تقسیم می شوند و در آنها مفاهیم متعددی را می توان یافت که عبارت اند از: منشأ، محتوا، کاربرد، شباهت، جنس، محل، وابستگی، آغشتگی، زمان، اختصاص، نوع، تغذیه، شیوه و هدف. ترکیب های درون مرکز [اسم + صفت] نیز از لحاظ معنایی تنوع قابل توجهی دارند و معانی متعددی شامل نحوه عملکرد، ابزار تولید، محتوا، نسبت، خصوصیت و ارتباط خاص در این نوع ترکیب ها یافت می شود.
۳.

بازنمایی عناصر سازنده جهان های زیرشمول در داستان براساس رویکرد شعرشناسی شناختی: مطالعه موردی بوف کور

تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
بازنمایی جهان های زیرشمول در انگاره جهان های متن مورد نظر وِرث (1999) براساس رویکرد شعرشناسی شناختی، هدف اساسی پژوهش حاضر بوده است. نگارندگان در نوشتار پیش رو، با بررسی داستان بوف کور براساس جهان های زیرشمول نشان دادند که نویسنده داستان به چه میزان از عناصر سازنده جهان های زیرشمول شامل اشاره ای، نگرشی و معرفت شناختی استفاده کرده است. ماهیت روش شناسی این پژوهشِ کیفی، توصیفی تحلیلی بوده و داده ها از داستان بوف کور انتخاب شده اند. گفتنی است که تمامی بندهای موجود در این داستان موردبررسی قرار گرفته اند، اما به دلیل محدودیت در حجم مقاله، صرفاً در بیست بند از داستان مذکور، لایه های سه گانه جهان های زیرشمول، به مثابه یکی از لایه های معنایی در انگاره جهان های متن در رویکرد شناختی تحلیل شده اند. نگارندگان در صددند تا نشان دهند که بازنمایی جهان های زیرشمول سه گانه در داستان بوف کور چگونه بوده و اینکه نویسنده چگونه از این لایه ها در داستان استفاده کرده است. یافته ها حاکی از آن است که داستان بوف کور به وجه معرفت شناختی، به مراتب بیشتر از دیگر وجوه جهان های زیرشمولِ اشاره ای و نگرشی توجه داشته است. همچنین، نتایج نشان داد که اکثر بندها روایی و گفتمانی بوده و جهان زیر شمول معرفت شناختی در این داستان بازتاب گسترده ای داشته است.
۴.

شناسایی عناصر سازنده متن در داستان «قضیه داستان باستانی یا رومان تاریخی»

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۵
هدف پژوهش حاضر، شناسایی عناصر جهان های متن در داستان « قضیه داستان باستانی یا رومان تاریخی »، اثر هدایت، بوده که اثری هدفمند در راستای توصیف وضعیت اسفناک جامعه موجود است. این جستار با اتخاذ چارچوب انگاره جهان های متن ورث (1999) در تلاش است که عناصر سازنده جهان های متن را در داستان مذکور شناسایی و آن ها را بر اساس لایه های سه گانه معنایی جهان گفتمان، جهان متن و جهان های زیرشمول در این انگاره واکاوی نماید. بررسی ها نشان داد که نویسنده از عنصر «زمان» برای ایجاد تعلیق در داستان استفاده کرده و مدام داستان را در زمان های متفاوت به جریان می اندازد تا مخاطب خود را در تعلیق نگه دارد. این در حالی است که شخصیت ها، مکان ها و اشیاء کاملاً مشخص هستند و تعلیقی در آن ها دیده نمی شود. نتایج نشان داد که گزاره های نقش گستر به کاررفته در جهان متنِ این داستان عموماً توصیفی اند، زیرا نویسنده باید برای القای تصویر، توصیف کند و خواننده نیز برای برقراری ارتباط با داستان باید تصویرسازی کند. همچنین، از نظر جهان های زیر شمول نیز در این داستان، اشاره مکانی چندان پررنگ نیست و در عوض نویسنده بیشتر بر زمان تأکید دارد. یافته ها نشان داد که با بهره گیری از انگاره جهان های متن می توان به ابعاد و لایه های پنهان داستان دست یافت.
۵.

شیوه انتخاب نام مشاغل در شهر سنندج از دیدگاه زبان شناسی اجتماعی- شناختی

تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۹۳
هدف از پژوهش دست یابی به ماهیت و تحول «نام گذاری مشاغل » شهر سنندج در سده ی اخیر است. به دلیل بعد شناختی و اجتماعی هدف موردنظر، این بررسی  با استفاده از چارچوب زبان شناسی اجتماعی- شناختی و در حوزه مشاغل انجام گرفته است. روش انجام پژوهش، تحلیل محتوا است و روش و ابزار گردآوری اطلاعات هم مشاهده و اسنادی است. جامعه آماری مورد پژوهش هم کلیه مشاغل با احتساب 3711 مورد است. طبق نتایج این پژوهش، در نام گذاری مشاغل به عنوان فراحوزه غیررسمی عامل اجتماعی نام گذاری، صاحبان مشاغل هستند و بر اساس تاثیراتی که فضای فرهنگی و سیاسی جامعه بر آنان حاکم است نام گذاری صورت گرفته است. در این حوزه بیشتر از اسامی افراد و به لحاظ متغیر جنسیت، بیشتر اسامی مردانه است. نام گذاری در شهر سنندج در زیر مقوله مشاهیر، معاصرگراست و به هویت محلی گرایش بیشتری دارد. اسامی نشات گرفته از طبیعت نیز به زیرمقوله ی گیاهی متمایل است و مفهوم سازی زیربنای انتخاب نام های استعاری موجود، نمادی از بافت فرهنگی و توپولوژی منطقه مورد مطالعه است.
۶.

بررسی و تحلیل کاربست طرح واره های تصوری در افراد نابینا از منظر شناختی

تعداد بازدید : ۲۳۹ تعداد دانلود : ۲۰۹
طرح واره های تصوری به دلیل اهمیتی که در درک مفاهیم انتزاعی انسان دارد، مقوله ای مهم در مطالعات زبانی است. پژوهش حاضر به بررسی الگوی بدن مندی طرح واره های تصوری در نابینایان مطلق مادرزاد در مقایسه با همتایان بینایشان بر مبنای نظریه بدن مندی شناخت در معنی شناسی شناختی از دیدگاه جانسون ( 1987 ) پرداخته است. روش انجام این پژوهشِ کمّی به صورت مقایسه ای بین دو گروه از افراد نابینا و همتایان بینا انجام شده است. بدین ترتیب 48 آزمودنی بینا و نابینای مطلق مادرزاد زن و مرد با تحصیلات دیپلم و لیسانس در سن 18 تا 28 سال، به منظور بررسی متغیرهای اثرگذار جنسیت، سطح تحصیلات و سن، ارزیابی شدند و از آن ها خواسته شد 30 واژه منتخب بر مبنای راهکارهای ریسی بیتی و پگی ( 1991 ) را توصیف کنند و بر این اساس طرح واره های تصوری استفاده شده آن ها بررسی شد. بررسی های صورت گرفته نشان داد که نابینایان با توجه به فقدان حس بینایی ، از توصیفات واژگانی بیشتر و به مراتب طرح واره های تصوری بیشتری نسبت به همتایان بینایشان استفاده می کنند، به طوری که آزمودنی های نابینای زن لیسانس با بیشترین استفاده از طرح واره های تصوری گزارش شدند. آمارها نشان داد که از انواع طرح واره های مطرح شده جانسون ( 1987 ) به ترتیب طرح واره های حرکت و چرخه بیشترین و کم ترین میزان کاربرد در هر دو گروه منتخب را دارند. همچنین بررسی ها نشان داد که متغیرهای سن، جنسیت و سطح تحصیلات به مثابه عوامل اثرگذار هیچ تأثیری در درک طرح واره های تصوری توسط افراد نابینا و همتای بینایشان نداشته اند.
۷.

بررسی انتخاب نام فرزندان ازدیدگاه زبان شناسی اجتماعی شناختی در دهه های (1366) تا (1395)؛ مطالعه موردی: بخش کلاترزان در شهرستان سنندج

تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۷۶
هدف از پژوهش حاضر بررسی روند نام گذاری فرزندان در طول سه دهه اخیر در بخش کلاترزان سنندج است. ﻧﺎم، ﭘﺪیﺪه ﻣﻬﻢّ ﻓﺮﻫﻨﮕی و اﺟﺘﻤﺎﻋی اﺳﺖ کﻪ در ﺑﺎورﻫﺎی دیﻨی، ﻣﻠّی، ﻓکﺮی و ﺗﺎریﺨی اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ ریﺸﻪ دارد؛ بنابراین با تغییر نام ها، ضرورت های جدید فرهنگی مردم، خود را در چگونگی نام گذاری نمایان می سازند. به دلیل چندبعدی بودن عنصر زبانی نام، نوشتار پیش رو در چارچوب زبان شناسی اجتماعی شناختی انجام گرفته است؛ زیرا جامعه شناسی زبان و زبان شناسی شناختی، هیچ یک به تنهایی قادر به تبیین جنبه های گوناگون نام گذاری نیستند. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی است. در این راستا 8325 نام پسر و دختر به صورت تمام شماری گردآوری شد. نام ها به لحاظ جنسیت، تفاوت گونه های سورانی و هورامی زبان کردی و همچنین میزان استفاده از نام های الهام گرفته از طبیعت بررسی شده است. براساس یافته های پژوهش، میانگین نام های سه دهه برآمده از خاستگاه هویت ملّی بالاترین فراوانی (2628) را داشته و نام های قومی (2440) و نام های مذهبی (2353) به ترتیب رتبه دوم و سوم فراوانی را دارد. نام های با هویت ملّی و مذهبی، روندی کاهشی داشته و گرایش به نام های قومی و فراملّی، سیری افزایشی داشته است.
۸.

اقناع و سوگیری های وکلا در پرونده های کیفری: رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی - حقوقی

تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۷
اقناع ازجمله مباحث چشم گیر در حوزه تحلیل گفتمان و به ویژه تحلیل گفتمان انتقادی - حقوقی است؛ از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل سوگیری های وکلا در به کارگیری روش های اقناع قضات بربنیاد نظریه لاکلا و موف (1985، 2001 و 2002) انجام شده است. روش نوشتار پیش رو آمیخته (کیفی و کمی) به صورت توصیفی - تحلیلی بوده و نگارندگان برای گردآوری داده ها با مراجعه به دادسراها، دادگاه های شهر تهرانو دفاتر وکلا با مطالعه صدها پرونده و مشاهده ده ها بازجویی در سال های (1397) و (1398) توانسته اند به روش فیش برداری، متن بیست پاره گفتمان از مکالمات مشارکان گفتمان را بررسی کنند، پیکره گفته شده تجزیه و تحلیل و آشکار شد که بیشترین روش اقناع سازی وکلا، سوگیری مثبت همچون برجسته سازی و سوگیری منفی همچون حاشیه رانی است. این دو مفهوم، به صورت های گوناگون در عرصه منازعات گفتمانی پدیدار می شوند. در پایان، نتایج نشان داد که حاشیه رانی و برجسته سازی هر کدام، نقاط قوّت و ضعف خود را دارند؛ همچنین، یافته ها بیان گر آن است که مفاهیم برجسته سازی و حاشیه رانی شیوه هایی برای حفظ و استمرار قدرت و هژمونی گفتمان به شمار می روند.  
۹.

تحلیل و توصیف فرایند نرم شدگی در زبان کردی (گویش کلهری)

کلید واژه ها: نرم شدگی نظریة بهینگی حاشیة هجایی توالی رسایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۲ تعداد دانلود : ۴۷۰
یکی از فرایند های رایج در نظام آوایی گویش کردی کلهری فرایند نرم شدگی است. این فرایند در گویش کلهری هنگامی رخ می دهد که در خوشه های همخوانی پایانة هجا محدودیت حاشیة هجایی رعایت نشده باشد. در این تحقیق با استفاده از نظریة بهینگی نشان داده می شود که محدودیت رعایت توالی رسایی در خوشه های همخوانی نمی تواند عامل تحریک فرایند نرم شدگی در خوشه های همخوانی پایانة هجا در گویش کلهری باشد و این محرک را باید محدودیت حاشیة هجایی دانست. همچنین استدلال می شود که اولویت دادن به محدودیت حاشیة هجایی در این گویش باعث می شود با وجود ارضا نشدن محدودیت توالی رسایی، فرایند نرم شدگی نسبت به فرایند های حذف و اضافه فرایند بهینه تری قلمداد شود.
۱۰.

بررسی زبان شناختی به گویی در زبان فارسی

تعداد بازدید : ۱۳۶۹ تعداد دانلود : ۵۹۴
به­گویی ابزار گفتمانی قدرتمندی است که برای تقویت­ و افزایش نزاکت اجتماعی و حفظ خود­ انگارة اجتماعی طرفین گفت و گو به کار می رود و سازگاری روابط بین­فردی را آسان می­کند. بیشتر واژه­های به­گویانه در زبان فارسی در حوزة مسائل مربوط به مرگ، مسائل جنسی، مواد زاید بدن، تبلیغات، ناتوانایی­های جسمی، اعضای بدن، بیماری­های روانی، مواد مخدر، ناسزاها و تجارت به کار می­روند. هدف پژوهش حاضر بررسی شیوه­های ساخت به­گویی­ها و طبقه­بندی آن ها در زبان فارسی است. در این مقاله می کوشیم به این پرسش پاسخ دهیم که به­گویی­ها در زبان فارسی از چه ابزار و سازوکارهای زبانی و شناختی بهره می برند؟ با توجه به تحلیل­های صورت گرفته در این مقاله، در زبان فارسی، سه شیوة اصلی تغییر واجی، وام گیری واژگانی و ساخت­های معنایی در جهت ساخت به گویی ها به کار می­روند. در این پژوهش نشان می دهیم که ابزارهای زبانی به کار رفته در ساخت به گویی­ها در زبان فارسی عبارت اند از تکرار شوندگی، حذف، وام­گیری واژگانی، استلزام معنایی، استعاره، مجاز، تضاد معنایی، کم­گفت، مبالغه، اطناب، رَدّ خُلف، واژه­های مبهم، گسترش معنایی و عبارات اشاره­ای.
۱۱.

حالت نمایی در کردی سورانی (سنندجی و بانه ای)

کلید واژه ها: رویکرد ساختاری نظام حالت دهی رویکرد ساختواژی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱۶ تعداد دانلود : ۵۶۱
در دستور زایشی اخیر دو دیدگاه عمده راجع به چگونگی نظام حالت دهی وجود دارد. دیدگاه چامسکیایی استاندارد این است که حالت توسط هسته ی دستوری به نزدیکترین گروه اسمی از طریق یک رابطه ی مطابقه اعطا می شود (بیکر 2010). در این رویکرد حالت به عنوان تجویز کننده ی گروههای اسمی، مفهومی کاملاً نحوی دارد و ارتباط مستقیمی بین حالتهای ساختاری و روابط ساختاری گروههای اسمی پذیرنده حالت ها وجود دارد. در دیدگاه دوم، حالت-دهی توسط قواعد پیکره ای و در بخش آوایی صورت می گیرد. در این رویکرد ارتباط مستقیمی بین حالت دهی و مطابقه برقرار نیست و سلسه مراتب ساختواژی، حالت گروههای اسمی را تعیین می کند. در این مقاله بر اساس داده هایی از زبان کردی (سنندجی و بانه ای) و با مقایسه ی شباهت ها و تفاوت های این دو گونه-ی کردی از گویش کردی سورانی نشان خواهیم داد که در نظام حالت دهی گونه های مختلف از گویش سورانی از رویکردهای متفاوتی استفاده می شود.
۱۲.

غلت سازی در گویش کلهری

کلید واژه ها: حذف غلت سازی کردی کلهری نظریه بهینگی التقای مصوت ها

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۸ تعداد دانلود : ۳۰۵
در این مقاله تلاش بر آن است تا با استفاده از نظریه بهینگی با رویکردی هم زمانی به تحلیل و توصیف فرایند غلت سازی در زبان کردی (گویش کلهری) پرداخته شود. در این مقاله نشان داده می شود که محدودیت [REL-const] که در بسیاری از زبان های دنیا (همانند زبان های نیجر کنگو) از رتبه بالایی در چینش محدودیت ها برخوردار است، در گویش کلهری رتبه پایینی را به خود اختصاص می دهد. در این مقاله همچنین، استدلال می شود که غلت سازی در زبان کردی علاوه بر واکه های افراشته، بر واکه های غیرافراشته مانند /e/ نیز اعمال می شود؛ بنابراین، افراشتگی V1برای غلت سازی در گویش کلهری، برخلاف بسیاری از زبان های دنیا، شرط اساسی و تعیین کننده نیست. همچنین، نشان داده می شود که شرط افراشتگی خروجی دستگاه واجی تخطی ناپذیر نیست؛ یعنی خروجی دستگاه واجی این گویش در شرایط و جایگاه خاص خود، هم می تواند افراشته باشد، مانند /y/ و هم می تواند غیرافراشته باشد، همانند /Y/.
۱۳.

سببی سازی به عنوان فرایند تغییر ظرفیت در زبان کردی

کلید واژه ها: زبان کردی سببی سازی نظریه ظرفیت تغییر ظرفیت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۰ تعداد دانلود : ۲۵۹
نظریه ظرفیت، واژگان، از جمله افعال، را بر اساس نوع وابسته های همراهِ آنها در جمله، دارای ظرفیت می پندارد. در هر زبان فرایندهای مشخصی، از طریق تعداد متمم های نحوی در یک بند و یا به وسیله تغییر نقش های معنایی موضوع های یک محمول، باعث تغییر در ظرفیت فعل می شوند. در این مقاله سعی شده است تا با اتخاذ چارچوب نظریه ظرفیت، به تجزیه و تحلیل ساخت های سببی در زبان کردیِ سورانی پرداخته شود. جمله ها و داده ها ابتدا از متونِ مکتوب و گفتار عادیِ گویشوران استخراج و سپس، جهت توصیف و تحلیل، طبقه بندی شدند و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در پایان نتیجه گرفتیم که سببی سازی ازجمله فرایندهای افزایشِ ظرفیت است، که باعث تغییر نوع و تعداد وابسته های فعل در جمله، در زبان کردیِ سورانی می شود.
۱۴.

تحلیل و توصیف فرایند کشش جبرانی در گویش کردی کلهری بر پایه نظریه بهینگی

کلید واژه ها: حذف اضافه کشش جبرانی نظریه بهینگی نظریه بهینگی با کاندیدهای زنجیره ای

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۳ تعداد دانلود : ۳۱۱
در این پژوهش تلاش بر آن است، تا با استفاده از نظریه بهینگی، به تحلیل و توصیف فرایند ی در گوییِی پرداخته شود. در این مقاله سعییی با فرایندهای حذف و اضافه در این گویش مورد بررسی قرار گی های انتخابِ این فرایند، نسبت به سایر فرایند ها، در قالب نظریه بهینگی نمایش داده شود. همچنین نشان داده شده است نظریه بهینگی با گزینه های زنجیره ای در توجیه فرایی نسبت به نظریه بهینگیییِ بالاتری برخوردار است. شیوه گردآوری داده ها نیز به صورت میدانی ازمیان افراد سالخورده تا جوانان تحصیین از شم زبانی نویسنده نیز استفاده شده است.
۱۶.

حسن تعابیر ناپسند

تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۴
در این مقاله با بررسی شواهد مختلفی از زبان های فارسی و انگلیسی، نشان داده خواهد شد که حسن تعابیر، به لحاظ کاربردشناختی، دو گونه جدا از یکدیگرند: حسن تعابیر نوع اول (حسن تعابیر رایج) برای نشان دادن نزاکت اجتماعی و جلوگیری از خدشه دار شدن احساسات افراد جامعه درباره موضوعات مختلف؛ مانند مسائل جنسی، مرگ، تولد، اعضای بدن، ناتوانی های جسمی، بیماری های روانی، هوش و ناسزاها به کار می روند. از طرف دیگر، کاربران زبان به وسیله جایگزین کردن عبارات و واژه های حسن تعبیری نوع اول به جای عبارات و واژه های ناخوشایند، سعی در حفظ وجهه اجتماعی خود و مخاطبان دارند. اما نوع دوم حسن تعابیر (حسن تعابیر ناپسند)، ترفندی است برای پنهان کردن رسوایی های سیاسی و اقتصادی، پوشاندن حقیقت، و فریب و کنترل افکار عمومی به هنگام صحبت درباره موضوعات و رویدادهای اجتماعی. در واقع، در این نقطه است که گویندگان و نویسندگان از حسن تعبیر، نه در جهت پرهیز از کاربرد واژه های آزار دهنده، بلکه برای فریب افکار عمومی استفاده می کنند و این همان جایی است که ما را وارد گستره حسن تعابیر «غیرصادقانه» می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان