مطالب مرتبط با کلید واژه " خاندان های ایرانی "


۱.

نقش خاندان های برجسته ایرانی در فرآیند تعامل دو فرهنگ ایرانی ـ اسلامی تا سده چهارم هجری

کلید واژه ها: فرهنگ اسلامی فرهنگ ایرانی تمدن اسلامی دهقانان اهل البیوتات خاندان های ایرانی اعراب مسلمان سده چهارم

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران باستان ساسانی فرهنگی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ اسلام و ایران کلیات
تعداد بازدید : ۱۸۹۳ تعداد دانلود : ۹۶۷
بحث و گفتگو در باره عوامل گسترش و تکامل فرهنگ و تمدن اسلامی پیچیده و نیازمند بررسیهای همه جانبه است. اینکه چرا و چگونه اسلام از میان اعراب که در مقایسه با دیگر اقوام پیشینه و بهره تمدنی چندانی نداشتند ظهور کرد و آنان را متحول و متحد ساخت موضوعی اساسی است و نیاز به بررسی مستقلی دارد، اما اینکه توسعه و تکامل فرهنگ و تمدن اسلامی حاصل نشر و تبلیغ آموزه های اسلامی به دست اعراب مسلمان از سویی و ترکیب آن با مواریث فرهنگی و تمدنی دیگر اقوام از سوی دیگر بود موضوع اصلی این پژوهش است. در مقال ه حاضر نقش خاندان های برجسته و فرهیخته ایرانی در فرآیند تعامل میان دو فرهنگ اسلامی و ایرانی تا سده چهارم مورد بررسی و تبیین قرار میگیرد تا بتوان ضمن پرهیز از کلینگری و کلینویسی نقش یکی از عوامل این فرآیند را بازشناخت.
۲.

ستیز و سازش أهل البُیُوتات و بزرگان با پادشاه در دورة ساسانیان (از خیزش ساسانیان تا پادشاهی قباد یکم)

نویسنده:

کلید واژه ها: ساسانیان خاندان های ایرانی أهل البیوتات بزرگان و اشراف ستیز و سازش

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۸ تعداد دانلود : ۶۷۸
در دورة ساسانیان چندین خاندان کوچک و بزرگ در گسترة ایران پراکنده بودند که ازآن همه، هفت خاندان کارن، سورن، اسپاهبذ، مهران، اسپندیاذ، زیک و خود دودة ساسانی نژاده تر و نیرومندتر از دیگران بودند. هموندان خاندان های هفتگانه نژاده ترین ایرانیان شناخته می شدند و رؤساء این خاندان ها در دستگاه پادشاهی ساسانیان بسیار نیرومند بودند. پیوند این خاندان ها با پادشاه ساسانی آمیزه ای از ستیزها و سازش ها بود. در دورة نیرومندی دستگاه پادشاهی، بزرگان ایرانی و رؤساء خاندان های بزرگ، فرمانبردار پادشاه بودند و اگر پادشاه ناتوان بود، بزرگان و رؤساء خاندان های بزرگ فرمانروایان راستینِ ایران بودند. باوجوداین، در درازای تاریخ ساسانیان، ایرانیان باور داشتند که پادشاه ایران تنها باید هموَندی از تخمة ساسانیان باشد؛ ازاین رو، دیگر خاندان های ایرانی با همه نیرومندی خود و ناتوانی گاه به گاه دستگاه پادشاهی ساسانیان و جنگ ها و آشفتگی های خانگی، دست کم تا چند دهة پایانی تاریخ ساسانیان، این انگاره را نادیده نگرفتند و خواستار ستاندن پادشاهی از چنگ ساسانیان نشدند. پرسش اصلی ما این است که از خیزش ساسانیان تا آغاز فرمانروایی قبادیکم (488تا531م)، أهل البُیُوتات یا خاندان های هفتگانة ایرانی و بزرگان چگونه پیوندی با پادشاه داشته اند؟ این جستار نشان خواهد داد که پیوند بزرگان و خاندان های ایرانی با پادشاه آمیزه ای از ستیزها و سازش ها بوده است. در دورة پادشاهان نیرومند و جنگاور، خاندان های بزرگ ایرانی فرمانبردار پادشاه می شدند و اگر پادشاه ناتوان بود، بزرگان و رؤساء خاندان های بزرگ فرمانروایان راستینِ ایران بودند.
۳.

بررسی و تحلیل زمینه های اقتصادی در رشد و گسترش معتزله

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۷
پس از رحلت پیامبر (ص) با گسترش سرزمین های اسلامی از پی فتوحات و فاصله گرفتن جامعه اسلامی از مبانی دینی عصر نبوی، دگرگونی های فکری-اعتقادی در سطح جامعه رو به فزونی گذاشت. امویان با توجه به رویکردهای سیاسی خود زمینه ایجاد فرقه های مذهبی، سیاسی و کلامی مانند مرجئه، خوارج و معتزله را بیش از پیش فراهم کرد. خوارج از جمله نخستین گروه های سیاسی اسلام بودند که شبهات مختلفی مانند مجازات مرتکب گناه کبیره را در جامعه اسلامی منتشر کردند. واکنش به این دیدگاه نظرات مرجئه بود که دامنه مسلمانی را آن چنان وسیع می دیدند که حتی اگر مسلمانی در زبان یا عمل یکی از احکام اسلامی مراعات نمی کرد، اطلاق مسلمانی را بر او جایز می دانستند. بین این دو فرقه معتزله به وجود آمد که نظراتی بینابینی داشتند. مجموعه عوامل اعتقادی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در ایجاد و بالندگی فرقه معتزله نقش داشتند. این مقاله با رویکرد توصیفی- تحلیلی و براساس مطالعات کتابخانه ای با طرح این پرسش که علل اقتصادی در رشد و اعتلای اعتزال چه نقشی داشته است به بررسی آن می پردازد. نتایج تحقیق حاکی از آن است حرفه تجارت سران اعتزال، حمایت خاندان های ایرانی از این فرقه و حمایت اقتصادی دربار در رشد اعتزال نقش مهمی ایفا کردند.
۴.

نفوذ خاندان های ایرانی در عصر عباسیان و نقش آنان در بسط اندیشهٔ ایرانشهری

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۷۹
دوران عباسیان (۶۵۶–۱۳۲ ه .ق)، از درخشان ترین روزگاران به جهت نفوذ ایرانیان در تمام مناصب لشکری، حکومتی و درباری عباسیان بود. خلفای عباسی بر خلاف بنی امیه، ایرانیان را به سبب خدمتی که در برپایی حکومت، تهیه دواوین، سالنامه و نیز گسترش علم و دانش به ایشان کرده بودند، گرامی داشتند، و مناصب بالای حکومتی را نیز به آنان واگذار کردند. وزراء، عمال و کتاب و حجاب، درباریان، رجال دولت و خواص حکومت خلفا را موالی ایرانی تشکیل می دادند و ایشان به حکومت عباسیان نظم داده، و در ادارهٔ پایدار حکومت و قلمرو عباسی نقشی انکار ناپذیر داشتند. از دلایل نفوذ روزافزون ایرانیان در میان عباسیان دو دلیل برجسته تر است: نخست به خاطر مهارت و پیشینه ایرانیان در فن حکومت مداری و دوم آن که خراسان را حاکمان محلی ایرانی اداره می کردند. از این رو نیاز بود تا مأمون برای به دست آوردن رضایت آنان سیاستی آشتی جویانه دنبال کند. نفوذ ایرانیان در دربار عباسی به حدی بود که آن را به دربار ساسانی مانند کرده بود. این نفوذ، در روزگار هادی و هارون الرشید و مأمون به اوج رسید، و برخلاف دوران بنی امیه که حقیرترین اعراب نیز حاضر به ازدواج با ایرانیان نبودند، خلفای عباسی با دختران ایرانی پیوند یافته و اعراب کوشش داشتند نسب خود را به ایرانیان برسانند. این پژوهش برآن است تا خدمات و تأثیر نفوذ خاندان های ایرانی را در زمینه های حکومت مداری، دانش، ادبیات، نجوم … و در یک کلام اندیشه ایرانشهری در عصر عباسیان واکاوی کند.