بهرام ملکی

بهرام ملکی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

نقش عزت نفس آشکار و ناآشکار در پیش بینی نشانگان افسردگی، افکار خودکشی و احساس تنهایی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۰
هدف این مطالعه بررسی ارتباط و ناهمخوانی عزت نفس آشکار و ناآشکار با نشانگان افسردگی، افکار خودکشی و احساس تنهایی بود. پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان کردستان در سال تحصیلی 97-96 بودند. 95 نفر دانشجو با استفاده از روش نمونه گیری داوطلبانه در این پژوهش به عنوان نمونه شرکت کردند. ابزارهای اندازه گیری شامل مقیاس عزت نفس روزنبرگ، مقیاس ترجیحِ حروف الفبای نام، پرسشنامه افسردگی بک، مقیاس افکار خودکشی بک و مقیاس احساس تنهایی بود. با استفاده از تحلیل رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی، نتایج نشان داد، عزت نفس آشکار رابطه معکوسی با نشانگان افسردگی، افکار خودکشی و احساس تنهایی دارد. عزت نفس آشکار و ناآشکار به طور همزمان، ارتباط معناداری با افکار خودکشی نشان دادند. به علاوه، ناهمخوانی بین عزت نفس آشکار و ناآشکار، ارتباط مثبت معناداری با نشانگان افسردگی و افکار خودکشی نشان داد. جهت ناهمخوانی نیز پیش بینی کننده مهمی بود. بر این اساس، عزت نفس آسیب دیده، ارتباط معنادارِ پایایی با افزایش سطح نشانگان افسردگی، افکار خودکشی و احساس تنهایی داشت، درحالی که عزت نفس دفاعی یا شکننده، فاقد چنین ارتباطی بود. درمجموع، یافته های این تحقیق، بینش جدیدی به ارتباط عزت نفس آشکار و ناآشکار با نشانگان افسردگی، افکار خودکشی و احساس تنهایی فراهم آورد. ازاین رو مدل هایی که در سبب شناسی نشانگان درونی سازی تنها عزت نفس آشکار را در نظر می گیرند و اثرات عزت نفس ناآشکار را نادیده گرفته اند بایستی مورد بازنگری قرار گیرند.
۲.

عزت نفس آشکار و ناآشکار پیش بینی کننده عملکرد قلبی عروقی

کلید واژه ها: ضربان قلبفشارخونعزت نفس آشکارعزت نفس ناآشکار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۲ تعداد دانلود : ۱۴۲
زمینه: مطالعه عزت نفس یکی از فراوان ترین روش های مطالعه تفاوت های فردی در روانشناسی است. نظریه ارتباط میان عزت نفس و عملکرد قلبی عروقی متکی بر این موضوع است که عزت نفس می تواند برای افراد، احساساتِ توأم با ایمنی در مواجهه با تهدید و استرس فراهم آورد. هدف: هدف از اجرای تحقیق حاضر بررسی ارتباط میان سطوح عزت نفس آشکار و ناآشکار با ضربان قلب، فشار خون سیستولیک و فشارخون دیاستولیک به عنوان شاخص های قلبی عروقی بود. روش: تحقیق حاضر یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود که بر روی 320 نفر با استفاده از نمونه گیری تصادفی انجام شد. عزت نفس آشکار و ناآشکار آزمودنی ها به هنگام ورود به آزمایشگاه اندازه گیری و سپس فشار خون و ضربان قلب آن ها اندازه گیری و ثبت شد. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی اسپیرمن و تحلیل رگرسیون نشان داد میان عزت نفس آشکار و شاخص های عملکرد قلبی عروقی در هر سه مورد همبستگی منفی معنی دار (01/0> P) وجود دارد. تحلیل رگرسیون دادها نشان داد عزت نفس آشکار و ناآشکار توانستند فشار خون سیستولیک و ضربان قلب را در سطح معنی داری پیش بینی کنند. در هر دو زمینه، عزت نفس ناآشکار توان پیش بینی کنندگی بیشتری نسبت به عزت نفس آشکار داشت. نتیجه گیری: به طور کلی نتایج نشان داد عزت نفس پایین در سطح معنی داری می تواند پیش بینی کننده ضربان قلب و فشارخون بالا و برعکس، عزت نفس بالا می تواند پیش بینی کننده ضربان قلب و فشارخون پایین باشد.
۳.

دستکاری عزت نفس و تغییرپذیری عملکرد قلبی عروقی

کلید واژه ها: عزت نفسفشارخونعملکرد قلبی عروقی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی انگیزش خود و تلاشهای آن
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی عصب شناختی رفتاری
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۱۰۷
هدف از اجرای تحقیق حاضر بررسی آزمایشی تأثیر دستکاری مثبت و منفی عزت نفس بر تغییرپذیری عملکرد قلبی عروقی بود. پژوهش حاضر یک تحقیق آزمایشی بود که در آن از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان کردستان در سال تحصیلی 93-92 بودند. تعداد نمونه شامل 90 نفر (45 مرد و 45 زن) بود که به روش تصادفی منظم انتخاب شدند. مطابق الگوی برگرفته شده از مطالعات پیشین دست کاری عزت نفس به صورت انفرادی در سه گروه آزمایش دست کاری مثبت و دست کاری منفی و گروه کنترل اجرا شد. از مقیاس روزنبرگ برای سنجش عزت نفس و برای تحزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) استفاده شد. یافته های اجرای پژوهش آزمایشی بر روی دستکاری عزت نفس نشان داد که تفاوت میان گروه های آزمایش (دستکاری مثبت و منفی) و کنترل معنادار 01/0> P بود. میان گروه های مردان و زنان تفاوت معناداری مشاهده نشد. این مطالعه نشان داد دستکاری مثبت یا افزایش عزت نفس باعث افزایش عملکرد قلبی عروقی و برعکس، دستکاری منفی یا کاهش عزت نفس باعث کاهش معنادار عملکرد قلبی عروقی می شود. در تحلیل نتایج معلوم شد ارزیابی مثبت از خود، می تواند نقش حفاظتی معنا داری در کاهش پاسخ های تهدید و افزایش عملکرد قلبی عروقی و سلامت جسمی داشته باشد. در نهایت مشخص شد ارتباط میان عزت نفس و عملکرد قلبی عروقی یک ارتباط پیچیده و چندگانه است.
۴.

دست کاری عزت نفس ناآشکار با استفاده از ارائه محرک های زیرآستانه ای

نویسنده:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۴
مقدمه: مطالعات روانشناسی شناختی در سال های اخیر به معرفی دو نوع عزت نفس آشکار و ناآشکار منجر شده است. مطالعات متعددی نشان داده اند که عزت نفس ناآشکار را می توان در عرض چند دقیقه شرطی کرد. روش: در این پژوهش تعدادی محرک مثبت و منفی به روش زیرآستانه ای با مفهوم خویشتن افراد همایند شدند تا تأثیر این همایندی ها بر عزت نفس ناآشکار آن ها بررسی شود. پژوهش حاضر یک تحقیق تجربی بود که از طرح آزمایشی پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد و برای دست کاری عزت نفس ناآشکار ، مطابق الگوی برگرفته شده از مطالعات پیشین ازجمله گرینبرگ و همکاران (2008) و باکوس و همکاران (2004)، استفاده از نرم افزار رایانه ای (ISEM) بر روی 90 نفر (45 مرد و 45 زن) به صورت انفرادی در دو گروه آزمایش دست کاری مثبت و دست کاری منفی و گروه کنترل اجرا شد. یافته ها: نتایج حاصل از ارائه محرک های زیرآستانه ای نشان داد میانگین، میانه عزت نفس ناآشکار در مداخله های مثبت افزایش و در مداخله های منفی کاهش یافت. تحلیل کوواریانس داده ها نشان داد دست کاری مثبت عزت نفس ناآشکار باعث افزایش معنادار عزت نفس ناآشکار شد و از طرف دیگر دست کاری منفی عزت نفس ناآشکار باعث کاهش عزت نفس ناآشکار شد. نتیجه گیری: به طورکلی نتایج تحقیق حاضر نشان داد که گرچه احساسات مربوط به عزت نفس می تواند از تجارب دوران کودکی ناشی شود، بعدها می تواند از طریق به کارگیری اصول یادگیری اولیه شرطی سازی کلاسیک افزایش و یا کاهش یابد.
۵.

بررسی مقدماتی ویژگی های روان سنجی مقیاس ترجیح حروف الفبای نام (آی پی تی) برای سنجش عزت نفس نا آشکار

کلید واژه ها: رواییپایاییمقیاس حروف الفبای نام (آی پی تی)عزت نفس آشکارعزت نفس ناآشکار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۴ تعداد دانلود : ۱۷۲
زمینه: مطالعه عزت نفس یکی از فراوان ترین روش های مطالعه تفاوت های فردی در روانشناسی است. در سال های اخیر در نتیجه گسترش «مدل فرایند دوگانه[1]» که هم بر اهمیت فرایندهای خودکار وهم بر فرایندهای تأملی تأکید می کند، مطالعات روانشناسی شناختی توجه خود را معطوف معرفی دو نوع عزت نفس آشکار[2] و عزت نفس نا آشکار[3] نموده است. هدف: هدف از اجرای تحقیق حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی (پایایی و روایی) مقیاس ترجیح حروف الفبای نام برای سنجش عزت نفس ناآشکار و انطباق آن با حروف الفبای زبان فارسی بود. روش: تحقیق حاضر یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود که بر روی نمونه ای 420 نفری (239 مرد و 181 زن) از دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای انجام شد. در مرحله اول پایایی مقیاس آی پی تی به روش دو نیمه کردن و آلفای کرونباخ و باز آزمایی به فاصله 14 روز بر روی 280 آزمودنی به دست آمد و در مرحله دوم به منظور بررسی روایی مقیاس آی پی تی، همزمان با اجرای آن، مقیاس های عزت نفس روزنبرگ، مقیاس عاطفه مثبت عاطفه منفی و مقیاس سلامت عمومی بر روی 140 آزمودنی اجرا شد. یافته ها: میزان همبستگی بین نمرات مقیاس آی پی تی به روش باز آزمایی 84/0 و ضرایب همسانی درونی آلفای کرونباخ و دو نیمه کردن به ترتیب، 87/0 و 89/0 به دست آمد. همچنین همبستگی معنادار آی پی تی با مقیاس های سلامت عمومی (56/0)، عواطف مثبت (44/0)، عزت نفس روزنبرگ (30/0) و عواطف منفی (36/0-) نشان دهنده روایی همگرا و واگرای بالای مقیاس بود. نتیجه گیری: به طور کلی نتایج پژوهش نشان داد که روایی و پایایی مقیاس آی پی تی از شایستگی و کفایت لازم برای سنجش عزت نفس نا آشکار در جامعه ایرانی کردستان برخوردار است. با توجه به مناسب بودن شاخص های روان سنجی این مقیاس می توان گفت که این ابزار یک مقیاس مفید و مناسب برای ارزیابی عزت نفس نا آشکار در جوامع غیر بالینی است. همچنین تشابه نتایج گزارش شده در پژوهش حاضر با پژوهش های حاصل از زبان های خارجی حاکی از مناسب بودن برگردان زبان این مقیاس به فارسی است.
۷.

رگه های شخصیتی پیش بینی کننده نشانگان افسردگی در کودکان

کلید واژه ها: کودکاننشانگان افسردگیرگه های پنجگانه شخصیت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸۴ تعداد دانلود : ۶۷۹
مقدمه: در طول دهه گذشته پژوهش های بسیاری در مورد تحول شخصیت کودکان بر اساس مدل پنج عاملی شخصیت انجام شده است. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط میان رگه های شخصیتی و بروز نشانگان افسردگی در کودکان است. روش: در این مطالعه، تعداد 268 دانش آموز (142 پسر و 126 دختر) دوره ابتدایی به همراه معلمان آنها بر اساس نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه افسردگی کودکان پاسخ دادند. برای ارزیابی شخصیت کودکان از پرسشنامه پنج بزرگ نسخه کودکان و تکمیل آن توسط معلمان آنها استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که، نشانگان افسردگی در کودکان به جز گشودگی به تجربه، با چهار رگه شخصیتی دیگر، شامل روان رنجورخویی (به طور مثبت)، برونگرایی، توافق جویی و وظیفه شناسی (به طور منفی) رابطه معنی دار دارند. نتایج رگرسیون گام به گام مشخص کرد که تنها دو رگه روان رنجورخویی و برون گرایی توانستند حدود 26 درصد از واریانس نشانگان افسردگی را در کودکان پیش بینی کنند. نتیجه گیری: رگه های شخصیتی در کودکان می توانند پیش بینی کننده نشانگان افسردگی در آنان باشند. نتایج بر اساس نظریه رگه های شخصیتی مورد بحث قرار گرفت.
۸.

تأثیر آموزش راهبردهای شناختی وفراشناختی بر افزایش یادگیری و یادداری متون درسی مختلف

نویسنده:

کلید واژه ها: یادگیریراهبردهای فراشناختیراهبردهای شناختیراهبردهای یادگیریروش های مطالعهیادداری

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری شناخت
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری فراشناخت
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی آموزش و پرورش روشها و فنون تدریس پیشرفته
تعداد بازدید : ۲۴۰۹
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر افزایش یادگیری و یادداری سه نوع درس مطالعات اجتماعی، فیزیک و زبان انگلیسی سال اول متوسطه بود. روش: از روش نیمه تجربی و طرح گسترش یافته گروه های کنترل نابرابر استفاده شد. آزمودنی ها 270 دانش آموز پسر سال اول دبیرستان بودند که به وسیله معلمانشان انتخاب و در قالب دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل در هر درس (در مجموع شش گروه آزمایشی و سه گروه کنترل) به صورت تصادفی نامگذاری شدند. طی 10 جلسه به گروه آزمایشی اول راهبردهای شناختی و به گروه آزمایشی دوم راهبردهای فراشناختی آموزش داده شد. گروه کنترل در زمینه مشاهدات مربوط به اجرای پیش آزمون ها، پس آزمون ها و آزمون های نگهداری (پس از یک ماه) با دو گروه آزمایشی مقایسه گردید. اثرمندی آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی به طور جداگانه برای متون آسان و دشوار درس ها بنا به تشخیص معلمان بررسی شد. یافته ها: آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی تقریبا در تمام موارد بر درس مطالعات اجتماعی موثر بود و موجب افزایش عملکرد تحصیلی یادگیرندگان هم در افزایش یادگیری و هم در افزایش یادداری شد. آموزش راهبردهای شناختی در درس فیزیک از آموزش راهبردهای فراشناختی موثرتر بود. آموزش این راهبردها در درس زبان انگلیسی تاثیر قابل توجهی نداشت. نتیجه گیری: آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی به یادگیرندگان در افزایش میزان یادگیری و یادداری درس ها تاثیر قابل توجهی دارد و لذا معلمان باید در آموزش این راهبردها به یادگیرندگان به ویژه افراد ضعیف، بکوشند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان