اسماعیل رحمانی

اسماعیل رحمانی

مدرک تحصیلی: دانشجوی دکترای مدیریت آموزشی گروه علوم تربیتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۰ مورد از کل ۱۰ مورد.
۱.

تحلیل رابطه کانونی تسهیم دانش با یادگیری سازمانی (نمونه پژوهش: مدارس ناحیه دو شهر همدان)

تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۲۹۳
پژوهش با هدف بررسی رابطه کانونی تسهیم دانش با یادگیری سازمانی در جامعه آماری معلمان مدارس ناحیه دو شهر همدان انجام شد که از این جامعه با روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر مبنای جدول مورگان نمونه ای به حجم 274 نفر انتخاب گردید. روش پژوهش کمی، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی و ابزار پژوهش نیز پرسشنامه تسهیم دانش واندن هوف و وان وینن (2004)، یادگیری سازمانی نیفه (2001) است. برای تعیین روایی و پایایی ابزار گردآوری اطلاعات از شیوه های تحلیل عاملی تأییدی و آلفای کرانباخ استفاده شده، ضرایب پایایی پرسشنامه تسهیم دانش، 945/0 و برای یادگیری سازمانی، 927/0 به دست آمده؛ هم چنین با توجه به نتایج تحلیل عاملی تأییدی، ابزارهای پژوهش از برازش مناسب و قابل قبول (روایی سازه) برخوردار است. برای تحلیل داده ها از همبستگی کانونی و رگرسیون خطی چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS 25 استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که مقادیر بار کانونی ابعاد یادگیری سازمانی در دامنه (396/0-) تا (876/0-)  قرار دارد؛ ابعاد یادگیری سازمانی قادر به تببین 5/41 درصد واریانس متغیر یادگیری سازمانی است. مقادیر بار کانونی ابعاد تسهیم دانش در دامنه (339/0-) تا (899/0-) قرار داشت. ابعاد تسهیم دانش قادر به تببین 2/46 درصد واریانس متغیر تسهیم دانش است. ابعاد یادگیری سازمانی قادر به تببین 7/7 درصد واریانس متغیر تسهیم دانش، و ابعاد تسهیم دانش قادر به تببین 9/6  درصد واریانس متغیر یادگیری سازمانی است. هم چنین با توجه به مقادیر اثر معنادار می توان گفت تنها بعد اهدای دانش دارای اثر مثبت و معنادار (353/0) بر متغیر یادگیری سازمانی در سطح 01/0 است. بعد گردآوری دانش فاقد اثر رگرسیونی معنادار بر یادگیری سازمانی است.
۲.

تحلیل رابطه کانونی مدیریت دانش با استقرار مدیریت کیفیت فراگیر (نمونه پژوهش: مدارس ناحیه دو شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۲۰۷
هدف: پژوهش با هدف بررسی رابطه کانونی مدیریت دانش با استقرار مدیریت کیفیت فراگیر انجام شد. روش: روش پژوهش کمی، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری شامل معلمان ابتدایی ناحیه دو شهر همدان بودند، که از این جامعه با روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر مبنای جدول مورگان نمونه ای به حجم 219 نفر انتخاب شدند. و ابزار پژوهش نیز پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش فونگ و چی (2009) و پرسشنامه مدیریت کیفیت جامع اسپینوال (1994)، بود. جهت تعیین پایایی و روایی ابزار، از تکنیک های آلفای کرانباخ و تحلیل عاملی تائیدی استفاده شد، جهت تحلیل داده ها از همبستگی کانونی و رگرسیون خطی چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS 25 استفاده شد. یافته ها: نتایج این تحقیق نشان داد که ابعاد مدیریت دانش دارای همبستگی کانونی مثبت و معنادار در آلفای 01/0 به مقدار 637/0 با ابعاد استقرار مدیریت کیفیت فراگیر بودند. ابعاد مدیریت دانش قادر به تببین 127% واریانس متغیر استقرار مدیریت کیفیت فراگیر بودند. همچنین با توجه به ضرایب رگرسیونی استاندارد شده می توان گفت: ابعاد کسب دانش، ذخیره دانش و توزیع دانش دارای اثر مثبت و معنادار بر متغیر استقرار مدیریت کیفیت فراگیر درسطح 05/0 می باشند. نتیجه گیری: ابعاد مدیریت دانش دارای همبستگی کانونی مثبت و معنادار با ابعاد استقرار مدیریت کیفیت فراگیر هستند
۳.

تحلیل اثرات منطقه آزاد تجاری – صنعتی چابهار بر گسترش فیزیکی شهر چابهار با استفاده از داده های چند زمانه سنجش از دور و روش های کمی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۴۲ تعداد دانلود : ۴۲۸
مناطق آزاد در دنیا به عنوان پنجره ای برای همگامی و هم پیوندی اقتصادی کشورها با اقتصاد جهانی، ایجاد رشد و تحول در صادرات و بهره مندی از سرمایه های داخلی و خارجی، به منظور دستیابی به اهداف توسعه اقتصادی، افزایش اشتغال و انتقال فنّاوری ایجادشده اند. با افزایش جمعیت شهرهایی که تحت تأثیر برخی از عوامل، مانند یک منطقه آزاد تشکیل شده و گسترش می یابند، فعالیت و سرمایه گذاری به شدت توسعه یافته و نظام و سازمان کالبدی شهرها دستخوش تغییرات اساسی می گردد. هدف پژوهش حاضر ارزیابی و تحلیل اثرات فیزیکی منطقه آزاد بر رشد شهر چابهار و پیامدهای این تحولات در مقطع کنونی است. روش تحقیق این پژوهش توصیفی– تحلیلی است. داده های پژوهش از طریق اسناد دولتی، آمارنامه ها و تصاویر ماهواره ای جمع آوری شده اند. بنابراین، به منظور درک میزان گسترش شهر از تصاویر ماهواره ای لندست، مربوط به سال های (2014، 2001 و 1991)، در نرم افزار Envi 4.8 استفاده شده و تحولات جمعیتی شهر از سال های1390-1335 با استفاده از روش های کمی موران و هلدرن تجزیه وتحلیل شده است. نتایج به دست آمده از تحقیق نشان داد که توسعه فیزیکی شهر چابهار و گسترش حاشیه نشینی، بر اساس تصاویر ماهواره لندست از 859 هکتار در سال 1991 به 991 هکتار در سال 2001 افزایش پیداکرده است. در سال 2014 میزان گسترش شدت بیشتری داشته و به 1646 هکتار افزایش یافته است. همچنین نتایج روش کمی هلدرن نشان می دهد که 73 درصد از رشد شهری مربوط به رشد جمعیت بوده و 27 درصد باقیمانده آن، مربوط به رشد افقی و اسپرال است. ضریب موران در سال 1390 برابر با 32/0- به دست آمده که نشان می دهد الگوی رشد چابهار در این سال، یک الگوی تصادفی بوده است.
۴.

بررسی جنسیت و تخمین سن اسکلت انسانی مورد مطالعه: اسکلت انسانی کوریجان کبودرآهنگ واقع در موزه هگمتانه

تعداد بازدید : ۸۳۶ تعداد دانلود : ۳۱۰
مطالعه و پژوهش بقایای انسانی به ویژه اسکلت هایی که در کاوش های باستان شناسی به دست می آید، اطلاعات بسیار باارزشی درخصوص انسان های باستانی در اختیار پژوهشگران قرار می دهد. در مطالعات استخوان باستان شناسی جنبه های مختلف ریخت شناسی استخوان پس از طبقه بندی های گونه شناسی موردتوجه قرار می گیرد. در این گونه مطالعه، تعیین جنسیت و تخمین تقریبی سن اسکلت ها از روی ویژگی های ظاهری استخوان ها به شکلی سریع و بدون آنکه نیازی به فعالیت های پیچیده آزمایشگاهی باشد انجام می شود. اسکلت های انسانی مرد و زن هریک دارای تفاوت های آشکار و روشنی هستند. این تفاوت ها براساس شاخص ها و معیارهای استانداردی استوارند. اسکلت انسانی کوریجان از یک محوطه تاریخی به دست آمد که پس از اقدامات مرمتی و حفظ وضعیت و ساختار کالبدی آن در همان شرایط اولیه، ضرورت مطالعات تعیین جنسیت و تخمین تقریبی سن اسکلت موردتوجه قرار گرفت. در نگاه نخست شاید به نظر برسد که پرسش های مربوط به تعیین جنسیت و تخمین سن اسکلت کاملاً واضح یا خیلی پیچیده است. اینکه اسکلت انسانی کوریجان متعلق به زنی یا مردی باشد یا اینکه این اسکلت در رده سنی کهنسال یا بزرگ سال بالغ باشد، اثبات یا ابطال این فرضیه ها نیازمند بهره گیری از رهیافت های علمی و استفاده از متغیرهای قابل سنجش و تجربی بود. علوم زیست شناسی، انسان شناسی جسمانی و استخوان باستان شناسی در ارتباط تنگاتنگ با یک دیگرند که کمک شایانی برای پاسخ گویی به این پرسش ها و فرضیه ها ارائه می دهند.
۵.

مقایسه تطبیقی نقش مناطق آزاد تجاری بر گسترش فیزیکی شهرها، نمونه موردی: مناطق آزاد تیانجین (چین) و چابهار (ایران)

تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۳۴۰
امروزه مناطق آزاد می توانند به عنوان فرصت و ابزارهایی با توانایی نقش آفرینی اقتصادی یا توانایی خلق چشم اندازهایی در خدمت کشورها باشند. شهرهایی که تحت تأثیر عواملی مانند مناطق آزاد شکل گرفته و گسترش می یابند؛ با افزایش جمعیت نیز فعالیت و سرمایه گذاری به شدت توسعه می یابد و نظام و سازمان کالبدی شهرها دستخوش تغییرات اساسی می شود. هدف پژوهش حاضر ارزیابی و تحلیل اثرات فیزیکی مناطق آزاد بر رشد شهر چابهار و تیانجین و پیامدهای این تحولات می باشد. روش تحقیق این پژوهش توصیفی – تحلیلی است. داده های پژوهش به وسیله اسناد دولتی، آمارنامه ها و تصاویر ماهواره ای جمع آوری شده اند. ازاین رو برای پی بردن به میزان گسترش شهرها از تصاویر ماهواره ای لندست برای شهر چابهار در سال های (2014، 2001 و 1991) و دوره زمانی (1990، 1995، 2000، 2005 ، 2010) برای شهر تیانجین در نرم افزار Envi 4.8 پردازش شده اند. نتایج کلی به دست آمده نشان داد که توسعه فیزیکی شهرها تحت تأثیر فعالیت های مناطق آزاد بوده و بارونق گرفتن فعالیت های اقتصادی روند توسعه فیزیکی افزایشی بوده است. این مورد در شهر چابهار با تحلیل تصاویر ماهواره بیانگر این است که محدوده شهر از 991 هکتار در سال 2001 به 1646 هکتار در سال 2014 افزایش یافته است؛ اما این افزایش منسجم نبوده و ناشی از مهاجرت روستاییان که به شکل سکونتگاه های غیررسمی سکونت گزیده اند است. همچنین محدوده شهر تیانجین بعد از ایجاد منطقه آزاد رشد چشمگیری را تجربه کرده است که از 124 هزار کیلومترمربع در سال 2005 به 200 هزار کیلومترمربع در سال 2010 افزایش یافته است. درواقع مدل های چرخه مقیاس توسعه در تیانجین سبب شده علاوه بر توسعه سکونتگاه های انسانی و خدماتی به توسعه صنعتی و زیرساختی اقدام کنند. و مدل های چرخه گسترش، مانع توسعه اسپرال زمین های شهری شده است.
۶.

ارزیابی کیفیت زندگی ذهنی- ادراکی در مناطق شهری و تبیین عوامل مؤثر بر آن مطالعه موردی: شهر کنارک(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۱۸۱
کیفیت زندگی مفهومی است که برای ترسیم توسعه رفاه در یک جامعه به کار می رود و دارای دو وجه ذهنی (کیفی) و عینی (کمی) است. سنجش کیفیت زندگی در بُعد ذهنی به منظور پایش برنامه های توسعه در مناطق شهری از ضرورت های اساسی است. ازاین رو شهر کنارک که دریکی از محروم ترین مناطق کشور (جنوب استان سیستان و بلوچستان) ازلحاظ بیش تر شاخص های توسعه یافتگی و کیفیت زندگی قرارگرفته است، ضرورت و ارزش این پژوهش را دوچندان می نماید؛ بنابراین پژوهش حاضر باهدف ارزیابی کیفیت زندگی ذهنی- ادراکی و تبیین برخی عوامل مؤثر بر آن در شهر نامبرده انجام گرفت. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و اخذ اطلاعات میدانی آن مبتنی بر تکمیل پرسش نامه و به روش تصادفی ساده گردآوری گردید. جامعه آماری تحقیق کلیه خانوارهای ساکن در شهر کنارک شامل 7975 خانوار بوده است. نمونه آماری با استفاده از روش کوکران 310 نفر محاسبه شد. روایی ابزار تحقیق (پرسش نامه) با بهره گیری از دیدگاه افراد متخصص و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ با ضریب 898/0 تأیید شد. یافته ها با روش های آماری آزمون t تک گروهی، تحلیل واریانس و همبستگی پیرسون، با بهره گیری از نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که کیفیت زندگی ذهنی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و کالبدی- محیطی کم تر از حد متوسط و باارزش میانگین (85/2) می باشد. درعین حال نتایج حاصل از تحلیل یافته ها بیانگر آن است که شاخص های میزان تحصیلات خانوار، وضعیت شغلی، متوسط مالکیت زمین و کالاهای بادوام در کنار میزان تقدیرگرایی، باکیفیت زندگی ذهنی رابطه معناداری دارند، ولی بین نوع مالکیت مسکن و کیفیت زندگی ذهنی ارتباط زیادی وجود ندارد.
۷.

تحلیل الگوی رشد فضایی – کالبدی شهر چابهار با رویکرد رشد هوشمند

تعداد بازدید : ۶۵۲ تعداد دانلود : ۱۰۶۸
افزایش چشمگیر رشد فضایی شهرها در بیشتر شهرهای کشورهای دنیا را با مشکلات متعددی روبه رو ساخته است. هرچند رشد سریع جمیعت علت گسترش فضایی شهرها است، لیکن رشد نامعقول شهرها تأثیر بسزایی در گسترش سریع شهرها را دارد. یکی از راهکارهای مقابله با رشد پراکنده شهرها، رشد هوشمند است. دستیابی به این مهم نیز نیازمند استفاده از روش ها و ابزارهای مناسب و پیشرفته است. تحلیل های آمار فضایی در GIS از جمله روش های توسعه یافته در دهه های اخیر هستند. هدف پژوهش حاضر تحلیل الگوی رشد شهر چابهار است. روش تحقیق پژوهش توصیفی – تحلیلی مبتنی بر روش های تجزیه و تحلیل کمی بر اساس مدل های سنجش شکل شهر است. مهم ترین این مدل ها عبارت اند از آنتروپی، شانون، مدل گری و موران می باشند. نتایج تحقیق نشان می دهد روند گسترش شهر از سال های 1335–1390 با درجه تجمع پایین، توزیع نامتعادل جمعیت و اشتغال در سطح شهر، پراکندگی جسته و گریختگی و توسعه منفصل و ناپیوسته و آن هم در فواصل و بخش های حاشیه ای خیلی دور از مرکز شهر و به طورکلی الگوی رشد پراکنش افقی بی رویه می باشد.
۸.

بررسی عوامل مؤثر بر میزان تقدیرگرایی در نواحی روستایی (مطالعه موردی: شهرستان کنارک)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: نواحی روستایی تقدیرگرایی عوامل فرهنگی و جامعه شناختی کنارک

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی شهری و روستایی جامعه شناسی روستایی و عشایر
تعداد بازدید : ۶۳۱ تعداد دانلود : ۶۵۳
هدف این مقاله، ارزیابی میزان تقدیرگرایی و تبیین برخی عوامل مؤثر بر آن در روستاهای شهرستان کنارک است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی و جامعه آماری آن کلیه روستاییان شهرستان کنارک هستند. از این میان 30 روستا و 383 فرد روستایی به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها به روش های آماری در نرم افزار spss پردازش و تحلیل شد. نتایج بیانگر میزان قابل ملاحظه تقدیرگرایی با درجه میانگین 9/2 است. همچنین رابطه همبستگی عوامل مذهبی (به جز پایبندی به مناسک مذهبی)، احساس برابری (به جز رعایت حقوق قومیت ها، برتری قانون بر رابطه و شایسته سالاری)، احساس کارآمدی و احساس بیگانگی (به جز احساس بی معنایی) با میزان تقدیرگرایی از لحاظ آماری معنادار است. نتایج حاکی از ضعف قابل ملاحظه در بنیان های آگاهی و دانش، بنیان های اقتصادی و تولیدی و نیز سازوکارهای نهادی در تخصیص و توزیع سرمایه ها و امکانات است، که روی هم رفته در چارچوب نظام سنتی مبتنی بر عرف، سنت و مذهب، منجر به گرایش های تقدیرگرایانه در روستاهای منطقه شده است.
۹.

تحلیلی بر اثرگذاری رسانه های جمعی و مطبوعات از دیدگاه ساکنان نواحی روستاییِ شهرستان کنارک (مطالعه موردی: دهستان زرآباد غربی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: توسعه روستایی مطبوعات رسانه های جمعی دهستان زرآباد غربی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۲ تعداد دانلود : ۵۹۷
رسانه های ارتباط جمعی و مطبوعات در نواحی روستایی کشورهای کمتر توسعه یافته در صورتی که هدف دار و متناسب با شرایط بومی و سنتی جوامع، مورد توجه و استفاده قرار گیرند، نقش مثبت و تعیین کننده ای در فرآیند توسعه روستایی ایفا خواهند کرد. نواحی روستایی به دلیل پراکندگی جغرافیایی، دسترسی دشوار و تفاوت های فردی و گروهی که باید در آن بر برخی از مشکلات مانند فاصله، ارتباطات متقابل و انتقال سریع دانش و اطلاعات فائق آمد، یکی از بهترین عرصه ها برای استفاده مؤثر از فن آوری های ارتباطی هستند. از این رو پژوهش حاضر مبتنی بر نگرش روستاییان، نقش رسانه های ارتباط جمعی و مطبوعات را در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روستاهای دهستان زرآباد غربیِ شهرستان کنارک بررسی نموده است. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است. داده ها از طریق تکمیل پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد و به کمک روش های آماری تحت نرم افزار SPSS پردازش و تحلیل گردید. نتایج نشان می دهد که میزان دسترسی به رسانه ها بسیار ضعیف، میزان استفاده نسبتاً مطلوب، میزان نقش آفرینی آنها در ارتقای آگاهی عمومی نسبتاً مطلوب و به طور کلی نقش آفرینی رسانه ها در مسیر توسعه نواحی روستایی بسیار ضعیف است. در این راستا تلویزیون بیشترین و رسانه های کوچک، کمترین نقش را به خود اختصاص داده اند. وضعیت شاخص های مختلف از لحاظ میزان تأثیرپذیری به استثنای شاخص ارتقای آگاهی عمومی، در حد نامطلوبی است. تفاوت معنی داری بین شاخص ها از لحاظ میزان تأثیرپذیری از طرف رسانه ها مشاهده می گردد. شاخص ارتقای آگاهی عمومی بیشترین و شاخص مشارکت در طرح های توسعه روستایی کمترین تأثیرپذیری از رسانه ها را نشان می دهند.
۱۰.

ارزیابی کیفیت زندگی ذهنی- ادراکی در مناطق شهری و تبیین عوامل مؤثر بر آن مطالعه موردی: شهر کنارک

کلید واژه ها: زندگی شهری کیفیت زندگی ذهنی شاخص های کیفیت زندگی شهر کنارک

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۰ تعداد دانلود : ۴۰۶
کیفیت زندگی مفهومی است که برای ترسیم توسعه رفاه در یک جامعه به کار می رود و دارای دو وجه ذهنی (کیفی) و عینی (کمی) است. سنجش کیفیت زندگی در بُعد ذهنی به منظور پایش برنامه های توسعه در مناطق شهری از ضرورت های اساسی است. ازاین رو شهر کنارک که دریکی از محروم ترین مناطق کشور (جنوب استان سیستان و بلوچستان) ازلحاظ بیش تر شاخص های توسعه یافتگی و کیفیت زندگی قرارگرفته است، ضرورت و ارزش این پژوهش را دوچندان می نماید؛ بنابراین پژوهش حاضر باهدف ارزیابی کیفیت زندگی ذهنی- ادراکی و تبیین برخی عوامل مؤثر بر آن در شهر نامبرده انجام گرفت. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و اخذ اطلاعات میدانی آن مبتنی بر تکمیل پرسش نامه و به روش تصادفی ساده گردآوری گردید. جامعه آماری تحقیق کلیه خانوارهای ساکن در شهر کنارک شامل 7975 خانوار بوده است. نمونه آماری با استفاده از روش کوکران 310 نفر محاسبه شد. روایی ابزار تحقیق (پرسش نامه) با بهره گیری از دیدگاه افراد متخصص و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ با ضریب 898/0 تأیید شد. یافته ها با روش های آماری آزمون t تک گروهی، تحلیل واریانس و همبستگی پیرسون، با بهره گیری از نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که کیفیت زندگی ذهنی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و کالبدی- محیطی کم تر از حد متوسط و باارزش میانگین (2/85) می باشد. درعین حال نتایج حاصل از تحلیل یافته ها بیانگر آن است که شاخص های میزان تحصیلات خانوار، وضعیت شغلی، متوسط مالکیت زمین و کالاهای بادوام در کنار میزان تقدیرگرایی، باکیفیت زندگی ذهنی رابطه معناداری دارند، ولی بین نوع مالکیت مسکن و کیفیت زندگی ذهنی ارتباط زیادی وجود ندارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان