آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۵

چکیده

شاهنامه ی فردوسی اثری گران مایه است که فردوسی بسیار هنرمندانه با استفاده از اسطوره، توانسته خردورزی و نقش اراده ی انسانی را به نظم بیان کند. پیوند خرد و اسطوره در تمام داستان ها و شخصیت های شاهنامه آشکارا و صریح و نیز در ژرفای اثر مشاهده می شود. قصه ها در شاهنامه؛ علاوه بر پیگیری هدف های عام داستان نویسی، اهداف متعالی دیگری را نیز دنبال می کنند. داستان نگاره ی«رستم خفته و نبرد رخش و شیر» که در خوان اول شاهنامه رخ می دهد، موضوع بحث این مقاله است که با ترکیبی از خرد و اسطوره به اثر غنایی خاص بخشیده و آن چه مدنظر است، شامل نمادهایی هستند که هم خردگرا و هم اسطوره ای اند. نقاش این اثر سلطان محمد نقاش، نگاره ی«رستم خفته و نبرد رخش و شیر» را با مهارتِ بسیار خلق کرده است که در این نوشتار به توصیف و تحلیل آیکونوگرافی(نمادشناسی تصویری) آن می پردازیم. فرضیات مقاله بیان می دارند که نگاره ی«رستم خفته و نبرد رخش و شیر» قابلیت نقد و تحلیل آیکونوگرافی را دارد و خرد و اسطوره، چه در داستان شاهنامه و چه در عناصر دیداری که سلطان محمد در خلق اثر به کار برده، پیوندی عمیق دارند و اسطوره ها زمینه ای برای ظهور خرد هستند. این مقاله در نظر دارد به تحلیل آیکونوگرافی و نمادشناسی در نگاره ی«رستم خفته و نبرد رخش و شیر» از منظر خرد و اسطوره بپردازد. در یافته های این تحقیق، این مهم به دست آمد که در داستان نگاره، در کنار نیرومندی و توان جسمی پهلوان، خردمندی او نیز با نمادپردازی عناصر گونه گون سنجیده و به تصویر کشیده شده است. در تمام شاهنامه و خاصه داستان نگاره ی مورد بحث، اسطوره نه تنها با خرد تقابل ندارد؛ بلکه گستره ای  برای بیان و آشکارشدن خرد است که با مهارت، روایت گری و تصویرسازی شده است. این مقاله به شیوه ی توصیفی- تحلیلی و با بهره از منابع کتابخانه ای، انجام شده است و سعی شده تا از نظر زیبایی شناسی به توصیف اثر و از نظر آیکونوگرافی(نمادشناسی تصویر) به تحلیل نگاره بپردازد.

تبلیغات