چکیده

زبان به عنوان برترین پدیدة فرهنگی و تمدنی، یکی از مهارت هایی است که ما از سنت خارجی و اجتماع گویشوران کسب می کنیم. افزون بر این، زبان به عنوان مهم ترین عامل انتقال فرهنگ و میراث گذشته، نقش تعیین کننده ای در تبیین و ساماندهی افکار و اعتقادات افراد جامعه دارد که این عامل یکی از مؤلفه های اصلی تشکیل هویت، شخصیت و فرهنگ جوامع محسوب می شود. با نگاهی به روابط درهم تنیدة ایران و اعراب در ابعاد مختلف فرهنگی، دینی، سیاسی، سوق الجیشی و... می توان به راحتی به داد وستد زبانی و از طریق آن تأثیر و تأثر فرهنگی و تمدنی در طول تاریخ پی برد؛ رابطه ای که بیش از هر چیز دیگر در دو سطح زبان و فرهنگ نمود می یابد. نکتة حایز اهمیت دربارة فراگیری یک زبان خارجی این است که با نگاهی به رویکرد فرهنگی جوامع به زبان های بیگانه درمی یابیم که این رویکرد متأثر از فرهنگ به معنای عام کلمه است. سیاست گذاری های کلان آموزش زبان عربی در ایران نیز خواسته و ناخواسته متأثر از همین رویکرد و نگرش فرهنگی می باشد که در بسیاری از مواقع، این نگرش به سبب چالش های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی با اهداف و راهبردهای کلان این رشته در تضاد است. در نوشتة حاضر، سعی بر آن است که پس از تحلیل روابط زبانی فرهنگی خوب و دوستانة ایران و جهان عرب در گذشته های تاریخ، علل و اسباب افول فراگیری زبان عربی را از دو منظر فرهنگی و سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های زبانی بازنگری کنیم و از این رهگذر، برنامه ها و راهکاریی بنیادین را برای بسط آموزش زبان عربی به معنای کاربردی آن در دو سطح عمومی و تخصصی ارائه نماییم.