مطالب مرتبط با کلیدواژه

آمایش سرزمین


۲۲۱.

تعیین قلمروهای مناسب فعالیت پرورش دام سبک با رویکرد آمایشی (نمونه موردی: استان خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آمایش سرزمین مرتع داری توان اکولوژیک تاپسیس فازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۸
هدف از تعیین قلمروهای مناسب فعالیتی آن است که هر قلمرو با توجه به شایستگی ها و مزیت های خود و در چهارچوب سیاست های کلان سرزمینی، در چند رشته از فعالیت های اقتصادی نقش تخصصی ایفا نماید و بر اساس آن با سایر مناطق تعامل برقرار کند؛ لذا در این مطالعه سعی شده است با استفاده از سه گروه شاخص شامل: اقلیم (بارش و درصد تبخیر و تعرق به مجموع بارش سالانه)، آب (وضعیت سرانه آب تجدیدشونده) و دام- مرتع (نسبت دام موجود به دام مجاز و توان اکولوژی مرتع) به تعیین قلمروهای مناسب مرتع داری و پرورش دام سبک در خراسان رضوی پرداخته شود. برای این منظور، داده های آن ها برای 33 شهرستان استان تهیه و به کمک یکی از روش های تصمیم گیری چندمعیاره یعنی «تاپسیس فازی»، اولویت بندی شد و سپس بر اساس آن، قلمروهای مناسب توسعه فعالیت دام سبک، به تفکیک شهرستان ها، تعیین شد. پژوهش حاضر به لحاظ نوع هدف در میان پژوهش های کاربردی و به لحاظ نوع روش در طبقه بندی تحقیقات توصیفی-پیمایشی قرار می گیرد. جامعه آماری مورد بررسی شامل 20 نفر از خبرگان و کارشناسان در حوزه های کشاورزی، مرتع داری و پرورش دام سبک در استان خراسان رضوی در سال 1401 بوده است. نتایج مطالعه نشان داد که شهرستان های: چناران، خوشاب، تربت حیدریه، صالح آباد، کوه سرخ، سرخس و قوچان قلمروهای مناسب برای تداوم فعالیت پرورش دام سبک در استان هستند؛ لذا در راستای تداوم این فعالیت در سال های آتی اگرچه شرط لازم با درنظرگرفتن آب قابل برنامه ریزی برای کشاورزی، کاهش تعداد دام در حد مجاز و انجام طرح های مرتع داری جهت بهبود و تقویت مراتع می باشد ولی شرط کافی کاهش وابستگی دام به مرتع است که تنها از طریق اصلاح نژاد و حرکت از دامداری سنتی به سمت دامداری صنعتی به وقوع می پیوندد. در نتیجه با وجود این که هزینه نگهداری دام سبک به شیوه صنعتی بالاست ولی وضعیت مراتع، آب و اقلیم استان دامداران را ناگزیر به حرکت به سوی دامداری صنعتی می نماید.
۲۲۲.

از دانشگاه تا سیاست گذاری: چالش ها و فرصت های حضور فارغ التحصیلان جغرافیا در تصمیم سازی های کلان توسعه ای در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جغرافیا فارغ التحصیلان جغرافیا سیاست گذاری فضایی آمایش سرزمین تصمیم سازی های ملی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۳
رشته جغرافیا به عنوان دانشی میان رشته ای، ظرفیت های گسترده ای برای تحلیل فضایی، برنامه ریزی سرزمین و مدیریت محیطی دارد. با وجود این، حضور جغرافیدانان در سطوح کلان تصمیم سازی ایران کمتر از ظرفیت های واقعی آنان بوده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی چالش ها و فرصت های حضور جغرافیدانان در فرآیندهای سیاست گذاری و توسعه ای ملی طراحی شده است و از رویکردها و ابزارهای ترکیبی در قالب الگوهای کمی و کیفی نظیر تحلیل های آماری، توزیع پرسش نامه و نیز پنل های نخبگانی بهره گرفته است. در بخش کمی، داده ها از طریق پرسشنامه ای استاندارد میان ۲۳۰ نفر از فارغ التحصیلان و کارشناسان حوزه جغرافیا در نهادهای اجرایی گردآوری شد. در بخش کیفی نیز مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ صاحب نظر دانشگاهی و مدیر اجرایی انجام گرفت. یافته های کمی نشان داد که بیش از ۶۵٪ پاسخگویان میزان بهره گیری از تخصص جغرافیا در تصمیم سازی های کلان را «کم» یا «خیلی کم» ارزیابی کرده اند، در حالی که ۷۸٪ معتقد بودند جغرافیا می تواند نقشی مؤثر در آمایش سرزمین، مدیریت بحران و توسعه پایدار ایفا کند. تحلیل کیفی نیز چهار دسته چالش اصلی (ضعف جایگاه سازمانی جغرافیدانان، فقدان ارتباط دانشگاه و نهادهای تصمیم ساز، غلبه نگاه فنی اقتصادی در سیاست ها، و کمبود مهارت های بین رشته ای) و سه فرصت کلیدی (رشد فناوری های مکانی، گسترش رویکرد توسعه پایدار، و نیاز به مدیریت بحران های اقلیمی و زیست محیطی) را آشکار ساخت. این نتایج نشان می دهد که اگرچه جغرافیدانان در ایران با موانع ساختاری و نهادی مواجه اند، اما فرصت های نوظهور می تواند جایگاه آنان را در سیاست گذاری ارتقا بخشد. بنابراین، توجه به بازنگری در سیاست های آموزشی و ایجاد بستر نهادی برای مشارکت جغرافیدانان ضرورتی راهبردی است.
۲۲۳.

تحلیل آینده نگارانه بر چالش های عدم تعادل فضایی: راهکاری برای توسعه متوازن در استان های کمتر توسعه یافته ایران (مورد: استان کهگیلویه و بویر احمد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عدم تعادل فضایی سناریوهای تعادل بخشی آمایش سرزمین آینده پژوهی کهگیلویه و بویراحمد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۸
هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر عدم تعادل فضایی در استان کهگیلویه وبویراحمد و طراحی سناریوهای تعادل بخشی به عرصه های فضایی این استان با رویکرد آمایش سرزمین است. روش تحقیق پژوهش، آمیخته و ترکیبی از رویکردهای کمی و کیفی با ماهیت آینده پژوهی است. داده های موردنیاز به روش پیمایشی و مصاحبه از کارشناسان در چارچوب روش دلفی جمع آوری و برای تحلیل داده ها نیز از نرم افزارهای میک مک و سناریو ویزارد استفاده شد. نتایج نرم افزار میک مک نشان داد تعادل فضایی در استان کهگیلویه وبویراحمد دارای سیستمی ناپایدار است و از میان عوامل بررسی شده، شیوه مدیریت و برنامه ریزی حاکم در استان، حاکمیت نگاه قومی و طایفه ای در مدیریت کلانِ استانی، ضعف مدیریت، مدیران ناآشنا با مبانی آمایش سرزمین، فقدان ساختار اجرایی قوی برای تعادل فضایی، نظام تک هسته ای و نظام توزیع جغرافیایی منابع مهم ترین عوامل اثرگذار در عدم تعادل فضایی در این استان هستند. همچنین با توجه به نتایج نرم افزار سناریوویزارد از بین 9 سناریوی قوی و محتمل، سناریوی اول دارای شرایط کاملاً مطلوب و پیش برنده برای بهبود وضعیت امروز و تعادل بخشی فضایی در عرصه سرزمین و رفع نابرابری ها است. این سناریو به برنامه ریزی در راستای تعادل بخشی به نظام توزیع جغرافیایی منابع از طریق بهبود ساختارهای مدیریتی خرد و کلان استانی، هماهنگی بیش تر سازمان ها و یکپارچگی دیدگاه، سیاست و عمل سازمان ها، تغییر نگاه مدیریتی به سمت نیروهای متخصص و کاهش قدرت طوایف و افراد در تصمیم گیری های شهرستانی و کلان، برای بهبود روند مدیریتی و حرکت برنامه ریزی ها به سمت نگاه کلان استانی با نگرشی آمایشی- فضایی تاکید دارد.