مطالب مرتبط با کلیدواژه

ثنویت


۲۱.

نقد نظریه توحید و عرفان زرتشتی و نسبت آن با توحید و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عرفان زرتشتی عرفان اسلامی ثنویت توحید اوستا گاهان دین زرتشتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۳۷
بحث بر سر مسئله ی عرفانی بودن یا نبودن آموزه های زرتشت و دیانت زرتشتی در میان محققان ادیان ایران باستان بحثی پرمناقشه و اختلاف زا بوده است. برخی از پژوهشگران، اعم از ایرانی و بسیار کمتر غیرایرانی، به عرفانی بودن تعالیم زرتشت و دین زرتشتی باور دارند. اینان به تفاسیری عرفانی و باطنی از اوستا (به ویژه گاهان) و سایر متون زرتشتی قائل اند و دنباله ی این نگاه عرفانی زرتشتی را در آثار مشاهیر و بزرگانی چون فردوسی، شیخ اشراق، مولوی و... پی گرفته اند. در این نوشتار با به کارگیری روش توصیفی تحلیلی، ابتدا به ذکر ادعای ایشان و دلایلشان پرداخته می شود؛ سپس با استناد به متن اوستا و آرای پژوهشگران مطرح، این دیدگاه که دیانت زرتشتی دارای مبانی عرفانی و توحیدی در ساحت خداشناسی و کیهان شناسی است، نقد و رد می شود؛ سپس با تحلیل هایی نشان داده می شود که این دین در حیطه ی عرفان عملی نیز فاقد عناصر عرفانی است. طبعاً با رد توحیدی و عرفانی بودن دین زرتشت، نسبت آن با عرفان و توحیدِ اسلامی نیز از نوع تضاد خواهد بود.
۲۲.

انگاره های مکاتب ثنوی در سنجه روایات اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: اساطیر ثنویت مجوس گنوس روایات اسلامی نقد عقلانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۱۱
مکاتب ثنوی به دو اصل مدبر که خیر و شر را تدبیر می کند، باور دارند. دوگانه انگاری در دوران گوناگون، ظهور و بروز یافته و مجوس و گنوس را شاکله داده است. ثنویان و مغان هرکدام به نحوی دوگانگی را تبیین و تعلیل می کردند تا اینکه اسلام با ایدئولوژی وحدانی به تقابل با ایشان اهتمام تام ورزید. این مقاله با روش تحلیلی - انتقادی و استناد به متون روایی اسلامی، و با هدف تبیین پاسخ های معصومین(علیهم السّلام) در مواجهه با مکاتب دوگانه انگار و اثبات برتری نظام توحیدی اسلام برابر این انگاره ها، به بررسی و نقد انگاره های مکاتب ثنوی پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که روایات اسلامی با معیارهایی عقلانی، باورهای ثنوی را به چالش کشیده اند و توحید را تنها مسیر منطقی می شمارند. برهان قاطع اسلام چنان خردمندانه بود که در طول عصرها، انگاره های ثنوی را به تاریک نای تاریخ کشاند و دعوی دوئیت از ادبیات اعتقادی کیش های مختلف برچیده شد. از منظر روایات اسلامی، دوگانه انگاری از هر صنفی که باشد، چه ایرانی و مغانی و چه گنوسی و ثنوی، ویژگی های مشترکی دارد و در یک ارزیابی کلی می توان آنها را با لحاظ مشترکات، قیاس کرد و در پس آن، ممیزه های هریک را به تفکیک بررسی کرد. این مقاله با بررسی روایات اسلامی در نقد کیش های دوگانه انگار و اسطوره ساز، چهارده نقد روایی بر ثنویت اساطیری استخراج کرده است و توحید را تنها مسیر عقلانی می شمرد.
۲۳.

مبناگرایی شناخت شناسانه در فلسفه ی اسلامی: با نظر به بحث استعاره های مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مبناگرایی توجیه استعاره ثنویت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۵
مبناگرایی، در میان غالب اندیشمندان مسلمان به ویژه سه فیلسوف صاحب مکتب ابن سینا، سهروردی و ملاصدرا به عنوان نظریه ی توجیه شناخت پذیرفته شده است. پرسش آن است که: «چرا در این سنت با غلبه ی مبناگرایی مواجهیم؟» با نظر به بحث استعاره های مفهومی می توان گفت وجود استعاره ی «دانش به مثابه یک ساختمان» می تواند بدین منجر شود که فیلسوف مسلمان آن گاه که در باب توجیه شناخت نظریه پردازی می کند در جستجوی پایه و مبنا برای بنای معرفت باشد. در این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و با بررسی متون سه فیلسوف مورد نظر می توان به طرح این توصیف تازه پرداخت که پیش فرض ثنویت ذهن و عین و هم چنین فرض سلسله مراتبی بودن امورات در ساحت هستی و ادراک در شکل گیری استعاره ی فوق مؤثر بوده است. اهمیت پرداختن بدین مسأله از آن رو است که با تغییر نگرش نسبت به رابطه ی ذهن و عین، استعاره ی «دانش به مثابه یک ساختمان» نیز دستخوش تغییر گشته و امکان طرح استعاره های تازه که بر اساس آن، دانش بدون نیاز به محور، مبنا و پایه تبیین می گردد فراهم خواهد شد. در نهایت این نتیجه حاصل می گردد که با ورود استعاره های تازه در باب دانش، امکان طرح نظریات جدید به موازات مبناگرایی میسر می شود.
۲۴.

خاستگاه و ساختار عقلانیت ابزاری و نقد آن از منظر فلسفه، اقتصاد و جامعه شناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: عقلانیت ابزاری خردستیزی ساختار ثنویت سوژه باوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۰
هدف اصلی این پژوهش بررسی خاستگاه و ساختار عقلانیت ابزاری و همچنین نقد آن از چشم انداز فلسفه،اقتصاد و جامعه شناسی است.فرضیه اصلی پژوهش این است که عقلانیت ابزاری از دل ساختار و الگوی شناسایی عقل به مثابه ابزار شناخت حقیقت پدید آمده و دچار دگردیسی در علوم مختلف شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که عقلانیت ابزاری به مثابه وسیله شناخت در فلسفه، اقتصاد و جامعه شناسی بر پایه ساختار دوگانه گرای ذهن و از دل ثنویت هایی چون معقول/محسوس، سوژه/ابژه،عقل/تجربه ،هدف/وسیله، طبیعی/مصنوعی پدیدار گشته است و از عصر روشنگری با تمرکز بر ثنویت وسیله/هدف، برمبنای جنبه عقلانی وسایل(گزینش بهترین ابزار حداکثر سازنده مطلوبیت) و غیرعقلانی هدف(امیال و ارزشها) تداوم یافت. .با این وجود در پی جنبش های فکری نوینی که در علوم اقتصاد، جامعه شناسی، فلسفه ، عصب شناسی ، محیط زیست و علوم کامپیوتری رخ داده است، عقلانیت ابزاری و مبانی ساختاری آن مورد انتقادهای فراوانی شده است و گرایش به سمت نفی ابزارگرایی انسان و خردستیزی نمود بیشتری دارد. برآیند مشترک این نقدها بر نفی سوژه باوری، سلطه ابزاری، فردگرایی انحصاری ،کامل-پنداری عقلانیت و لزوم توجه به یکپارچگی انسان با طبیعت ،نفی برتری و استیلای انسان، تعامل و برهمکنش انسان با محیط پیرامونی حکایت دارد.
۲۵.

بررسی و نقد ثنویت ذاتی نفس و بدن در اندیشه دکارت با رویکرد حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نفس و بدن ثنویت دکارت ملاصدرا غده صنوبری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۴
نفس و بدن و ارتباط این دو جوهر، ازجمله مسائل فلسفه ذهن می باشد که در تمام مکاتب فلسفی ردپایی از این مبحث وجود دارد. فلسفه دکارت و حکمت متعالیه نیز ازجمله این مکاتب می باشند که طبق مبانی هر دو مکتب، این دو جوهر دارای ثنویت می باشند، با این تفاوت که دکارت قائل به ثنویت ذاتی نفس و بدن است و حکمت متعالیه، ثنویت تشکیکی این دو جوهر را مطرح می کند، اما اندیشه دکارت به دلیل غیرممکن بودن ارتباط دو جوهر مغایر توسط بسیاری از مکاتب فلسفی مورد نقد واقع شده است. از همین رو بررسی و نقد ثنویت ذاتی نفس و بدن در اندیشه دکارت با رویکرد حکمت متعالیه می تواند بسیاری از ضعف های دیدگاه دکارت را در این زمینه آشکار ساخته، راهکارهایی درخور جهت رفع این ضعف ها و اقناع اندیشه منتقدان ارائه دهد. در این مقاله، به روش توصیفی-تحلیلی، ابتدا به بررسی ثنویت ذاتی نفس و بدن در اندیشه دکارت پرداخته می شود، سپس راهکارهای دکارت بر اتحاد نفس و بدن ارائه می گردد و نهایتاً ثنویت ذاتی نفس و بدن در اندیشه دکارت با رویکرد حکمت متعالیه مورد نقد واقع شده، راهکارهایی در این زمینه ارائه می شود که طبق این راهکارها می توان با قائل شدن به وجود ویژگی های مادی نفس، در ابتدای آفرینش، نفس و بدن را متحد با یکدیگر دانست و استقلال نفس از بدن را آن هنگام مطرح کرد که این جوهر به سیر در مراتب کمالی پرداخته، به تجرد تام برسد.