مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
۲۷.
۲۸.
۲۹.
۳۰.
هم نویسندگی
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تحلیل عوامل موثر بر تولید علم در رشته های ریاضی، فیزیک و شیمی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان است. روش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و با استفاده از روش علم سنجی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، مدارک نمایه شده (1989 -2019) در حوزه های موضوعی شیمی، ریاضی و فیزیک از پژوهشگران دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس است. برای ترسیم نقشه های علمی، از نرم افزار ووس ویوور و برای پاسخ به فرضیه های پژوهش از آزمون های آماری t، تحلیل واریانس، همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شده است. یافته ها: بر اساس یافته ها، میزان همکاری های علمی بین المللی پژوهشگران ریاضیات دانشگاه در مقایسه با محققان رشته های شیمی و فیزیک بیشتر است. همچنین، میانگین تولیدات علمی بر حسب مرتبه علمی و جنسیت معنی دار، ولی بر حسب گروه آموزشی و محل اخذ مدرک معنی دار نیستند. بین تعداد واحد پایان نامه و تولیدات علمی نمایه شده در پایگاه اسکوپوس رابطه معنی دار و همبستگی مثبت بالایی وجود دارد. اصالت اثر: تحلیل تولیدات علمی محققان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان بر اساس پایگاه اسکوپوس و ترسیم شبکه هم تالیفی با نرم افزار ووس ویور از نوآوری های پژوهش حاضر است. واژه های کلیدی: علم سنجی، هم تالیفی، اسکوپوس
مطالعه علم سنجی فصلنامه علوم حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۰)
186 - 208
حوزههای تخصصی:
مجلات علمی مهم ترین ابزار اشاعه یافته های تحقیقاتی محسوب می شوند و نیاز است مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرند. بررسی وضعیت مجلات با رویکرد علم سنجی از جمله مهم روش های ارزیابی عملکرد علمی آن هاست. پژوهش حاضر در نظر دارد، فصلنامه «علوم حدیث» را به عنوان اولین و مؤثرترین نشریه در زمینه علوم حدیث، با رویکرد علم سنجی مورد مطالعه و بررسی قرار دهد. این پژوهش به شکل پیمایشی و با رویکرد علم سنجی انجام شده است. تمامی مقالات فصلنامه علوم حدیث شامل 460 مقاله، جامعه این پژوهش را تشکیل می دهد. داده ها از پایگاه ISC استخراج شده و با فنون هم رخداد واژگان و شبکه هم نویسندگی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نتایج بررسی داده ها نشان داد که شبکه موضوعی فصلنامه بر اساس تکنیک هم رخداد واژگان از 11 خوشه تشکیل شده است. همچنین شبکه هم نویسندگی از دو خوشه اصلی و سیزده خوشه کوچک تشکیل شده است. بزرگ ترین خوشه با محوریت محمدکاظم رحمان ستایش شکل گرفته است محوریت پرتولیدترین دانشگاه، دانشگاه تهران بود، اما نقش دانشگاه قرآن و حدیث، دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه قم نیز قابل توجه بود. بیشتر مقالات به شکل تک نویسندگی بودند؛ یعنی 39۶ مقاله (8۶ درصد) به شکل تک نویسنده بوده اند و رتبه دوم با 13 درصد به مقالات دو نویسنده ای اختصاص دارد. نتایج این پژوهش می تواند بالقوه اطلاعاتی برای تصمیم گیری درباره این فصلنامه در اختیار مسئولان آن قرار دهد تا درباره روندهای موضوعی پیش رو بازاندیشی کنند. نویسندگان و پژوهش گران می توانند از نتایج این تحقیق برای تعیین موضوعات پژوهشی و نشر آثار خود در فصلنامه استفاده کنند.
تحلیل علم سنجی نشریه مطالعات فقه و حقوق اسلامی دانشگاه سمنان: نقشه موضوعی و هم نویسندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و حقوق اسلامی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
285 - 312
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نشریه مطالعات فقه و حقوق اسلامی و ترسیم نقشه علمی و هم نویسندگی نشریه با رویکرد علم سنجی انجام شده است. روش پژوهش از نوع کاربردی با استفاده از روش علم سنجی بوده که به کمک فنون تحلیل شبکه های اجتماعی (فن تحلیل هم نویسندگی و هم رخداد واژگانی) انجام شده و مقالات منتشرشده در نشریه «مطالعات فقه و حقوق اسلامی» از ابتدای انتشار تاکنون(1402-1388) را مورد تحلیل و بررسی قرار داده است. بررسی داده ها نشان داد که در مجموع طی سال های 1388 تا 1402، 356 مقاله از نشریه مطالعات فقه و حقوق اسلامی در پایگاه ISC نمایه شده است. با توجه به شاخص های مرکزیت، مفاهیمی از قبیل مسئولیت مدنی، حدّ، حق، آزادی عقیده، ارتداد، تمکین، فسخ، فقه از پرکاربردترین موضوعات مقالات این نشریه به شمار می روند و نشان دهنده آن است که این واژگان بیشترین هم رخداد را با دیگر واژگان داشته اند. بررسی شبکه هم نویسندگی حاصل از مقالات منتشر شده در نشریه مطالعات فقه و حقوق اسلامی نشان داد که خوشه های هم نویسندگی زیادی شکل نگرفته و اکثر خوشه های شکل گرفته، دو نفری بوده و تنها یک خوشه با 9 نویسنده و دو خوشه نیز با 3 نویسنده وجود دارد. بررسی شاخص درجه نشان داد که محمد ابوعطا با درجه 8 رتبه نخست را به خود اختصاص داده و محمد مولودی و مهدی حمزه هویدا هرکدام با درجه 7 و 6 به ترتیب رتبه های دوم و سوم را به خود اختصاص داده اند. این نویسندگان با دارا بودن بیشترین میزان همکاری علمی با سایر نویسندگان، مشارکت پذیرترین افراد حاضر در شبکه بوده اند. بررسی شاخص بینابینی نشان داد که ابوعطا با شاخص بینابینی 18 رتبه اول را به خود اختصاص داده و ذوالفقاری و مسجدسرایی هرکدام با 15 و 12، به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار گرفته اند. به عبارت دیگر افراد مذکور ضمن دارا بودن بینیّت بالا، نقش مهمی در اتصال گره ها و خوشه های مختلف و انتقال اطلاعات در شبکه ایفا می کنند. بینیّت بالای این افراد نشان دهنده نقش مهم آنها در گردش اطلاعات است. شبکه همکاری علمی دانشگاه های مختلف در قالب هم نویسندگی در انتشار مقالات نشریه مطالعات فقه و حقوق اسلامی نشان داد درمجموع بیشترین ارتباطات را محقّقان دانشگاه سمنان و دانشگاه تهران با دیگر دانشگاه ها داشته اند. نتایج پژوهش همچنین نشان داد که بین تعداد نویسندگان و تعداد استنادهای دریافتی، رابطه معنی داری وجود دارد.
تحلیل شبکه اجتماعی هم نویسندگی کتب اعضای هیئت علمی رشته علوم تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختار شبکه اجتماعی هم نویسندگی کتب اعضای هیئت علمی رشته علوم تربیتی دانشگاه های دولتی شهر تهران انجام گردید. در این پژوهش از رویکرد علم سنجی و تحلیل شبکه های اجتماعی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش کتب منتشرشده اعضای هیئت علمی رشته علوم تربیتی دانشگاه های دولتی شهر تهران است که توسط سازمان های انتشاراتی چاپ گردیده و در سایت خانه کتاب نمایه شده است. با روش نمونه در دسترس 643 کتاب بررسی شد. در این پژوهش ابتدا به بررسی الگوهای هم نویسندگی در کتب اعضای هیئت علمی رشته علوم تربیتی پرداخته و سپس با رویکرد علم سنجی به مطالعه ساختار شبکه هم نویسندگی با استفاده از شاخص های کلان چگالی یا تراکم، ضریب خوشه بندی، قطر شبکه ، اتصال و میانگین فاصله پرداخته شد و برای بررسی عملکرد هر یک از اعضا از شاخص های خرد مرکزیت درجه، بینیت، نزدیکی و بردار ویژه استفاده گردید. بررسی الگوهای هم نویسندگی بین اعضای هیئت علمی نشان داد که بیشترین میزان هم نویسندگی در بین جامعه مورد مطالعه به صورت 231 مورد دونویسندگی (36 درصد)، 104 مورد به صورت سه نویسندگی (16 درصد) ، 32 مورد به صورت چهارنویسندگی (5 درصد)، 46 مورد به صورت پنج نویسندگی و بیشتر (7 درصد) بوده است. سهم تک نویسندگی در این بین 230 مورد (36 درصد) گزارش شده است. به بیان دیگر 64 درصد کتاب ها به صورت مشارکتی منتشرشده است. شبکه هم نویسندگی کتب اعضای هیئت علمی رشته علوم تربیتی از تعداد 106 گروه و 100 پیوند تشکیل شده است. همچنین بررسی شاخص های کلان شبکه اجتماعی هم نویسندگی در جامعه مورد مطالعه نشان دهنده آن است که این ساختار، به دلیل چگالی کم آن از انسجام پایینی برخوردار بوده و شبکه هم نویسندگی کتب اعضای هیئت علمی علوم تربیتی، شبکه ای گسسته و دارای روابط بسیار کم میان گروه های مختلف است. تحلیل شاخص های خرد نشان می دهد که با توجه به شاخص مرکزیت افرادی چون محمود مهرمحمدی، کوروش فتحی واجارگاه و محمد عطاران و خسرو باقری، از جایگاهی برجسته و میزان نفوذ و قدرت آن ها در شبکه، نسبت به سایر اعضا، بالاتر بوده و دارای بیشترین قدرت تأثیرگذاری علمی هستند و این افراد به نوعی جریان اطلاعات در شبکه را کنترل می کنند.
بررسی وضعیت تولیدات علمی حو زه مطالعات قرآن و حدیث در موضوعات جنسیت، زنان و خانواده با استفاده از ترسیم هم نویسندگی: یک مطالعه علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
39 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی روند رشد بروندادهای علمی، نشریات هسته، دانشگاه ها و مؤسسات پژوهشی فعال در حوزه مطالعات قرآن و حدیث و مباحث جنسیت، زنان و خانواده، و درنهایت تعیین جایگاه پژوهشگران در تولید بروندادهای علمی این حوزه است.
روش : پژوهش از نظر نوع، کاربردی بوده و روش آن علم سنجی است. جامعه پژوهش شامل حدود 2455 برونداد علمی بوده که از پایگاه اطلاعاتی پژوهشکده زن و خانواده جمع آوری شد. داده ها به صورت فایل متنی به نرم افزار اکسل منتقل و کنترل شده و یکدست سازی کلیدواژه ها صورت گرفت. با استفاده از نرم افزار یوسی نت ارتباط بین نویسندگان و نقشه ها مشخص شد. با نرم افزار نت دراو و ووس ویور، خوشه ها و نقشه کلی هم رخدادی نویسندگان ترسیم گردید.
یافته ها: نرخ رشد مطالعات این حوزه 38/11 درصد است که نشان می دهد پژوهشگران حوزه های مطالعاتی قرآن و حدیث، جنسیت، زنان و خانواده، بیشتر به پژوهش بین رشته ای اقبال نشان داده اند. مجلات پیام زن، مطالعات راهبردی زنان، بانوان شیعه، فقه و حقوق خانواده، پژوهش نامه اسلامی زنان و خانواده و زن و فرهنگ به ترتیب بالاترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند. نویسندگان اصلی برحسب قاعده برادفورد260 نویسنده هستند که هر نویسنده دارای حداقل3 و حداکثر 29 مقاله است. خوشه نویسندگان حوزه مورد مطالعه به 9 خوشه فرعی تقسیم شده است.
نتیجه گیری: بررسی تولیدات علمی ضمن اینکه معرف وضعیت تولیدات علمی و جایگاه هریک از افراد و دانشگاه ها و مؤسسات پژوهشی از لحاظ تولید علمی است، منجربه شناخت پژوهشگران برتر و مجلات هسته شده و روند همکاری ها و ارتباطات علمی میان پژوهشگران حوزه مورد بررسی را تسهیل نموده و ابزار مناسبی برای سیاست گذاری و برنامه ریزی علمی و تعیین اولویت های پژوهشی فراهم می آورد.
مطالعه علم سنجی نشریه علوم و فنون مدیریت اطلاعات طی سال های 1394 تا 1399(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۷ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۲۲)
225 - 242
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نشریه علوم و فنون مدیریت اطلاعات دانشگاه قم با رویکرد علم سنجی بود. روش شناسی: این پژوهش پیمایشی بوده و با رویکرد علم سنجی انجام شده است. تمامی مقالات نشریه علوم و فنون مدیریت اطلاعات (128 مقاله)، جامعه پژوهش حاضر را تشکیل می دهد. داده ها از پایگاه ISC استخراج شده و با فنون هم رخداد واژگان و شبکه هم نویسندگی تحلیل شده است. نتایج: شبکه هم رخداد واژگان از یک شبکه موضوعی بزرگ و چهار شبکه فرعی و شبکه هم نویسندگی از دو خوشه اصلی و چندین خوشه فرعی تشکیل شده است. پرتولیدترین و مؤثرترین نویسنده در نقشه هم نویسندگی حیدری بوده، دانشگاه قم پرتولیدترین می باشد، اما نقش دانشگاه شهید چمران اهواز و شهید بهشتی نیز قابل توجه است. بیشتر مقالات به شکل چندنویسندگی بودند. نتایج، روند رو به رشدی را در شاخص های استنادی پایگاه ISC برای نشریه نشان می دهد و از حوزه های مختلفی به مقالات این نشریه استناد شده است. نتیجه گیری: موضوعات منتشر شده توسط این نشریه بیشتر زیرمجموعه علم اطلاعات و دانش شناسی را پوشش می دهد و هم نویسندگی نیز در وضعیت مطلوبی است. دانشگاه شهید چمران اهواز نقش پررنگی در هم نویسندگی، نویسندگان پرتولید و پر استناد در مقالات منتشر شده نشریه دارد. این نشریه بر حوزه های موضوعی مختلفی تأثیرگذار بوده است.
سنجش تعاملات و همکاری های بین سازمانی در مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران با رویکرد مدل مارپیچ سه گانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مدل مارپیچ سه گانه تعاملات بین دانشگاه، صنعت و دولت را مورد سنجش قرار می دهد و به عنوان یک چارچوب هنجاری برای درک تعاملات بین بازیگران اصلی در سیستم های نوآوری توسط محققان استفاده می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل پویایی تعاملات سازمانی در تولید مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران است. لذا، پژوهش حاضر به سنجش کمّی وضعیت همکاری های بین سازمانی در مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران با رویکرد مدل مارپیچ سه گانه در گستره کشور ایران پرداخته است.
روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده که با استفاده از مدل مارپیچ سه گانه و براساس شاخص رسانش عدم قطعیت T(UIG) به عنوان شاخص تعامل دانشگاه-صنعت-دولت انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 19802 مقاله علمی نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس از ایران در حوزه مهندسی برق و الکترونیک (2019-2010) است. پس از استخراج داده ها، در این پژوهش، از نرم افزار TH به منظور تبدیل داده ها به فرمت اکسل و محاسبه عدم قطعیت تعاملات ارکان استفاده شد. به منظور تحلیل مناسب در این خصوص، ابتدا براساس روند مرسوم و متداول تحقیقات این حوزه دانشگاه با کد U، صنعت با کد I، دولت با کد G در نظر گرفته شد.
یافته ها: یافته های پژوهش موید این است که تعداد مقالات در بازه زمانی مورد بررسی رشد یافته و از 1019 مقاله در سال 2010 به 3216 مقاله در سال 2019 رسیده است. در بررسی روند رشد مقالات هر یک از ارکان مشخص شد که تولید مقالات در هر سه رکن دارای رشد صعودی بوده و ضریب رشد مقالات از سال 2010 تا سال 2019 برای دانشگاه 0.63، صنعت 2.5 و دولت 1.8 بوده است. بیشترین همکاری بین دانشگاه و صنعت صورت گرفته و کمترین میزان همکاری بین دولت و صنعت واقع شده است. یافته ها، همچنین نشان داد بالاترین میزان تعاملات مربوط به دانشگاه- دولت در سال 2010 و پایین ترین تعاملات مربوط به دولت- صنعت است که در اکثر سال ها نزدیک به صفر بوده و نشان دهنده استقلال و عدم ارتباط ارکان مذکور است. یکی از نتایج قابل توجه این است که در سال های 2010-2019 تعامل بین دانشگاه- صنعت در تضاد با تعامل دوگانه دانشگاه- دولت بوده است. تعامل دانشگاه- صنعت با تعامل صنعت- دولت طی سال های مورد بررسی همسو بوده است. در سال 2014 تعامل بین ارکان دوگانه و سه گانه صفر بوده است، در حالی که تعامل دانشگاه- صنعت در این سال به بالاترین میزان خود می رسد. همچنین، در سال 2014 بالاترین تعامل بین ارکان دوگانه مربوط به دانشگاه- صنعت صورت گرفته است و در خصوص روابط سه گانه در سال 2010 بیشترین میزان تعامل سه گانه بین ارکان دانشگاه- صنعت- دولت مشاهده می شود. براساس مقادیر شاخص T، بیشترین میزان تعاملات ارکان دوگانه و سه گانه به ترتیب بین دانشگاه- دولت، دانشگاه- صنعت- دولت، دانشگاه- صنعت، و صنعت- دولت دیده شده است. تعامل ارکان دوگانه و سه گانه در سال 2014 نزدیک به صفر بوده، ولی در این سال تعامل دانشگاه- صنعت روندی بسیار افزایشی داشته که حاکی از عدم سرمایه گذاری دولت بر صنعت بوده و به عبارتی هرکجا که نقش دولت کم رنگ تر می شود، نقش صنعت نمایان تر است.
نتیجه گیری: در مجموع، در حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران، نمودار تعامل بین ارکان سه گانه در سال های مختلف دارای نوسانات بسیار اندکی بوده و پیشرفتی نداشته است. جدا بودن ساختارهای نهادی و در نتیجه، افزایش روندهای دیوان سالاری میان نهادی، مانع تعامل موثر شده و حوزه های نهادی مانند دانشگاه و صنعت به داشتن نقشی منفعلانه در فرآیند تولید دانش یا به اشتراک گذاری دانش شناخته می شود. بر این اساس، توسعه برخی سیاست های علم و فناوری و راهبردهای پژوهشی و صنعتی برای ارتقای شبکه نوآوری دانشگاه-صنعت-دولت به عنوان یک ضرورت پیشنهاد شده است. یکی از نکات بسیار مشهود این پژوهش، اهمیت حضور بخش دولتی است که با حمایت از ارکان علمی می تواند نقش مؤثری را در تعاملات داشته باشد. با توجه به شرایط خاص حاکم بر تولیدات علمی کشور، جایگاه حمایت های دولتی و انگیزش های موجود که از طریق این بخش به فضای علمی تزریق می شود، هدایت و توسعه اقدامات پژوهشی و تسریع تولید علم در کشور مشخص خواهد شد. یکی از راهکارهای اهتمام بیشتر به توسعه فناوری و تعامل بیشتر دو رکن دانشگاه- صنعت نیز سیاست گذاری های حمایتی و هدایتی دولت است که در صورت وجود هوشمندی بیشتر، شاید زمینه ساز تقاضا محوری و مسئله محوری پژوهش های دانشگاهی و ارتقای نوآوری و توسعه فناوری در بخش صنعت و افزایش بهره برداری از سرمایه های فراوان بخش دانشگاهی کشور باشد. با توجه به یافته های حاصل از پژوهش های متعدد، استفاده از رویکرد مدل مارپیچ سه گانه و قابلیت های آن در سنجش و پویایی دانش و تعاملات و همکاری های فناورانه و دانشی و حتی تولیدی در حوزه های مختلف دانش توصیه می شود.
مطالعه رابطه نفوذ اجتماعی با بهره وری و کارایی در بین پژوهشگران حوزه مدیریت دانش از دیدگاه علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
109 - 134
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین نفوذ اجتماعی، بهره وری و کارایی در بین پژوهشگران حوزه مدیریت دانش با استفاده از داده های پایگاه وب آو ساینس است. به بیان دیگر، این پژوهش قصد دارد با ترسیم شبکه هم نویسندگی پژوهشگران حوزه مدیریت دانش، کاربرد سنجه مرکزیت را در ارزیابی علمی پژوهشگران این حوزه بررسی کند و رابطه این سنجه با میزان تولیدات علمی افراد و نیز تاثیرگذاری پژوهش های آن ها را مورد تأمل قرار دهد.
روش : پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کاربردی علم سنجی است که از فنون هم نویسندگی و تحلیل شبکه های اجتماعی بهره گرفته است. جامعه آماری پژوهش را کلیه مقالات حوزه مدیریت دانش تشکیل می دهد که طی سال های 1900 تا 2018 در پایگاه وب آوساینس نمایه شده اند و شامل 23258 رکورد از 37697 نویسنده هستند. به منظور محاسبه نفوذ اجتماعی، ماتریس مربع هم نویسندگی با نرم افزار بیب اکسل تهیه، و با استفاده از امکانات نرم افزار «یو سی نت» مولفه های نفوذ اجتماعی (شامل مرکزیت نزدیکی، رتبه و بینابینی) محاسبه گردید. شبکه هم نویسندگی این حوزه با استفاده از نرم افزار نت دراو ترسیم شد و برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی و استنباطی از نرم افزارهای اس.پی.اس.اس. و لیزرل استفاده شد. در این پژوهش، تعداد مقالات نویسندگان به عنوان شاخص بهره وری و تعداد استنادهای دریافتی آنان نمایانگر شاخص کارایی در نظر گرفته شد. در بررسی رابطه بین متغیرهای پژوهش نیز آزمون رگرسیون، با توجه به نرمال بودن توزیع داده ها مورد استفاده قرار گرفت.
یافته ها: بررسی روند رشد مقالات حوزه مدیریت دانش در بازه زمانی 1990 تا 2018 در پایگاه وب آو ساینس نشان داد که مقالات این حوزه، بویژه از دهه 2000 به این سو، رشد قابل ملاحظه ای داشته و این تعداد در سال 2017 به اوج خود رسیده است. طبق یافته های پژوهش، در میان 37697 نویسنده که در تولید مقالات مدیریت دانش مشارکت داشته اند، «چن وای» با داشتن 139 مقاله، بیشترین میزان بهره وری را در این حوزه دارد و از نظر کارایی «گاتزچاک» با دریافت 2398 استناد، در رتبه اول قرار گرفته است. اما، از نظر شاخص های نفوذ اجتماعی «وانگ وای» دارای ثبات و جایگاه بالاتری نسبت به دیگر نویسندگان این حوزه است و از این نظر از قدرتمندترین نویسندگان این حوزه به شمار می رود. یافته های مربوط به هم نویسندگی مقالات حوزه مدیریت دانش نشان داد که شبکه اجتماعی این نویسندگان از یک خوشه بزرگ و تعداد معدودی گره منزوی تشکیل شده است. مطالعه شبکه اصلی هم نویسندگی نیز حاکی از آن است که ارتباط منسجمی بین نویسندگان وجود دارد. در بررسی رابطه بین نفوذ اجتماعی با کارایی و بهره وری نویسندگان، یافته ها بیانگر این است که تعداد تولیدات علمی افراد و نیز میزان استنادهای دریافتی آنان با شاخص های اثرگذاری اجتماعی دارای ارتباط مثبت و معنی داری است. به عبارت دیگر، با افزایش تعداد تولیدات علمی یک پژوهشگر، و یا با افزایش تعداد استنادهای دریافتی وی، درجه مرکزیت او در شبکه هم نویسندگی نیز افزایش می یابد.
نتیجه گیری: بررسی رابطه بین نفوذ اجتماعی نویسندگان (حاصل از نمره مرکزیت ها) با کارایی (تعداد استنادهای دریافتی) و بهره وری (تعداد مقالات) نشان داد پژوهشگرانی که از نظر هم نویسندگی دارای نقش مرکزی تری هستند، از بهره وری و کارایی بهتری نیز برخوردار می باشند. به بیان دقیق تر، هرچه شخص نمره مرکزیت بالاتر داشته باشد، بهره وری و کارایی نویسنده نیز افزایش پیدا می کند. لذا، با استناد به نتایج حاصل از پژوهش، برخورداری نویسندگان از نفوذ اجتماعی بیشتر در حوزه روبه رشد مدیریت دانش، بر ارتقاء شاخص های بهره وری و کارایی آنان تاثیرگذار است. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که تحلیل شبکه های اجتماعی ابزاری قدرتمندی در ارزیابی پژوهشگران است که می تواند حتی به عنوان شاخصی جایگزین مورد استفاده قرار گیرد.
تحلیل شبکه هم نویسندگی مقالات سازمان دهی دانش در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳
175 - 210
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تحلیل شبکه هم نویسندگی مقالات فارسی در پایگاه علوم استنادی جهان اسلام است. این پژوهش از نوع کاربردی است که با رویکرد علم سنجی و تحلیل شبکه های اجتماعی انجام گرفته است. داده های پژوهش را 106 کلیدواژه های منتخب سازمان دهی دانش در فیلد عنوان که پس از مشورت با متخصصین موضوعی این حوزه انتخاب گردید؛ به همراه مقاله های منتخب منتشرشده در مجلات منتخب علم اطلاعات و دانش شناسی نمایه شده در پایگاه علوم استنادی جهان اسلام در سال های 1378 تا 1398 تشکیل می دهند. سپس از بین 1482 نویسنده که در چاپ 1410 مقاله نقش داشتند، تعداد 168 نفر که دست کم 4 مقاله داشتند با استفاده از نرم افزار یوسی آی نت مورد تحلیل قرار گرفتند. پس ازآن ماتریس مربعی در ابعاد 168 در 168 تشکیل شد و درنهایت شبکه هم نویسندگی بر اساس شاخص های مرکزیت ترسیم شد. در پژوهش حاضر، متوسط تعداد نویسنده برای هر مقاله 05/1 است. الگوی دو نویسندگی (17/35 درصد) و سه نویسندگی (80/26 درصد)، رایج ترین رویکردها در مطالعات سازمان دهی دانش به شمار می روند. رحمت الله فتاحی (56 مقاله)، مرتضی کوکبی (44 مقاله) و یعقوب نوروزی (39 مقاله) به ترتیب دارای بیشترین تعداد مقالات در سازمان دهی دانش هستند. همچنین زوج هم نویسندگی رحمت الله فتاحی و مهری پریرخ (10 مقاله) حائز رتبه برتر گردید. در بررسی شاخص های مرکزیت نیز رحمت الله فتاحی در هر چهار شاخص مرکزیت رتبه، مرکزیت نزدیکی، مرکزیت بینابینی و مرکزیت بردار ویژه حائز رتبه برتر گردید. با توجه به نتایج پژوهش حاضر به نظر می رسد پژوهشگران مطرح حوزه سازمان دهی دانش، علی رغم پرتولید بودن نتوانسته اند نقش برجسته ای در شکل گیری شبکه هم نویسندگی این حوزه ایفا نمایند.
تحلیل تولیدات علمی دو فصلنامه پژوهش های دستوری و بلاغی و ترسیم نقشه علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های دستوری و بلاغی سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
118 - 134
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تحلیل تولیدات علمی دوفصلنامه پژوهش های دستوری و بلاغی از طریق روش های هم نویسندگی و هم واژگانی است. برای دستیابی به این هدف، ابتدا با استفاده از پایگاه داده ISC مقالات مربوطه جمع آوری و سپس با کمک نرم افزارهای اکسل و bibliometrix داده ها به صورت شبکه ای تحلیل شدند. در این تحلیل، ارتباط میان نویسندگان و کلمات کلیدی مقالات بررسی شد تا ساختار علمی و موضوعات کلیدی دوفصلنامه شناسایی شوند. نتایج نشان داد که بیشترین واژگان پرکاربرد در مقالات شامل بلاغت، شاهنامه، شعر معاصر و غزل بوده اند. تحلیل هم نویسندگی نشان داد که بیشتر مقالات توسط دو نویسنده نگارش شده و دانشگاه قم بیشترین تعداد مقالات را در این دوفصلنامه منتشر کرده است. همچنین، تحلیل هم واژگانی نشان داد که گرایشات پژوهشی در طول زمان از موضوعاتی مانند شاهنامه به موضوعاتی نظیر حافظ، شعر معاصر و بلاغت تغییر یافته است. این یافته ها نشان می دهند که استفاده از روش های هم نویسندگی و هم واژگانی می تواند به شناسایی بهتر ساختار علمی و موضوعات محوری دوفصلنامه کمک و تغییرات گرایشات پژوهشی را به طور دقیق تری منعکس نماید.