مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۰۱.
۲۰۲.
۲۰۳.
۲۰۴.
۲۰۵.
۲۰۶.
۲۰۷.
۲۰۸.
۲۰۹.
۲۱۰.
۲۱۱.
۲۱۲.
۲۱۳.
ویروس کرونا
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۳شماره ۳۸
188 - 143
حوزههای تخصصی:
دنیاگیری کرونا با ایجاد «وضعیت استثنایی» باعث تسریع «تسلط پزشکی» بر افکار عمومی شد. پانصد فیلم، عکس و متن که توسط کاربران عادی «شبکه اینستاگرام» در روزهای همه گیری بیماری بازنشر شده ، بررسی شده است. با نشانه شناسی این محتواها، رمزگان های «خط مقدم، خطوط پشتیبانی و خائنان مبارزه با کرونا» به دست آمده است. این رمزگان ها توأمان دارای دال و مدلول های فرادست و فرودست است. دال های مدافعان سلامت، شهید سلامت، آمادگی رزمندگان و فداکاری کادر درمانی یک روایت «حماسی، قدسی و فرادست» از کادر درمانی به ویژه کادر درمانی زن ارائه می دهد. دال های «جبهه خانگی»، «مبارزات مردمی، سازمانی و نهادی» روایتی «امیدوارانه، همدلانه، یاریگرانه و فرادست» از مبارزه با بیماری ارائه می دهد؛ اما در مقابل دال های عدم پشتیبانی از کادر درمانی و فشار روی کادر درمانی روایت «فجیع، غم انگیز و فرودست» از روزهای همه گیری ارائه می کند. در این همه گیری، پزشکی بر زندگی روزمره توسط دستورالعمل های بهداشتی (همچون تعیین گروه آسیب پذیر و قرنطینه خانگی) و بر حافظه شهروندان توسط «قدسی سازی» کادر درمانی تسلط یافت. «مردم بی توجه» و «مسافران نوروزی» دشمن و «شر» پنداشته شده ا ند. حافظه عامیانه «مردم» را بیش از «حکومت» و «نظام بهداشت و درمان» در همه گیری بیماری مسئول می دانند. این فرافکنی را می توان برآمده از زیست قدرت و سیاست حافظه ای دانست که ریشه های قدرتِ دانش قدرت پزشکی در ایران را پنهان کرده است.
تحلیل حقوقی وضع محدودیت های ناشی از همه گیری کرونا در حقوق ایران؛ در جستجوی اداره صلاحیت دار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حقوق اداری سال ۷ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۳
۲۴۵-۲۲۵
حوزههای تخصصی:
پس از همه گیری ویروس کرونا و به منظور مقابله با تشدید آسیب های ناشی از آن، اتخاذ برخی تصمیمات مدیریتی و بعضاً ایجاد محدودیت در برخی حقوق و آزادی های معمولِ مردم ضرورت پیدا کرد. در چنین شرایطی، این سوال مطرح شد که مدیریت این شرایط خاص در صلاحیت کدام نهاد عمومی است؟ در پاسخ به این سوال حداقل سه فرض ارائه شد؛ فرض اول، این شرایط را امنیتی توصیف کرده و با تکیه بر اصل 176 قانون اساسی، شورای عالی امنیت ملی را ذی صلاح می داند. فرض دوم، این شرایط را مصداق بحران دانسته و با تکیه بر قانون مدیریت بحران کشور، سازمان مدیریت بحران کشور را دارای صلاحیت می داند. فرض سوم نیز با استناد به اصل 79 قانون اساسی، این وضعیت را مصداق شرایط اضطراری دانسته و بر لزوم ایفای نقش دولت و مجلس تأکید می کند. این در حالی است که در عمل، شورای عالی امنیت ملی اقدام به تأسیس ستاد ملی مقابله با کرونا کرده و این ستاد نیز در حال اتخاذ تصمیمات مدیریتی و برقراری برخی محدودیت هاست. پژوهش پیش رو با تبیین ادله هر یک از این فروض، به بیان نقاط ضعف و کاستی های هر یک پرداخته و در پایان، این نظریه را ارائه می کند که مدیریت شرایط خاص ناشی از همه گیری کرونا، دارای دو بُعد اجرایی و تقنینی است؛ در بُعد اجرایی، سازمان مدیریت بحران کشور صلاحیت دارد و در بُعد تقنینی که موضوع آن برقراری محدودیت های ضروری است؛ مجلس شورای اسلامی پس از پیشنهاد از سوی دولت، دارای صلاحیت تصمیم گیری است.
بررسی اقدامات بازیابی و احیاءگردشگری شهری و روستایی در دوران پساکرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همه گیری ویروس کرونا چالش های زیادی برای کشورهای سراسر جهان به همراه داشته است که صنعت گردشگری نیز از آن بی نصیب نمانده است. برای رفع این چالش ها در صنعت گردشگری، انجام اقدامات بازیابی و سازگاری موضوعی است که نیاز به توجه بیشتر دارد. با توجه به اهمیت این موضوع، در این مطالعه اقدامات احیا و بازیابی گردشگری شهری و روستایی در دوران پساکرونا مورد بررسی قرار گرفت. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و روش انجام آن ترکیبی (کیفی و کمی) است. ابزار گردآوری داده ها و اطلاعات مصاحبه اکتشافی و عمقی می باشد. جامعه آماری پژوهش، کارشناسان و متخصصان حوزه گردشگری می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالی و به صورت هدفمند 50 مصاحبه عمیق صورت گرفت. برای تحلیل اطلاعات و پاسخگویی به سوالات پژوهش از روش کیفی گراند تئوری، روش استراس و کوربین استفاده شد. نتایج پژوهش گویای آن است که با توجه به نظر کارشناسان 34 مفهوم برای احیا و بازیابی گردشگری شهری و روستایی در دوران پساکرونا شناسایی شد. به طوری که احیا و بازیابی گردشگری روستایی در درجه اول تحت تأثیر برگزاری جشنواره های کوچک گردشگری، توسعه بوم گردی، توسعه تورهای محلی، ترویج گردشگری کشاورزی، گسترش اکوتوریسیم و توسعه گردشگری روستایی قرار دارد. درحالی که دیجیتالی سازی خدمات گردشگری، رفع محدودیت های سفر، گسترش گردشگری سلامت، همکاری بنگاه های گردشگری، افزایش راهنماها و تور لیدرهای آنلاین و گسترش سفرهای مجازی مهم ترین اقدامات احیا و بازیابی گردشگری شهری هستند. از نتایج این پژوهش برای احیا و بازیابی گردشگری شهری و روستایی در سایر نقاط کشور نیز می توان استفاده نمود.
بازتولید نابرابری آموزشی در دوران شیوع کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
169 - 204
پژوهش حاضر به دنبال روایت مدیران آموزشی مدارس متوسطه از بازتولید نابرابری آموزشی در شرایط همه گیری ویروس کرونا است. برابری آموزشی خود را در استفاده مساوی از فرصت ها و امکانات آموزشی نشان می دهد، امری که در وضعیت فعلی نظام آموزشی ایران یکی از چالش های اساسی بشمار می آید. شیوع ویروس کرونا مدیران آموزشی، معلمان، والدین و دانش آموزان را با مسائل عدیده ای روبرو نموده است. اما این چالش ها و مسائل، برای همه به صورت یکسان تأثیرگذار نبوده و به موازات دسترسی به امکانات آموزشی، دسترسی به فضاهای آموزشی و سرمایه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خانواده ها متغیر است. این پژوهش، با توجه به نظریات بوردیو، الیچ و کلمن به بحث از نابرابری آموزشی پرداخته و با استفاده از روش تحلیل روایت و مصاحبه عمیق با ۳۰ نفر از مدیران آموزشیِ مدارس متوسطه سطح شهر سنندج، به تحلیل و تبیین چگونگی بازتولید نابرابری آموزشی در شهر سنندج پرداخته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان از طبقاتی شدن آموزش و بازتولید نابرابری آموزشی در جامعه مورد مطالعه دارد. این مقوله به عنوان مقوله ی هسته ای نشان می دهد، آموزشی که باید به عنوان ابزاری برای تحرک اجتماعی، تغییرات مثبت و دسترسی همه به امکانات و فرصت ها تلقی شود، بیش ازپیش طبقاتی شده است. تمایز اجتماعی و فرهنگی، گرایش به مدارس پولی و غیردولتی، عدم دسترسی همه به آموزش در شرایط کرونا و فقر خانواده ها و آسیب های آموزشی ناشی از آن چهار مقوله ای هستند که دال بر طبقاتی شدن آموزش دارند. همچنین نتایج نشان می دهد در شرایط شیوع ویروس کرونا، چالش های تسلط فضای مجازی بر آموزش و عدم دسترسی همه دانش آموزان به آن، کم رنگ شدن آموزش و کاهش کارکردهای آموزشی مدارس و فقر خانواده های مناطق پایین شهر و حاشیه سبب ایجاد زمینه ی نابرابری آموزشی شده است.
رفتارهای پیشگیرانه مردم ایران در برابر شیوع ویروس کرونا و عوامل موثر بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
205 - 237
مقاله حاضر با هدف توصیف و تبیین وضعیت رعایت رفتارهای پیشگیرانه مردم ایران در برابر شیوع ویروس کرونا انجام گردیده است. در این مطالعه برای تبیین رفتارهای پیشگیرانه فردی و جمعی افراد از تئوری رفتار برنامه ریزی شده آیزن و فیشباین و نیز نظریه تصمیم گیری مارچ استفاده شده است. روش تحقیق پژوهش حاضر، پیمایش بوده و جامعه آماری این مطالعه را کلیه افراد 15 سال به بالاهای کل کشور در سال 1399 تشکیل می دهد. از طریق فرمول کوکران حجم نمونه تحقیق برابر با 1600 نفر برآورد گردیده و شیوه نمونه گیری از نوع «نمونه گیری چندمرحله ای» می باشد. یافته های حاصل نشان می دهد به ترتیب 10 و 12 درصد مردم به رعایت رفتارهای فردی و جمعی بهداشتی نمی پردازند. براساس نتایج مدل یابی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار PLS در میان متغیرهای تأثیرگذار بر رفتارهای پیشگیرانه افراد، متغیر کنترل رفتار درک شده با ضریب 24/0 و نیز وضعیت اشتغال افراد مبنی بر شاغل بودن (در مقایسه با شاغل نبودن) با ضریب 23/0 رابطه معناداری را نشان می دهد. در مراتب بعدی تأثیرگذاری، متغیرهای احساس امنیت شغلی و جنس افراد (با تکیه بر زن) هر دو با ضریب 10/0 و احساس هراس اجتماعی با ضریب 07/0 درصد قرار دارند. در این میان نوع قومیت، مصرف رسانه ای و اراده به کنش به طور مستقیم بر رفتار پیشگیرانه تأثیری ندارند.
تاثیر فعالیت بدنی بر میزان اضطراب ناشی از شیوع ویروس کرونا و عملکرد شناختی دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روان شناسی ورزشی تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
113 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر فعالیت بدنی بر میزان اضطراب ناشی از شیوع ویروس کرونا و عملکرد شناختی دختران نوجوان بود.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر، کاربردی و از نوع توصیفی – پس رویدادی است و شیوه جمع آوری اطلاعات به صورت آنلاین و از طریق پرسشنامه بود. 232 دانش آموز دختر 13 تا 15 ساله با استفاده از پرسشنامه میزان فعالیت بدنی در دوران قرنطینه کرونا، به دو گروه فعال و غیرفعال تقسیم بندی شدند (هرگروه 116 نفر). هر دو گروه، پرسشنامه آنلاین مقیاس اضطراب کرونا را به صورت مجازی تکمیل کردند و تکلیف استروپ آنلاین نسخه فارسی را انجام دادند. به منظور تحلیل داده ها از آزمون یو-من ویتنی و آزمون تی مستقل استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد اضطراب ناشی از شیوع ویروس کرونا در هر دو مولفه علائم روانی و بدنی، در دختران فعال کمتر از دختران غیرفعال بود. همچنین در عملکرد شناختی که نمره تداخل و زمان واکنش تداخل تکلیف استروپ در نظر گرفته شد، عملکرد شناختی گروه فعال نسبت به گروه غیرفعال در تکلیف استروپ بهتر بود.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، شرکت در فعالیت های منظم با شدت متوسط در ایام کرونا، راهکار کارآمدی در پیشگیری از اختلالات شناختی و روانی همچون اضطراب ناشی از شیوع کرونا به ویژه برای نوجوانان بود.
شناسایی پیشران های کلیدی ارتقای ظرفیت تاب آوری در شهرهای پساکرونا با رویکرد آینده پژوهی، مطالعه موردی: کلان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه توجه به اصل بازتولید به عنوان یکی از عوامل خلق فضاهای شهری تاب آور، می تواند گزینه های متعددی را در هر زمان جهت مقابله و کاهش خطرپذیری و اثرات بحران هایی همچون کرونا به شهروندان ارائه نماید. به همین منظور، پژوهش حاضر باهدف شناسایی پیشران های کلیدی ارتقای ظرفیت تاب آوری در شهر پساکرونای مشهد با رویکرد آینده پژوهی انجام گرفته است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و به لحاظ نوع شناسی "تک روشی موازی" است. بدین ترتیب، جهت تحلیل داده های کیفی از روش فرا ترکیب (تحلیل پایه) و رویکرد آینده پژوهی (تحلیل مکمل) به صورت هم زمان استفاده شده است. تحلیل پایه منجر به ارائه پیشران های کلیدی اولیه و تحلیل مکمل منجر به تبیین پیشران های اثرگذار و اثرپذیر (کشف روابط علی و معلولی) و عملیاتی نمودن آن شده است. روش جمع آوری داده های این پژوهش شامل مطالعه اسنادی و مصاحبه فردی نیمه ساختارمند بوده و جامعه آماری آن مدیران، افراد متخصص، صاحب نظر و اساتید دانشگاه در رشته شهرسازی در شهر مشهد می باشند که تعداد 28 نفر از آن ها با روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک گلوله برفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که توزیع متغیرها به صورت قطری پراکنده شده اند و بیشتر در دو بعد متغیرهای تأثیرگذار و تأثیرپذیر متمرکز بوده اند. همچنین نتایج نشان داد که پیشران های کلیدی و مهم برای بازتولید شهر پساکرونا، پنج پیشران "وجود پایگاه ارتباطی بین مردم و سازمان"، "همگرایی اجتماعی"، "آگاهی شهروندان در برخورد با بحران"، "دسترسی به پزشک و خدمات درمانی"، "تنظیم بازار- قیمت کالا" و "امنیت فضای مجازی" در سیستم می باشند.
ارزیابی دانش، بینش و عملکرد کتابداران پزشکی و غیرپزشکی نسبت به بیماری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۷ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۲۲)
199 - 224
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه با هدف ارزیابی دانش، نگرش و عملکرد (KAP) کتابداران پزشکی و غیرپزشکی ایران نسبت به بیماری کووید-19 انجام شده است. روش شناسی: پژوهش حاضر یک مطالعه پیمایشی است که با استفاده از پرسشنامه آنلاین در بازه زمانی اول مهر تا اول آبان ماه 1399 انجام شده است. جامعه آماری پژوهش کتابداران غیر پزشکی ایران با 523 نفر و کتابداران پزشکی با 250 نفر می باشد. پرسشنامه مورد استفاده در این تحقیق، پرسشنامه استاندارد دانش، بینش و عملکرد و شامل سوالات دموگرافیک، دانش، بینش و عملکرد بود. روایی (KMO>0/7) و پایایی (Cronbach's alpha>0/7) پرسشنامه تایید شد. یافته ها: میانگین نمرات دانش کووید-19 کتابداران غیر پزشکی و پزشکی به ترتیب 28/13 و 4/15 است. این نتیجه نشان می دهد که کتابداران پزشکی شاغل در کتابخانه های پزشکی، دانش خوبی نسبت به بیماری کووید-19 دارند. میانگین نمرات نگرش نسبت به کووید-19 کتابداران غیر پزشکی و پزشکی به ترتیب برابر با 10.52 و 11.72 است که نشان می دهد 6/97 درصد کتابداران پزشکی نگرش مثبتی نسبت به کووید-19 دارند. میانگین نمرات عملکرد در برابر کووید-19 کتابداران غیر پزشکی و پزشکی 19.33 و 21.66 است. این نتیجه گویای آن است که 5/68 درصد از کتابداران پزشکی در جلوگیری از کووید-19 و اقدامات پیشگیرانه عملکرد مثبتی دارند. نتیجه گیری: بین مدرک تحصیلی پاسخ دهندگان و KAP آنها نسبت به کووید-19 رابطه معنی داری وجود دارد. کتابداران غیر پزشکی باید سطح دانش و آگاهی خود را به عنوان مشاوران اطلاعات در جامعه افزایش دهند.
بررسی عوامل و موانع موثر بر توسعه ورزش همگانی در دوران کرونا و ارائه راهکارهای مناسب در پساکرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ورزش و جوانان دوره ۲۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
293 - 324
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی عوامل و موانع مؤثر بر توسعه ورزش همگانی در دوران کرونا و ارائه راهکارهای مناسب در پساکرونا بود. روش تحقیق از نوع کیفی مبتنی بر تحلیل مضمون انتخاب شد. جامعه آماری پژوهش شامل دو بخش منابع انسانی و منابع اطلاعاتی بود. مصاحبه شوندگان و منبع اطلاعاتی، به صورت هدفمند و بر مبنای رسیدن به اشباع نظری (16 نفر) انتخاب شدند. جهت تحلیل یافته ها از روش کدگذاری مفهومی سه مرحله ای استفاده شد. چارچوب مفهومی نهایی در بخش عوامل: 66 مولفه و 9 بعد،؛ در بخش موانع: 138 مولفه و 11 بعد و در بخش راهکارها: 77 مولفه و 7 بعد بود. نتایج یافته ها نشان داد که عوامل شامل ساختاری و مدیریتی،مالی و اقتصادی، تفریحی و ورزشی، شناختی و ارزشی، خلاقیت و نوآوری، تسهیلات و خدمات رسانی، امکانات و تجهیزات، علمی و آموزشی و اطلاعاتی و رسانه ای بودند. موانع شامل مانع ساختاری و مدیریتی، فردی و شخصی، روان شناختی، خانوادگی، رفاهی و زیست محیطی، قابلیت دسترسی، امکاناتی و اقتصادی، زیرساختی، فرهنگی، اجتماعی و اطلاع رسانی و علمی و آموزشی بودند که بر اساس این عوامل و موانع، راهکارهایی برای توسعه ورزش همگانی در پسا کرونا ارائه گردید. بر اساس یافته های پژوهش می توان گفت در حوزه ورزش همگانی، وضعیت ورزش همگانی در این شرایط نیارمند توجه به بخش ها و بر طرف کردن موانع آن از طریق حوزه هایی همچون تأسیس اماکن ورزشی جدید و نیز تجهیز و تعمیر اماکن ورزشی موجود است.
بررسی تجربه زیسته سوگ والدین براثر ویروس کرونا: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
88 - 104
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: گاهی افراد با سوگ هایی همچون سوگ براثر یک ویروس حاد مثل کرونا مواجه می شوند که خیلی غیرمنتظره بوده و در نتیجه ی آن آسیب و فشار روانی بیشتری را متحمل می شوند. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه ی زیسته سوگ والدین براثر ویروس کرونا انجام شد. مواد و روش ها: در این پژوهش به منظور گردآوری و تحلیل اطلاعات در زمینه واکنش به سوگ والد براثر ویروس کرونا، از روش پژوهش کیفی پدیدارشناسی توصیفی استفاده شده است. 11 شرکت کننده که تجربه سوگ والد براثر کرونا را داشتند، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با آنها، تا زمان رسیدن داده ها به اشباع ادامه یافت. برای تحلیل داده ها، روش 4 مرحله ای گیورگی شامل: در پرانتزگذاری، مشخص کردن واحدهای معنایی، تبدیل واحدهای معنایی به عبارات روانشناختی و نهایتا تعیین ساختار کلی بکار برده شد. یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی 17 جزء تشکیل دهنده ی تجربه زیسته سوگ والدین براثر ویروس کرونا منجر شد که شامل: شوک و انکار، سردرگمی و گیجی، تاسف بابت عدم برقراری تماس جسمانی با متوفی برای آخرین بار، درد ناشی از عدم برگزاری مراسم و حضور تعداد خیلی کم برای مراسم، نگرانی از قضاوت ها و واکنش های دیگران، عدم برقراری تماس جسمانی و ابراز عواطف، تجربه درماندگی و بی پناه شدن، ناگهانی و غیرمنتظره بودن مرگ و نداشتن فرصت خداحافظی، احساس ناامیدی، غم و اندوه شدید، افسوس بابت عدم امکان حضور درکنار متوفی و مراقبت از او به دلیل شرایط قرنطینه، درد ناشی از دفن عزیز در مکانی جدای از دیگران، ترس از اینکه مبادا برای والد دیگر اتفاقی بیفتد، مقصر دانستن سازمان های مسئول و خشم نسبت به آنها، غیرطبیعی دانستن مرگ عزیز و ذهن مشغولی با چرایی وجود بیماری، آرام سازی از طریق مشاهده افرادی با این تجربه مشترک، عدم تمایل به فراموش کردن فوت و دلیل آن در واکنش به سوگ یکی از والدین براثر ویروس کرونا است. نتیجه گیری: نتیجه این پژوهش، ادبیات پژوهشی گذشته در زمینه واکنش ها به سوگ براثر ویروس های حاد مثل کرونا را غنی تر می سازد. همچنین ساختار واکنش به سوگ استخراج شده از این پژوهش، برای تدوین و به کارگیری برنامه های پیشگیرانه و درمانی کمک کننده خواهد بود.
نقش میزان مهارت ارتباطی بین فردی، ویژگی های شخصیتی و انسجام خانواده با واسطه احساس تنهایی در مشکلات روانشاختی معلولین جسمی-حرکتی در دوران فاصله گذاری اجتماعی ناشی از بیماری کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش مهارت ارتباط بین فردی، ویژگی های شخصیتی و انسجام خانواده با واسطه احساس تنهایی در مشکلات روانشناختی معلولین جسمی-حرکتی دردوران فاصله گذاری اجتماعی ناشی ازکرونا انجام شد. پژوهش با روش همبستگی و نمونه گیری در دسترس، بر روی133نفر از معلولین جسمی-حرکتی استان تهران درسال 1400 انجام شد. اطلاعات با استفاده از مقیاس اضطراب، استرس و افسردگی(DASS-21)، مقیاس مهارت ارتباط بین فردی ماتسون، انسجام خانواده سامانی(1381)، ویژگی های شخصیتی نئو(NEO-PI) و احساس تنهایی راسل(ULS-20)گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده ازضریب همبستگی پیرسون نشانگر رابطه معنادار مولفه های انسجام خانواده و مهارت ارتباط بین فردی با اضطراب، استرس و افسردگی، و روان رنجورخویی با اضطراب، احساس تنهایی با استرس، مهارت ارتباط بین فردی و انسجام خانواده بودند. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش سلسله مراتبی نیزنشان داد که متغیرهای مهارت ارتباط بین فردی، انسجام خانواده، ویژگیهای شخصیتی و احساس تنهایی 61% واریانس مشکلات روانشناختی معلولین جسمی-حرکتی را تبیین می کنند. نقش واسطه ای احساس تنهایی باضریب تعیین 3% معنادار بود. همچنین مهارت ارتباط بین فردی و روان رنجورخویی به ترتیب با ضرایب بتا 69/0- و 113/0 پیش بین معنادار مشکلات روان شناختی بودند. برطبق نتایج این پژوهش کمبود مهارت ارتباط بین فردی و تمایل به تجربه هیجانات منفی با واسطه احساس تنهایی عامل مهمی در تبیین مشکلات روانشناختی معلولین جسمی-حرکتی می باشد.
همه گیری بیماری کووید 19 و تغییر الگوی مصرف گوشت قرمز در ایران: مطالعه موردی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد کشاورزی و توسعه سال ۳۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۲۹
1 - 28
حوزههای تخصصی:
از زمان شیوع کووید 19، زندگی همه افراد در سراسر جهان تحت تأثیر قرار گرفت. بخش کشاورزی و غذایی یکی از مهم ترین بخش هایی است که به علت اجرا شدن محدودیت ها، تعطیلی ها و قرنطینه در اغلب کشورها و ایران، از این بیماری تأثیر پذیرفت. از این رو، رفتار مصرف کنندگان و ترجیحات در انتخاب و مصرف مواد غذایی نیز در راستای اختلالات اقتصادی- اجتماعی ناشی از این ویروس تغییر کرد. از گذشته تا به امروز، یکی از مهم ترین و ضروری ترین اقلام غذایی مصرفی مردم گوشت قرمز بوده است. هدف مطالعه حاضر بررسی مؤلفه های مؤثر بر روند تغییر سهم مخارج گوشت قرمز در دوره همه گیری بیماری کرونا و الگوی مصرف گوشت بود. بدین منظور، داده های پژوهش، با تکمیل چهارصد نمونه پرسشنامه از طریق توزیع برخط (آنلاین) بین ساکنان شهر تهران، در سال 1400، گردآوری شد. روند تغییر سهم مخارج گوشت قرمز در این دوره از سوی مصرف کنندگان یادشده در پنج گروه «بسیار کاهش یافته»، «کاهش یافته»، «تغییر نکرده»، «افزایش یافته» و «بسیار افزایش یافته» تقسیم شد. بر این اساس، روند تغییر سهم مخارج گوشت قرمز حدود 28 درصد از پاسخ گویان در دوره همه گیری بیماری کرونا کاهشی و حدود چهارده درصد نیز افزایشی بوده است. نتایج به کار گیری الگوی لاجیت ترتیبی نشان داد که در دوره یادشده، متغیرهای سطح تحصیلات، مسئولیت خرید مواد غذایی و صرف غذا در رستوران اثر منفی و معنی دار بر افزایش سطوح سهم مخارج گوشت قرمز دارند، در حالی که اثر متغیرهای دسترسی آسان به فروشگاه های غذایی، سهم مخارج گوشت مرغ و شیر و فرآورده های آن مثبت و معنی دار بر افزایش سطوح سهم مخارج گوشت قرمز است. بنابراین، برای حفظ جایگاه گوشت قرمز در سبد غذایی در این دوره، توسعه سکوهای برخط، برچسب گذاری های استاندارد و بسته بندی های متناسب با کیفیت گوشت پیشنهاد می شود؛ و همچنین، برای افرادی که به دلایلی به جز اقتصادی گوشت مصرف نمی کنند، شایسته است که به طراحی سازه های نگهدارنده یا استندهای جذاب در فروشگاه های مواد غذایی و تبلیغات مؤثر برای مصرف محصولات جایگزین گوشت قرمز در این دوره نیز پرداخته شود..
نقش قدرت و گفتمان سیاست خارجی در عصر کرونایی و پساکرونایی (مطالعه موردی چین)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
با توجه به پدیده ی اخیر، پاندمی ویروس کرونا در جهان و تأثیرات آن بر سیاست خارجی هر نظام سیاسی، این مقاله با برگرفتن ایده از رساله ی اصلی تحت عنوان قدرت مولد فوکویی از منظر گفتمان و نقش آن بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در این مقام است که دو مفهوم استراتژیک قدرت و گفتمان در سیاست خارجی نظام سیاسی چین مورد واکاوی قرار دهد. بررسی نقش قدرت و گفتمان سیاست خارجی در عصر کرونایی و پساکرونایی (مطالعه موردی: کشور چین) می باشد. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و در صدد پاسخگویی به این پرسش است که سیاست خارجی کشورجمهوری خلق چین چگونه توانسته است برای حصول به منافع ملی حداکثری خود در روند موضوع پاندمی ویروس کرونا از دو مفهوم قدرت و گفتمان بهره برداری بهینه انجام دهد؟. قدرت و دانش و اجرای یک گفتمان هژمون، برای تأسیس یک رژیم حقیقت مستقل، در نظام بین الملل امری ضروری است.