مطالب مرتبط با کلیدواژه
۸۱.
۸۲.
۸۳.
۸۴.
۸۵.
۸۶.
۸۷.
۸۸.
قصه
حوزههای تخصصی:
مولوی در آثار خود به انحای گوناگون حکایات و ابیاتی را برای دست یابی به نتایج جدید به عنوان تمثیل آورده است . از نظر او ظاهرحکایات اهمیت چندانی نداردبلکه آن چه برای او مهم است نتایج و برداشت هایش از حکایات است . بیشتر صور خیالی که در اشعار مولوی به کار رفته از نوع تمثیل است . به هر قصه و داستان تمثیلی مولوی می توان از دیدگاهی ویژه و متفاوت نظر انداخت و به اندازه ی درک و بینایی خویش منظره ای شگرف و شگفت دید .اشعار مولانا سخنانی معمولی در حوزه ی ادبیات نیست بلکه حکایات و تمثیل هایی حکمی و عالمانه است که اصول اخلاقی و تنوع آرا و تجارب خویش را در ضمن حکایات آورده است . رویکرد مولوی در حکایات تمثیلی معمولا مبتنی بر آموزه های عرفانی در جهت تبیین و تفسیر عالمانه موضوعات است . نویسنده کوشیده است تبحر و استادی ملای روم را در قصه ها و تمثیلات مورد بحث قرار دهد تا درجه ی تصرف و ابتکار مولانا را در طرح قصص و ایراد تمثیلات روشن و نمایان سازد . روش گردآوری مقاله ، کتابخانه ای و استفاده از منابع گوناگون و بر شیوه ی تحلیلی و توصیفی است .
بررسی نقش ساحت زیبایی شناختی و هنری در تربیت عبادی (به ویژه فریضه نماز) از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۱۶
21 - 34
حوزههای تخصصی:
تربیت در دوران کودکی به لحاظ شکل گیری شخصیت افراد از اهمیت ویژه ای برخوردار است، و انتقال مفاهیم به شیوه مناسب و صحیح اهمیت آن را دو چندان می کند. یکی از مؤثرترین پیام رسان ها به کودکان و نوجوانان استفاده از روش زیبایی شناختی و هنری است. با توجه به نقش انکارناپذیر قصه در انتقال مفاهیم، ادبیات و هنر می تواند بهترین وسیله برای انعکاس مفاهیم به طور اعم و مفاهیم اسلامی به طور اخص باشد.
تحقیق پیش رو با هدف بررسی نقش این ساحت تربیتی در ترویج فریضه نماز با تأکید بر نقش قصه و داستان در قرآن کریم صورت پذیرفته است. برای دستیابی به این هدف، فراخور موضوع از روش توصیفی تحلیلی استفاده شد. یافته های تحقیق حاکی از آن بود که ساحت زیبایی شناسی و هنری قادر است در انتقال آموزه های اسلامی و ترویج و توسعه فرهنگ نماز نقش مهمی ایفا کند و موجب یادگیری عمیق تر شود که البته نیازمند پشتوانه و پیش زمینه هایی از جمله، توجه و بهره گیری از عناصر دینی (اعتقادات به عنوان وجه شناختی و بینشی، حالات درونی به عنوان وجه عاطفی و هیجانی، التزام درونی وجه تصمیم گیری، اراده و انتخاب و در نهایت عمل) و عناصر تربیتی است. در انتقال مفاهیم دینی و تربیت دینی ضمن توجه به ویژگی ها و مؤلفه های کلیدی و تأثیرگذار در مراحل رشد (تمهید، تادیب، بلوغ و اوج بلوغ، اعتدال و اعتلا) و گذار صحیح و روشمند از کودکی به بزرگسالی، در هر مرحله از مراحل رشد، عقلانیت، مطلوبیت، انسانیت و عاملیت می بایست مورد پرورش قرار گیرد.
بررسی تکرار در قصه های صمد بهرنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۸)
1 - 28
حوزههای تخصصی:
صمد بهرنگی (1318-1347) از پایه گذاران ادبیات کودک و نوجوان، در طول حیات کوتاه خود بیش از بیست قصه برای کودکان و نوجوانان به رشته تحریر درآورد. افزون بر آن چندین مقاله درباره مسائل تربیتی و اجتماعی ازجمله آثار به جامانده از اوست. با توجه به تسلطی که به شیوه های آموزش و سبک های یادگیری دانش آموزان داشت، از ابزار قصه در طول دوران معلّمی خویش بهره جست. پیرنگ اصلی آثارش از جهان بزرگسالان گرفته شده، اما گویش متعلق به دنیای کودکان است. یکی از ویژگی های اصلی افسانه های عامیانه و ادبیات کودکان، عنصر هنرآفرین تکرار است. بهرنگی با بهره گیری از عنصر زایای تکرار یا دوگان سازی، گونه تازه ای از قصه های فرهنگ عامه را آفرید که ضمن بیان اندیشه های تحول خواهانه در لباس تمثیل، به شکلی آگاهانه به منظور مطالعه و رشد آگاهی و پرورش تفکر انتقادی کودکان در نظر گرفته شده بود. در این مقاله کاربرد انواع تکرار (کامل افزوده و ناافزوده، پژواکی، فاصله دار و ناقص) در سراسر قصه های بهرنگی به روش تحلیلی آماری بررسی شده است و به دلیل بسامد بالا (777 مرتبه با 260 گونه در 17 قصه) می توان آن را به عنوان مشخصه سبکی او در نظر گرفت که افزون بر کارکرد زیبایی شناختی، در القای اندیشه های نویسنده به مخاطبان خاص خود (کودک و نوجوان) و اثرگذاری بر تربیت و رشد شخصیت آنان نقش به سزایی دارد.آشنایی با جزئیات و مختصات یکی از عناصر سازنده و مؤثر این قصه ها از دستاوردهای این پژوهش است که می تواند برای نویسندگان جوان در جهت اعتلای ادبیات کودکان ایران راه گشا باشد و بر نظرگاه پژوهشگران این عرصه دریچه ای تازه بر واکاوی آثار و تألیفات برجسته و ماندگار این حوزه بگشاید. همچنین جدا از نقش قصه به عنوان یکی از ابزارهای تربیتی، تسلط بر مؤلفه های ساختاری قصه هایی از این دست می تواند در آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان و یا دانش آموزان دو زبانه ایرانی در سال های نخستین ابتدایی بسیارکارآمد باشد.
اثر بخشی آموزش مفاهیم دینی به شیوه قصه گویی بر کنترل خشم و رشد اخلاقی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف مطالعه حاضر اثر بخشی آموزش مفاهیم دینی به شیوه قصه گویی بر کنترل خشم و رشد اخلاقی دانش آموزان بود. روش: این مطالعه نیمه آزمایشی با گروه آزمایش و کنترل بود. در ابتدا بسته آموزشی استخراج شده و توسط متخصصین از لحاظ اعتبار محتوایی با روش شاخص نس بت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی مورد بررسی و تائید قرار گرفت. جامعه آماری دانش آموزان پسر پایه ششم مدرسه خلیج فارس ارومیه بودند که در سال ۱۴۰۲-۰۳ تحصیل می کردند و ۳۰ نفر از دانش آموزان به صورت در دسترس انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفته و به مدت ۱۳ جلسه توسط نویسنده سوم در تاق سمعی بصری مدرسه خلیج فارس آموزش مفاهیم دینی به صورت قصه را دریافت نمودند. لازم به ذکر است قبل از اجرای جلسات آموزشی، از هر دو گروه پیش آزمون و در انتها پس آزمون به عمل آمد. در این مطالعه دانش آموزان پرسش نامه های رشد اخلاقی لطف آبادی (۱۳۸۸) و والدین پرسشنامه خشم محمدکریمی (۱۳۹۱) را در مرحله پیش و پس آزمون تکمیل نمودند و داده های مطالعه به روش تحلیل کواریانس چند متغیره با نرم افزار اس پی اس اس 21 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش مفاهیم دینی به روش قصه منجر به افزایش رشد اخلاقی (۰۵/۰>p) و کاهش خشم (۰۰۱/۰>P) دانش آموزان پایه ششم شد. نتیجه گیری: از نتایح مطالعه استنباط می شود استفاده از روش های آموزشی مانند قصه مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی بر بهبود رفتار و شناخت دانش آموزان مؤثر است.
بلاغت روایت در قصه های مجید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر روایتی از عناصری تشکیل شده است که این عناصر روایی نیز با تکیه بر روایت شنو و مفاهیم کانونی شده در آن، شکل و شیوه های خاصی به خود می گیرند. بلاغت روایت، ناظر بر تأثیرگذاری روایت بر روایت شنو است که این مهم نیز نشان از خلق آگاهانه روایت ها برای انتقال مفاهیم دارد. قصه های مجید از جمله آثار داستانی هستند که با محور بازنمایی جهان معرفتی کودک و نوجوان و متناسب با دنیای ذهنی آن ها خلق شده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و بر اساس مطالعات بینارشته ای در پی تبیین نقش بلاغت در روایت این قصه هاست. نتایج پژوهش، حاکی از آن است که: هوشنگ مرادی کرمانی در قالب شخصیتی درون داستانی (راوی خردسال) در خلق روایت به اقتضائات دنیای کودک و نوجوان و زبان خاص روایت-های آن ها پایبند بوده و در خلق تصاویر از امور ملموس و محسوس که سازگاری زیادی با جهان معرفتی کودک و نوجوان دارد، بهره برده است. توجه به روایت شنو در این قصه ها باعث شده است که زبان و بیان قصه ها، بلاغت نهفته در آن ها، سازوکارهای روایی و مفاهیم کانونی شده در آن ها، متناسب با روایت شنو بکار گرفته شوند.
بررسی طبیعت در هزار و یک شب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
66 - 78
حوزههای تخصصی:
هزارویک شب یکی از متون ادبیات عامیانه به شمار می آید که به لحاظ گستردگی محتوایی و اشارات آن به مفاهیم ساده و در عین حال عمیقی که در طول تاریخ دغدغه بشر بوده اند تا به امروز محل بحث و بررسی بوده است. هدف مقاله حاضر بررسی طبیعت در داستان های هزارویک شب است. این مقاله با روش توصیفی بر اساس کتاب هزارویک شب ترجمه محمدرضا مرعشی پور انجام شده است. نتیجه اینکه ما در این مجموعه عظیم با سه نوع طبیعت روبه رو هستیم: 1. طبیعت بی جان مانند جزیره، غار، کوه، دریا؛ 2. طبیعت سبز گیاهان و درختان که شامل درختان طبیعی و درختان جادویی و عجیب و غریب می شود؛ 3. طبیعت جاندار یا حیوانات که شامل حیوانات معمولی و حیوانات افسون شده است. در حکایت های هزارویک شب با بسامد بالای تغییر شکل انسان به جانور مواجهیم که معمولاً به عنوان مجازات فرد گناهکار و یا حتی ساحری انسان بی گناهی را به خر، غزال، خرس، میمون، سگ و پرنده تبدیل می کند. در نهایت اینکه اساساً طبیعت در هزارویک شب زمینه ساز وقوع قصه های فراوانی شده است که اگر این زمینه وجود نداشت، قصه آفریده نمی شد.
چهره بستن شاه طهماسب اول در ذهنیت عامه بر اساس قصه ای از مردم خراسان:(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات عامه دربردارنده نوعی تجربه، تخیل، آگاهی، آرزوها،ناکامی ها و دردها و به طور کلی ذهنیتی است که در بین عامه راجع به گذشته، اکنون و آینده وجود داشته است. چنین بستری برای پژوهشگرانی که در پی فهم عمیق تر کنش عامه در تاریخ و برداشت آنها از عناصر و مقولات تاریخند، بسیار مهم می نمایاند. در اینجا بر اساس منابع مختلف تاریخی و با محوریت قصه ای عامیانه از مردم خراسان برهم کنش زمینه تاریخی و متن قصه مذکور مورد مطالعه قرار گرفته است. روش پژوهش پیش رو بر پایه توصیف و تحلیل تاریخی و بازشناسی عناصر گفتمانی عصر شاه طهماسب از منابع این دوره و از دل قصه منتخب استوار شده است و کار بر پایه کنکاش راجع به بهره گیری از جنبه های برجسته چهره این شاه صفوی در جهت پدیداری یک روایت فرهنگی گسترده یا گفتمان سازی پیش می رود. در این قصه که متعلق به مردم خراسان است شاه طهماسب با جریانی شگرف و جادویی در لباس درویشی از شاهی به مسکنت و فقر می رسد و برخوردار از حمایت خدا و ائمه شیعه است، او سپس به لباس بازرگانی درمی آید و سرانجام به پادشاهی بازمی گردد. آنچه در این قصه راجع به او ذکر شده درکنار پاره ای از اعتقادات و باورهای مذهبی و غیر آن تا حدود بسیاری در راستای همان تصویری است که در واقعیت تاریخی شاه طهماسب تلاش بر آن داشته که از چهره اش ترسیم شود و این قصه به طرزی کامیابی نسبی شاه را در این زمینه بیان می کند.
بازتاب مولفه های تئاتر روایی-تعلیمی برشت در بکارگیری حکایات مثنوی و مقالات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از راه های شناخت غزلیات شمس و حکایات مقالات تحلیل ساختار درونی قصه های آنهاست. تحقیقاتی در این زمینه با توجه به درون مایه قصه های غزلیات انجام شده؛ اما تاکنون به ساختار قصه های شعری آن وحکایات مقالات در قالب نظام نمایش روایی-تعلیمی اصلاً توجه نشده است. از آنجا که مولوی از شمس در زمینه های گوناگون تأثیر بسیار پذیرفته و به قولی، خود «شمس دیگری» شده بوده است؛ سوال پژوهش این است، آیا قصه های شعری غزلیات (مولوی) و حکایت های مقالات شمس می تواند در قالب نمایش روایی- تعلیمی قرار گیرد؟ هدف این پژوهش بررسی محتوای این دو کار با نگاهی تعلیمی – روایی است. عناصر داستانیِ قصه ها (داستانک های) غزلیات شمس و مقالات به گونه ای ماهرانه؛ یعنی به صورت وضعیت درآغاز، میانه و پایان به کار گرفته شده که بیانگر هنرمندی مولانا و شمس تبریزی در قصه پردازی است؛ همچنین در بعضی از آنها ساختار تقلیل گرایی سبب شده است داستانک ها دارای ایجاز و جذابیت خاص شوند. یکی از راه های شناخت و بررسی ابعاد هنری آثار ادبی عرفا در گام نخست وارد شدن به دنیای حکایات و قصص آثار آنهاست و پس از آن در صورت داشتن عناصر اصلی داستان؛ یعنی شخصیت، کنش، روایت و...حکایات می تواند در قالب نمایش روایی-تعلیمی روی صحنه اجرا شود. مهم ترین اهداف پژوهش تأکید بر مضمون نمایش روایی- تعلیمی قصه های شعری غزلیات شمس و حکایت های مقالات در قالب نظام تئاتر برشت نمایشنامه نویس آلمانی است؛ در واقع در مقاله محتوای این دو اثر با نگاهی تعلیمی – روایی بررسی و برای تبیین بیشتر مسئله از هر کدام نمونه هایی ذکر شده است. گفتنی است چنین قصه هایی علاوه بر سرگرم کنندگی، اخلاقی و دربردارنده مضمون های نیک و آموزنده است؛ زیرا محتوای عرفانی، اخلاقی، دینی و تربیتی آنها مخاطب را به آگاهی و اندیشه وا می دارد.