مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۲۱.
۱۲۲.
۱۲۳.
۱۲۴.
۱۲۵.
۱۲۶.
۱۲۷.
۱۲۸.
روحانیت
منبع:
حوزه دوره جدید پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۸ و ۱۹
188 - 195
حوزههای تخصصی:
مسئله های نوپدید در نظام روحانیت و حوزه های علمیه
تببین نقش روحانیت تهران در شکل گیری و گسترش انقلاب اسلامی بر اساس نظریه رفتار جمعی نیل اسملسر (1340–1357)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
363 - 405
حوزههای تخصصی:
نظریه رفتار جمعی نیل اسملسر به طور خاص به تحلیل عواملی می پردازد که بر شکل گیری انقلاب ها در جوامع مختلف تأثیر می گذارند. در جریان انقلاب اسلامی ایران، برخی نهادهای اجتماعی مهم، مانند روحانیت تهران، نقشی برجسته در روند تحولات این رویداد بزرگ قرن اخیر ایفا کردند. محمدرضا شاه پهلوی با پیگیری سیاست های مدرنیزاسیون، شرایط ساختاری لازم را برای تحریک روحانیت تهران به وجود آورد. تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی یکی از اقدامات کلیدی بود که موجب آغاز فعّالیّت های مبارزاتی روحانیت گردید و در نتیجه، فشار ساختاری بر رژیم ایجاد شد. روحانیت تهران نیز با گسترش تفکر مبارزاتی و تعمیم باورهای خود، مرحله گسترش باورهای عمومی و فعال سازی جامعه را آغاز کردند. با وقوع رویدادهای تنش زا نظیر برخوردهای دولت با نهاد روحانیت، این نهادها به ویژه پس از انتخاب امام خمینی به عنوان رهبر انقلاب، مرحله بسیج و رهبری کاریزمایی را فعال کردند. شکل گیری رهبری و گسترش مبارزات روحانیت تهران به ویژه با رهبری امام خمینی باعث گسترش روزافزون انقلاب شد. در نتیجه، شرایطی فراهم شد که رژیم نتوانست کنترل اجتماعی را حفظ کرده و سرکوب بیشتری را اعمال کند. در این فضا، رفتار جمعی که طبق نظریه نیل اسملسر قابل تحلیل است، به طور چشم گیری ظهور کرد و درنهایت منجر به وقوع انقلاب اسلامی شد. یافته های این پژوهش نشان می دهند که نظریه رفتار جمعی اسملسر به طورکامل با روند شکل گیری انقلاب اسلامی ایران و نقش اساسی روحانیت تهران در آن سازگار و قابل ارزیابی است. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از اسناد، روزنامه ها، خاطرات و منابع کتابخانه ای انجام شده است.
تحلیل گفتمانی «تبلیغ دین» در منظومه فکری آیت الله العظمی خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۸
۴۲-۱۳
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به دنبال فهم چگونگی و کیفیت تبلیغ دین اسلام در نظام اندیشگی آیت الله العظمی خامنه ای است. ایشان این مفروض را در نظر دارند که میان تبلیغ دین اسلام و آموزه های انقلاب اسلامی تفاوتی وجود ندارد چرا که هدف از وقوع انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی، تبلیغ دین به مثابه سبک زندگی فردی و اجتماعی است که نقدی جدی بر مدرنیته غرب و حیات عرفی گرایانه است. پرسش اصلی مقاله مبتنی بر روش تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف (توصیف، تبیین و تفسیر) صورت بندی شد: «آیت الله العظمی خامنه ای در سه سطح توصیف، تبیین و تفسیر چه نگرشی به تبلیغ دین دارد؟» رهبر انقلاب اسلامی با مخاطب قرار دادن حوزه و طلاب علوم اسلامی، آنان را به عنوان عاملیت اصلی تبلیغ دین معرفی می کند. هدف نوشتار، بررسی رویکرد تبلیغ دین در نظر رهبر انقلاب است. روش گردآوری مطالب از نوع کتابخانه ای و اسنادی است. مقاله، گزیده ای از سخنان رهبر انقلاب در 21 تیر 1402 را به عنوان «متن منتخب» برای تحلیل گفتمان تبلیغ در نظر گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد متن منتخب، از منظر شکلی و محتوایی، نطقی کامل، امیدوارکننده و درعینِ حال انتقادی است و با توصیف وضعیت موجود، و اعلام مبانی و اثرپذیری از گفتمان انقلاب اسلامی، رویکرد راهبردی داشته و در پی اثربخشی گفتمانی است. در این متن رهبر انقلاب اسلامی، تبلیغ به روش های سنتی را مورد نقد قرار داده و از ضرورت تمسک به روش های جدید سخن گفته است. همچنین تبلیغ را مهم ترین نقش حوزه علمیه و روحانیت شیعه به عنوان سوژگان گفتمانی می داند که باید بر اساس شناخت صحیح و تحقیقات علمی کافی صورت پذیرد.
مرجعیت اجتماعی روحانیت(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مرجعیت اجتماعی روحانیت، مسئله ای است که ما در این مقاله به بررسی آن می پردازیم، هدف از این تحقیق بازشناسی وضعیت مرجعیت روحانیت در دهه های اخیر است. در این پژوهش پس از مقدمه و تبیین مسئله، در چهار فصل به شاخص ها و چالش های مرجعیت اجتماعی روحانیت، پیامدهای امنیتی آن و ارائه راهبردهای صیانتی پرداخته، سپس نتیجه گرفته ایم که با تحقق انقلاب اسلامی در ایران و انتقال تدریجی از وضعیت سنتی به فضای فراسنتی، روحانیت، گرفتار نوعی «از جا کندگی» شده و به ناچار برخی نقش های پیشین آن موضوعیت خود را از دست داده و در قالب های دیگری تجلی پیدا کرده است. درنتیجه بر اساس یافته های این پژوهش، مرجعیت اجتماعی روحانیت در پاره ای محیط های سنتی کاهش نسبی داشته است؛ و این کاهش نسبی لازمه تحولات عصر مدرنیته است. از امتیازات این تحقیق آن است که؛ در آن، هم از روش کتابخانه ای، هم مصاحبه با صاحب نظران استفاده شده است. منابعی که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته عبارت اند از: کتب و مقالات علمی و تخصصی، ویژه نامه ها و مجلات حوزوی. با توجه به شتاب روزافزون علم و فن آوری و ضرورت حضور دانشِ پژوهش محور در عرصه جهانی، این اثر نه نخستین و نه آخرین پژوهش در این زمینه بوده و طبعاً کاستی هایی نیز خواهد داشت؛ ازاین رو نیازمند دیدگاه های اصلاحی همه اندیشمندان و صاحبان قلم هستیم.
تبلور استقلال حوزه ی علمیه بر کنش گری آیت الله گلپایگانی در حکومت پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مخالفت آیت الله گلپایگانی به همراه سایر مراجع تقلید با اصلاحات ارضی، لایحه انجمن های ایالتی- ولایتی و همه پرسی انقلاب سفید سبب شد حکومت پهلوی با هدف قرار دادن استقلال حوزه ی علمیه، درپی تضعیف حوزه و روحانیت برآید. هجوم خشونت بار به مدرسه فیضیه در نوروز 1342 شروع اقدامات و برنامه هایی بود که حکومت در ماه ها و سال های بعد دنبال کرد تا با از میان بردن استقلال حوزه، قدرت نهاد روحانیت را در مخالفت با طرح ها و برنامه هایش تضعیف نماید. دخالت های حکومت پهلوی در امور حوزه ی علمیه از آیت الله گلپایگانی که روزهای سخت حوزه را در دوران رضاشاه فراموش نکرده بود، کنش گری ساخت تا با درپیش گرفتن رویکردی انتقادی و درعین حال محتاطانه از حوزه علمیه مراقبت نماید تا استقلال آن دست خوش آسیب نگردد. مقاله حاضر براساس نظریه ساختار- کارگزار درپی پاسخ به این پرسش است که باور استقلال حوزه چگونه بر کنش گری آیت الله گلپایگانی در مقابل دخالت های حکومت پهلوی در امور حوزه تأثیرگذار بود؟ دستاورد مهم مقاله را می توان در این دانست که اندیشه استقلال حوزه عامل مهم کنش گری آیت الله گلپایگانی در مقابل اقدامات مداخله گرایانه حکومت پهلوی در حوزه ی علمیه بود. هدف از این کنش گری آن بود تا استقلال حوزه پابرجا بماند و بتواند هم چنان مبلغینی بیرون از دایره نفوذ و قدرت حکومت تربیت کند تا مانع از میان رفتن میراثی شود که اسلافش برای آن زحمات زیادی کشیده بودند.
بیداری اسلامی در عصر استبداد: روایت مقاومت های حوزه قم در برابر شبه مدرنیسم پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوران سلطنت پهلوی، بخشی از سیاست های شبه مدرنیزاسیون دولت بر پایه قوانینی مغایر با شریعت اسلامی سامان می یافت. حوزه علمیه قم در این فضای سکولار، متناسب با شرایط و ظرفیت های موجود، با اتخاذ شیوه های متنوع در پی ابطال این قوانین یا جلوگیری از اجرای سیاست های دولت برآمد. از زمان بازتأسیس حوزه توسط آیت الله حائری تا رحلت آیت الله بروجردی در سال ۱۳۴۰ش، اگرچه مقاومت صریح و آشکار روحانیون و مراجع حوزه در برابر این سیاست های مشهود بود، اما هم زمان برخی رویکردهای به ظاهر محافظه کارانه نیز وجود داشته است؛ رویکردهایی که ممکن است به عنوان نوعی مدارا، سازش یا همزیستی محتاطانه با دولت تعبیر شود. روایت تاریخی این مواجهه و واکاوی راهبردهای متنوع مقاومت حوزه قم در برابر سلطه سیاسی دولت، مسأله اصلی این تحقیق است.(مسأله) پرسش اصلی این است که راهبردهای مقاومت حوزه قم در برابر تصمیمات و اقدامات ضدمذهبی سلطنت پهلوی را چگونه می توان تبیین نمود.(پرسش) این مقاله با روش تاریخی اسنادی و در چارچوب نظریه «روایت نهانی» جیمز اسکات انجام شده است.(روش) یافته ها نشان می دهد حوزه قم به عنوان نهاد بیداری و مقاومت فرهنگی، با اتخاذ استراتژی های متنوع مقاومت، توانست استقلال نهادی و مشروعیت دینی خود را در دوره ای که دولت ظرفیت مخالفت آشکار را محدود می کرد، حفظ نماید. این مقاومت های روزمره، گرچه در ظاهر کوچک و محدود بودند، اما به تدریج به فرسایش مشروعیت دولت کمک نمود و زمینه ساز تحولات اجتماعی گسترده تر در آینده شد.(یافته ها)
تبارشناسی روحانیت حوزه علمیه قم در ( دهه40-50ش)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
167 - 143
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در صدد ارائه گزارش توصیفی تحلیلی از حوزه علمیه قم در دوره معاصرو طبقه بندی جریان شناسی های صورت گرفته در آن می باشد. جریان های فكری بازتاب مجموعه ای از باورها، پیش فهم ها، پیش فرض ها و جهان بینی ها می باشند كه طیف وسیعی ازنیروهای اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهند. سوال پژوهش این است که " چه طبقه بندی از جریانات فکری- سیاسی در حوزه علمیه قم در سال های قبل انقلاب اسلامی در دهه 1340 و1350 می توان ارائه نمود؟" این پژوهش با روش تحلیلی و توصیفی به شناسایی و معرفی جریان های فکری- سیاسی حوزه علمیه قم و طبقه بندی آنها بویژه در مقطع زمانی دهه 40-50 ش می پردازد. بر اساس یافته های پژوهش ، پس از تبارشناسی حوزه علمیه قم، 11 نوع طبقه بندی از دیدگاه های مختلف مطرح ومورد بررسی قرار گرفته و در نهایت طبقه بندی منتخب ارائه شده كه به سه جریان فکری در درون حوزه قابل تفکیک است؛ 1-جریان روحانیت غیرسیاسی 2-جریان روحانیت سیاسی با گرایش های متفاوت 3-جریان روحانیت وابسته به رژیم.
بررسی جامعه شناختی ارتباط میان جریان روشنفکری غیر مذهبی و روحانیت در ایران طی دوره پهلوی دوم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
علوم اجتماعی شوشتر سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
59 - 74
حوزههای تخصصی:
گروه های روشنفکری و روحانیت همواره به عنوان دو گروه اثرگذار بر تحولات سیاسی اجتماعی ایران در دوره پهلوی دوم مطرح بودند در طی این دوران گروه های مختلف روشنفکری اعم از چپ گراها و ملی گراها فعالیت می کردند و روحانیون به عنوان پاسداران دین در ایران مواضع مختلفی در برابر این گروه های روشنفکری اتخاذ کردند. روحانیون در مقابل حزب توده که فعالیت های علنی و مخفی آن در واقع بر دو اصل مارکسیسم – لنینیسم استوار بود و ضدیت با باورهای مذهبی به عنوان یک مبنای اصلی تفکر مارکسیستی به شمار می آمد موضع گرفته و درجریان ملی شدن صنعت نفت علی رغم تفاوت در نوع نگاه روشنفکران ملی گرا و روحانیون به نقش دین در اجتماع روحانیون برای مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی از ملی شدن صنعت نفت و دکتر مصدق حمایت کردند،اما با نخست وزیری دکتر مصدق به دلیل نوع نگرش آن ها به سنت و مدرنیسم بین آن ها اختلاف ایجاد شد و منجر به کودتای 28 مرداد سال1332 شد.گروه های مختلف روشنفکری و روحانیون بعد ازکودتای28مرداد به حاشیه رفتند. و در مدتی کم تر از یک دهه ابتکار عمل یا توانایی فعالیت و قدرت تأثیرگذاری در امور از آن ها سلب شد.به طور کلی این مقاله به دنبال پاسخ به این سوال می باشد که چه عواملی بر رابطه میان گروه های روشنفکری غیر مذهبی و روحانیت در پهلوی دوم تاثیر داشته است.و در پاسخ به این سوال باید گفت که نوع نگرش به سنت و مدرنیسم و تفاوت در ماهیت نظام سیاسی در دوره پهلوی دوم عوامل تاثیر گذار در رابطه میان روحانیت و جریان های روشنفکری بوده است.