مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۱.
۱۰۲.
۱۰۳.
۱۰۴.
۱۰۵.
۱۰۶.
۱۰۷.
۱۰۸.
۱۰۹.
۱۱۰.
۱۱۱.
۱۱۲.
۱۱۳.
۱۱۴.
۱۱۵.
ریشه شناسی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ خرداد و تیر ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۰۶)
247 - 257
حوزههای تخصصی:
این چند یادداشت درباره چند کلمه و تعبیر شاهنامه است که درباره آن در میان شاهنامه شناسان اختلاف نظر است و در هر حالت دریافت ادیبان از آنها ناقص است. این چند کلمه و تعبیر عبارتند از: شهر ایران، برگوا، رَخته، سوگوار. رجوع به متنها و اسناد بازمانده از زبانهای پیش از اسلام معنای این چند کلمه را روشنتر خواهد کرد.
نقدی بر مقاله: چرا فریدون سومین است؟ رمزگشایی نام فریدون با روش تحلیل خویشکاری اسطوره بر مبنای زبان شناسی تاریخی (ریشه شناسی در زمانی)1(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این نوشته به نقد مقاله «چرا فریدون سومین است؟ رمزگشایی نام فریدون با روش تحلیل خویشکاری اسطوره بر مبنای زبان شناسی تاریخی (ریشه شناسی در زمانی)» از آقای فرزاد قائمی پرداخته ایم. از مقاله این گونه برمی آید که نویسنده در حوزه ای مطلب نوشته که در آن تخصصی نداشته است. ناآشنایی نویسنده با مفاهیم، مقدمات و منابعِ حوزه مورد نظر، باعث شده نظرات و تحلیل های ایشان نادرست از کار درآیند. علاوه بر تحلیل ها و نظرات نادرست، نوع ارجاع دهی ها هم در مقاله آقای قائمی عجیب است و بیشتر ارجاعات به گونه ای است که نویسنده فقط خواسته نظرات نادرستش را به منبعی ارجاع دهد تا نشان دهد که حرف و نظرش مستند است. علاوه بر این ها نویسنده مطالبی را (بعضاً عین به عین) از پژوهشگر(ان) دیگری برداشته، اما متأسفانه به ایشان ارجاع نداده است. از آنجا که اشتباهات این چنینی در مقاله فراوان است می توان آن را نمونه خوبی برای واحد درسی روش تحقیق به شمار آورد، زیرا به طور عملی به دانشجویان نشان می دهد که چه کارهایی را نباید در یک مقاله علمی پژوهشی انجام داد.
بازفهم کلِمَة طَیِّبَة در آیه 24 سوره ابراهیم با روی کَرد ریشه شناختی و معناشناسی ساخت گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات زبان شناسی به عنوان عرصه ای نوظهور درمباحث قرآنی، در فهم صحیح الفاظ و عبارات آیات، کمک بسزایی می کند؛ بنابراین ضرورت پردازش به موضوعاتی در این راستا، برکسی پوشیده نیست. نوشتار حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و تمرکز بر روی کرد ریشه شناختی و روابط همنشینی و جانشینی معناشناسی ساخت گرا، به بررسی گزاره کلمه طیبه در آیه 24 سوره ابراهیم می پردازد. هدف اصلی این پژوهش، پاسخ به این پرسش است که گزاره کلمه طیبه براساس روی کرد یادشده، چه تفسیری پیدا می کند؟ برطبق یافته های پژوهش، دو مؤلفه اثرگذاری و ابراز مافی الضمیر از مؤلفه های اصلی معنای کلمه است. درمعنای واژه طَیِّب نیز، نوعی نیکویی و دل پذیری وجود دارد. به عبارت دیگر، در نظام معنایی قرآن هر نطق یا عمل حامل پیام که دارای نوعی اثرگذاری باشد، کلمه محسوب می شود. چنان چه اثربخشی مطلوب و مثبت باشد کلمه طیبه و اگر اثر منفی برجای بگذارد، کلمه خبیثه قلمداد می شود. نیز با بررسی سیاق آیه و تطبیق آن با نتایج احصاءشده از روش معناشناسی، می توان کلمه طیبه را جامع هرآن چه حق است، دانست که در کلمه توحید تبلور دارد؛ درنتیجه، بازخوانی تفسیر کلمه طیبه با روش معناشناسی ساخت گرا و تاریخی، آراء مفسران تسنیم و المیزان را به نحو مؤثرتری تقویت می کند.
واژه قرآنی اَصْنام: خوانش سطور ناخوانده مفسران با روی کرد ریشه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درباره معنای واژه قرآنی اصنام و ترجمه اش به بُت بدیهی انگاری وجود دارد. بااین حال، کاوش درباره ریشه و خاستگاه این واژه و مؤلفه های معنایی و جایگاه آن در بافت فرهنگی عصر نزول ضروری به نظر می رسد. مطالعه کنونی برای تحقق این هدف صورت می گیرد. از نظر روش شناسی، در این پژوهش از روش های زبانشناسی تاریخی با تمرکز بر ریشه شناسی سامی و سومری و در جهاتی از مطالعه از تحلیل متنیِ قرآن کریم استفاده شده است. به عنوان نتیجه بحث می توان گفت که در سابقه زبان های سامی واژه صنم به ریشه ص ل م بازمی گردد که با معنایی نزدیک به کاربرد قرآنی مشترک میان بسیاری از آن زبان ها ست؛ اما در نهایت، ریشه همه این هم زادها به واژه ای اکدی بازمی گردد که در مسیر اشاعه خود از طریق آرامی به نَبَطی، و سپس به عربی کهن شمالی راه یافته است. واژه مورداشاره در اکدی ریشه سامی ندارد و خود از واژه ای سومری گرفته شده است؛ واژه ای که معنای لغوی و پیشااصطلاحی آن [شیءِ] تراشیده، شکل داده شده و برساخته است. در زبانِ عربی قرآن تعبیر اَوثان اشاره به بت های معمول در جامعه مشرکان درون عربستان دارد؛ اما اصنام تداعی کننده بت هایی ویژه تر، با کیفیت چهره پردازی شده، گاه با ابعاد بزرگ، و گاهی هم ساخته از موادی چون فلز بوده که ساختن شان تنها با فناوری و هنرهای موجود در مدنیّت های پیرامونی، هم چون بین النهرین و شام امکان داشته است.
درباره واژه هلیم / حلیم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هلیم غذایی است رقیق که از گوشت تهیه می شود. این واژه را با املای حلیم نیز می نویسند. در این یادداشت کوشیده ایم که دریابیم کدام یک از دو املای هلیم و حلیم کهن تر و اصیل تر است. برای این کار به منابع پیشین نگریسته ایم و درستی و نادرستی دیدگاه های درج شده در آن ها را سنجیده ایم. همچنین به کاربردهای این واژه در متن های کهن اشاره کرده ایم و سیر تحول این واژه و ریشه آن را به دست داده ایم.
نوشتگان (۹): لغات دال بر «ترجمه کردن» و «مترجم» در کتاب مقدّس و اصل آن ها
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ مهر و آبان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۰۸)
295 - 304
حوزههای تخصصی:
موضوع مقاله بررسی ریشه ها و تحول لغات مرتبط با «مترجم» و «ترجمه» در زبان های باستانی خاور نزدیک با تمرکز بر عبری و آرامی است. لغات دال بر مترجم در عبری و آرامی، mēlīṣ و metūrgemān، تحلیل شده و کاربرد آن ها در متون کتاب مقدس، فنیقی و پونیکی بررسی شده است. هلتسر با استناد به شواهد زبانی از کتیبه ها و لوح های گلی و لغتنامه ها کوشیده تا نشان دهد که لغات مرتبط با ترجمه چگونه پدید آمده و در هزاره اول پیش از میلاد چگونه وارد آرامی و زبان های سامی دیگر شده است.
سرنام پنداری و ریشه شناسی شاعرانه (معرفی و توصیف دو هنرسازه تازه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درباره انواع هنرسازه ها در آثار ادبی گوناگون نوشته های بسیاری به چاپ رسیده است، اما ازآنجاکه هنر و هنرسازه ها را نمی توان محدود کرد، پژوهشگر ادبی هنوز هم می تواند انواع دیگری از این ابزارها را کشف و توصیف کند. نگارندگان در این نوشتار کوشیده اند به دو هنرسازه بپردازند که ظاهرا تاکنون توجه ادب پژوهان را به خود جلب نکرده اند. این دو ابزار عبارت اند از سَرنام پنداری و ریشه شناسی شاعرانه. در سرنام پنداری (تسامحا سرواژه پنداری)، شاعر/ نویسنده می کوشد هر یک از واج ها یا تک نگاره های یک واژه را واج یا تک نگاره آغازینِ واژه ای دیگر بپندارد و با این کار واژه بسیط را سرنام تلقی کند. درواقع با این حسن تعلیل، به صورتی هنری معانی دیگری به معنای اصلی واژه افزوده می شود که در ساختمان و ریشه آن واژه وجود ندارد. در ریشه شناسی شاعرانه (هنجارگریزی ریشه شناختی)، شاعر/ نویسنده برای واژه ریشه ای می سازد تا معنای موردنظر خود را بدان واژه تحمیل کند. برخلاف ریشه شناسی عامیانه، ریشه شناسی شاعرانه کاملا آگاهانه است. اطلاعات این مقاله به روش کتابخانه ای گردآوری شده و روش تحقیق نگارندگان توصیفی تحلیلی است.
واکاوی مؤلفه های معنایی در ماده ثلاثی «ولی» با رویکرد ریشه شناسی در زبان های سامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ماده ثلاثی «ولی» یکی از پرکاربردترین ماده های لغوی به کار رفته در قرآن کریم است. از این ماده ساخت های متنوع اسمی و فعلی پدید آمده و برخی از واژگان و مفاهیم ساخت یافته از آن چون «ولیّ»، در ادبیات قرآنی محل مناقشات فراوانی شده است. یکی از دلائل این مسئله آن است که گرچه لغت شناسان و مفسران مسلمان برای این ماده مؤلفه های معنایی گوناگونی برشمرده اند، اما از دستیابی به معنای محوری در این ریشه بازمانده و نتوانسته اند میان تمام معانی این ماده ارتباط برقرار نمایند. در این پژوهش با کاربست روش ریشه شناسی و معناشناسی تاریخی تلاش شده تا ضمن بررسی نظائر ماده ولی در زبان های سامی، منشأ کهن آفروآسیایی آن شناسایی و سیر تحول لفظی و معنایی این ماده از ابتدا تا کنون مشخص گردد. نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد، واژه مورد نظر در بُن ثنایی «لَی» ریشه دارد که در زبان های سامی به صورت «لوی» و در عربی نیز با صورت «ولی» ادامه حیات داده است. این ریشه در زبان عربی به معنای «با علاقه و محبت همراهی کردن» است که در آن تکیه اصلی معنایی بر همراهی و متابعت بوده و دوستی به عنوان مؤلفه معنایی ثانوی به آن افزوده شده است. توجه به مؤلفه های معنایی مذکور که در کاربردهای گوناگون ریشه ولی در سطوح گوناگون روابط خانوادگی، اجتماعی، سیاسی و روابط انسان و خداوند در قرآن کریم قابل پی جویی است، کلید حل بسیاری از مناقشات علمی پیرامون ماده مورد نظر است.
ریشه شناسی نام اسکندر بر پایه روایت شاهنامه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در داستان اندر زادن اسکندر از مادر در شاهنامه فردوسی، دلیل بسیار جالب توجّهی درباره خاستگاه نام اسکندر مطرح شده است که تاکنون تا جایی که نگارنده می داند، کسی به آن نپرداخته است. به گفته فردوسی داراب، شاه ایران، ناهید، دختر قیصر روم یعنی فیلقوس را به زنی می گیرد، ولی پس از مدّتی در بستر از دهان ملکه بوی ناخوشی به مشام او می رسد. داراب همه پزشکان را برای علاج این بیماری فرامی خواند و یکی از طبیبان با استفاده از گیاهی که در روم می روید ناهید را مداوا می کند. سرانجام ناهید پس از نهُ ماه پسری به دنیا می آورد که نام او را به فرخندگی گیاهی که بیماری ناهید را درمان کرده بود اسکندر می نامند. باید توجّه داشت که نام اسکندر از صورت عربی السکندر (مقلوب الکسندر) انتزاع گردیده و ال در آغاز آن حرف تعریف عربی پنداشته شده است. نگارنده در مقاله حاضر به ریشه شناسی نام اسکندر بر پایه روایت شاهنامه پرداخته است.
پیشنهادی در باب وجه اشتقاق برخی از جاینام های منطقه ارسباران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نگارنده در این مقاله به بررسی برخی از اعلام جغرافیایی منطقه ارسباران از جمله جاینام هایی که در ساختار آنها جزء -dil، siγ-، -kalā و xū/ōy- وجود دارد، پرداخته و کوشیده است تا بر پایه داده های زبانی و اطّلاعات جغرافیایی وجه اشتقاقی برای این جاینام ها به دست دهد.
معناشناسی تاریخی واژه «حنیف» و شناسایی تحول معنایی آن با تأکید بر نفی ارزش های موهوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
219 - 245
حوزههای تخصصی:
واژه «حنیف» یکی از واژگان غریب قرآن کریم است که تاکنون پژوهش های متعددی درباره آن سامان یافته است. دلیل غرابت معنایی این واژه آن است که معنای ریشه ای واژه «حنیف»، «منحرف» و «نجس» است، درحالی که در قرآن کریم این واژه به معنای «موحّد» به عنوان وصف حضرت ابراهیم(ع) به کار رفته است. روشن است این تحول معنایی عمیق، با توجه به مخاطب خاص و با هدف مشخصی رخ داده است. شناسایی این تحول معنایی و دلیل کاربرد «حنیف» در معنای «موحّد»، مسئله این پژوهش است. برای پاسخ به این پرسش، از روش معناشناسی تاریخی استفاده می شود. واژه «حنیف»، در برخی آیات در گفتمان جدلی بین قرآن و اهل کتاب برای انکار باورهای نژادپرستانه و خرافی بنی اسرائیل به کار رفته است. استفاده از دانش معناشناسی تاریخی می تواند دلایل تحول معنایی واژه «حنیف» را در ارتباط با دو مؤلفه معنایی «سلامت» و «ابراهیم»(ع) تبیین نماید. هدف از کاربرد واژه «حنیف» به جای واژه «موحّد»، در قرآن کریم به چالش کشاندن باورهای نژادپرستانه و خرافی اهل کتاب، ارزش های غیرواقعی و بنیان نهادن یک نظام اندیشه موحدانه و عقلانی، در اندیشه اسلامی بوده است. فهم معنای التزامی و تاریخی واژه «حنیف» به عنوان مهم ترین و اصلی ترین ارزش قرآنی، می تواند دلیل کاربرد این وصف را برای حضرت ابراهیم(ع) در قرآن با توجه به بافت متنی تبیین نماید. معنای التزامی واژه «حنیف» می تواند ارزش های موهوم نژادپرستی، جنسیتی، مکانی و مادی را نفی کند و ارزش حقیقی توحید را اثبات نماید.
مقایسه کارآمدی دو روش تفسیر کلامی و بیانی در فهم رزق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفسران شیعه، معتزله و اشعری، همواره در طول تاریخ تفسیر قرآن کریم، از پیش فرض های کلامی خود آگاهانه و یا ناآگاهانه، تأثیر پذیرفته اند. یکی ازاین موضوعات، مسئله امکان، یا عدم امکان رزق حرام است. برای بازپژوهی این موضوع تفسیری، لازم است به روش مطالعه تاریخی، ابتدا ریشه های تاریخی ورود این موضوع به تفسیر قرآن، دقیقاً روشن شود. سپس، با استفاده از ابزارهای دانش زبان شناسی؛ مانند ریشه شناسی و معناشناسی، به فهم جدید و قابل اعتمادی از رزق دست یافت. بررسی تاریخ اسلام نشانگر آن است که، مسئله تصرف حرام در اموال مسلمانان، به ویژه در ارزاق عمومی توسط عثمان بن عفان، یکی از مهم ترین دلایل قتل وی بوده است. در قرن دوم هجری، این مسئله به یک موضوع منازعه جدی کلامی، بین دو گرایش شیعی و اشعری تبدیل شده است. در این مقطع تاریخی، تلاش شده است، تصرف حرام در اموال مسلمانان، توسط خلیفه سوم، با استفاده از نظریه عدالت صحابه، جبر و استناد به قرآن، توجیه شود. ریشه شناسی و تبیین حوزه معنایی «رزق» نشان می دهد، در قرن دوم و سوم هجری، هیچ کدام از کتب تفسیری و همچنین مؤلفان کتب لغت، به دلیل تأثیرپذیری از این منازعه جدی، به مفهوم ریشه ای این واژه نپرداخته اند. ریشه شناسی رزق نشان می دهد، مفهوم احسان و شفقت، یکی از مفاهیم محوری واژه رزق است. تبیین حوزه معنایی رزق نیز نشان می دهد، رزق در قرآن کریم به معنای هدیه است و نمی تواند در مورد مال حرام کاربرد داشته باشد. استفاده از این روش، مستندات جدید و قابل اعتمادی از قرآن کریم را در بطلان دیدگاه امکان رزق حرام، ارایه می کند.
تحلیل زبانشناختی جاینام کشورهای آفریقایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۰
133 - 165
حوزههای تخصصی:
بررسی نام های خاص یکی از حوزه های مطالعاتی جالب توجه در زبان شناسی اجتماعی محسوب می شود که به شاخه نام شناسی معروف شده است. این شاخه به زیرشاخه های مختلفی تقسیم می شود که یکی از شناخته شده ترین آن ها «جای نام شناسی» است. جای نام شناسی به بررسی نام مکان های جغرافیایی براساس اصول زبان شناسی می پردازد. پژوهش حاضر نیز درصدد است با تکیه بر دو معیار به بررسی جای نام کشورهای قاره آفریقا بپردازد. براین اساس، پژوهش حاضر دو هدف عمده دارد. هدف نخست، تعیین عوامل اصلی مؤثر در نام گذاری کشورهای آفریقایی است؛ به عبارت دیگر، با بررسی ریشه شناختی نام کشورهای آفریقایی به دنیال تعیین عوامل اجتماعی مختلفی همچون سیاست، جغرافیا، مذهب و ... در نام گذاری کشورهای آفریقایی خواهیم بود. هدف دوم، بررسی نحوه کاربرد نام بین المللی جای نام های آفریقایی در فارسی است. براین اساس، ضمن مقایسه نام بین المللی هر کشور با صورت رایج آن در فارسی معیار، روش ورود و نحوه کاربرد آن جای نام در فارسی را بررسی خواهیم کرد. برای نیل به این اهداف، پیکره پژوهش شامل 50 جای نام از کشورهای آفریقایی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش در مورد معیار نخست نشان داد که از میان 7 عاملِ ویژگی های جغرافیایی، نام قوم و قبیله، ویژگی مردمان، نام پادشاه، نام محصول رایج، نام شهر و جهت جغرافیایی، عامل نخست یعنی ویژگی های جغرافیایی با میزان فراوانی 21 مورد، تأثیرگذارترین عامل در نام گذاری کشورهای آفریقایی محسوب می شود. نتایج مربوط به هدف دوم نیز نشان داد که قرض گیری، مهم ترین عامل در کاربرد جای نام کشورهای آفریقایی در فارسی است؛ چراکه جای نام 45 کشور براساس فرایند قرض گیری مستقیم در فارسی کاربرد دارند. پس از قرض گیری، فرایندهای ترجمه قرضی و ابداع نیز در نحوه کاربرد تعدادی از جای نام های آفریقایی در فارسی دخیل هستند.
معیارهای اجتماعی در نام گذاری کشورهای آسیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درصدد است در چارچوب اصول نام شناسی و با استفاده از دو معیار زبان شناختی به بررسی جای نام کشورهای آسیایی بپردازد. معیار نخست به شناسایی عوامل مؤثر در نام گذاری هر کشور اختصاص دارد، از جمله تأثیرات سیاسی، اجتماعی، جغرافیایی، مذهبی و سایر جنبه ها که نقش مهمی در شکل گیری این نام ها داشته اند. معیار دوم به نحوه ورود این جای نام ها به زبان فارسی معیار در ایران می پردازد و بررسی می کند که این نام ها از چه طریقی در زبان فارسی رایج شده اند. برای نیل به اهداف پژوهش، پیکره پژوهش شامل 43 جای نام از کشورهای آسیایی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش در مورد معیار نخست نشان داد که از میان 9 عامل، نام قوم یا قبیله و ویژگی های جغرافیایی تأثیرگذارترین عوامل محسوب می شود؛ زیرا مجموعا 14 کشور براساس نام قوم یا قبیله و 13 کشور براساس ویژگی جغرافیایی نام گذاری شده اند. علاوه بر این، عواملی همچون جهت جغرافیایی، سلسله پادشاهی، ویژگی مردمان، شخص، مکان مذهبی، خدایان و حیوان نیز در نام گذاری کشورهای آسیایی دخیل هستند. نتایج مربوط به معیار دوم نشان داد که قرض گیری مهم ترین عامل در کاربرد جای نام کشورهای آسیایی در فارسی محسوب می شود، زیرا جای نام ۲۸ کشور براساس فرایند قرض گیری مستقیم در فارسی کاربرد دارند. علاوه بر قرض گیری، فرایندهای ابداع و ترجمه قرضی نیز در نحوه کاربرد این جای نام ها در فارسی نقش دارند.
چالش های زبانی- فلسفی در نام گذاری حوزه مطالعاتی مدیریت
حوزههای تخصصی:
نام یک علم، تنها یک برچسب شناسایی نیست، بلکه یک عمل گفتمانی پیچیده و یک بیانیه هستی شناختی است که هویت، مشروعیت، دامنه شمول، و جایگاه آن را در منظومه معرفت بشری صورتبندی می کند. این جستار با رویکردی واکاوانه و با بهره گیری از چارچوب هایی از فلسفه تحلیلی زبان، به کندوکاو در چالش های زبانیِ بنیادین در نام گذاری حوزه «مدیریت» می پردازد. هدف آن است تا نشان داده شود چگونه انتخاب به ظاهر ساده و عاری از بار فلسفی عنوانی چون "Management"، یا " Administration"، خود محصول هزارتوی پیچیده از جبر تاریخ، عمل گرایی تکنوکراتیک، کشمکش های معرفت شناختی، و بازی های قدرت است. مقاله حاضر استدلال می کند که این نام گذاری، فارغ از هرگونه قضاوت ارزشی، نه یک اتفاق ساده، بلکه عاملی فعال و شکل دهنده در تعیین مرزها، ماهیت ظاهرا بینارشته ای، و بحران مشروعیت دائمی این رشته بوده است. این مقاله با بررسی فرضیه های رقیب، واکاوی ذهنیت بازیگران کلیدی، و طرح نام های آلترناتیو به مثابه اندیشه آزمایی، در پی تبیین این گزاره است که "چگونه «نامیدن»، خود شکلی از «فهمیدن» و «ساختن» واقعیت یک حوزه دانش است".