مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۲۱.
۲۲۲.
۲۲۳.
۲۲۴.
۲۲۵.
۲۲۶.
اهل سنت
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به دنبال بررسی تطبیقی مفهوم عصبیت مذموم در تفاسیر فریقین با روش توصیفی و تحلیلی است. این تطبیق بین تفاسیر المیزان علامه طباطبایی(ره)، مجمع البیان طبرسی، نمونه ی مکارم شیرازی، مفاتیح الغیب فخررازی، درالمنثور سیوطی، روح البیان بروسوی و کشاف زمخشری انجام شده است. از تطبیق این تفاسیر برداشت می شود که همه ی مفسرین مذکور متفق القول، عصبیت مذموم را محکوم کرده و درباره ی عواقب و پیامدهای خطرناک آن هشدار داده اند، عواقبی چون داشتن حجاب بر دیدگان، کافر و مشرک شدن، کر و لال و در ظلمات بودن، محشور شدن با اعراب جاهلی، تبعیت از شیطان، گرفتار شدن درآتش دوزخ، تفرقه و از بین رفتن وحدت بین مسلمانان و ... که هر کدام از آن ها برای شقاوت و سیاه روز شدن افراد در دنیا و آخرت کفایت می کند. برای در امان ماندن از این پیامدهای شوم، مخصوصا برای حفظ وحدت بین مسلمانان باید از دامن زدن به اختلافاتی که موجب بروز تعصبات بی مورد می شود، خودداری کرد و برای جلوگیری از پیدایش این صفت رذیله و یا درمان آن می توان از عواملی چون قیام لله، تفکر، تقوا، توجه به پیامدهای شوم عصبیت، جهت دادن و هدایت کردن تعصبات مذموم به سوی تعصبات مطلوب و ممدوح، صبر، تسلیم در برابر حق، بالا بردن سطح فرهنگ و ایمان انسان ها و ... استفاده کرد که در آیات و روایات به آن ها اشاره شده است
چشم زخم در تفاسیر فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازجمله پرسش های مطرح در جامعه، بحث واقعی بودن یا خیالی بودن چشم زخم است. در این تحقیق، چشم زخم از دیدگاه تفاسیر فریقین بررسی شده است. ازآنجاکه بسیاری از مردم با آن درگیر هستند، بحث و بررسی درباره ضروری است. این تحقیق با روش توصیفی و تحلیلی، و در جمع آوری مطالب با روش کتابخانه ای و ازطریق فیش برداری به سامان رسیده است. در پایان، این پژوهش به این نتیجه رسیده است که: باتوجه به آنچه در تفاسیر فریقین آمده است، چشم زخم نه تنها خرافه نیست؛ بلکه آیاتی از قرآن و روایات بی شماری آن را تأیید می کند، یعنی قدرتی در افراد وجود دارد که تأثیرگذار است و اندازه تأثیرگذاری بستگی به افراد دارد و راه هایی برای رفع و دفع آن نیز سفارش شده است.
بررسی دلالت آیه 55 سوره نور بر رجعت از دیدگاه فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رجعت از جمله مسائل مورد اختلاف بین فرق اسلامی است؛ شیعیان با اعتقاد به رجعت، به زنده شدن برخی از مؤمنان و گروهی از کافران بعد از ظهور حضرت مهدی(عج) و قبل از برپایی قیامت باور دارند اما در مقابل، اهل سنت منکر رجعت هستند. معتقدان به رجعت در اثبات امکان رجعت، به وقوع آن در امت های گذشته به شکل معجزاتی همچون زنده کردن مردگان توسط حضرت عیسی(ع) استناد می کنند و برای اثبات وقوع آن در آخرالزمان نیز به دلایل متعددی اتکاء دارند که از مجموعه ادله قرآنی آن می توان به آیه 55 سوره نور اشاره کرد. در این آیه شریفه، خداوند وعده قطعی جانشینی صالحان و حکومت آنها را داده است. در این نوشتار با بررسی دیدگاه فریقین در تفسیر این آیه، روشن می شود که بر اساس قرائن موجود در آیه شریفه و با تایید روایات ائمه(ع)، این آیه بر رجعت دلالت دارد.
© نوروزی، ر؛ قاسم پور، م. (1399). بررسی دلالت آیه 55 سوره نور بر رجعت از دیدگاه فریقین، دوفصل نامه پژوهش های تفسیر تطبیقی. 6 (11)، 113-93. Doi: 10.22091/ptt.2020.4371.1560
واکاوی دیدگاه های فریقین درباره «الذین أوتوا العلم» در سوره عنکبوت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تفسیر آیه 49 سوره عنکبوت: *بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْم *، ابهاماتی درباره عبارت های «هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ» و «الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» وجود دارد و با توجه به این که رجوع ضمیر «هو» به چه کسی و یا چه چیزی است، مفهوم «آیاتٌ بَیِّناتٌ» و مهم تر از آن، تعیین مصداق «الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» تغییر خواهد کرد. این پژوهش با شیوه توصیفی تحلیلی، به بررسی دیدگاه های تفسیری فریقین در پنج قرن نخست هجری پرداخته است. دیدگاه های فریقین درباره مصداق عبارت «الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْم » عبارتند از: اهل کتاب و علمای آنان، اهل کتابی که مسلمان شده اند، مؤمنان، علما، پیامبر اسلام و امامان معصوم. در این میان امامان فقط خود را مصداق آیه معرفی نموده اند. در نقد دیدگاه ها، نخست در تعیین مرجع ضمیر «هو» بین پیامبر و قرآن، مشخص شد که قرآن مرجع ضمیر است و درنتیجه، برخی از مصادیق ذکرشده برای عبارت «الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْم » صلاحیت مصداق بودن را از دست دادند و با تبیین مفهوم عبارت «آیاتٌ بَیِّناتٌ »، اختصاص «الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْم» به پیامبر اکرم و امامان معصوم آشکارگردید که در برخی روایات تفسیری شیعه بدان اشاره شده است.
خوانشی از مواجهه گفتمانی شیعه و اهل سنّت منطقه شام از قرن ششم تا پایان ممالیک(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
152 - 129
حوزههای تخصصی:
با توجه به ناترازی جمعیت شیعه امامی و اهل سنّت منطقه شام در بازه زمانی حساس قرون ششم تا دهم هجری در منطقه راهبردی شام قدیم، و درعین حال، رشد چشمگیر و قابل توجه شیعه که نتیجه آن احساس خطر رقبای مذهبی آن بود، پژوهش حاضر در نظر دارد به منظور ارائه تحلیل بهتر از وضعیت مذکور و صورت بندی دقیق تر از مواجهه و مناسبات شیعیان امامی و اهل سنّت این منطقه، مناسبات دو گروه را مورد بازخوانی قرار دهد. این پژوهش برای رسیدن به هدف خود، از روش تحلیل گفتمان (شاخه لاکلاو و موفه) که از جمله روش های کیفی است، استفاده کرده است. روش مذکور در بعد نظریه معنایی در زبان شناسی ساختار سوسوری، و در جهت نظریه اجتماعی، در نظرات افرادی مانند: دریدا، مارکس، فوکو و گرامشی ریشه دارد. انتخاب این روش از آن روی صورت گرفته که محدود ساختن مطالعه و پژوهش در مطالعات تاریخی به روش های سنّتی، باعث غفلت از بسیاری واقعیات پنهان و نهفته در لایه های فکری، نظری، زبان شناختی و عینی خواهد بود. تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه به دلیل ظرفیت بالای تحلیل و تبیینی که دارد، یکی از پُرکاربردترین روش ها در تحلیل پدیده های اجتماعی- سیاسی است و از آن در شاخه های مختلف علوم انسانی و اجتماعی استفاده می شود. بر همین اساس، این روش قادر است چارچوبی نظری دقیقی برای درک و ارائه تحلیل قوی تر از مسائل تاریخی و سیاسی فراهم آورد و با قرار دادن دو غیر مقابل یکدیگر، به بسیاری از اقدامات و عملکرد شخصیت ها معنای واضح تری بخشد. هر گفتمان به همه چیز در چارچوب نظام معنایی خود، مفهومی خاص می بخشد. ازاین رو، ممکن است یک فعل، سخن یا نماد در دو گفتمان متفاوت، معنایی متفاوت و حتی متضاد داشته باشند. به همین دلیل، اعمال، گفتار و پدیده ها زمانی معنادار هستند که در چارچوب گفتمانی خاص قرار بگیرند. در این میان، نقش غیر یا غیریت سازی برای درک گفتمان، حساس است؛ زیرا هویت گفتمان به وجود غیر و مرزبندی با آن است. به همین منظور، در پژوهش حاضر، اوّل دو غیر (شیعه امامیه اثنی عشری و اهل سنّت) که هرکدام به دنبال بسط نظام معنایی خود در ذهنیت جمعی اجتماع بودند، شناسایی شد. در نتیجه، اهل سنت به عنوان گفتمان هژمونیک و مسلط با دال مرکزی خلافت و در اطراف آن نشانه هایی مانند: انتخابی بودن خلیفه، عدالت صحابه، عدم جواز خروج بر حاکم و بدعت بودن شیعه و شیعه امامی به عنوان گفتمان رقیب با دال مرکزی امامت و دال هایی همچون: منصوص بودن امامت، اعتقاد به دوازده امام، عصمت ائمه، حجیت قول و فعل معصومین(ع)، جواز خروج بر حاکم جائر و غیبت امام دوازدهم، صورت بندی شدند. سپس، شیوه مواجهه گفتمانی آنها در حیطه هایی: مانند شالوده شکنی، حاشیه رانی و برجسته سازی، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. یافته های این پژوهش، حاکی از آن است دو رقیب مذکور برای هژمونیک کردن اندیشه و برجسته سازی نظام معنایی خود و حاشیه رانی رقیب، طبق مبانی، اعتقادات، ظرفیت ها، اقتضائات زمان و شرایط منطقه ای، همه تلاش خود را در این مواجهه مصروف داشتند؛ اما امتیازات در اختیار اهل سنّت به آنان موقعیتی بخشید که بتوانند در مرزبندی غیریت سازانه با شیعیان و به حاشیه راندن دال های گفتمان آنان، به موفقیت دست یابند و در این راستا، از اقداماتی مانند: جرم انگاری داشتن عقاید شیعی، قتل، سرکوب، تبعید، زندانی کردن، صدور دستورعمل های لازم الإجرای حکومتی و مانند آن فروگذار نبودند. در فضایی که بدون توجه به پیامدهای آن، تضعیف شیعه و ایجاد فضای غیریت سازانه با آن، در صدر دستورات و عملکرد حاکمان و عملکرد اهل سنّت قرار گرفته بود، تفکر سلفی با تکیه بر آن، بیش از دیگران برای از متن جامعه به حاشیه کشاندن شیعیان میدان داری کرد؛ تا نگاه توأم با شک و تردید جامعه اسلامی به مسلمان بودن شیعیان را که حاصل تلاش بی پرده گفتمان اهل سنّت بود، به عنوان اصلی یقینی قوام بخشد. در چنین جوّی بود که کم کم عقاید و افکار شیعه باطل، خون و مال آنان، مباح شد و ریشه کن کردنشان مشروع قلمداد گردید.
مبانی فقهی تشکیل حکومت در مذاهب اسلامی با تأکید بر نقش عقل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و حقوق اسلامی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
63 - 90
حوزههای تخصصی:
با توجه به ورود دین در ابعاد مختلف زندگی انسان، اجرای کامل احکام و مقرّرات دین و در نتیجه وصول به اهداف آن جز با برقراری حکومت مبتنی بر دین امکان پذیر نیست. در این مقاله مبانی فقهی تشکیل حکومت در مذاهب مختلف اسلامی را از دریچه عقل مورد واکاوی قرار می دهیم. آن چه به عنوان عقل مورد توجه قرار گرفته است مبانی فقهی مورد تقریب مذاهب اسلامی و کلام خداوند متعال (به عنوان عقل کامل) در قرآن کریم است. مذاهب اهل سنّت مبانی چهار گانه ای (تشکیل شورای حلّ و عقد، انتخاب جانشین توسط خلیفه حاضر، قهر و غلبه و ایجاد شورا توسط خلیفه سابق برای انتخاب حاکم جدید) را برای انتخاب حاکم مشخّص نمودند؛ مبانی مذکور، با بیعت مردم کامل می شود و از میان سه جریان اندیشه سیاسی معاصر، فقه شیعه دو الگو (نظریه ولایت فقیه و نظریه وکالت مالکان شخصی مشاع) را برای انتخاب حاکم مشخّص نموده اند. لازمه تقریب مذاهب اسلامی، واکنش به موانعی است که منافی با نهاد عقل است. پذیرش حکومت مبتنی بر «قهر و غلبه» و «انتخاب جانشین توسط خلیفه حاضر» در جوامع اسلامی به نوعی مبارزه مستقیم با نهاد عقل است.