مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۵۲۱ تا ۴٬۵۴۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
present study was conducted with the aim of analyzing the factors influencing the creative consumption of urban space by women in Behesht Boulevard, District 6, Shiraz. Considering the research objectives and the components under investigation, the research is of an applied type and its method is descriptive-analytical. Theoretical data were collected using a documentary method, while empirical data were gathered through a survey-based Delphi technique. The statistical population consisted of 30 experts and specialists selected through a purposive or judgmental sampling. A total of 31 drivers, structured in 4 main dimensions, were processed using structural cross-impact analysis within the MICMAC software. the findings from the cross-impact analysis indicate a complex and intertwined distribution of drivers in terms of their influence and susceptibility. the clustering system of the drivers shows a concentration in a dual-cluster system. Among the 31 driving forces, the following key factors had the highest direct impact on the mentioned boulevard: designing safe spaces for women, attracting women's participation in decision-making, creating multi-purpose social spaces, raising awareness about women's rights, supporting women's voluntary activities, developing local social groups, providing job opportunities in the artistic and creative sectors, organizing cultural activities specifically for women, ensuring easy access to public spaces, designing child-friendly public spaces, promoting a culture of using art in public spaces, providing accessible health and welfare facilities, and establishing cultural and artistic learning environments.
قرائتی عرفانی از زیارت جامعه: کبیره: بررسی انطباق مقامات امام معصوم (علیه السلام) با انسان کامل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دعاپژوهی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
166 - 184
حوزههای تخصصی:
مفهوم محوری «انسان کامل»، به ویژه آن گونه که در مباحث عرفانی ابن عربی تئوریزه شده، در کنار جایگاه بنیادین «امام معصوم (ع)» در الهیات شیعی، زمینه ای برای بحث های تفسیری فراهم آورده است. برخی دیدگاه ها در سنت شیعی، قائل به ناسازگاری این دو مفهوم بوده و تلقی عرفانی را در تعارض با مقام الهی امام (ع) می دانند. این پژوهش، با طرح فرضیه سازگاری عمیق میان شاخصه های انسان کامل و اوصاف امام (ع) که در متون اصیل شیعی قابل ردیابی است، به تحلیل تطبیقی متن محوری «زیارت جامعه کبیره» می پردازد تا این تعارض ادعایی را واکاوی کند. به همین منظور، با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد تطبیقی، ابتدا مؤلفه های اصلی انسان کامل از منظر مکتب ابن عربی مشخص شده، سپس با تحلیل محتوای زیارت جامعه، تجلی این مؤلفه ها در اوصاف امامان (ع) بررسی گردیده است. یافته های تحقیق، انطباق و هم سویی عمیق و چشمگیری را در ابعاد متعدد نشان می دهد. شاخصه های کلیدی انسان کامل، شامل مظهریت اتمّ اسماء و صفات الهی و جامعیت وجودی (کون جامع)، برخورداری از علم لدنی و احاطه علمی، عصمت و طهارت مطلقه، نقش محوری در نظام تکوین (وساطت در فیض، ولایت تکوینی و حفظ عالم)، ارتباط وجودی ویژه با حق (معیت و سریان) و برتری مقامی مطلق، همگی به روشنی و با تأکید فراوان در عبارات زیارت جامعه کبیره برای ائمه اطهار (ع) یافت می شود. نتیجه گیری پژوهش، ضمن تأیید فرضیه اصلی نشان می دهد: زیارت جامعه کبیره به مثابه سندی معتبر، ضمن رد آن تعارض ادعا شده، امکان ارائه قرائتی را فراهم می آورد که امام معصوم (ع) را مصداق اتمّ انسان کامل در چارچوب تعالیم شیعی معرفی کند. این تحقیق بر ظرفیت بالای متون حدیثی و زیارتی شیعه برای فهم مباحث عرفانی و پیوند میان عرفان نظری و کلام امامیه تأکید دارد.
جایگاه جمهوریت در نظریه دولت امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهنمون اﻧﻘﻠﺎب اسلامی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵
1 - 24
حوزههای تخصصی:
گستردگی مفهوم دولت و سیر تطور آن در طول تاریخ موجبات گوناگونی نقش مردم را سبب شده است؛ بطوریکه میزان اثر مردم در هر حکومت در کنار سایر مولفه های موثر در شکل گیری دولت ها به نظریه ای متمایز از دولت انجامیده است. مفهوم جمهوریت در این مقاله، ناظر به نقش مردم در حکومت است. سوال اصلی این است که جمهوریت در نظریه دولت امام خمینی از چه جایگاهی برخوردار است؟ و فرضیه اصلی این است که در نظریه مزبور، «ولی منتخب مردم» ضمن برخورداری از مبنای مشروعیت الهی، دارای مبنای انتخاب مردم است و از این مسیر تحقق عینی می یابد. به واقع متغیر مستقل ما جمهوریت و نقش مردم در ساختار سیاسی و نظریه دولت مطلوب امام است و متغیر وابسته نیز نظریه ولی منتخب مردم است. جمهوریت در نظریه مذکور به مثابه رکنی برای تاسیس حکومت اسلامی و الگویی برای پیاده سازی احکام و شرایع دین است. این مقاله به وصف مختصات جمهوریت در نظریه دولت امام خمینی می پردازد که خود مبین وجوه افتراق و اشتراک نظریه امام خمینی با سایر نظریات دولت است که با بهره بردن از روش شناسی تحلیل محتوای کیفی و هرمنوتیک قصدگرای اسکینر به توأمانی جمهوریت با حقایقی از جنس فضائل واصل می شود. یعنی جمهوریت از بطن دین قابل استخراج و لذا این گزاره قابل استنتاج است که جمهوریت یکی از اصول حتمی تحقق دولت مورد نظر امام خمینی می باشد.
تحلیل کاربردشناختی دعای ابوحمزه ثمالی با تکیه بر نظریه کنش گفتاری سرل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
323-356
حوزههای تخصصی:
کنش گفتاری یا کارگفت مفهومی، کلیدی در زبان شناسی و فلسفه ی کاربردشناسی زبان است که به بررسی عملکرد و معنای افعال در گفتگو با توجه به موقعیت اجتماعی و روابط بین گوینده و شنونده می پردازد و تلاش می کند کارکردهای زبان را به صورت نظام مند توضیح دهد. این پژوهش با رویکرد زبان شناسی کاربردی و بهره گیری از دس تهبندی ج ان س رل در نظری ه کنشه ای گفت ار ب ه تحلی ل دعای ابوحمزه ثمالی می پردازد تا قواعد معنایی استفاده از زبان برای دستیابی به اعمال گفتاری شناسایی و گفتمان دعای ابوحمزه در رابطه انسان با خدا بازنمایی شود. بدین منظور متن دعا به واحدهای معنایی کوچکتر تقسیم و بر اساس نظریه سرل تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد که در دعای ابوحمزه شامل انواع مختلف کنش های گفتاری (اظهاری، ترغیبی، عاطفی و تعهدی) است که هر یک برای بیان هدفی خاص به کار رفته اند. بیشترین تأکید بر کنش های اظهاری با بسامد (53%) و پس از آن کنش های ترغیبی با بسامد (35%) قرار دارند. کنش های عاطفی با بسامد (11%) نیز حضور قابل توجهی دارند، اما از کنش های تعهدی(1%) بسیار کم استفاده شده است. نتیجه این بسامدگیری نشان می دهد که تمرکز اصلی گوینده بر ارائه باورها، بیان حقایق و انگیزش مخاطبان است. در مجموع، این پژوهش نشان داد که تحلیل کنش گفتاری می تواند ابزاری قدرتمند برای درک ساختار زبانی و کارکردهای مختلف دعا باشد. این روش نه تنها به روشن شدن معانی و مفاهیم نهفته در متن دعا کمک می کند، بلکه به شناخت بهتر ساختار ارتباطی در متون مذهبی می انجامد.
نهادهای آموزشی و علمی قزوین از آغاز دوره اسلامی تا ایلخانان مغول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۴
87 - 109
حوزههای تخصصی:
در میان شهرها و ولایات ایران اسلامی، قزوین به عنوان یکی از پیشینه دارترین مراکز فرهنگی و تمدنی ایران محسوب می شد که در دوره اسلامی قدرت های حکومتگر بر آن جا از حیث سیاسی و مذهبی تنوعات متناوبی داشته و از لحاظ جایگاه میان راهی و موقعیت جغرافیایی نیز دارای اهمیت ویژه ای بوده است؛ چنان که از سده نخست هجری، حضور گسترده مرزداران، عالمان و زاهدان در کنار رونق مکاتب حدیث، فقه و فلسفه به شکل گیری نخستین نهادهای آموزشی در این شهر انجامیده اسست. در واقع دیرینگی، دوام، استمرار و پویایی این نهادها حاصل وضع خاص جغرافیایی، سیاسی و بالمآل فرهنگی آن است. نویسندگان در این پژوهش، با آگاهی از محدودیت در داده های تاریخی، درصددند مؤسسات و نهادهای علمی و فرهنگی قزوین را از آغاز دوره اسلامی تا ایلخانان مغول بررسی کنند و بدین پرسش پاسخ دهند که این نهادها از لحاظ نوع، ماهیت و کارکرد، چه تحوالاتی را پشت سر گذاشته اند. یافته های این پژوهش توصیفی- تحلیلی نشان می دهد قزوین در این دوره طولانی به واسطه وجود موسساتی آموزشی، چون مساجد، مدارس، خانقاه ها، کتابخانه ها و رواج و روایی آموزش علوم عمدتاً دینی از جمله قرآن، حدیث، فقه و مقدمات آن ها، از پایگاه های مهم دانش های ادبی و اسلامی محسوب می شده و از این رو مقصد بسیاری از عالمان و جویندگان علوم بوده است. همچنین نقش برجسته خاندان های منتفذی چون دبیران و رافعان درخور توجه است که در گسترش و رونق دانش و توسعه نهادهای علمی و آموزشی سهم بسزا داشتند.
بازخوانی نقش دراماتیک ابلیس در قصه آفرینش به روایت قرآن کریم از منظر روایت شناسی ارسطو(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۴)
115 - 139
حوزههای تخصصی:
قصه آفرینش انسان در قرآن، سرشار از آموزه های اخلاقی، اعتقادی و فلسفی است و جایگاهی ویژه در تفسیر و تبیین آموزه های دینی دارد که می توان آن را از زوایای گوناگون تحلیل و بررسی کرد. این مقاله با استفاده از رویکرد روایت شناسی ارسطو، قصه آفرینش را تحلیل می کند. براساسِ نظریه روایی ارسطو، قصه آفرینش از تمام عناصر روایی ارسطویی بهره مند است، شخصیت ابلیس به طور کامل و دقیق ترسیم شده است و ابعاد گوناگون شخصیتی او به تصویر درمی آید. ابلیس، نقشی محوری در پیشبرد قصه و انتقال پیام الهی ایفا می کند و با استفاده از فریب و وسوسه، در صدد گمراه کردن انسان ها برمی آید. مضمون این قصه، هشدار نسبت به خطرات وسوسه های شیطانی و تأکید بر ضرورت تقوا و بندگی خداوند متعال است. این مضمون با بهره گیری از عناصر روایی به شکلی هنرمندانه به مخاطب القا می شود. مقاله پیش رو با روش تحلیلی روایت نشان می دهد که چگونه قصه آفرینش از تمام عناصر روایی ارسطویی برای خلق روایتی جذاب و پرمحتوا بهره می برد. این رویکرد به درک عمیق تر این قصه و نقش شخصیت های آن، به ویژه ابلیس، یاری می رساند. یافته های پژوهش نشان می دهد که قصه آفرینش انسان تمام عناصر روایی ارسطویی را به طور کامل و دقیق داراست. نتایج این پژوهش می تواند در تولید محتوای دینی و اخلاقی، آموزش روایت شناسی و نقد و تحلیل آثار ادبی و مذهبی کاربرد داشته باشد. همچنین این پژوهش می تواند به درک عمیق تر از آموزه های دینی و نقش شخصیت های داستان های مذهبی، به ویژه ابلیس، کمک کند.
مسئولیت مدنی دولت در قبال ناامنی اقتصادی؛ تحلیل فقهی حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از اصول مهم اقتصادی، عدالت و امنیت می باشد. کاهش ارزش پول ملی، تورم شدید، نوسانات غیر متعارف لحظه ای بازار موجب نا امنی اقتصادی و فشار بر طبقات ضعیف جامعه می گردد. حال در پاسخ به این سوال که مسئولیت مدنی دولت در قبال این نا امنی های اقتصادی چیست؟ با عنایت به ضرورت امنیت اقتصادی در روابط مالی و تجاری، کاهش خطرات سرمایه گذاری و اطمینان از بازگشت سود و تأثیراتی که بر زندگی روزمره مردم دارد، دولت مسئولیت حفاظت از منافع اقتصادی مردم، متصدی خزانه کل، بودجه ها و اعتبارات و سرمایه های ملت و مملکت است و تمامی شاهراه های اقتصادی و تصمیمات کلان، با نگاه دولت اتخاذ می گردد. لذا هر گونه عمل یا رفتار اعم از فعل یا ترک فعل دولت که منتهی به ورود خسارت به اشخاص جامعه اعم از حقیقی یا حقوقی گردد، بر اساس قاعده اتلاف، باید آن را جبران نماید.با عنایت به اینکه معیار ضمان در قاعده اتلاف، إعتداء به مال غیر می باشد و این موضوع نیز با دریافت مثل آن جبران می شود،در فرضی که مال تلف شده مثلی باشد در وهله نخست مثل آن و در فرض موجود نبودن مثل، باید قیمت و بهای یوم الإتلاف به زیان دیده پرداخت گردد. در روایات مرتبط با قاعده اتلاف، عناوینی مانند همزیستی، انتساب، شرایط وارد نگردیده ولذا در هر فرضی که اتلاف بر مال صدق کند اعم از اینکه با فعل یا ترک فعل، به وسیله دولت یا شخص حقیقی، عمدی یا سهوی باشد تفاوتی در ضمان متلف ایجاد نخواهد کرد.
بررسی فقهی و حقوقی مالیت و ملکیت پرده آمنیون(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه و اجتهاد سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
155 - 180
حوزههای تخصصی:
پیشرفت های علم پزشکی این امکان را به بشر امروز داده است تا به دستاوردهای نوینی در عرصه درمان بیماری ها یا بهبود آسیب های وارده، علاوه بر اعضا از اشیای وجودی انسان نیز بهره ببرد؛ اما تبیین مشروعیت خریدوفروش این اشیا به مطالعات فقهی و حقوقی نیازمند است؛ بنابراین پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی، تلاشی است جهت پاسخگویی به این سؤال که مالیت و ملکیت پرده آمنیون از منظر فقه و حقوق چگونه است؟ یافته ها حاکی از آن است که آمنیون بعد از فراوری به عنوان پانسمان بیولوژیک زخم در جراحی های چشم، زخم های دیابتی، سوختگی ها، پیوند پوست و... اثربخشی دارد. همچنین از عصاره آن برای بازسازی قرنیه و ترمیم زخم استفاده می شود و چون برخوردار از خواص ضدباکتریایی، ضدالتهابی و ضدویروسی است در بدن واکنش ایمونولوژیک ایجاد نمی کند و در کاهش درد بیمار و روند بهبود زخم مؤثر است؛ از این رو داشتن منافع محلّله مقصوده فراوان، عدم ردع شارع، نبود مانع ذاتی یا قانونی استفاده از آمنیون و عدم اضرار جداسازی آن از مادر و جنین و مهم تر گرایش بیماران و متخصصان حوزه پزشکی، مالیت و ارزش اقتصادی آمنیون را اثبات می کند. همچنین خریدوفروش آن، مطابق مواد ۲۱۵ و ۳۴۸ ق.م، به صراحت مالیت داشتن مورد معامله را مطرح می کنند، وجاهت قانونی می دهد. علاوه بر این، ملکیت فرع بر مالیت است که بعد از طرح فروض متفاوت آن در تحقیق پیش رو، الحاق مالکیت آمنیون به والدین صحیح می باشد؛ زیرا تشکیل جنین و توابع آن، حاصل لقاح گامت می باشد.
الگوشناسی کارکردشناختی علم تاریخ در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این که گذار ِشناخت تاریخی از گذشته به حال و دستیابی به شناخت غیرتاریخی، از الگو یا الگوهای معینی پیروی می کند، پرسشی در فضای فلسفه علم تاریخ است که فیلسوفان فراتر از امکان به آن نپرداخته اند. عرضه مسئله به قرآن و بررسی عملکرد قرآن در آن باتوجه به آیات تاریخی فراوان و نیز هدف هدایتگریِ انسان ، مسیری برای دریافت پاسخ به این پرسش است. بر این اساس با روش کمی و کیفی اکتشافی و تحلیلی، نخست آیات مورد نظر از کل قرآن، جمع آوری و طبقه بندی شد و فرایند استخراج الگو با اکتشاف امر تکرارشونده و نیز پالایش تمایزها در این آیات انجام گرفت و در نهایت الگویی سه جزئی شامل شناخت تاریخی پایه (ورودی الگو)، فرایند جابجایی (فرایند الگو) و شناخت غیرتاریخی (خروجی)، استخراج گردید. هر یک از اجزای این الگو مورد مطالعه قرار گرفت و تنوع ورودی ها و خروجی های الگو و نیز دوگونه فرایند کاهشی و افزایشی در آنها شناسایی شد.
زکات انگاری الزامات غیرمالی تمدّن ساز در فرهنگ اسلامی مبتنی بر دیدگاه اهل بیت علیهم السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۹
93 - 112
حوزههای تخصصی:
ساخت تمدن تراز اسلامی در عصر احیاء، جز با درک عمیق و کاربست همه جانبه آموزه های ثقلین امکان پذیر نیست. پرسش مشخص در پژوهش حاضر آن است که مبتنی بر دیدگاه اهل بیت به عنوان راهبران شاخص فراعصری در فرهنگ اسلامی، ابعاد غیرمالی و غیرشرعی هنجار زکات که دارای تأثیر تمدنی هستند، چگونه تعریف می شود؟ بر اساس یافته های پژوهش به روش تحلیلی، در فرهنگ اسلامی التزام همگانی و حداکثری به فرهنگ معیار، منش سازنده و اصلاح گرانه در عرصه اجتماعی، نقش آفرینی فعّال علمی آموزشی و منش خدمت محور در نهاد حاکمیّت، زکات انگاری گردیده است. در نتیجه مشخص گردید اهل بیت با این گفتمان، مترصد آن بودند که جامعه عناصر تمدّن ساز را بسان شریعت فریضه بدانند؛ هرچند این موضوعات به صورت خاص در دایره فروع دین نگنجند و عنوان فریضه شرعی بر آنان بار نگردد. به علاوه اهل بیت با زکات انگاری نقش های تمدّنی کوشیده اند تا ذهنیّت اکتفا به مسئولیت مالی، به عموم برخورداری های انسانی در بروز نقش های مثبت اجتماعی گسترش یابد.
تحلیل الاستراتیجیات الأیدیولوجیه للخطاب فی میمیه أبی فراس الحمدانی الاحتجاجیه علی ضوء نظریه فان دایک الاجتماعیه المعرفیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
9 - 34
حوزههای تخصصی:
تحلیل الخطاب النقدی هو نهج متعدد التخصصات یعترف باللغه کشکل من أشکال التفاعل الاجتماعی ویدرس ممارسه القوه من خلال اللغه. لطالما عکس الأدب النقدی توجهات وأفکار الشعراء الملتزمین وأنصار اضطهاد أهل البیت من خلال عرض مظلومیتهم والبراءه من أعدائهم. إن وجود الأحداث على الساحه الاجتماعیه والسیاسیه قد وفر الأرضیه لتواجد الشعراء فی هذا المجال. إحدی غرر القصائد التی خلدت فی تاریخ الشعر العربی هی میمیه الشاعر المبدع أبی فراس الحمدانی الاحتجاجیه التی أدانت بها الجرائم التی ارتکبها طغاه بنی العباس ضد أئمه العتره المحمدیه (ع). فمن هذا المنطلق، یتم وضع هذه القصیده الاحتجاجیه فی مجال الأدب النقدی، من حیث السیاق الاجتماعی والمحتوى والاستراتیجیات اللغویه؛ حیث تسمح للمحلل والناقد بالکشف عن العلاقه بین السلطه والأیدیولوجیا والخطاب فیها. لذلک، تحاول هذه المقاله تحلیل الأیدیولوجیات والآلیات اللغویه للخطاب فی هذه القصیده باستخدام طریقه تحلیل الخطاب النقدی مع الترکیز على نموذج فان دایک الاجتماعی المعرفی. إذ اتخذ شکل تحلیل الخطاب النقدی لدیه نهجًا مختلفًا عن الآخرین؛ حیث رکز على دور المعرفه فی تحلیل الخطاب النقدی والتواصل والتفاعلات الاجتماعیه. فنجح من خلال ربط المفاهیم الثلاثه للخطاب والمعرفه والمجتمع، أن یقوم بمثلث شکل أساس نظریته المتمیزه لتحلیل الخطاب النقدی. ومن أبرز النتائج التی توصلنا إلیها من خلال هذا المقال هی أن إبراز النقاط السلبیه للآخر فی القصیده أقوى بکثیر من إبراز النقاط الإیجابیه للأنا وهکذا خلقت عملیه الاستقطاب وخلق المسافه بین الذات والآخر.
بررسی تطبیقی آموزه های اخلاقی دمّاپادا با مثنوی معنوی مولانا جلال الدین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
71 - 96
حوزههای تخصصی:
انسان به طور ذاتی اخلاق محور است، اما مواجهه با چالش های اجتماعی و زیست محیطی، او را در معرض تردیدهای اخلاقی قرار می دهد و از این رو، نیاز به ابزارهایی برای بازاندیشی در اصول اخلاقی احساس می شود. در این مسیر، متون مقدس، به ویژه در قالب زبان شعری، ابزارهایی تأثیرگذار برای هدایت انسان به سوی فضایل اخلاقی هستند. این پژوهش، با رویکردی تحلیلی-تطبیقی، به بررسی آموزه های اخلاقی دو اثر برجسته از سنت های مختلف دینی می پردازد: دماپادا از سنت بودایی و مثنوی معنوی از سنت اسلامی. دماپادا، که در "سه زنبیل" بودایی قرار دارد، در قالب اشعار عرفانی و اخلاقی، به اصولی همچون صداقت، پرهیز از رذایل اخلاقی و تهذیب نفس پرداخته است. زبان شعری این اثر با استفاده از نظم و موسیقی درونی کلمات، نه تنها مفاهیم عمیق اخلاقی را به صورت قابل فهم و ملموس به مخاطب منتقل می کند، بلکه انسان را به بازگشت به فضایل اخلاقی و دوری از رذایل فرا می خواند. این ساختار شعری، در کنار آموزه های معنوی آن، به ابزاری برای انتقال مفاهیم جهانی اخلاقی تبدیل می شود. در مقابل، مثنوی معنوی مولانا جلال الدین رومی با بهره گیری از زبان شعری، استعاره ها و تمثیل ها، اصول اخلاقی مشابهی را بیان می کند. مولانا، همانند بودا، بر فضایل اخلاقی همچون صداقت، خودشناسی، تهذیب نفس، و رهایی از تعلقات دنیوی تأکید می کند. این اثر، با ساختار شعری خود، در حقیقت "قرآن فارسی" است که نه تنها به تهذیب نفس و معنویت می پردازد، بلکه به عنوان راهنمایی برای رسیدن به حقیقت و عشق الهی عمل می کند. این مطالعه استدلال می کند که زبان شعری در هر دو اثر، دماپادا و مثنوی معنوی، نه تنها ابزاری برای انتقال آموزه های اخلاقی و معنوی است، بلکه به عنوان یک نیروی فعال در تحول روحی و اخلاقی انسان ها در نظر گرفته می شود. در شرایطی که انسان ها در دنیای مدرن به چالش های اخلاقی مختلفی دچار هستند، این دو اثر به طور شگرفی پیوندی عمیق و جهانی میان فرهنگ ها و دین ها برقرار می کنند.و به انسان های امروز یادآوری می کنند که اصول اخلاقی بنیادین، همچنان جهانی و فراتر از مرزهای دینی و فرهنگی هستند. به ویژه، زبان شعری این دو اثر به عنوان ابزاری کارآمد و قدرتمند برای تحریک ذهن و قلب انسان ها به بازگشت به فضایل اخلاقی و معنویت، می تواند در تحقق یک تحول اخلاقی جهانی نقشی حیاتی ایفا کند.
بررسی نشانه شناختی دیگری در «إسلام بلاضفاف» بر اساس رویکرد امبرتو اکو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله و هدف: پدیده «دیگری» از مفاهیم بنیادی در گفتمانهای فرهنگی و نشانهشناسی است که همواره بهمثابه آینهای برای بازشناسی «خود» عمل کرده است. در جهان معاصر، این مفهوم بیش از پیش در متون ادبی و فرهنگی بازتاب یافته و به ابزاری برای تحلیل سازوکارهای سلطه، قدرت و هویت بدل شده است. در همین راستا، کتاب إسلام بلا ضفا، اثر یوسف إدریس، تصویری چندوجهی از مواجهه جهان اسلام با غرب و قدرتهای استعمارگر ارائه میدهد و در قالبی ادبی– انتقادی به بازنمایی مناسبات سلطه و مقاومت در بستر فرهنگی مصر و جهان عرب میپردازد. نویسنده، با زبانی استعاری و کنایی، سیمای دشمنان تاریخی اسلام یعنی آمریکا و اسرائیل را از خلال نشانههایی چون «غول احمق»، «اختاپوس صهیونیستی»، «ذبح نفتی» و «نقشههای مخرب» بازآفرینی میکند تا، از این طریق، بحران هویت و سلطهپذیری و خودباختگی فرهنگی جوامع اسلامی را برجسته سازد. در این میان، رویکرد امبرتو اکو، بهعنوان یکی از برجستهترین نظریهپردازان نشانهشناسی، ابزاری تحلیلی فراهم میآورد که از سطح دلالتهای ظاهری متون فراتر میرود و به لایههای پنهان معنا دست مییابد. اکو با طرح مفاهیمی چون دانشنامه فرهنگی، خواننده الگو و تأویل اصیل، امکان بازخوانی متون را در پیوند با نظامهای فرهنگی و رمزگانهای اجتماعی میسر میسازد. پژوهش حاضر با تکیه بر همین دیدگاه میکوشد تا نشان دهد چگونه یوسف إدریس، با بهرهگیری از گنجینه فرهنگی– تاریخی جهان عرب، گفتمان «خود» را در تقابل با «دیگری» بازتعریف میکند و چگونه استعارهها و رمزگانهای زبانی او به بازتولید معنا در بستر تاریخی و سیاسی مصر دهه پایانی قرن بیستم میانجامد. هدف اصلی این پژوهش کشف سازوکارهای نشانهای در بازنمایی دیگری در إسلام بلا ضفاف است؛ بهویژه اینکه چگونه عناصر زبانی و فرهنگی در خدمت بازسازی مفاهیم هویت، مقاومت و سلطه قرار میگیرد. این تحقیق، با فاصلهگرفتن از رویکردهای صرفاً تاریخی یا سیاسی، متن را بهمثابه نظامی از نشانهها مینگرد که در آن هر نشانه در شبکهای از رمزگانهای فرهنگی معنا مییابد.
روششناسی: پژوهش حاضر، از نظر ماهیت، توصیفی– تحلیلی و، از حیث روش، نشانهشناسی فرهنگی با تکیه بر الگوی امبرتو اکو است. دادههای اصلی از متن عربی کتاب إسلام بلا ضفاف استخراج شده و تحلیل بر مبنای تطبیق رمزگانهای زبانی، استعاری و فرهنگی در چهارچوب مفاهیم اکو انجام گرفته است. در این تحلیل، ابتدا نظام نشانهای متن در پیوند با بافت تاریخی و فرهنگی مصر و جهان عرب شناسایی شده، سپس سازوکار تولید معنا و فرایند تعامل میان «خواننده الگو» و «نویسنده الگو» بررسی شده است. در فرایند تحلیل، واحدهای نشانهای همچون واژهها، استعارهها و ساختارهای تقابلی (خود/ دیگری، شرق/ غرب، مقاومت/ سلطه) بهعنوان مؤلفههای دلالتی انتخاب و بر مبنای شبکههای دانشنامهای و رمزگانهای مشترک فرهنگی تفسیر شده است. روش کار بر این اصل استوار است که هیچ نشانهای بهصورت منفرد معنا نمییابد، بلکه در بستر تاریخی و در ارتباط با حافظه فرهنگی ملتها معنا میگیرد.
بحث و تحلیل: نتایج تحلیل نشانهشناختی نشان میدهد که، در إسلام بلا ضفاف، مفهوم «دیگری» همزمان دو نقش ایفا میکند: ازسویی، دشمنی تاریخی و خارجی است که در قالب استعارههایی چون «غول احمق» و «اختاپوس» بازنمایی میشود؛ ازسوی دیگر، نمادی از بحران درونی و خودفراموشی فرهنگی است. یوسف إدریس، با آفرینش شبکهای از نشانهها، گفتمان «خودِ عرب و مسلمان» را در مواجه با استعمار نوین به تصویر میکشد و، از رهگذر زبانی نشانهمدار، ساختار سلطه و وابستگی اقتصادی و فکری جوامع عربی را نقد میکند. استعاره «غول احمق» در تحلیل اکو نشانهای دووجهی است؛ از یکسو قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا را بازنمایی میکند و ازسوی دیگر با صفت «احمق» ارزش اخلاقی و انسانی آن را تهی میسازد. این ترکیبْ نماد تضاد میان تمدن مادی و فقدان خرد اخلاقی در گفتمان غربی است. در سطحی دیگر، استعاره «اختاپوس» برای توصیف اسرائیل بهکار رفته که با بازوهای متعدد خود بر جهان چنگ انداخته است. این نشانه نهتنها بیانگر قدرت سیاسی رژیم صهیونیستی، بلکه نمادی از شبکههای نفوذ و سلطه جهانی است. مطابق با نظریه رمزگانهای فرهنگی اکو، این استعاره ریشه در حافظه جمعی جهان عرب دارد و معنای آن تنها از طریق آشنایی با تاریخ استعمار و منازعات اعراب و اسرائیل قابل درک است. واژههای «نقشه مخرب» و «طرح هوشمندانه» بهمثابه رمزگانهایی از سیاستهای استعماری و رسانهای غرب در جهان عرب عمل میکند. اکو تأکید دارد که معنا از خلال روابط متقابل نشانهها و رمزگانها پدید میآید؛ بدینسان، در متن إدریس نیز واژگان مذکور، با ارجاع به نظام دانشی مشترک در فرهنگ عربی– اسلامی، دلالتی فراتر از معنای لغوی خود مییابد. این استعارهها مخاطب را از سطح سیاسی به لایههای فرهنگی– روانی سلطه سوق میدهد و بحران اعتمادبهنفس و خودباختگی را بهعنوان پیامد استعمار فکری بازمینمایاند. از مهمترین لایههای معنایی در متن، استعاره «ذبح نفطی» است که به کشتار اقتصادی جهان عرب اشاره دارد. این ترکیبْ پیوندی میان مفهوم مذهبی قربانی و واقعیت اقتصادی استعمار برقرار میکند و، به تعبیر اکو، ازجمله نشانههایی است که بافت فرهنگی و دینی را به سیاست معاصر پیوند میزند. در اینجا، نفت بهمثابه «شریان حیاتی» ملتهای عربی به خون بدل میشود که در پیکر نظام سرمایهداری جهانی جریان مییابد. چنین تصویری نهایت ضعف و استثمار را در قالبی نشانهای بیان میکند. در مجموع، میتوان گفت که إدریس، با آگاهی از رمزگانهای مشترک میان خوانندگان عرب، متنی خلق کرده است که بهصورت چندلایه معنا میدهد و خواننده را از سطح روایت سیاسی به تأملی نشانهشناختی درباره سرنوشت فرهنگی خود فرامیخواند. در پرتو دیدگاه اکو، این خوانش چندسطحی نه نشانهای از ابهام، بلکه ابزار تولید معنا و بازآفرینی فرهنگ است.
دستاوردها: پژوهش حاضر نشان داد که رویکرد نشانهشناختی اکو ابزاری کارآمد برای تحلیل متون انتقادی جهان عرب است. نخست آنکه دیگری در إسلام بلا ضفاف صرفاً دشمن بیرونی نیست، بلکه سازهای فرهنگی است که به بازتعریف «خود» میانجامد. دوم آنکه استعارهها و رمزگانهای فرهنگیِ بهکاررفته در اثر از دل تاریخ استعمار و حافظه جمعی ملتها برخاسته و، در سطحی فراتر از زبان، حامل پیامهای اجتماعی و ایدئولوژیک است. سوم آنکه، با بهکارگیری مفاهیمی چون خواننده الگو و دانشنامه فرهنگی، میتوان نشان داد که إدریس آگاهانه خواننده را به مشارکت در فرایند معناسازی دعوت میکند.
ساختی کهن از صفت حالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زبان ادبی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
77-104
حوزههای تخصصی:
سازه های دستوری معدودی در متون کهن فارسی به چشم می خورند که هنوز مقوله دستوری، کاربرد معنایی، و کارکرد زیبایی شناسی آن ها دقیقاً روشن نیست. یکی از این سازه ها ترکیب «چون + صفت + ی» است. در این پژوهش بنیادی که با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شد، تلاش گردید با استناد به نمونه های موجود که در آثار نظم و نثر فارسی سده های 4 تا 7 ق دیده شده اند چیستی، کاربرد، مقوله های معنایی، کارکرد زیبایی شناسی، و نقش دستوری این سازه بررسی گردد. نتایج تحقیق آشکار می کند که از این سازه صرفاً در مقام تشبیه استفاده نمی شده است. در موارد متعددی "چون" در این سازه از نوع حرف اضافه، حرف ربط و قید نیست و در حوزه معنایی تشبیه قرار ندارد، بلکه از آن بیشتر برای بیان حالت با مبالغه یا تشدید استفاده می شده است؛ ازاین رو می توان آن را "تشدیدگر" دانست. به کلامی دیگر از این الگو برای ساخت صفت حالیه با درجه ای از مبالغه و شدت استفاده می شده است. این سازه را در جایگاه های گوناگون جمله نظیر مسند، تمیز، صفت و قید به کار می برده اند. کارگرفتِ این سازه در متن، بر زیبایی و ادبیّت آن از طریق سازوکارهای مبالغه و آشنایی زدایی می افزوده است.
بررسی تأثیر سوبژکتیویزم دکارتی و کانتی بر سکولارسازی علم(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۰۳
73-102
حوزههای تخصصی:
سکولاریزاسیون علم در میان ساحت های مختلف سکولاریزم، از مهم ترین و مغفول ترین آنهاست. مسأله اصلی این مقاله نشان دادن تأثیر سوبژکتیویزم (به ویژه در قرائت دکارتی و کانتی آن) در سکولاریزاسیون علم است. در این تحقیق که با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته، روشن می شود سوبژکتیویزم یکی از زیربنایی ترین مبانی شکل دهنده متافیزیک جدید است که بر مبانی و مسائل علم مدرن تأثیر داشته است. سوبژکتیویزم اگرچه با انگیزه مخالفت با شکاکیت از سوی دکارت طرح شد، بشر را در شک گرایی پیچیده تری فروبرده و بسیاری از دانشمندان از دست یابی به واقعیت فی نفسه ناامید ساخت. بر پایه این نگرش، مفاهیم قدسی و اخلاقی، ذهنی شمرده و ارتباط علوم با مبادی متافیزیکی آنها مانند باور به وجود خدا، غایت مندی جهان، ضرورت علّی و ... گسسته می شود. سوبژکتیویزم در ادامه به بنیاد اصلی اومانیسم، عقلانیت خودبنیاد و نفی مرجعیت دین تبدیل شد. هر کدام از این نتایج به نوعی، کنار نهادن مبادی متافیزیکی و وحیانی را برای متفکران غرب جدید موجه ساخته است. این دیدگاه به لحاظ منطقی نقائص معرفت شناختی جدی دارد و از نظر کارکردی نیز پیامدهای ناگواری در علم جدید داشته است.
بررسی تطبیقی امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه از دیدگاه علامه طباطبایی و علامه مصباح(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۵
88-69
حوزههای تخصصی:
به صورت کلی می توان گفت بین حکما و فلاسفه در عقلی بودن روش تحقیق علم فلسفه اختلافی نیست، بین استدلال های عقلی غیرمباشر، فلسفه تنها از برهان بهره می برد. برهان به سه قسم تقسیم شده است؛ زیرا جهت انتاج صحیح نتیجه، یا از علت به معلول سیر می شود (برهان لمّی)، یا از معلول به علت (برهان إنّ دلیل) و یا از احد المتلازمین به متلازم دیگر (برهان إنّ مطلق). علامه طباطبایی و علامه مصباح بدون اختلاف می فرمایند، در فلسفه نمی توان از برهان إنّ مطلق استفاده کرد، ولی می توان از برهان إنّ دلیل در این علم بهره برد؛ امّا در امکان استفاده از برهان لمّی در این علم بین آنها اختلاف وجود دارد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی درصدد پاسخ این پرسش برآمده است که بررسی تطبیقی امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه از دیدگاه علامه طباطبایی و علامه مصباح چگونه می باشد؟ در مقام پاسخ باید گفت، علامه طباطبایی قائل به عدم امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه بوده و بر آن استدلال اقامه فرموده است. امّا علامه مصباح در مقام ردّ دیدگاه ایشان چهار اشکال ذکر فرموده و ادعای خلاف آن را پذیرفته اند، امّا این تحقیق ضمن پاسخ به عمده اشکال های مزبور، دو اشکال دیگر به کلام علامه طباطبایی وارد کرده و با استدلال، به امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه قائل شده است.
چارچوبی برای کارزار های موفق تأمین مالی جمعی: بینش هایی از رسانه های اجتماعی (مروری سیستماتیک)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارزار های تأمین مالی جمعی در رسانه های اجتماعی به ابزاری قدرتمند برای کارآفرینان به منظور جمع آوری سرمایه و جلب حمایت برای پروژه هایشان تبدیل شده اند؛ بااین حال، موفقیت این کارزار ها تضمینی نیست و فقدان یک چارچوب جامع برای راهنمایی متخصصان در توسعه کارزار های مؤثر وجود دارد؛ ازاین رو هدف اصلی توسعه یک چارچوب موفقیت برای کارزار های تأمین مالی جمعی در رسانه های اجتماعی با بررسی سیستماتیک ادبیات هست. روش پژوهش از نوع کیفی و مرور سیستماتیک ادبیات است. در این پژوهش ۱۳۳۰ مقاله بررسی و درنهایت بعد از چند مرحله غربالگری ۲۹ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شد. یافته ها چارچوبی برای موفقیت های کارزار های تأمین مالی جمعی در رسانه های اجتماعی ارائه کرد که شامل مؤلفه هایی است؛ ازجمله: موفقیت کارزار های تأمین مالی جمعی در رسانه های اجتماعی (اهداف پروژه، آگاهی برند و میزان جمع آوری سرمایه)، عوامل مؤثر بر موفقیت کارزار های تأمین مالی جمعی (ویژگی های پروژه، ویژگی های کارآفرین، راهبرد کارزار، فعالیت در شبکه های اجتماعی و عوامل روان شناختی)، پیامدهای موفقیت کارزار های تأمین مالی جمعی (پیامدهای مالی، اجتماعی و شبکه) و عوامل مداخله گر (ویژگی های سکو و محدودیت زمانی). این چارچوب می تواند کارآفرینان، سکوها و سیاست گذاران را در توسعه راهبردهای مؤثر برای ترویج ابتکارات تأمین مالی جمعی موفق راهنمایی کند.
سیاست جنایی تقنینی ایران در حفاظت از سلامت غذا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
129 - 142
حوزههای تخصصی:
حق بر سلامت غذا به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشری در نظام حقوقی کشورهای مدرن مورد قبول واقع و ابزارهای حمایت از این حق در گونه های سیاست جنایی تقنینی، قضایی، اجرایی و پیشگیرانه منعکس شده است. هدف مقاله حاضر بررسی این سؤال است که سیاست جنایی تقنینی ایران در حفاظت از سلامت غذا چگونه است. مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی موضوع مورد اشاره پرداخته است. یافته ها نشان داد باوجود آن که قوانین و مقررات در نظام حقوقی ایران در این حوزه منطبق با استانداردهاست، اما از جامعیت لازم برخودار نیست و پیشنهاد می شود قانونی جامع درخصوص حفاظت از سلامت غذا به تصویب رسد. در نظام حقوقی ایران نبود یک قانون جامع و مانع اعم از کیفری و حقوقی خاص سلامت و ایمنی غذا و تضمین آن، ازجمله ضروریاتی است که باید به آن توجه شود. نتیجه این که جرم انگاری و استفاده از سیاست جنایی تقنینی در حوزه حقوق جزا به تبعیت از اصل آخرین حربه باید به صورت موردی و گزینشی استفاده شود.
رابطه تشدید سیاست پولی با قابلیت مقایسه اطلاعات حسابداری و سرمایه گذاری کمتر از حد در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۱ (جلد ۲)
133 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه تشدید سیاست پولی با قابلیت مقایسه اطلاعات حسابداری و سرمایه گذاری کمتر از حد در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. این پژوهش از نظر ماهیت و روش توصیفی و از نظر هدف، یک پژوهش کاربردی بوده و از آنجایی که در پژوهش حاضر وضعیت موجود متغیرها با استفاده از جمع آوری اطلاعات، از طریق اطلاعات گذشته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است، در ردیف مطالعات توصیفی و از نوع پس رویدادی گنجانده می شود. در مسیر انجام این پژوهش، دو فرضیه تدوین و 138 شرکت از طریق نمونه گیری به روش حذف سیستماتیک برای دوره زمانی 8 ساله بین 1396 تا 1401 انتخاب شده و داده های مربوط به متغیرهای پژوهش بعد از گردآوری در نرم افزار اکسل با استفاده از نرم افزار آماری ایویوز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون فرضیات نشان داد بین تشدید سیاست پولی (نرخ تورم، نرخ بهره، نرخ ارز و رشد اقتصادی) با قابلیت مقایسه اطلاعات حسابداری و سرمایه گذاری کمتر از حد رابطه مستقیم معناداری وجود دارد.
بررسی تأثیر پذیری سبک زندگی در مواجه با توسعه پایداری شهری (مطالعه موردی تبریز )(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1291 - 1305
حوزههای تخصصی:
اهمیت روز افزون توسعه پایدار در سطح شهرها نشان از جایگاه مهم شهرهای کنونی و لزوم توجه به پویای و تغییرات آن ها در توسعه پایدارکشور ها دارد. بنابراین امروزه در توسعه شهرها، توجه به اصل پایداری هر چه بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. رفع نیاز های کنونی بدون محرومیت نسل های آینده از ضروریات این موضوع است. بنابراین نقش ارزش ها، نگرش ها و رفتارهای فردی که در شکل دهی به سبک زندگی اهمیت دارند در توسعه مؤثر و در تأثیر پذیری از توسعه پایدار مورد تحلیل قرار می گیرند. مطالعه حاضر به دنبال بررسی شاخص های توسعه پایدار شهر با سبک زندگی می باشد، که روش پژوهش پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است. جامعه آماری تحقیق، شهروندان شهر تبریز بودند که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 400 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای آزمون فرضیات پژوهش، از آزمون تی، همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر و مدل ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد که شاخص توسعه پایدار شهری بر میزان و نوع سبک زندگی مؤثر می باشد، یعنی میزان 28/0=r می باشد. و همچنین ابعاد شاخص های توسعه پایدار شهری (اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، زیست محیطی) با میزان سبک زندگی رابطه دارد که به ترتیب 79/0=r و 54/0 =r و 68/0 =r و 50/0 =r می باشد، یعنی با افزایش و کاهش یکی، دیگری نیز دستخوش تغییر می گرد. و همچنین تحلیل رگرسیونی متغیر شاخص های توسعه پایدار شهری بر سبک زندگی معنادار است، یعنی متغیر شاخص های توسعه پایدار شهری قابلیت پیش بینی سبک زندگی را دارد.









