سون اریک لیدمن استاد تاریخ عقاید و علوم در دانشگاه گوتنبرگ سوئد، کتابی با عنوان: Tanks Latthet, Tingens Tyngd;om Frithet نگاشته است که در آن مفهوم آزادی در تاریخ اندیشه غرب را دنبال میکند. این کتاب به قلم «سعید مقدم» و تحت عنوان «سبکی فکر، سنگینی واقعیت؛ درباره آزادی» ترجمه شده است. مکتوب حاضر گزیدهای از فصل اول کتاب است که در آن بحث چهار آزادی بنیادی، آزادی مثبت و منفی، آزادی از ترس و نیاز و ضرورت برابری آمده است.
نویسنده محترم در این مقاله، با طرح چند محور درباره مشروطه، آغاز مشروطهخواهی را از دوره مظفرالدین شاه و پس مرگ ناصرالدین شاه میداند و آنرا در شمار یکی از مصائبی میشمارد که بر سر دربار باریدن گرفته است. او تجدد را از جمله این مصائب میداند که چون آواری بر سرما (آنها) خراب شده است، وی مشروطهخواهی را در بین مردم ایران و نخبگان از عوارض تجدد میشمارد که برای چارهجویی آن راههای گوناگونی از طرف نخبگان ارائه گردیده است که یکی از این راهها حاکمیت قانون و پارلمان و ایجاد مجلس میباشد. در بین این راهحلها و افکار اندیشمندان تناقضاتی بوده است که روشن نبوده و بعدا این تناقضات مایه گسست و فاصله گرفتن طبقات نخبگان از همدیگر شده است که یکی از مصادیق بارز آن، گسست روشنفکران دینی (روحانیان) و روشنفکران غربگرا میباشد. همین تناقضات سبب شده که روحیه دینستیزی نیز از سوی روشنفکران گراینده به غرب و کمونیسم پدیدار شود و منجر به ترور و نابودی مشروطهخواهان اصیل گردد. نویسنده مقاله در قسمتی از مقاله در صدد برجسته کردن تضاد بین علمای دین از قبیل آخوند خراسانی و نائینی و روشنفکران عثمانی است و آنرا از مصادیق تعارض روشنفکران و علما و گسست بین آنها میشمارد و مواضع علمایی مثل شیخ فضلاللّه نوری را نیز پناه بردن به ارتجاع و استبداد از ترس جمهوریخواهان جدید و تجددخواه میانگارد و معتقد است که وحدت ایجاد شده در صدر مشروطه بین روشنفکران و روحانیت مخدوش شد و از هم گسست که دامنه آن تا کنون نیز ادامه دارد.
نویسنده در این مقاله به نقش طبقه تجار و بازرگانان در انقلاب مشروطه اشاره و سعی نموده که نقش تجار و بازرگانان را برجستهتر از سایر اقشار و طبقات جلوه دهد و تجار را بازیگران اصلی صحنه سیاسی در مشروطه قلمداد نماید. از آن جهت که آنها در حیطه اقتصادی نتوانستند کاری از پیش ببرند به حیطه سیاسی وارد شدند و در این عرصه نقش مهمی را ایفا نمودند. نویسنده انگیزه اصلی بازرگانان را در ایفای نقش در مشروطه رسیدن به حقوقشان که حمایت دولت از آنها و واگذار کردن امتیازات و اختیارات تجاری بود میداند چنانکه رسیدن امینالضرب به ریاست ضرابخانه از این نمونه شمرده شده است.
آقای باقی در این نوشتار سه رویکرد متفاوت را در باب دین، حقوق بشر و سکولاریسم در جامعه کنونی ایران مطرح میکند: 1. حقوق بشر در نظام غیر سکولار قابل تحقق نیست؛ 2. مفاد حقوق بشر کاملاً در دین وجود دارد؛ 3. امکان التیام و تلائم بین دین و حقوق بشر و یا دین و سکولاریسم. نویسنده با اعتقاد به رویکرد سوم بین دین (نصوص دینی) و دانشهای دینی (مثل فقه) تفاوت قائل است و بر این باور است که دین با آموزههای حقوق بشر تعارضی ندارد ولی تفکر فقهی و سنتی در مواردی با آن متعارض است و این سازگاری به این دلیل است که اسلام آیینی صرفا اخروی نیست بلکه دینی دنیوی هم هست و سکولاریسم با دولت دینداران هیچ تعارض و مخالفتی ندارد.
در این مقاله، از نسبت میان اسلام و مردمسالاری سخن به میان آمده است. به نظر آقای سروش تمدن اسلامی، فقهمحور است و به همین دلیل با قانون آشناست. اما نقیصه فقه فعلی تکلیفمحور بودن آن است. فقه باید به حقوق نیز توجه کند. در این جهت شیعه و سنی مشترکاند. اما اختلاف آنها، در چند چیز است. یکی در مفهوم ولایت، که در شیعه بسیار پررنگ است و نافی خاتمیت است و دیگری مفهوم مهدویت است که آن نیز مخالف خاتمیت است.