این پژوهش میزان استرس شغلی معلمان دوره ابتدایی و تاثیر شیوه آموزش گروهی ایمن سازی را بر آن در شهرستان لردگان بررسی کرده است. همچنین به مقایسه میزان استرس سازی شغلی معلمان مرد و زن پرداخته است. متغیر مستقل در این پژوهش روش ایمن سازی در مقابل استرس به شیوه میکن بام بوده و طی 6 جلسه 90 دقیقه ای در گروه آزمایش اجرا شده است. در پایان جلسه ششم از دو گروه آزمایش و گواه پس آزمون و دو هفته بعد از اتمام جلسات، آزمون پی گیری به عمل آمده است. ابزار سنجش پرسشنامه استرس شغلی و پرسشنامه منابع استرس آموزشگاهی بود. روش نمونه گیری به صورت تصادفی چند مرحله ای انجام گرفت. ابتدا 20 مدرسه از مدارس ابتدایی شهرستان لردگان به صورت تصادفی انتخاب شدند. پرسشنامه استرس شغلی و آموزشگاهی بین معلمان این دبستان ها اجرا شد. از بین آنان معلمانی که نمرات بالاتر از صدک 40 داشتند، 20 معلم مرد و 20 معلم زن به صورت تصادفی منظم انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. نتایج تحقیق نشان داد که آموزش گروهی ایمن سازی بر استرس شغلی معلمان گروه آزمایش تاثیر معنادار داشته و استرس شغلی آنان را کاهش داده است. تاثیر ایمن سازی در معلمان مرد و زن تفاوت نداشته است.
این پژوهش، به منظور مقایسه و ارتباط عملکرد خانواده و سلامت روانی نوجوانان فراری از خانه با نوجوانان عادی انجام شد. از این رو 200دختر و پسر (100دختر و پسر عادی و 100 دختر و پسر فراری) به صورت نمونه گیری تصادفی منظم انتخاب شدند. میانگین سنی نوجوانان 17 سال بود. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه اطلاعات فردی، ابزار سنجش خانواده (FAD) و پرسشنامه سلامت عمومی (روانی) (GHQ) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها و روش های آماری توصیفی و از آزمون آماری تجزیه و تحلیل واریانس یکراهه (ANOVA) و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد که عملکرد خانواده نوجوانان عادی متفاوت از نوجوانان فراری بود. بدین معنا که نوجوانان فراری در خانوده هایی با عملکرد غیر کار آمد و مختل رشد یافته اند. از طرفی سلامت روانی نوجوانان عادی متفاوت از نوجوانان فراری بود. بدین معنا که نوجوانان عادی از سلامت روانی بالاتری نسبت به نوجوان فراری برخوردار بودند و بین عملکرد خانواده و سلامت روانی نوجوانان رابطه معناداری مشاهده شد. بدین گونه که نوجوانانی که در خانواده های دارای عملکرد کار آمد بودند نسبت به نوجوانانی که در خانواده های ناکار آمد زندگی می کردند، سلامت روانی بالاتری داشتند.
مساله اصلی این پژوهش بررسی میزان پتانسیل و زمینه های بروز آنومی (آشفتگی اجتماعی) در شهر کرمانشاه است. جامعه آماری در این پژوهش، شامل کلیه مردان سرپرست خانوار ساکن در محلات شهر کرمانشاه است. حجم نمونه 400 نفر تعیین گردید که با روش نمونه گیری چند مرحله ای بوده است. شیوه جمع آوری اطلاعات مصاحبه بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد: که 1- بیش تر میزان آنومی (عدم رعایت هنجارها) در شهر کرمانشاه؛ هنجارهای رسمی و پس از آن هنجارهای نیمه رسمی است و هنجارهای غیر رسمی دارای کم ترین میزان آنومی هستند. 2- میزان تمایل به رفتار آنومیک در بین پاسخ گویان در حد متوسطی قرار دارد. 3- اغلب متغیرهای مربوط به شرایط آنومی که بر مبنای چارچوب تئوریک مورد مطالعه قرار گرفتند، رابطهشان با یکدیگر و با رفتار آنومیک مورد تایید قرار گرفت. ابتدا، ارزیابی ذهنی از «وضعیت اقتصادی» برروی سه متغیر کلیدی (هدف، تحمل وضعیت و امید به آینده) تاثیر می گذارد. این سه متغیر اخیر، به نوبه خود برروی کاهش اعتماد اجتماعی و کاهش ملاحظات اجتماعی تاثیر دارند. هم چنین کاهش اعتماد و ملاحظات در کنار عوامل دیگر، برروی برخی گویه های رفتار آنومیک اثر می گذارند. تاثیر پای بندهای مذهبی در افزایش اعتماد اجتماعی و کاهش تمایل به آنومی محرز گردید. عدم کارکرد مناسب سیستم کنترل پلیس و دستگاه قضایی موجب کاهش اعتماد اجتماعی و افزایش تمایل به آنومی در جامعه می شود. احساس وجود نابرابری اقتصادی و اجتماعی موجب کاهش اعتماد اجتماعی و افزایش تمایل به رفتار آنومیک می شود.
کیمیا براى جابر معرفت کلى است بنابراین، هدف اصلى کیمیا از نظر وى یافتن راهى براى شناخت عالم و مهم ترین جنبهء این هدف جستجوى حکمت واقعى است. هدف این نوشتار بررسى اجمالى تفکر جابر در زمینهء کیمیا با نگرشى هرمنوتیک است.