"یکی از مهمترین پدیدههای سرگرمکننده در سالیان اخیر، بازیهای رایانهای هستند که با سرعتی روزافزون جای خود را در میان کودکان و نوجوانان باز کردهاند و با بهرهگیری از فناوریهای نوین، هر روز بیش از پیش با زندگی کاربران عجین شدهاند. مهمترین نکته مورد بحث در مورد این بازیها، محتوای خشونتآمیز آنهاست که میتواند کاربران را به نحو عمیقی تحتتأثیر قرار دهد و بازتابهای بیرونی ناهنجاری را موجب شود. البته رابطه نمایش خشونت با رفتار افراد بهطور قطعی ثابتشده نیست و همین امر باعث شده است، شرکتهای سازنده، هر چه بیشتر نسبت به تولید این بازیها اقدام کنند. از این رو پژوهشگران باید با بررسی میزان تأثیرگذاری این قبیل خشونتها بر جوانان، پیشنهادهای عملی و قانونی لازم را در این زمینه ارائه دهند. نتایج پژوهشها میتواند در تولید و ساخت بازیهای رایانهای مؤثر باشد.
" بازیهای رایانهای، پرخاشگری، خشونت، رایانه، کودکان، نوجوانان
"گشایش
اگر بخواهیم مقوله ارتباطات را، نه از منظر جامعهشناختی بلکه از نگاهی فلسفی ارزیابی کنیم، بیگمان جایگاهی بیبدیل را برای این مقوله در نظر خواهیم گرفت. از ارسطو که انسان را مدنیبالطبع میدانست تا هایدگر که ارتباط با دیگران را جزء مقوم ماهیت هر انسان تصور میکرد، گرچه راه درازی است، اما هردوی این دیدگاهها، بر یک نکته توافق دارند و آن اینکه ارتباط با دیگران، جزئی اساسی از سرشت انسان و مفهوم انسانیت است و بخش مهمی از هویت او را، همین ارتباطات میسازد. شاید از این منظر بتوان اذعان کرد که گرچه علم ارتباطات انسانی، متولی دانشگاهی و رسمی شناخت و طبقهبندی انواع و اشکال ارتباطات انسانی است، ولی هرگونه تغییر بنیادین در شکلگیری ارتباطات میان افراد در درجه نخست و کنشگران اجتماعی در مرتبه بعد، بر تمام حوزههای مختلف معرفت بشری تأثیر میگذارد و از آن مهمتر، شکل کنش انسان و تکنیکهای رفتار او را نیز تغییر میدهد. به یک معنا، حوزه ارتباطات ازجمله حوزههایی است که زیربنای تصورات و انگارههای نخستین حوزههای معرفتی دیگر را میسازد و به همین دلیل، یافتههای این معرفت و تغییرات رخ داده در این حوزه معرفتی، میتواند سرچشمه تغییراتی فراگیر در معرفت بشری باشد. سیمون مور و مایک سیمور در کتاب اخیر خود «فنّاوری جهانی و بحران شرکتی(1)»، تلاش کردهاند تأثیرات آنچه را که خود فنّاوریهای نوین ارتباطی میخوانند، بر فرایند مدیریت بحرانهایی که گریبانگیر واحدهای کسبوکار میشود، بررسی کنند. این کتاب توانسته است در این فرصت کوتاه، بهخوبی جای خود را در ادبیات مبحث «مدیریت بحران» باز کند و پرتوهای جدیدی بر بحث ارتباطات بحران3 بیفکند. در این نوشتار ابتدا به معرفی اجمالی اثر پرداخته شده و سپس با نگاهی انتقادی، وزن و اعتبار آنچه در کتاب آمده، سنجیده شده است.
"
"رسانه ملی نقش بهسزایی در مدیریت بحرانهای طبیعی دارد؛ چنانکه مدیریت مؤثر این بحرانها بویژه پس از وقوع، بدون نقشآفرینی رسانه ملی غیرممکن بهنظر میرسد. مقاله حاضر درصدد تبیین این مسئله است که نقش و کارکرد رسانه ملی در مدیریت بحرانهای پنهان اجتماعی بهمراتب حیاتیتر است؛ بهاین منظور، یکی از این بحرانهای پنهان، یعنی تهدید انسجام ملی مدنظر قرار میگیرد و کارکردها و کژکارکردهای رسانه ملی در این باره تحلیل میشود.
در این مقاله، ضمن بررسی راهبردهای پیشبینی بحرانهای اجتماعی و راهبردهای پیشگیری از این بحرانها به مدیریت بحرانهای اجتماعی پرداخته میشود؛ ضمن اینکه نحوه مدیریت مؤثر بحران قومیتها از طریق رسانه ملی، با هدف تقویت و تحکیم اتحاد و انسجام ملی مورد بررسی قرار میگیرد.
" "بحران، بحرانهای پنهان اجتماعی، رسانه ملی، مدیریت قومیتها
"
"مقالة حاضر برگرفته از پژوهشی است که ارتباط بین پایگاه اجتماعیـ اقتصادی و تماشای خشونت تلویزیونی را با رفتار خشونتآمیز کودکان بررسی میکند و تأثیر رفتار خشونتآمیز والدین را بر توسل کودکان به خشونت مورد مطالعه قرار میدهد.
نتایج بهدست آمده نشان میدهد کودکانی که برنامههای خشونتآمیز تلویزیونی را بیشتر تماشا میکنند و کودکانی که در معرض رفتار خشونتآمیز والدین قرار میگیرند، بیشتر از دیگر کودکان به خشونت متوسل میشوند و به تماشای خشونت تلویزیونی تمایل بیشتری دارند.
" "پایگاه اجتماعیـ اقتصادی، جامعهپذیری، خشونت تلویزیونی، پرخاشگری کودکان، رفتار والدین
"