آب و آبیاری اهمیت بسیار زیدی در ایران داشته و ایرانیان با ابداع شیوههای مختلف خدمات ارزشمندی به توسعه فنون آبیابی و ذخیره آب کردهاند. این ابتکارات عمدتا به دلیل خشک و نیمهخشک بودن آب و هوا در اکثر نقاط ایران و کمبود رودخانههای دایمی بوده است. در واقع نیاکان ما با تامین آب، امکان استقرار در مناطق خشک را به وجود آوردهاند و توانستهاند با گسترش کشاورزی بیابانها را آباد کنند. در این مقاله از میان فنون مختلف مربوط به آب و آبیاری که در ایران متداول بوده است، دو روش بندسار و قنات و ارتباط آنها با یکدیگر تشریح میشود. بندسارها کرتهای بزرگی هستند که در استان خراسان برای استحصال سیلاب و کشت سیلابی برخی از محصولات ساخته شدهاند. بیش از 80 درصد آب وارد شده به این کرتها صرف تغذیه آبخوانها میشود. قناتها که مجاری زیرزمینی برای هدایت آبهای زیرزمینی به سطح زمین هستند تابع وضعیت آبهای زیرزمینی بوده و از بندسارها تاثیر میپذیرند. در مقابل آب مازاد قنوات در زمانهای پرآبی و فصول سرد میتواند صرف آبیاری این کشتزارها شود. به این ترتیب نیاکان ما نظامی برای بهرهبرداری پایدار از منابع آب این مناطق ایجاد کردهاند که میتواند سرمش مناسبی در حل بحران آب زیرزمینی و سایر موارد مرتبط باشد.
وضعیت اقتصادی و اجتماعی عشایر در دهه های اخیر و روند رو به افزایش مهاجرتها و اسکانهای بدون برنامه، عامل بسیاری از ناهنجاریهای اقتصادی - اجتماعی در جامعه عشایر بوده است (امیر احمدی، ????). از طرفی ناکار آمد بودن نحوه معیشت فعلی عشایر، ضرورت ارایه راهبرد عملی و الگوی سامان دهی مناسب با تکیه بر مطالعات اقتصادی - اجتماعی را بیش از پیش آشکار می سازد. همچنین سامان دهی عشایر باعث می شود که منابع طبیعی، هر چه بیشتر حفاظت شود و از تخریب آنها جلوگیری به عمل آید (سازمان جنگلها و مراتع کشور،????). به علاوه شکلهای دیگری از دامپروری وجود دارد که قادرند جایگزین شکلهای سنتی آن شوند و دارای توجیهات اقتصادی به مراتب بالاتری هستند. براساس مطالعات انجام یافته در این تحقیق مشخص می شود که جامعه عشایر به ویژه عشایر شهرستان شیروان به دلیل رویارویی با مشکلات اقتصادی و اجتماعی در شیوه ی فعلی دامداری و کوچ در مسافت طولانی امادگی پذیرش طرحهای سامان دهی را دارند (هراتی، ????). از طرفی ایجاد و توسعه دامپروریهای صنعتی و نیمه صنعتی در سطح منطقه نیاز عشایر را به کوچ در مسافتهای طولانی منتفی می سازد. مکانهای مناسبی در منطقه جهت سامان دهی به زندگی عشایر و ایجاد مجتمعهای زیستی و دامپروی وجود دارد.
فلات مرکزی ایران امروزه با شرایطی خشک تا بسیار خشک روبه روست، ولی شواهد ژئومرفولوژیک نشان میدهد که تغییرات قابل توجهی در اوضاع اقلیمی و طبیعی این ناحیه در طول دوران چهارم روی داده است که گاه بسیار متفاوت از وضعیت کنونی بوده است. تحقیق حاضر بر مبنای بررسی آثار ژئومرفولوژیک و تجزیه و تحلیل شیمیایی ـ فیزیکی رسوبات کویر اردکان و نیز مطالعه بخشی از رسوبات باد آورده این ناحیه (موسوم به کوهریگ) تهیه شده است. پدیده های ژئومرفولوژیک غیر فعال (فسیل)، که نشان دهنده شرایط طبیعی گذشته میباشد از قبیل مورنهای یخچالی کوهستانی در شیر کوه (جزئی از حوزه آبگیر یزد - اردکان)، خطوط ساحلی دیرینه در حاشیه این کویر، و نیز وجود رسوبات دریاچه ای و ماندابی ریز دانه (سیلت و رس) در عمق بسیار کمی زیر سطح امروزی کویر، همگی نشان دهنده تغییرات شرایط محیطی در اواخر پلیستوسن و بخشی از هولوسن میباشند. در این مقاله سعی شده است تا با توجه به این شواهد و مطالعه ویژگی های فیزیکی - شیمیایی مقطعی از رسوبات این کویر، روند تغییرات اقلیمی و محیطی در این حوضه بررسی شود. نتایج حاصله نشان میدهد که شرایط به مراتب سردتر. همراه با هوازدگی فیزیکی شدیدتر ناشی از سرمای شدید در انتهای پلیستوسن، به شرایط گرمتر و با موازنه رطوبتی مثبت تغییر حالت داده است، به طوری که در قسمت قابل توجهی از هولوسن شرایط محیطی مساعدی جهت پیدایش پهنه های آبی به جای کویر وجود داشته است.
براساس تعریف کنوانسیون سازمان ملل متحد برای بیابان زدایی «بیابان زایی به معنی تخریب سرزمین در مناطق خشک، نیمه خشک و خشک نیمه مرطوب ناشی از عوامل مختلف از جمله تغییرات آب و هوا و فعالیتهای انسانی میباشد ». در کشور ایران که از یک طرف بیش از 70 درصد وسعت آن را مناطق خشک و نیمه خشک تشکیل میدهد (مرادی،1377) و از طرف دیگر افزایش جمعیت و تلاش برای نیل به توسعه اقتصادی سبب استفاده بی رویه از زمین شده است، چنانچه به تنزل کیفیت و تخریب منابع آب، خاک و پوشش گیاهی به عنوان سه عامل بقای زندگی در اکوسیستم های آسیب پذیر این مناطق، منجر شد (خلد برین 1366)، پدیده بیابان زایی را باید عارضه ای دانست که محیط زیست و حیاط اقتصادی ما را به طرز شدیدی مورد تهدید قرار میدهد. در این تحقیق، دشتهای حوضه سفلی زاینده رود که محدوده داخل منحنی تراز 1800 متر را در چاله گاوخونی در ناحیه اصفهان در بر میگیرد به عنوان یک جامعه آماری انتخاب شده است. ضمن تحلیل عناصر اقلیمی و هیدرولوژیکی، روند تغییرات هیدروکلیماتولوژیکی منتهی به «تخریب سرزمین» و «وقوع بیابان زایی» بررسی شده است، چرا که از نقطه نظر ارتباطی که بین گسترش بیابان ها، خشکسالی ها و ویژگیهای هیدروکلیماتولوژیکی وجود دارد از یک سو توجه به عناصر اقلیمی و خواص هیدرولوژیکی محل ضروری است و از سوی دیگر به دلیل بهره کشی فوق امکانهای طبیعی بویژه برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی، توجه بیشتر به امکانها و محدودیت های محیط طبیعی را طلب میکند تا از این رهگذر ضمن حفظ تعادل اکولوژیکی علاوه بر پیشگیری از وقوع بیابان زایی به درمان ضایعه های زیست محیطی یا به عبارتی «بیابان زدایی» نیز اقدام شود.