Sadr-ul-Muta 'allehin, a prominent figure among Islamic philosophers spent his utmost efforts to connect Islamic philosophy, !lysticism, theology and exegesis of Hojy Qur'an in some of the dijferent discussions such as the Primary and Unit» of the Truth of Being (Esalat va Vahdat-e Haqiqat-e Vojoud), the relationship of causaliry which he has defined as actualization (Tasha'on), analogicalgradation of being (T.ashkik-e Vqjoud) , transubstantiation (Harekat-e Johan), the uniry of the Intelligence and the Intelligible (Ettehad-e 'Aghel va Ma 'ghou, and the immaterialiry of the faculry of imagination (tajarrod-e khia01 and Platonic Ideas. He interpreted the meaning of Platonic Ideas on one qf the mystical theories, i.e. ''immutable essences" (A 'ayan-e Sahetah). The present article elaborates dijferent viewpoints among the Islamic philosophers and the critiques of Sadr-ul-Muta1allehin of their perceptions such as Farabi, Ibn-e Sina (Avicenna), Suhra1vardi1 Dauani, and Mirdamad, and commenting on interpretation of Mulla Sadra and also plans to reviews his eight neu. proofs ofPlatonic Ideas.
(1) نسبی بودن امنیت: در جهان فعلی دستیابی به امنیت مطلق غیر ممکن است، زیرا قدرت که مبنای تحصیل امنیت است متغیر، متفاوت و نسبی است و بالطبع امنیت حاصل برای دولت ها نیز نسبی می شود. بنابراین با تغییر میزان قدرت و وجود تهدیدات بالقوه و بالفعل حتی قویترین دولت ها نیز امنیت مطلق ندارند. (2) ذهنی بودن امنیت: اصولاً احساس امنیت و عدم آن برداشت و امری ذهنی است که ریشه در معتقدات و باورهای مذهبی، اخلاقی و فرهنگی مردم و رهبران یک کشور دارد که جمع بندی این باورها و اعتقادات باعث می شود یک ملت یا رهبران آن، کشوری را دشمن و کشور دیگر را دوست تلقی کنند. بدین ترتیب تعریف از امنیت و فقدان آن برداشتی ذهنی است که حتی با تغییر رهبران سیاسی (احزاب) این مفهوم تغییر می یابد.[1] (3) تجزیه ناپذیر بودن امنیت: بدین معنی است که امنیت با حاکمیت و استقلال کل یک کشور رابطه مستقیم دارد. یعنی اگر در شهر یا استانی از یک کشور جنگ داخلی یا ناامنی پدید آمد، نمی توان ادعا کرد چون در دیگر شهرها امنیت به هم نخورده، امنیت ملی آن جامعه کامل است.[2]
کشور امارات متحده عربی شامل هفت امیرنشین دبی، ابوظبی، شارجه، عجمان، ام القوین، فجیره و راس الخیمه می باشد، روی هم دارای یک میلیون نفر جمعیت می باشدکه یک سوم جمعیت این شیخ نشین ها را کارگران، متخصصان و اتباع خارجی تشکیل می دهد. نیروهای مسلح امارات عمدتاً برای امور فنی بر پایه متخصصان خارجی تکیه دارد. با توجه به جمعیت کم، لکن با درآمد بالای این امیرنشین ها در دو دهه اخیر به یکی از خریداران عمده تسلیحات نظامی در منطقه خاورمیانه تبدیل شده اند که از جمله این خریدها می تواند به قرارداد خرید 80 فروند جنگنده F-16 از کشور آمریکا اشاره نمود.
یکی از جریانات مدعی دفاع از حقوق زنان، رویکرد فمینیستی است، که برخی سابقة آن را به قرن 17 میلادی بازمی گردانند. این رویکرد در قلمروهای مختلف از جمله در تعلیم و تربیت به اظهار نظر پرداخته است. این مقاله، نظریة تربیتی فمینیسم را در زمینة دیدگاههای نظری، اهداف، برنامه و روشهای تربیتی تبیین و در ادامه آن را با اتکا به متون اسلامی در قلمروهای پیش گفته نقد و بررسی کرده است.
اوضاع جغرافیایی و طبیعی، و مناطق مختلف در ایران ساختار نظام قومی و ایلیاتی، زمینه هایی را مهیا نمودند که ایلات و قبایل در بخش عمده ای از تاریخ ایران بر نظام سیاسی و حکومتداری کشور تسلط یابند. هجوم قبایل و صحرانشینان و سلطه طولانی مدت آنان و سپس مهاجرت ایلات و قبایل و تهدیداتی که از جانب ایشان متوجه جوامع یکجانشین شهری و روستایی بود؛ ضرورت های خود را در شکل الگوی سیاست و حکومتداری ایران نهادینه نمود. این مقاله به بررسی ساختارجامعه ایلیاتی و تاثیرگذاری آن بر الگوی سیاست و حکومتداری در ایران می پردازد.
این مقاله پس از بررسی اجمالی برخی از نظریه های توجیه حقوق بشر، نظریة ابتنای آن بر ارزش های اخلاقی موجّه را می پذیرد. دربارة چگونگی توجیه ارزش اخلاقی، رویکرد ارسطو که به «برهان ارگن» موسوم است، مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. مؤلف با طرح این برهان می کوشد نشان دهد ارائه هرگونه تحلیل از هویت انسان در نگرش آدمی به حقوق خود تأثیر مستقیم خواهد گذاشت. حقوق آدمی نه فقط از ناحیة کارویژه یا فصل ممیز وی (هویت انسان) تعیّن واقعی می گیرد، بلکه در عالم معرفت هم راه درست شناخت حقوق بشر، شناخت خود انسان است.
مسیحیان و برخی از مسلمانان استدلال می کنند که کاربست تکنیک شبیه سازی ناقض کرامت انسانی است. این دلیل خود به صورت های مختلفی بیان می شود، مانند آنکه انسان موضوع آزمایش های علمی قرار می گیرد و با او مانند حیوانات رفتار می شود. گاه نیز تغییر نحوة تولید مثل، مایة نقض کرامت انسانی قلمداد می گردد و گاه به مسئلة از بین رفتن هویت فردی اشاره می شود. نگارنده در دو قسمت، دیدگاه مسیحیان و مسلمانان را در این باره نقل و تحلیل کرده است و کوشیده است نشان دهد که استناد به مفهوم کرامت انسانی در این جا مبهم و ناگویاست و مخالفان کوشش دقیقی در جهت تبیین دلیل خود به عمل نیاورده اند.