پتر هاندکه (Peter Handke) نویسنده، شاعر و منتقد اتریشی که در بدو ورود به دنیای نویسندگی، به علت انتقاد علنی از ناتوانی دیگر نویسندگان هم زبان در زمینه توصیف، از شهرت زیادی برخوردار شد، به خاطر قدرت کلام، از نظریه پردازان ادبی به شمار رفته و تعدادی از آثار او، به علت پرداختن به زبان و کلام، به نمایشنامه های گفتاری (Sprechstücke) شناخته شده اند. نخستین علت این است که هر آنچه در آن ها رخ می دهد، چیزی جز بازی با واژه و کلام نیست. ایجاد پیوستگی در نوشتار، از قواعد عام و خاصی پیروی می کند که یافتن این قواعد در آثار نویسندگانی نظیر هاندکه، به این علت که در آنها زبان و کلام محور اثر قرار می گیرند و نه واقعه یا حادثه، به راحتی امکان پذیر نیست. از جمله ابزار ایجاد پیوستگی در نوشتار، بازپس نگری، محوسازی و استفاده مناسب از آنها در ایجاد روال منطقی جریان داستان است که از اهمیت خاصی برخوردار است.
فابل یا آنچه در زبان فارسی حکایت حیوانات نامیده می شود، نمونه ای از انواع آثار ادبی است که در طی سده ها همچون جهانگردی کره زمین را پیموده، به دفعات بازنویسی گردیده و آثار مشابهی به تقلید از آن سروده شده اند چه به زبان اصلی و چه دیگر زبان های دنیا. یک نمونه از این آثار کلیله و دمنه است، که نمونه ادبیات جهانی می باشد. این مجموعه حکایات، به اروپا نیز راه یافت، جایی که با استقبال بزرگی روبرو و به زبان های گوناگون اروپایی ترجمه شد. اما در زبان فارسی هم به عنوان الگو و اساس بسیاری از آثار ادبی بکار گرفته می شود. برای نمونه می توان از شاعر نامدار ایرانی مولانا جلال الدین رومی نام برد که تعدادی از حکایت های کلیله و دمنه را بر گرفته و در نقش تمثیل در مثنوی به کار برده است. در این مقاله، مقایسه کوتاهی میان حکایت های برگرفته از کلیله و دمنه و باز سروده های مولانا صورت می گیرد و همچنین حکایت های مشابهی از فابل نویسان آلمانی دوره روشنگری معرفی می گردد.
این گفتار به بررسی اصول سبک شناختی ادبیات نمایشی معاصر می پردازد و تفاوت های آن را با متون کلاسیک بررسی می کند. یکی از این اصول وحدت های سه گانه ارسطو و قواعد دست و پاگیر نمایشی است که به فراموشی سپرده شده است. گویی تمام معیارهای تئاتر کلاسیک، همچون کنش، شخصیت و گفت و شنود، به نوعی شالوده شکنی مبتلا گشته اند و زمان نیز تداوم خطی و مستقیم خود را از دست داده است. متن نمایشی معاصر، ساختاری از هم گسیخته دارد، از مسایل روزمره سخن می گوید و درد جامعه امروز را بیان می کند. در این مقاله نویسنده این تفاوت های ساختاری و محتوایی را با نگرشی مقایسه ای از منظر جامعه شناسی در نمایشنامه ایرانی نگین، اثر حمید امجد بررسی می کند. بحث نویسنده اینست که در این نمایشنامه، واقعیت های اجتماعی تنش زا بر ساختار دورانی نگین تاثیر گذاشته است و این امر امکان هر گونه رهایی شخصیت ها را نفی می کند. در ادامه بحث، برای روشن شدن نوآوری های این اثر، نمونه هایی از تئاتر فرانسه ارائه شده است.
وندهای منفی ساز از جمله عناصر زبانی اند که در نظام واژه سازی کاربردی گسترده دارند. نقش و نوع هر یک از این وندها از سایرین متفاوتند. برای مثال وند ??- در ترکیب با ضمایر و قیود، جملات بدون شخص می سازد که در آن از شکل مصدری فعل استفاده می شود، در حالی که جزء ??- در ترکیب با ضمایر و قیود، جملات فاعلی می آفریند. تفاوت معنایی حاصله از اتصال پیشوندهای منفی ساز مختلف به ریشه یکسان و ترکیب پذیری هر یک از کلمات ایجاد شده با کلمات مشخص، از دیگر ویژگی های وندهای منفی ساز است.
سال های بسیاری است که در برنامه ریزی آموزشی به تفاوت های فردی توجه شده است. یکی از شاخصه های تفاوت های فردی، سبک های یادگیری است. کارشناسان آموزش زبان انگلیسی، مانند سایر دست اندرکاران تعلیم و تربیت، می توانند با کشف سبک های یادگیری، برنامه آموزشی مناسبی را طراحی کنند. البته تولید ابزار پایا (reliable) و معتبر (valid) مسئله ای مهم در سنجش سبک های یادگیری فراگیران زبان انگلیسی (به عنوان زبان خارجی) است. در این مقاله نتایج اجرای دو پرسشنامه سبک های یادگیری موسوم به پرسشنامه برتری سبک های یادگیری ادراکی رید(Reid) و نشانگر سبک های یادگیری وینترگرست و دی کاپیوا (Wintergerst and DeCapua) گزارش می شود. پرسشنامه اول در سال 1987 تولید شده است و به اختصار PLSPQ نامیده می شود و پرسشنامه دوم در سال 2002 تولید شده است که به اختصار LSI خوانده می شود. هر دو پرسشنامه در اصل برای کسانی تدوین شده اند که انگلیسی زبان دوم آنهاست. نتایج این تحقیق – که با روش آماری تحلیل عامل تأییدی (confirmatory factor analysis ) و آلفای کرانباخ(Cronbach’s alpha ) بررسی شده است– نشان داد که PLSPQ روایی سازه ندارد و نیز پایایی آن از حد معمول کمتر است. اما LSI از حیث روایی سازه و پایایی قابل قبول است. از آن جایی که تعداد سؤالات LSI از PLSPQ کمتر است، می توان گفت که از نظر عملی ( practicality ) از PLSPQ بهتر است. بنابراین، می توان گفت که LSI بهتر از PLSPQ سبک های یادگیری را می سنجد. اهل فن می دانند که کمتر پرسشنامه یا آزمونی پیدا می شود که همه جوانب یک سازه را در بر گیرد. برای نمونه در پرسشنامه LSI به «شیوه استدلال» (استقراء/قیاس) توجه نشده است. از این رو پیشنهاد می شود، سؤالاتی برای سنجش این سازه به این پرسشنامه اضافه شود تا به غنای آن افزوده شود.
جهان اسطوره ای، جهانی است که نمادهای سازنده آن از بسیاری جهات مشترکند و همواره چهره ای متفاوت از جهان رئالیستی را به تصویر می کشند. البته همین نگرش شگفت انگیز به جهان پیرامون، موجب غنای ادبیات می گردد و اشتراکات جهان استعاری نمادها، سبب سهولت پژوهش در آثار نویسندگان و شاعران نامدار با رویکردی تطبیقی می شود. آنچه در این مقاله مورد توجه نگارنده قرار گرفته، پژوهش در اشعار برجسته نویسندگان شهیر فرانسوی در عصر طلایی رمانتیسم، یعنی در سده نوزدهم میلادی است، که در آن به بازسازی نماد پرنده پرداخته اند. در این زمینه، توجه نگارنده به اشعار ارزشمند ادب پارسی، در جهت غنابخشی به مفاهیم عمیق استعاری نماد پرنده، گامی برای شناخت اشتراکات و تفاوت های موجود در عرصه ادب فرانسه و فارسی است.