فقها در باب خرید و فروش پول اعتباری (اسکناس) اختلاف نظر دارند. برخی از آنان قائل به صحیح بودن و برخی قائل به عدم صحت چنین معاملهای هستند. در این تحقیق، با تقسیم اسکناس به مثل هم و عدم آن، موضوع مورد بررسی قرار میگیرد. در جایی که اسکناسها مثل هم محسوب نشوند و تفاوت مطلوبیت و رغبت بین اسکناسی که ثمن قرار میگیرد با اسکناسی که مثمن واقع میشود، وجود داشته باشد، معاملة نقد و نسیة آن صحیح است؛ اما اگر بین آنها تفاوت مطلوبیت وجود نداشته باشد، عرفاً بیع واقع نمیشود. در صورتی هم که عرفاً مصداق بیع باشد، نسیة آن حیلة ربا محسوب شده و بیع باطل و غیرمجاز است.
قانون مجازات اسلامی در مادّة 363 به تبعیت از حکم مشهور فقها در اجتماع سبب و مباشر، حکم به ضمان مباشر به نحو اطلاق نموده و فقط حالتی را که سبب اقوی از مباشر باشد از این حکم استثنا کرده است. بنابراین حتی در حالت تساوی سبب و مباشر نیز مباشر ضامن است. در این حکم حالات مختلف هر یک از سبب و مباشر از حیث رکن روانی به نحو کامل مد نظر قرار نگرفته و لذا رویّة قضایی عملاً در مواردی خاص مانند تقصیر طرفین، از این حکم قانون پیروی نکرده است، بی آنکه قضات از لحاظ نظری به توجیه نظر خود بپردازند. نکتة اساسی در حل این تهافت آن است که در تساوی سبب و مباشر، تنها در حالتی که هر دو عامد باشند، باید فقط مباشر را ضامن دانست، اما در حالتی که هر دو تقصیر داشته باشند، به دلیل ضعف مباشر، رابطة سبب با حادثه قطع نمیشود و در نتیجه باید هر دو را ضامن دانست.
در قرآن کریم، مجموعههایی از آیات وجود دارند که صفات ممدوح و مطلوبی را تحت عناوین خاصی ذکر کردهاند; از جمله آنها برخی آیات است که صفات عبادالرحمان را برشمردهاند.
«تواضع» از جمله صفاتی است که برای عبادالرحمان ذکر شده است. این صفت، با عبودیت پروردگار تناسب تام دارد. در مقابل تواضع، «تکبّر» قرار دارد که قرآن آن را موجب رانده شدن ابلیس از درگاه خداوند برشمرده است. در کتابهای اخلاقی، «تواضع» جزو صفات حمیده ذکر شده و در کتابهای منطقی هم آن را به عنوان «آراء محموده» جزو مقدّمات قیاس میپذیرند; چراکه نزد همه عقلا پذیرفته شده است.
اما ملاک واقعی ارزشمندی تواضع تأثیر آن در تقرّب انسان به خداست، نه پذیرش و خواست مردم. راه تقرّب به خدا هم تنها عبودیت پروردگار است.
برخی آیات قرآن (127 بقره، 96 آلعمران، 37 ابراهیم، 26 حج) هر کدام به گونهای اشاره به تاریخ کعبه دارند. روایات بسیار زیادی نیز سخن از تاریخ بنای کعبه به میان آوردهاند.
برخی از مفسّران با استفاده از این آیات و روایات، حضرت ابراهیم(علیه السلام) را بنیانگذار کعبه میدانند. اما بسیاری از مفسّران معتقدند که کعبه پیش از حضرت ابراهیم(علیه السلام) نیز وجود داشته است و آیات قرآن کریم اشاره به بازسازی و مرمّت کعبه به دست حضرت ابراهیم(علیه السلام) دارند.
این مقاله، به بررسی و داوری میان این دو قول نشسته، و با بررسی آراء مفسّران با محوریت آیات قرآن و استمداد از روایات تلاش میکند تا قول دوم، یعنی وجود کعبه در زمانهای پیش از حضرت ابراهیم(علیه السلام) را اثبات نماید.
این مقاله ابتدا تعریفى کامل از هویت فردى و اجتماعى و نیز از خودبیگانگى ارائه مى دهد و در ادامه به پیشینه تاریخى موضوع مورد بحث، نظر قرآن در رابطه با آن و نیز نظریات برخى اندیشمندان و صاحب نظران در این باب مى پردازد. سپس با مقدّمه قرار دادن این مباحث، بحران هویت را به دو قسم فردى و اجتماعى تقسیم نموده، علل هر یک را بیان مى کند. در مبحث علل بحران هویت فردى، عوامل درونى (ضعف ذاتى انسانى، خودفراموشى و خدافراموشى) و عوامل بیرونى (گروه هم سالان و نقش والدین) مورد بررسى قرار گرفته است. در خاتمه نیز علل بحران هویت اجتماعى در موضوعات: تصمیم سازان، گروه هاى الگو، فردگرایى، سکولاریسم، تسامح و تساهل اخلاقى، اخلاق سکولار، و تهاجم فرهنگى به بحث گذاشته شده است.
اشتغال و داشتن حرفه و شغل مناسب از جمله مسائلی است که برای انسانها اهمیت زیادی دارد. شغل و حرفه در رابطه با جوانان از اهمیتی دو چندان برخوردار است. شغل و حرفه مناسب علاوه بر تأمین نیازمندیهای اقتصادی، آثار تربیتی، روانشناختی، اجتماعی و معنوی نیز دارد. در این مقاله، سعی گردیده است به مباحثی همچون اهمیت کار و اشتغال، مفهومشناسی دینی کار و اشتغال، انواع کار از دیدگاه ارزشی، کارهای حلال و حرام، آداب و شرایط کار، آثار روانشناختی کار، آثار معنوی کار، آثار اقتصادی کار و آثار اجتماعی کار پرداخته شود. همچنین تلاش شده است مباحث مزبور با استفاده از آموزههای دینی و اسلامی و روانشناختی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.