هدف: هدف این تحقیق، بررسی تاثیر آموزش راهبردهای شناختی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با نارسایی ویژه در یادگیری در زمینه بیان نوشتاری است. روش: جامعه آماری شامل 480 دانش آموز نارسانویس از 30 مدرسه در شهر ایلام است که از میان آنها 60 نفر به طور تصادفی انتخاب و در دو گروه گواه و آزمایش جایگزین شده اند. گروه آزمایش طی 25 جلسه راهبردهای شناختی را با استفاده از مدل انگلرت در پنج مرحله مجزا که به منظور تحلیل بیان نوشتاری تهیه شده بود، دریافت کردند. از آزمون پیشرفت تحصیلی فارسی دوره ابتدایی، خرده آزمون خواندن و نوشتن، آزمون تحلیل نوشتاری به منظور تشخیص مشکلات خواندن و نوشتن دانش آموزان و از آزمون راتر به منظور بررسی مشکلات عاطفی و رفتاری جهت همتا کردن دانش آموزا ن استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش راهبردهای شناختی در بهبود و کاهش اختلال موثر بود و تفاوت بین گروه آزمایش و گواه معنا دار است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که گروه آزمایش عملکرد تحصیلی بهتری نسبت به گروه گواه دارد، اما بین دانش آموزان دختر و پسر تفاوت معنا داری در عملکرد تحصیلی بعد از دریافت آموزش راهبردهای شناختی مشاهده نشد.
هدف: هدف مقاله حاضر انطباق یک برنامه آموزش پیشگیری و درمانی خواندن و آماده سازی یک بسته آموزشی برای معلمان از مقطع پیش دبستانی تا کلاس سوم دبستان به زبان فارسی است. روش: مقاله حاضر یک مطالعه مروری درباره انطباق برنامه پیشگیری و درمانی خواندن بلکمن (2003) به زبان فارسی است که در ابتدا به زبان انگلیسی گسترش یافت. بر این اساس مواد آموزشی مورد نیاز برنامه آماده و طراحی گردید. یافته ها: بر اساس گزارش انجمن ملی خواندن (2000)، پیشنهاد می شود که در برنامه خواندن برای همه کودکان (از جمله کودکان نارساخوان) باید پنج مولفه اصلی خواندن شامل آموزش الفبا، آگاهی واجی، تناظر نویسه - واج، روان خوانی، درک واژه ای و خوانداری، گنجانده شود. این مؤلفه ها باید به صورت سازمان یافته، جامع و واضح آموزش داده شوند. در میان تعداد محدودی از این برنامه ها، اثربخشی برنامه بلکمن (2003) با شواهد تجربی معتبر تایید شده است. این برنامه برای رشد مهارتهای اصلی خواندن در کودکان که قبلا اشاره شد، طراحی شده و شامل پنج مرحله است: (1) یادگیری ارتباط نویسه - واج، (2) آموزش مهارتهای تقطیع و ترکیب واجی مانند دسته بندی کلمات بر اساس قافیه و تجانس و یادگیری نام حرف و صدای حرف، (3) صحیح و روان خواندن کلمات، (4) خواندن متن و تقویت درک خوانداری و (5) فعالیت نوشتن و دیکته نویسی. نتیجه گیری: در سالهای اخیر شواهد گوناگونی درباره اهمیت پردازش واج شناختی در زبان های گوناگون و در حوزه های علوم عصب شناختی، روان شناسی شناختی و آموزش بدست آمده است. بنابراین برنامه انطباق یافته بلکمن (2003) به زبان فارسی می تواند به صورت یک بسته آموزشی در اختیار معلمان قرار داده شود تا در کلاسهای درسی خود از آن استفاده کنند.
هدف: هدف این پژوهش ساخت و رواسازی آزمون تشخیصی حساب نارسایی پایه سوم دبستان شهر اصفهان بود.
روش: در این پژوهش پیمایشی، کتاب ریاضی پایه سوم دبستان تحلیل محتوا شد. ضریب کریپندورف مبنی بر توافق تحلیل محتوا 91/0 به دست آمد. پس از آن بر اساس مقوله های استخراج شده و اهداف رفتاری هر مقوله و با توجه به نظریه شناختی بلوم و حجم هر مقوله در کتاب ریاضی پایه سوم تعداد زیادی سؤال طرح و به طور مقدماتی اجرا گردید. سپس فرم نهایی روی یک نمونه 300 نفری از دانش آموزان پایه سوم دبستان (155 پسر و 145 دختر) که در سال تحصیلی 86-1385 به روش نمونه برداری خوشه ای چندمرحله ای از نواحی پنج گانه آموزشی شهر اصفهان انتخاب شده بودند، اجرا و پارامترهای سؤال آزمون بر اساس نظریه کلاسیک آزمون (CTT) و نظریه سؤال – پاسخ (IRT) محاسبه گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که این آزمون دارای روایی مطلوب و نیز پایایی مناسب (93/0=، ضریب بازآزمایی = 87/0) است و حساسیت و ویژگی (دقت) آن به ترتیب 98/0 و 96/0 به دست آمد. پارامتر تشخیصی a(g) و دشواری b(g) بر اساس نظریه سؤال – پاسخ نیز نشان داد که همه سؤال ها دارای توان تشخیص مناسب (بالای 5/0) و دشواری مطلوب اند و با مدل دو پارامتری برازش کامل دارند (05/0p>). منحنی تابع آگاهی آزمون نیز نشان داد که مناسب ترین کاربرد آن در سطوح توانایی ریاضی 6/0-=R تا 6/0+=R است.
نتیجه گیری: این آزمون دارای ویژگی های روان سنجی مناسب برای تشخیص کودکان حساب نارسای پایه سوم می باشد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی جنبه هایی از مقوله روانی کلام در افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا و مقایسه آن با افراد سالم انجام شد تا بتوان علایم ثابتی از اختلالات گفتاری و زبانی و شدت آنها ارایه کرد و سپس به کمک آن آزمون های گفتاری – زبانی دقیق تری تهیه نمود و جنبه های آسیب دیده زبانی و گفتاری را شناخت.
روش: در این پژوهش تحلیلی – مقطعی با استفاده از بخش گفتار خودبه خودی آزمون زبان پریشی فارسی با دو گروه 22 نفره از افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا و سالم (17 مرد و پنج زن در هر گروه) مصاحبه شد. در پاسخ به هر سؤال ویژگی های روانی کلام (مکث پر و خالی، تکرارهای نابجا و درصد تصحیح خودبه خودی) بررسی گردید. داده ها با نرم افزار SPSS 5/11 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: گروه سالم و بیمار در میانگین درصد مکث پر و خالی با هم تفاوتی نداشت. اما میانگین درصد تکرار نابجا و تصحیح خودبه خودی تفاوت معنی دار داشت (001/0p<). در خرده آزمون های تفکیکی برای مکث پر و مکث خالی، با توجه به مرزهای نحوی و معنایی، فقط در گروه مبتلا به اسکیزوفرنیا تفاوت آماری معنی دار مشاهده شد. در مبتلایان تفاوت های درصد مکث پر قبل از تکواژ محتوایی نسبت به تکواژ دستوری (01/0p<)، درصد مکث پر در اول جمله قبل از تکواژ محتوایی نسبت به تکواژ دستــوری (05/0p<) و درصد مکث خالی در اول جمله و وسط جمله و نیز قبل از یک تکواژ محتوایی نسبت به تکواژ دستوری (001/0p<) معنی دار بود.
نتیجه گیری: کمی حجم نمونه و استفاده از متغیرهای وابسته به بافت ممکن است در یافت نشدن تفاوت معنی دار برای برخی از متغیرها نظیر مکث مؤثر بوده باشد. اما وجود تفاوت معنی دار در متغیرهای تقریباً مستقل از تاثیرات بافت (مثل تکرار نابجا) می تواند تاییدی بر یافته های سایر محققان مبنی بر آسیب روانی کلام در افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا و شاید وجود یک آسیب عصبی باشد.
هدف: هدف این پژوهش، هنجارگزینی و بررسی اعتبار، روایی تشخیصی و ساختار عاملی «مقیاس سنجش مهارت های اجتماعی دنیلسون» در دو گروه بهنجار و مبتلا به اختلال کمبود توجه- بیش فعالی بوده است.
روش: به منظور دستیابی به هدف پژوهش، 271 نفر از کودکان مقطع ابتدایی شهر اصفهان به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای و 45 کودک مبتلا به اختلال کمبود توجه- بیش فعالی به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده از کلینیک های روان شناسی و روان پزشکی شهر اصفهان انتخاب شدند. «مقیاس سنجش مهارت های اجتماعی دنیلسون» برای هر دو گروه اجرا شد.
یافته ها: ضریب آلفای کرونباخ برای گروه بهنجار 75/0 به دست آمد. نتیجه تحلیل عاملی با استفاده از روش واریماکس و بر اساس آزمون اسکری بیانگر وجود چهار عامل (زیرمقیاس رفتار پسندیده اجتماعی، زیرمقیاس تکانشگری، زیرمقیاس روابط با همگنان و زیرمقیاس مهارت های ارتباطی) در این مقیاس بود که در مجموع بیش از 68/41 درصد واریانس کل آزمون را تبیین کردند. رتبه های درصدی و نمره t به عنوان هنجارهای مقیاس سنجش مهارت های اجتماعی دنیلسون محاسبه شد. ضریب روایی تشخیصی نمرات کل و عضویت گروهی برابر با 71/0 به دست آمد. نتایج تحلیل تمایزات نشان دهنده نقطه برش 69/65، حساسیت 100درصد و ویژگی 5/91 درصد بود.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های به دست آمده می توان گفت مقیاس سنجش مهارت های اجتماعی دنیلسون ابزاری معتبر، با روایی بالا و ویژگی مطلوب برای کاربرد در پژوهش های روان شناختی و فعالیت های بالینی است.