"درگیرشدگی مدنی ازجمله ملزومات بنیادین مردمسالاری و شهروندی است. از ربع پایانی سده 20 به بعد با پدیدهای به نام «انفجار اطلاعات و آگاهی سیارهای» روبهرو بودهایم. اینترنت از یکسو، اطلاعات و نگرشهای دموکراتیک را گسترش داده و از سوی دیگر نوعی مشارکت سیاسی جدید برخط (اینترنتی) را موجب شده است. در این نوشتار با بررسی نتایج برخی از مهمترین مطالعات کمّی انجام شده، این نظریه برجسته شده است که اینترنت بر درگیرشدگی سیاسی جوانان و بزرگسالان تحصیلکردهتر در دو نوع یادشده (برخط و غیر برخط) تا حد به نسبت خوبی (نه قوی و زیاد) تأثیرگذار بوده است. براساس این مطالعات، نویسنده در پایان مدلی زمینهگرا در زمینه تأثیر اینترنت بر مشارکت سیاسی ارائه داده است.
" "اطلاعات سیاسی، اینترنت، برخط و خارج از خط، شهروندان
"
"گشایش
اغلب کسانی که در دهه هفتاد میلادی دوره گذار از نوجوانی به جوانی را سپری کردهاند، هنگام در میان گذاشتن تجربیات خود با دیگران به این نکته اشاره میکنند که در این دوره شاهد بودهاند دنیا به «یکباره» تغییر یافته است. بخش عمدهای از این تغییر سترگ به واسطه ابزارهای جدیدی است که در زندگی انسان کاربرد یافته است.
"
در این مقاله با استفاده از روش هزینه ی منابع داخلی، مزیت نسبی استان گلستان در تولید نباتات صنعتی شامل پنبه، کلزا و سویا مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج، استان گلستان در تولید پنبه ی دیم و کلزا آبی دارای مزیت نسبی، اما در تولید سویا آبی فاقد مزیت نسبی بوده و در تولید سویا دیم ،کلزا دیم و پنبه ی آبی در نقطه ی سر به سر مزیت نسبی عمل می کند. بر اساس نتایج تحلیل حساسیت، مزیت استان گلستان در تولید پنبه ی دیم و کلزا آبی پایدار نبوده و شکننده است و کاهش اندک عملکرد در واحد سطح و قیمت جهانی آن ها می تواند این مزیت را از اقتصاد کشاورزی استان سلب نماید، هم چنین حساسیت عدم مزیت نسبی تولید سویا آبی اندک است. این بدان معناست که دستیابی به مزیت نسبی در تولید سویا آبی مستلزم افزایش شایان توجه عملکرد و یا قیمت جهانی آن خواهد بود.
موسسات اقتصادی درصد قابل توجهی از دارایی های خود را به صورت موجودی های نقدی نگهداری می نمایند و این امر از دیرباز، نظر پژوهشگران را در مورد عوامل موثر بر میزان نگهداری این گونه دارایی ها، به خود جلب کرده است. در این تحقیق، با استفاده از داده های صورت های مالی میان دوره ای شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی سال های 1379 الی 1384 و با استفاده از مدل رگرسیون خطی چند متغیره، تاثیر 10 عامل در نگهداری موجودی های نقدی توسط شرکت ها بررسی می گردد. شواهد تحقیق حاکی از آن است که حساب های دریافتنی، خالص سرمایه در گردش، موجودی های کالا و بدهی های کوتاه مدت، به ترتیب از مهمترین عوامل دارای تاثیر منفی بر نگهداری موجودی های نقدی هستند. از طرف دیگر، فرصت های رشد شرکت، سود تقسیمی، نوسان جریان های نقدی و سود خالص، به ترتیب از مهمترین عوامل دارای تاثیر مثبت بر نگهداری موجودی های نقدی هستند، اما شواهد کافی در مورد تاثیر منفی بدهی های بلند مدت و اندازه شرکت ها بر نگهداری موجودی های نقدی وجود ندارد.
در این پژوهش با تمرکز بر فعالیت هایICT ایران و الگوی داده-ستانده به محاسبه ضرایب فزاینده کلان با محاسبه ریش ه ها و بردارهای مشخصه پرداخته و سپس به اندازه گیری تغییرات تولید، به عنوان اهداف سیاستی و نیز تغییرات تقاضای نهایی مورد نیاز برای تغییرات تولید محاسبه شده به عنوان سیاست های مورد نظر و قابل اجرا برای دستیابی به اهداف سیاستی پرداخته ایم. این روش این امکان را فراهم می کند که علاوه بر تعیین بخش های تاثیرگذار اقتصادی، مناسب ترین سیاست های کنترل تقاضا به منظور دستیابی به بیشترین اثرگذاری بر تولید را شناسایی نماییم. بدین منظور از جدول داده- ستانده سال 1378 بانک مرکزی به منظور شناسایی مناسب ترین سیاست های کنترلی تقاضا برای فعالیت های فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران با محاسبه ضرایب فزاینده کلان استفاده کرده ایم. نتایج نشان می دهد که سیاست 1، سیاست مسلط برای افزایش تولید بوده و ترکیب دو سیاست 1 و3 با ضرایب عددی 9/0 و 1/0 بیشترین تاثیر گذاری را بر افزایش تولید فعالیت های فناوری اطلاعات و ارتباطات اقتصاد ایران دارد.
تحقیق، ترویج و آموزش مهمترین عوامل توسعه منابع انسانی در هر بخش و از جمله در بخش کشاورزی می باشند. طرح های انتقال یافته های تحقیقاتی (طرح ها و پروژه های تحقیقی-تطبیقی، تحقیقی-ترویجی و تسریع انتقال یافته های تحقیقاتی) که با هدف تولید، انطباق و انتشار فناوری های جدید میان کشاورزان انجام می شوند، از جمله زیرنظام های نظام دانش و اطلاعات کشاورزی می باشند که بهبود سطوح مختلف توسعه منابع انسانی در کشاورزان را نیز مد نظر دارند. تحقیق حاضر که با هدف رتبهبندی عوامل موثر بر اثربخشی طرح های انتقال یافتههای تحقیقاتی در توسعه منابع انسانی بخش کشاورزی استان فارس انجام شد، از لحاظ هدف کاربردی و بر حسب روش و چگونگی به دست آوردن داده های مورد نیاز توصیفی بود. جامعه آماری تحقیق، 53 نفر برگزارکنندگان طرح های انتقال یافته ها در سال زراعی 86-1385 بودند که همگی مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها پرسشنامه طراحی گردید، که گویه های آن بر اساس عوامل موثر معرفی شده توسط صاحبنظران مختلف و نیز نظرات طراحان و مجریان طرح های مذکور طراحی شدند. روایی صوری پرسشنامه با کمک صاحبنظران و پایایی آن از طریق اجرای پیش آزمون و با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (94/0=?) بدست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSSwin11.5 استفاده شد. برای توصیف داده ها از آمار توصیفی مناسب شامل فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار و ضریب تغییرات، و برای آزمون اختلاف میانگین پاسخ گروه های مختلف پاسخگویان از آزمون کروسکال والیس استفاده شد. انگیزه و علاقه و نیز مشارکت فعال برگزارکنندگان، تامین صحیح نقدینگی مورد نیاز طرح ها و وجود خط مشی ها و سیاستهای حمایت کننده برای ادامه بکارگیری فناوری ها توسط کشاورزان از جمله عوامل مهم تاثیرگذار بر طرح ها بودند که حضورشان در طرح ها ضعیف بود و بر این اساس پیشنهادهایی ارائه گردید.
این تحقیق با هدف اندازه گیری و مقایسه بهره وری نیروی کار دو گروه از صنایع کشاورزی دارای و فاقد آموزش های فنی و حرفه ای استان گلستان انجام شده است. برای این منظور از دادههای پیمایشی و روش تخمین تابع تولید استفاده گردید. ضریب آلفای کرونباخ برابر 76/0 گویای قابلیت اعتماد دادهها میباشد. بر اساس نتایج، بهرهوری متوسط و نهائی نیروی کار صنایع دارای آموزشهای فنی و حرفهای بطور معنیداری بیشتر از بهرهوری متوسط و نهائی نیروی کار صنایع فاقد آموزش های فنی و حرفهای میباشد که میتواند بیانگر تاثیر مثبت آموزش در بهبود بهرهوری نیروی کار صنایع باشد. همکاری بین صنایع، سازمان آموزش فنی و حرفهای و نهادهای کارگری، ارزیابی نیازهای آموزشی و افزایش اعتبارات برنامههای آموزش فنی و حرفهای از جمله پیشنهادهای این مطالعه است.
در داخل حوزه تعلیم و تربیت، حوزه ای فرعی وجود دارد که «برنامه درسی» نامیده می شود. برنامه درسی به عنوان یک حوزه مطالعاتی، در زمینه مباحث نظری از اختلاف برانگیزترین حوز های معرفت بشری محسوب می شود. یکی از مباحثی که از دیرباز منشا و مصدر این اختلاف نظر بین نظریه پردازان این رشته بوده، ایدئولوژی های برنامه درسی یا نظریه های هنجاری برنامه درسی است. موضوع ایدئولوژی برنامه درسی یکی از مباحث اساسی و پر مناقشه برنامه درسی است. نگاهی گذرا به منابع منتشر شده در حوزه برنامه درسی در دهه های گذشته حاکی از آن است که به این موضوع توجه بسیار جدی شده است؛ به نحوی که آثار قابل ملاحظه ای در این زمینه به رشته تحریر در آمده است. دو تن از صاحب نظران بنامی که در این زمینه آثار معتبری منتشر نموده اند، آیزنر و میلر می باشند. مقاله حاضر بر آن است تا ضمن بررسی عمیق اندیشه های آیزنر و میلر در این زمینه، تنوع برداشت ها از ایدئولوژی های برنامه درسی و دلایل آن را به گونه ای منطقی به تصویر بکشد. برای نیل به این مقصود، ابتدا مروری بر اندیشه های هر دو صاحب نظر شده و پس از آن، با تاملی دوباره در این ایدئولوژی ها، نکات کلیدی اندیشه های این افراد استنتاج گردیده و در نهایت، با مقایسه ایدئولوژی های آیزنر و میلر، تحلیل و نتیجه گیری انجام شده است. به طور کلی، نتایج این مقایسه و ارزیابی نشان می دهد که تفاوت های اساسی و بنیادی در فلسفه و جهان بینی این دو صاحب نظر وجود دارد.
در این مقاله مدل فرآیند تحلیل شبکه ای فازی برای پشتیبانی از فرآیند گزینش تامین کننده در موقعیت های راهبردی پیشنهاد شده است. در آغاز صورت مساله ارزیابی تامین کننده با تلفیق رهیافت تصمیم گیری چند معیاره و فرآیندی پیوندی که شامل پنج مرحله می باشد و از تکنیک فرآیند تحلیل شبکه ای فازی بهره می گیرد فرموله می شود. سپس از TOPSIS تعدیل شده برای رتبه بندی تامین کنندگان با توجه به کارکرد کلی شان استفاده می شود. از فرآیند تحلیل شبکه ای که به تازگی رشد یافته برای محاسبه اوزان نسبی معیارهای چندگانه ارزیابی که از تکنیک گروه اسمی با وابستگی متقابل معیارها به دست آمده است استفاده می شود. برای نمایش توانمندی مدلِ پیشنهادی، مطالعه ای موردی نیز ارائه شده است. مطالعه موردی نشان می دهد که چگونه می توان از این رهیافت برای مساله گزینش راهبردی تامین کننده استفاده نمود.
هدف اصلی این مقاله تبیین توانمندسازهای مدیریت دانش در شرکت های کوچک و متوسط ایران در قالب ارائه مدل معادلات ساختاری عوامل تاثیرگذار بر آن است. بر این اساس ضمن مروری جامع بر ادبیات موضوعی از میان جامعه آماری 1151 عضوی انتخاب شده، از نظرات تعداد 300 نفر استفاده شد، سپس با جمعآوری دادههای مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه ه استخراج مدل معادله ساختاری تبیین کننده عوامل مؤثر بر توانمند سازهای مدیریت دانش با استفاده از آزمونهای آماری همبستگی و نیز معادلات رگرسیون تعاملی در قالب تحلیل مسیر پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان داده است ضمن تایید کلیت مدل مستخرجه، هر کدام از متغیرهای مربوطه به غیر از پشتیبانی فناوری اطلاعات با شدت و ضعف خاص خود، بصورت مستقیم و غیرمستقیم بر توانمند سازهای مدیریت دانش تاثیرگذار بوده اند. بر اساس یافته ها بیشترین اثرگذاری مستقیم بر روی توانمند سازهای مدیریت دانش مربوط به متغیر اعتماد و همکاری از فرهنگ بوده و از این نظر متغیرهای کارکنان، یادگیری و متغیرهای مربوط به بعد ساختار سازمانی در درجات بعدی اهمیت قرار داشتند. در پایان مقاله، بحث و مقایسه، نتیجه گیری و پیشنهادات کاربردی مدیریتی ارائه شده است.
هدف کلی این تحقیق تحلیل عوامل تاثیرگذار بر مشارکت کشاورزان در مدیریت شبکه آبرسانی بخش جرقویه شهرستان اصفهان بود. روش انجام این تحقیق پیمایشی و از نوع توصیفی ـ همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق را کشاورزان عضو تشکل آببران جرقویه (1810 نفر) تشکیل دادند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 126 نفر برآورد شد که با در نظر گرفتن شرایط تحقیق این تعداد به 150 نفر افزایش پیدا کرد. در این تحقیق از روش نمونهگیری طبقهای با انتساب متناسب استفاده شد. برای جمعآوری اطلاعات میدانی از پرسشنامه استفاده شد و روایی محتوای پرسشنامه با کسب نظرات متخصصان و اساتید توسعه روستایی دانشگاه تهران مورد بررسی قرار گرفت. ضریب اعتبار پرسشنامه با استفاده از نرمافزار SPSS برای بخشهای مختلف بیش از 75/0 به دست آمد. نتایج اولویتبندی زمینههای مشارکت کشاورزان در مدیریت شبکه آبرسانی نشان داد مشارکت در ایجاد کانالهای جدید و ایجاد دریچههای جدید دو فعالیتی بودهاند که کشاورزان در انجام آنها بیشترین میزان مشارکت را داشتهاند. نتایج تحلیل عاملی این تحقیق نشان داد عواملی چون مشارکت در حفاظت و توسعه فنی شبکه، مشارکت در افزایش بهرهوری آبیاری، مشارکت در توزیع بهینه آب، مشارکت در فعالیتهای گروهی و همکاری با ادارات دولتی آب حدود 72 درصد کل زمینههای مشارکت کشاورزان عضو تشکل آببران را در مدیریت شبکه آبرسانی مشخص میکند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای میزان اراضی کشت شده، مدت عضویت در تشکل آببران، سابقه کشاورزی و سطح تحصیلات حدود 54 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین میکند.
در این تحقیق، کنش وری عصب-روان شناختی بین سوء مصرف کنندگان هروئین، سوء مصرف کنندگان تریاک و افراد عادی مورد بررسی قرار گرفته است. دو گروه معتاد (N=30) از طریق پرسشنامه و مصاحبه از بین افرادی که به کلینیک های درمانی جهت ترک مراجعه کردند انتخاب شدند. گروه کنترل (N=15) با توجه به خصوصیات تاثیرگذار در تحقیق از قبیل سن، تحصیلات، وضعیت اقتصادی و اجتماعی با گروه های معتاد همتا شدند. در این تحقیق علی-مقایسه ای، داده ها با استفاده از دستگاه کرونوسکپ، به صورت موردی جمع آوری گردیدند. نتایج حاصله از اطلاعات جمع آوری شده نشان داد که زمان واکنش بین سه گروه تفاوت معنی دار داشت. در بیشتر سطوح محرک های بینایی و شنوایی، این تفاوت بین دو به دو گروه ها به صورت معنی دار مشاهده گردید. سوء مصرف کنندگان تریاک و سوء مصرف کنندگان هروئین در زمان واکنش کلی با همدیگر تفاوت معنی داری داشتند. همچنین بین زمان واکنش ساده و زمان واکنش پیچیده گروه معتادان با گروه عادی نیز تفاوت معنی داری دیده شد.
این پژوهش با هدف واکاوی سازههای تاثیرگذار بر توسعه حرفهای اعضای هیات علمی دانشکدههای کشاورزی به انجام رسیده است. به لحاظ روششناسی، این تحقیق با رویکرد اکتشافی بر پایه راهبرد پیمایش به انجام رسیده است. جامعه آماری این تحقیق را اعضای هیات علمی دانشکدههای کشاورزی دانشگاههای دولتی ایران تشکیل دادهاند (1190=N) و برای جمعآوری دادهها و اطلاعات از روش نمونهگیری طبقهای تصادفی استفاده شده است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 120 نفر برآورد گردیده است. ابزار این تحقیق یک پرسشنامه محقق ساخته بوده است. جهت تامین روایی پرسشنامه به نظرات گروهی از اعضای هیات علمی و محققان مراجعه شده است و پایایی پرسشنامه بر اساس محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (95/0) مطلوب تشخیص داده شده است. برای تجزیه و تحلیل دادههای گردآوری شده از نرمافزار SPSS و تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی بهره گرفته شده است. تحلیل عاملی انجام شده به استخراج پنج مولفه زیربنایی منجر گریده است که روی همرفته 4/74 درصد از واریانس کل را تبیین نمودهاند. این عوامل عبارتند از: (1) عامل روانشناختی (48/18%)، (2) عامل مدیریتی (72/17%)، (3) عامل فرهنگی- اجتماعی (19/14%)، (4) عامل نهادی (71/12%) و (5) عامل نظام حمایتی (26/11%).
هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر دستکاری انگیزشی بر روی سرعت پردازش مغزی در افرادی با حساسیت بالای BAS و افرادی با حساسیت بالای BIS بود. در واقع، این پژوهش به دنبال فراهم کردن حمایتی برای تاثیر همخوانی در یادگیری در مدل گری، در مقایسه با مدل آیزنگ، می باشد. برای این منظور، 35 آزمودنی BAS و 28 آزمودنی BIS انتخاب شدند و تحت سه مرحله دستکاری انگیزشی (مرحله فقدان دستکاری انگیزشی، مرحله تنبیهی، و مرحله تشویقی) قرار گرفته و زمان واکنش تمایزی آنها سنجیده شد. داده ها با استفاده از روش آماری MANOVA مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که سرعت پردازش افراد BAS در شرایط تشویقی و سرعت پردازش افراد BIS در شرایط تنبیهی افزایش می یابد. این نتایج تاییدی برای مدل همخوانی گری، در مقایسه با آیزنگ، فراهم نمود.
"در ایـن پژوهش رگرسیـون ریـج و گـام به گـام در قلمرو روان شنـاسی صنعتی، که غالباً متغیرهای مستقل با هم همبسته هستند، مقایسه شد. از بیـن کارکنـان مرد صنایع شهر اصفهـان 329 نفر به دو پرسشنامه سبـک رهبری مدیران (گرستنر و دی، 1994) و رضایت شغلی (برایفیلد و روث، 1995) پـاسخ دادند. بر پایـه نتـایج رگرسیون گام به گام تنها عـامل بررسـی و رسیـدگی به شکـایتها، رضایت شغـلی را پیـش بیـنی کرد (84/0 =β و 05/0P<). اما نتایج رگرسیون ریج نشان داد که علاوه بر بررسـی و رسیدگی شکایتها، اهمیت یادگیری و عدالت ادراک شده در رفتار سرپرسـت نیز می تواند رضایت شغلی را پیش بینی کند (به ترتیـب 6/0=β، 05/0P<؛ 2/0=β، 05/0P<؛ 2/0=β، 01/0 P<). بـا آنکـه واریـانس تبیین شده براساس رگرسیون گام به گام (7/0=2R) بیشتر از رگرسیون ریـج (6/0=2R) بود، امـا به نظر می رسـد در این روش بـه دلیل غلبه بر هـم خطی چندگانه، نتایج واقع بینانه تر است.
"
"در ایـن پژوهش، اثربخـشی درمانگری شناختی ـ رفتاری بر نشانه هـای وسـواس ـ بی اختیاری مادر و اضطراب کودک بررسی شد. 217 مـادر دانش آموزان دبستانی، پرسشنامه های وسواس ـ بی اختیاری مادزلی (رچمن و هاجسـون، 1980)، وسـواس ـ بی اختیـاری نیلی پور (نیلی پـور، 1379) و مقیاس سلامت کودک اُنتاریو (بویل و دیگران، 1993) را تکمیل کردند. براساس بالاترین نمره ها در دو فهرست وسواس ـ بی اختیاری و مصاحبه تشخیصی DSM-IV (1994)، 32 مـادر به طور تصادفی در دو گـروه آزمایشی و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایشی در 8 جلسه 90 دقیـقه ای در معرض درمانگری شناختی ـ رفتاری قرار گرفت. نتایـج تحلیل کوواریانس چند متغیری کاهش معناداری را در نمره های وسواس مادران گروه آزمایشی در پس آزمون، نشان دادند. به رغم آنکه وسواس مـادران با اضطراب کودکـان همبستگی داشـت، درمان مادران، سطـح اضطراب کودکان را بهبود بخشید. پیگیری، پس از یک ماه حاکی از عدم تغییر نمره های وسواس ـ بی اختیاری مادران و اضطراب کودک بود.
"