هتلداری یکی از شاخه های صنعت گردشگری است و در مباحث بازاریابی جزء فعالیت های خدماتی طبقه بندی می شود. خدمات برخلاف کالا غیرقابل مشاهده و ناملموس است ، به همین دلیل جلب " رضایت مشتری " (متغیر وابسته) پیچیده تر است. در این مقاله از مدیران 30 هتل در استان گیلان درمورد تأمین رضایت مشتری و چگونگی طبقه بندی ابعاد آن نظرسنجی گردید و با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و نرم افزار choice Expert ، ضمن مقایسه زوجی ابعاد رضایت مشتری ، آنها را با هشت عنصر آمیزه بازاریابی خدمات، شامل قیمت ، فراورده ، توزیع ، ترفیع ، فرایند ، شواهد فیزیکی ، افراد و بهره وری (متغیرهای مستقل) مقایسه و اولویت بندی شده اند .
عامل " قیمت " در میان عناصر آمیزه بازاریابی هتلداری ، بالاترین اولویت را در تأمین رضایت مشتریان داشت. منطقی بودن اولویت بندی عناصر هشتگانه از سوی مدیران هتل و مشتریان تایید گردید و معلوم شد پس از قیمت به ترتیب افراد ، فراورده ، ترفیع ، توزیع ، فرایند ، شواهد فیزیکی و بهره وری در اولویت های بعدی قرار می گیرند.
انسان همواره به منظور بهتر زیستن به دنبال شرایط آب و هوایی مناسب اقلیمی است، زیرا بین انسان و شرایط آب و هوایی وابستگی پایداری وجود دارد. تغییر در عناصر اقلیمی مثلاً درجه حرارت و رطوبت نسبی و .... می تواند آسایش بیوکلیمایی انسان را دچار مشکل نماید. یکی از اهداف مهم اقلیم شناسان و برناهه ریزان محیطی ، شناخت نواحی دارای آسایش انسانی است. هدف این مقاله شناسایی نواحی دارای آسایش زیست اقلیمی انسانی در گیلان است . روش تحقیق ، استفاده از کلیموگرام گیونی، کلیموگرام الگی،کلیموگرام لنکستر-کارستن و روش تجربی بیکر و تهیه نقشه هم ارزش نواحی با استفاده از نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی است.نتایج تحقیق نشان داد که روش لنکستر – کارستن و بیکر برای نواحی ساحلی و روش گیونی و الگی برای نواحی کوهستانی بهتر می توانند نواحی دارای آسایشی را به صورت مکتنی و زمانی نشان دهند.نواحی آسایشی در دو منطقه به صورت نقشه های هم ارزش آسایش بیوکلیماتیک ( زیست اقلیمی ) با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی ارائه شده است .
درحال حاضر، چای یکی از محصولات مهم اقتصادی و راهبردی کشور است. کشت این محصول تنها در مناطق آب و هوایی خزری ایران امکان پذیر است. طبق آمار، حدود 32000 هکتار از اراضی مزروعی شمال کشورمان تحت پوشش این محصول قرار دارد. براساس آمار داخلی و سازمان خوار و بار جهانی، چای خشک تولیدی کشورمان، هنوز نتوانسته مصرف داخلی کشور را تامین کند. بنابراین، باتوجه به هزینه های مراحل داشت و برداشت باغ های چای موجود، این محصول از نظر اقتصادی در مقایسه با سایر محصولات کشور از درآمد کم تری برخوردار است. از طرف دیگر، مسائلی نظیر؛ ناکارآمد بودن کارخانه های چایسازی و صنایع بسته بندی، پایین بودن سطح آموزش در نظام بهره برداری، قیمت گذاری نامناسب برگ سبز و چای خشک، نبود نظام بهره برداری مناسب، عدم وجود متولی واحد، واردات بی رویه، عدم سیاست گذاری مناسب در بخش فرآوری چای، بیمه نامطلوب، تغییر ذائقه مصرف کننده و ناکارآمدی صنعت بازاریابی چای، سبب شده اند که میزان نرخ بازده سرمایه گذاری در کشت و صنعت چای بسیار اندک باشد. در این پژوهش، سعی شده است تا مشکلات بخش تولید، عرضه، تقاضا و سیاست گذاری بخش چای در قالب مسائل عنوان شده فوق شناسایی شود تا راهبرد تحقیقاتی مناسب جهت رسیدن به اهداف پیش بینی شده محقق گردد. روش تحقیقاتی در این پژوهش از نوع تحلیلی است، زیرا به ابعاد نظری و تاریخی موضوع تحقیق پرداخته شده است. در این تحقیق از طریق مصاحبه و پژوهش مشارکتی، از تجربیات دانش گروه به صورت عالمانه استفاده گردید و از آن طریق به بررسی اهداف پرداخته شد. سپس مسائل و مشکلات را شناسایی و جهت اجرای برنامه راهبردی مناسب تحقیقاتی آن ها را اولویت بندی نموده و جهت هدفمند کردن طرح ها و پروژه های پژوهشی در بخش مطالعات اقتصادی و اجتماعی چای ارائه گردید.