توجه به کلام پایانی در شعر از دیرباز مورد توجه شاعران بوده است. این توجه در سروده¬های کلاسیک به صورت حُسن مقطع و ردّ المطلع، و در شعر نو به شکل شیوه¬ای که نیما آن را «برگردان» نامیده است، به چشم می¬خورد. پس از نیما توجه به پایان¬ اشعار از حدّ کاربرد شیوه برگردان شعری فراتر رفته و در مسیر تکاملی شعر جای خود را به آنچه در دوره اخیر «پایان¬بنـدی» (Ending) می¬گویند، داده است. بسامد و تنوع شیوه¬های پایان¬بندی، شعر قیصر امین¬پور را از زیبایی و قدرت تأثیـر دوچندانی برخوردار کرده است. این توجه به «پایان¬بنـدی» و نوآوری در این شیوه به اندازه¬ای است که می¬توان وی را در پردازش پایانی شعر، شاعری خلّاق و صاحبسبک خواند. در این پژوهش، با نگاهی کوتاه به سیر توجه به پایانه اشعار و ضمن بیان کارکرد شگفت این شیو¬ه،¬ شگردها و نوآوریهای قیصر در پایان¬بندی اشعارش دستهبندی و بررسی شده است.
جامعهشناسی ساختگرا یکی از رویکردهای اساسی نقد ادبی معاصر است. جامعهشناسان ساختگرا چون گلدمن آلتوسر و ماشری گاه متون سمبولیستی و سوررئالیستی را مورد بررسی قرار میدهند. داستان سه قطره خون صادق هدایت دارای ظرفیتهایی است که میتواند قرائتهای متفاوتی داشته باشد. معمولاً داستان سه قطره خون را از دیدگاه روانشناختی تحلیل کردهاند، اما این مقاله داستان حاضر را با رویکرد ادبی متفاوت، یعنی بر اساس نظریات جامعهشناسان ساختگرا بررسی میکند. بررسی نموده است. جامعهشناسان ساختگرا، بازتاب ایدئولوژی و ساختارها و صورتبندیهای اجتماعی را در متن جستجو میکنند و آنگاه توانایی نویسندگان و فردیت آنها را در تحولات اجتماعی نشان میدهند. داستان سه قطره خون واقعیات اجتماعی زمان خود را بازتاب میدهد و ناتوانی شخصیتهای آن را در زیر سیطره ایدئولوژی آشکار میسازد
هدف: پژوهش حاضر با هدف فراهم سازی ابزاری پایا به زبان فارسی جهت سنجش شدت خستگی در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس از طریق ترجمه و معادلسازی پرسشنامه «مقیاس سنجش شدت خستگی» به زبان فارسی و بررسی پایایی نسخه فارسی معادلسازی شده در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام شد. روش بررسی: تحقیق حاضر یک مطالعه غیرتجربی از نوع متدولوژیک و اعتبارسنجی میباشد. پرسشنامه «مقیاس سنجش شدت خستگی» طی سه مرحله طبق روش بین المللی ارزیابی کیفیت زندگی به زبان فارسی ترجمه و معادلسازی شد و برای بررسی تکرارپذیری، در دو نوبت با فاصله حداکثر 3 هفته در اختیار 20 بیمار (15 زن و 5 مرد) فارسی زبان که طبق تشخیص پزشک مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بوده و از سال 1380 تا 1386 جهت دریافت خدمات پزشکی و توانبخشی به کلینیک سینا مراجعه کرده بودند قرار گرفت. روش نمونه گیری به صورت ساده بود. دادههای به دست آمده از لحاظ تکرارپذیری در دفعات آزمون و همخوانی درونی آیتمها، از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ، ضریب همبستگی پیرسون و همبستگی درون طبقهای تحت تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافتهها: همخوانی درونی آیتمهای پرسشنامه « مقیاس سنجش شدت خستگی» با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برابر 96/0 بود که نشان میدهد آیتمهای مقیاس فوق یک مفهوم را ارزیابی میکنند. آزمون ضریب همبستگی درون طبقهای (ICC) که برای بررسی تکرارپذیری نسبی نسخه فارسی پرسشنامه « مقیاس سنجش شدت خستگی» در دفعات آزمون به کار رفته بود محاسبه و برابر 93/0 به دست آمد که تکرارپذیری خوب نسخه فارسی پرسشنامه «مقیاس سنجش شدت خستگی» را نشان میدهد. نتیجهگیری: پرسشنامه « مقیاس سنجش شدت خستگی» از تکرارپذیری بالایی برخوردار است و میتوان با استفاده از آن میزان شدت خستگی و تأثیر درمانهای مختلف را روی افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بررسی نمود.
" مقدمه: این مطالعه با هدف شنـاسایی عوامل شخصیتی و رویدادهـای پیشبینیکننده اقدام به خودکشی انجام شد.
روش: این مطالعه توصیفی- همبستگی روی مجموعا 148 نفر انجام شد که شامل 74 مرد و زن اقدامکرده به خودکشی و 74 مرد و زن همتـا و اقدامنکرده بودند. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه شخصیتی چندمحوری میلون2 و چکلیست رویدادهای منفی زندگی استفاده شد.
یافتهها: از بین الگوهای ناسازگار شخصیتی، اختلالات شخصیتی مرزی، ضداجتماعی، خودشیفته، منفعل و آزارگر، اضطرابی و افسرده در میان افراد اقدامکرده بیش از گروه اقدامنکرده مشاهده شد. در ضمن اقدام کردگان تجارب منفی بیشتری را در زندگی تجربه کرده بودند.
نتیجهگیری: از بین اختلالات روانی، اختلالات شخصیتی اضطرابی، خودشیفته و ضداجتماعی و از بین رخدادهای منفی زندگی، درگیری شدید با خانواده و سرزنش و تحقیر، دارای بیشترین توان پیشبینی اقدام به خودکشی هستند. "
" مقدمه: اضطراب پیامد مشترک تمام اعمال جراحی است. روشهای مکمل مانند ماساژ بازتابی و آرامسازی سبب ایجاد راحتی، احساس آرامش، تصحیح اختلال در عملکرد فیزیکی، تغییر پاسخهای فیزیولوژیک و کاهش ترس همراه با نشانههای بیماری میشود. پژوهشگران با هدف بررسی تأثیر ماساژ بازتابی و آرامسازی بنسون بر کاهش اضطراب به این تحقیق اقدام کردند.
روش: این پژوهش مطالعهای نیمهتجربی سهگروهه و از نوع کارآزمایی بالینی است. جامعه پژوهش، زنان تحت اعمال جراحی شکم و بستری در بخشهای جراحی بیمارستان بودند. واحدهای پژوهش بهروش نمونهگیری غیرتصادفی آسان وارد مطالعه شدند و براساس قرعهکشی اولیه بهطور تصادفی در گروههای آزمایشی ماساژ بازتابی پا و آرامسازی و نیز گروه شاهد قرار گرفتند. برای سنجش اضطراب از پرسشنامه استانداردشده اسپیلبرگر و برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و تحلیلی استفاده شد.
یافتهها: پس از استفاده از ماساژ بازتابی و آرامسازی میزان اضطراب کاهش یافت، بهطوریکه اختلاف معنیداری بین میانگین میزان اضطراب در دو گروه شاهد و ماساژ بازتابی پا؛ و دو گروه شاهد و آرامسازی مشاهده شد (05/0> p ). بین میزان اضطراب قبل و بعد از هر بار مداخله در دو گروه ماساژ بازتابی پا و گروه آرامسازی اختلاف آماری معنیداری وجود نداشت (05/0< p ).
نتیجهگیری: ماساژ بازتابی و آرامسازی در کاهش اضطراب بیماران جراحی شکم زنان مؤثر هستند، از این رو پیشنهاد میشود که از این روشهای مکمل برای کاهش اضطراب استفاده شود. "
"مقدمه: تحقیق حاضر بهمنظور بررسی تأثیر راهبرد مرور ذهنی بر عملکرد حافظه فعال دانشآموزان نارساخوان اجرا شد.
روش: در این تحقیق که از نوع کاربردی است و با روش نیمهتجربی به اجرا درآمده است، 15 دانشآموز نارساخوان بهروش نمونهگیری در دسترس و 15 دانشآموز عادی بهروش تصادفی انتخاب شدند. نمونههای انتخاب شده از لحاظ میانگین سنی و پایه تحصیلی با یکدیگر وضعیت مشابهی داشتند. برای جمعآوری دادهها از آزمون WMTB-C که توسط پیکرینگ و گدرکول در سال 2001 تهیه شده است، استفاده شد. راهبرد مرور ذهنی با استفاده از روش آموزش مستقیم در گروه نارساخوان به اجرا درآمد .
یافتهها : عملکرد حافظه فعال دانشآموزان نارساخوان از دانشآموزان عادی ضعیفتر بود.
نتیجهگیری: راهبرد مرور ذهنی تأثیر معنیداری بر عملکرد حافظه فعال دانشآموزان نارساخوان ندارد. "
نشانگان لهجه خارجی (FAS) اختلال گفتاری کمیابی است که در اثر ضایعات وارده بر نیمکره چپ مغز ایجاد میگردد. در این نشانگان عموماً ترکیب انحرافات زنجیری و زبرزنجیری در تولید سبب ایجاد لهجه خارجی می گردد. جدا از مشکلات تلفظی زنجیری، خطاهای زبرزنجیری غالباً مختصه اصلی نشانگان لهجه خارجی در نظر گرفته میشوند. در این مقاله گزارشی از یک زن فارسی زبان 53 ساله ارائه میشود که پس از سکته مغزی و وقوع انفارکتوسهای کانونی در مرکز نیمه بیضی نیمکره چپ، با لهجه خارجی صحبت میکند. بر اساس اطلاعات محققان و پیگیریهای صورت گرفته، احتمالاً این بیمار اولین مورد نشانگان لهجه خارجی گزارش شده در ایران میباشد. ویژگیهای زبرزنجیری گفتار این بیمار در مقایسه با مختصههای گفتاری سخنگویان طبیعی زبان فارسی و با استفاده از نرمافزارPraat نسخه ۴-۱-۹ مورد بررسی قرارگرفته است. نتایج بهدست آمده در راستای یافتههای تحقیقات پیشین و نشانگر آن هستند که انحرافات عمده در ویژگیهای زبرزنجیری گفتار این بیمار در ارتباط با تکیه، سرعت گفتار و درنگ رخ میدهند.