بی تردید یکی از رشته های کلیدی و سرنوشت ساز در ایران حوزه های مطالعاتی مدیریت است. تولید دانش در این قلمرو پژوهشی، متناسب با نیازهای مدیریتی بر آینده کشور تأثیر خواهد گذاشت. مانند سایر رشته ها، بسته های تولیدی دانشی درا ین حوزه نیز نظریه نامیده میشود. خلق این نظریه ها از یک طرف و به کارگیری آن ها در عمل دغدغه اصلی در این رشته هاست. نوشتار حاضر که محصول قلم دکتر حسن دانایی فرد (عضو هیئت علمی دانشکده مدیریت وا قتصاد دانشگاه تربیت مدرس) میباشد، در تلاش است چرایی کُندی در تولید و کسادی در بازار کاربرد نظریه ها در عمل در سازمان های ایرانی را تحلیل کند. بر این اساس مقاله حاضر ضمن بحث از چیستی نظریه ها و نحوة شکل گیری آن ها، به طرح موانع ذاتی و عرضی در عرضه دانش مدیریت و راهکارهایی برای رفع موانع و کاربرد این دانش حیاتی در کشور میپردازد.
مردم در آمریکا به جای سریا ل های ما شب ها چه میبینند؟ به جای قورمه سبزی و آ بگوشت چه میخورند؟ آداب و رسوم شان برای خواستگاری و عروسی چیست؟ در مراسم ختم به جای خواندن قرآن و گوش کردن سخنرانی حاج آقا، چه میکنند؟ و... شنیدن این مطالب البته از نگاه جامعه شناسی که خود مدتی تقریبا طولانی را در میان آن مردم بوده است و از نزدیک با واقعیات آنجا آشناست، هم شیرین و جذاب است و هم به درک درست ما از آیندهی خویش کمک میکند. راستی چه رابطه ای میان آیندهی ما و اکنون آمریکا وجود دارد؟
در دنیای کنونی اطلاعات با ارزش ترین دارایی هر سازمانی محسوب میشود به نحوی که اهمیت فناوری اطلاعات و اثرات آن برای سازمان ها به طرز چشمگیری افزایش یافته و رشد و توسعه آن احساس میشود. هدف تحقیق حاضر بررسی نقش فناوری اطلاعات دراثر بخشی سازمان های دانش محور میباشد. این تحقیق از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری موردنظر شامل اعضای هیأت علمی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران بوده است که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 60 نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه آماری در این تحقیق انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در این نوع تحقیق پرسشنامه میباشد و تحلیل آماری توسط نرم افزار SPSS انجام گرفت. طرح آماری این تحقیق شامل آزمون t تک متغیره و آزمون t وابسته است. طبق نتایج به دست آمده از آزمون t تک متغیره با test-value=4 (میانگین جامعه آماری مورد بررسی برابر 4 است)، ضرورت به کارگیری فناوری اطلاعات در مواردی همچون تأمین نیازهای علمی و تخصصی دانشگران، بهبود در عملکرد شغلی، افزایش رضایت شغلی، پشتیبانی از مدیران و تأثیر در روند تصمیم گیری آنان، توسعه اشکال جدیدی از ساختار سازمانی دارای اهمیت است. با استفاده از آزمون t همبسته، تفاوت معناداری بین وضعیت مطلوب و وضعیت موجود (ضرورت وجود فناوری اطلاعات و میزان موجود امکانات فناوری اطلاعات) سنجیده شد که بین متغیر مستقل و متغیر های وابسته رابطه های معناداری به دست آمد.
هدف از این تحقیق، شناسایی و تحلیل مشکلات مدیریت آب کشاورزی در سه زمینه منبع آبیاری، انتقال آب و سطح مزرعه در شهرستان زرین دشت از استان فارس بود. این مطالعه از نوع پیمایشی بوده و برای جمع آوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه که پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ در سه زمینه منبع آبیاری، انتقال آب و در سطح مزرعه به ترتیب برابر با 86/0، 80/0 و 74/0 تایید گردیده بود، استفاده شد. روایی پرسشنامه نیز توسط اساتید گروه ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه تهران، کارشناسان مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان زرین دشت و کارشناسان سازمان آب شهرستان داراب مورد تأیید قرار گرفت. جامعه آماری این تحقیق شامل 4648 نفر از زارعین شهرستان زرین دشت بود که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه به تعداد 150 نفر رسید و برای انتخاب نمونه ها روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب مورد استفاده قرار گرفت. نتایج حاصل از اولویت بندی مشکلات مدیریت آب کشاورزی نشان داد که، «افت سطح آب زیرزمینی، «پرپیچ و خم بودن کانال ها» و «نا مسطح بودن اراضی آبیاری»، از اولویت های اصلی برخوردارند. نتایج مقایسه میانگین ها نیز نشان داد که افراد بیبهره از اعتبارات، استفادهکننده از موتورهای دیزلی جهت برداشت آب و دارای کانال های خاکی جهت انتقال آب، از مشکلات مدیریت آب بیشتری برخوردار بودند. همچنین مطابق با نتایج تحلیل عاملی، متغیرهای مشکلات مدیریت آب کشاورزی در زمینه منبع آبیاری در پنج عامل، در زمینه انتقال آب در سه عامل و در سطح مزرعه در چهار عامل دسته بندی شدند.
تحقیق حاضر با هدف تعیین مؤلفه های ترویج بازاریابی گل و گیاهان زینتی به صورت پیمایشی در کل کشور انجام شد. جامعه آماری آن دو گروه بودند: 1) گلکاران استانهای تهران، مرکزی، گیلان، خوزستان و خراسان رضوی به تعداد 4920 نفر که از طریق نمونه گیری خوشه ای متناسب با حجم تعداد 234 نفر انتخاب شدند؛ 2) کلیه کارشناسان شاغل در ادارات ترویج کشاورزی در سطوح مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان تا مراکز ترویج و خدمات جهاد کشاورزی دهستانهای استانهای یاد شده که به روش سرشماری تعداد 69 کارشناس به عنوان نمونه تحقیق تعیین شدند. ابزار تحقیق دو پرسشنامه متفاوت برای گلکاران و کارشناسان بود. یافته های تحقیق نشان داد که از نظرگلکاران مؤلفه های ترویج بازاریابی شامل تسهیل تعامل و ارتباطات بین اجزای دخیل در فرآیند بازاریابی، توانمندسازی گلکاران، بهبود کنشگری گلکاران در بازار، ضرورت انجام تبلیغات، تقویت و تجهیز گلکاران، مدیریت تولید و فروش محصول، ارتقاء شناخت گلکاران از مبانی و اصول بازاریابی، مدیریت فرصت های بخش خصوصی و مدیریت اطلاعات بازاریابی است و از نظر کارشناسان ترویج این مؤلفه ها شامل حمایت از گلکاران، مدیریت تسهیل تبادل اطلاعات بازاریابی، توسعه توان تأثیرگذاری گلکاران بر بازار، ارتقاء درک عملی گلکاران از بازاریابی، توانایی انجام مطالعات سازگاری- اکتشافی، شناخت منابع مؤثق اطلاعات بازاریابی، کمک به اتخاذ تصمیم های راهبردی و ظرفیت سازی علمی در رابطه با بازاریابی میباشد.
در ایران، به دلیل ضعف توسعه بازارهای مالی داخلی، فقدان یک نظام مالیات گیری کارا و وجود محدودیت هایی برای استقراض خارجی، طی دهه های گذشته، کسری بودجه دولت عمدتاً یا از طریق استقراض از بانک مرکزی و یا از طریق فروش دلارهای نفتی به بانک مرکزی تامین می شده است و هر دو روش، منجر به افزایش پایه پولی یا پول پرقدرت شده و طی آن، نرخ تورم افزایش یافته است. افزایش تورم، از یک طرف، قدرت خرید پول جامعه را کاهش داده و از طرف دیگر، باعث ایجاد درآمد از طریق حق الضرب برای دولت شده است.
هدف این مقاله، بررسی و تحلیل حق الضرب از طریق برآورد تابع تقاضای پول در ایران است. برای تخمین مدل از تکنیک همجمعی یوهانسن – جسیلیوس استفاده و با به کارگیری داده های آماری دوره 86-1342، مدل تجربی تخمین زده می شود.
نتایج تخمین تابع تقاضای پول سرانه در ایران حاکی از آن است که شبه کشش بلندمدت تورم، منفی 59/5 و کشش بلندمدت تولید ناخالص داخلی سرانه، مثبت 36/2 می باشد. بعد از اولین تکانه نفتی، نرخ تورم حداکثرکننده حق الضرب - بجز در دوران جنگ - از نرخ تورم تحقق یافته کمتر است.
بر این اساس، نتایج مؤید این است که اقتصاد کشور عمدتاً در قسمت نامطلوب منحنی لافر قرار دارد. شایان ذکر است، نتایج این تحقیق صرف نظر از اینکه انتظارات به صورت تطبیقی و یا عقلایی شکل گیرد، معتبر است.
در این مقاله، سعی شده است با بهره گیری از آموزه های مکتب نیوکینزی، یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی برای اقتصاد ایران ساخته شود. در ساخت مدل، توجه خاصی به ویژگی وابستگی اقتصاد ایران به صادرات نفت شده است و نفت و درآمدهای حاصل از صادرات آن، هم به عنوان بخشی مجزا و هم، به صورت یکی از منابع تامین مالی بودجه دولت ظاهر شده است.
مانند تمام مدلهای تعادل عمومی پویای تصادفی نیو کینزی، در این مدل نیز انعطاف ناپذیری های اسمی وجود دارد و رقابت انحصاری حاکم است. چهار شوک: بهره وری، درآمدهای نفتی، نرخ رشد حجم پول و مخارج دولت به عنوان منبع نوسانات ادوار تجاری در اقتصاد ایران در مدل تعریف شده اند.
نتایج حاصل از حل و مقدار دهی( کالیبراسیون) مدل، حکایت از نزدیکی گشتاورهای متغیرهای حاضر در مدل و گشتاورهای داده های واقعی اقتصاد ایران دارد. همانند دنیای واقع، نتایج مدل ارائه شده نیز حکایت از نوسان بیشتر سرمایه گذاری خصوصی نسبت به تولید غیر نفتی و نوسان کمتر تولید غیر نفتی در مقایسه با مصرف خصوصی دارد.
همچنین توابع عکس العمل آنی متغیرهای تولید غیر نفتی و تورم در برابر شوک ها نشان می دهد که مطابق با انتظارات تئوریک و مشاهدات دنیای واقعی، تولید غیر نفتی در برابر شوک های بهره وری، درآمدهای نفتی، نرخ رشد حجم پول و مخارج دولت افزایش می یابد. با ذکر این نکته که پس از گذشت چند دوره، اثر برون رانی مخارج دولتی سبب کاهش تولید غیر نفتی می شود. همچنین تورم در برابر تمام شوک ها به غیر از شوک بهره-وری افزایش یافته و از مقدار باثبات خود، دور می شود.
هدف این تحقیق تعیین عوامل موثر بر اجرای تناوب زراعی توسط کشاورزان بخش حومه شهرستان گرگان بوده است. این تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی بوده، جامعه آماری شامل کلیه کشاورزان ساکن در 14 روستای بخش حومه شهرستان گرگان در استان گلستان بوده اند که تعداد آنها بر مبنای اطلاعات موجود 4000 نفر بوده است که از این تعداد 350 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با انتساب متناسب به عنوان نمونه های تحقیق انتخاب شده اند.. اعتبار محتوایی پرسشنامه با نظرخواهی از اعضای هیات علمی گروه ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان و کارشناسان زراعت سازمان جهاد کشاورزی استان گلستان انجام شده و مقدار ضریب آلفای کرونباخ در مورد پایایی ابزار تحقیق 88/0 بوده است.. نتایج مدل رگرسیون لجستیک نشان داد متغیرهای فاصله مزرعه تا بازار فروش محصولات، تجربه کار کشاورزی، تعداد محصولات زراعی، عضویت در شورای اسلامی، وسعت اراضی آبی، شرکت در کلاس های آموزشی- ترویجی، تعداد محصولات تحت پوشش بیمه و فاصله محل سکونت تا مرکز خدمات به عنوان مهمترین عوامل متمایزکننده دو گروه مجری و غیر مجری عملیات تناوبی در مجموع توانسته اند 4/95 درصد از کل پاسخگویان را به درستی تفکیک کنند.
به کارگیری بیرویه نهاده های تولیدی به منظور افزایش عملکرد محصول طی دهه های اخیر و در نتیجه تخریب محیط زیست از یک طرف و ضرورت استمرار تولید در راستای امنیت غذایی از طرف دیگر، اهمیت توجه به پایداری نظام های بهره برداری را دو چندان کرده است. دراین میان نظام بهره برداری خانوادگی و تعاونیهای تولید روستایی از جمله مهمترین و گسترده ترین نظام های بهره برداری زراعی محسوب میشوند که شناسایی میزان پایداری و تبیین عوامل مؤثر بر پایداری این نظام ها، موضوع مهم و کلیدی در نیل به توسعه پایدار روستایی محسوب میشود، در این راستا پژوهش حاضر در شهرستان آق قلا با هدف بررسی و تحلیل پایداری نظام های بهره برداری زراعی خانوادگی و تعاونیهای تولید روستایی انجام گرفت. رویکرد غالب پژوهش، پیمایشی است و داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه و بهره گیری از روش نمونه گیری طبقه بندی چند مرحله ای، به صورت مقطعی در سال زراعی 88-1387 از 190 بهره بردار در گروه خانوادگی و 150 بهره بردار در گروه تعاونی در شهرستان آق قلا گردآوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد 7/14 درصد بهره برداریهای مورد مطالعه (اعم از تعاونی و خانوادگی) در وضعیت بسیار ناپایدار، 1/42 درصد ناپایدار، 1/22 درصد در وضعیت پایداری متوسط، 3/20 در وضعیت پایدار و بالاخره تنها 9/0 درصد از بهره برداران در وضعیت بسیار پایدار میباشند. همچنین مقایسه میانگین پایداری دو نظام بهره برداری مورد مطالعه نشان داد میزان پایداری نظام بهره برداری تعاونی در ابعاد سه گانه اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی نسبت به نظام بهره برداری خانوادگی از وضعیت بهتری برخوردار است. همچنین نتایج تحلیل مسیر برای تبیین علی عوامل مؤثر بر پایداری نظام های بهره برداری نشان داد که 6 متغیر سرمایه گذاری، سن بهره-بردار، میزان مشارکت، اندازه زمین زراعی، دسترسی به نهاده ها و ماشین آلات دارای اثرات مستقیم و متغیرهای بهره برداری از منابع اطلاعاتی کشاورزی و سطح سواد بهره برداران، به طور غیرمستقیم بر سطح پایداری نظام های بهره برداری زراعی تأثیرگذار هستند.
علوم اجتماعی از آغاز ظهور تا کنون، افق گشاییهای گسترده ای در عرصه دانش انسانی داشته است؛ بخش عظیمی از دستاوردهای دنیای امروز در توسعه و پیشرفت، در اثر برنامه های حاصل از تئوریهای علوم انسانی، تحقق یافته است. ولی با همه مشکل گشاییهای این علوم در عرصه دانش بشری، محققان علوم اجتماعی در شرق، به ویژه در جهان اسلام، به قابلیت آن در تبیین پدیده های اجتماعی این سرزمین با شک و تردید نگریسته اند. تردید در مورد ظرفیت تبیینی و توصیفی علوم اجتماعی در جهان اسلام، از یک طرف به تجربه استفاده از این دانش در میدان تحقیق و عرصه پژوهش بر میگردد، و از جانب دیگر به تردید و تشکیک های مطرح در فلسفه علم و مباحث روش شناسی معاصر نسبت به علوم اجتماعی، ارجاع مییابد؛ ظهور دیدگاه های متعدد در فلسفه علم، نشانه آشکار به نفع این ادعا است که علوم اجتماعی، بر خلاف زعم متعارف، به لحاظ معرفت شناختی، از اتقان و استحکام خلل ناپذیر برخوردار نیست. نوشته حاضر در صدد است تا از طریق گذرگاه مباحث معرفت شناسانه به تعریفی اسلامی از علوم اجتماعی دست یازد.
پرسش از نقطه آغاز و پاسخ به آن، همواره موضوع و محوری اساسی در مباحثات و مجادلات علمی تعریف شده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و حتی دوره ای کوتاه پیش از آن برجسته تر مینماید و جایگاهی به مراتب روشن تر در فضای فکری فرهنگی جامعه پیدا مینماید. باور به تعیین کنندگی پاسخ این سؤال، بسیاری را بر آن داشت تا دست به کارشوند وپاسخی شایسته برای آن بیابند. نحله های مختلف فکری هر کدام بر حسب دیدگاه خود در جستجوی پاسخی صائب به این سؤال در پی آن برآمدند تا این نقطه آغاز را در بهترین جای ممکن تعیین محل نمایند. برخی رجوع به اسلام راستین را نقطه آغازی دانستند که میتواند انقلاب اسلامی را به مقصودش یا همان حیات طیبه برساند؛ برخی بازگشت به سنت، عدّه ای گذر و گذار از همه داشته های پیشین و سنت های تاریخی و رو آوردن تمام عیار به تجدّد و غرب و برخی نظرگاه هایی دیگر. آن چه در میان این همه آسیب دانسته میشد و میشود فقدان نگاهی جامع نگر است که ابعادی چند از ماجرا را ملحوظ دارد. در چند ساله اخیر دغدغه ارائه نظری جامع بیش از پیش بر فضای جامعه علمی حاکم است. دکترا براهیم فیاض از جمله کسانی است که چنین دغدغه ای را ذیل یک نظریه تحت عنوان «هرمنوتیک سه گانه» مطرح نموده است. در گفت وگوی پیش رو وی تفصیلی از این اجمال را باز میگویند.
یک ساعت تفکر از هفتاد سال عبادت برتر است. اما خدا در سوره مدّثّر میگوید او تفکیر کرد (فَکََّرَ) و اندازه گرفت، خدا بکشد او را به خاطر اندازه ای که گرفت! ١ تفکیر با تفکر چه تفاوتی دارد؟ پاسخ در قرآن آمده است. سوره مدّثّر نقد تفکیر است. و تفکیر همان روشنفکری است! میدانم که این ادعا سوء تفاهم برانگیز است. من به ساحت متفکران اسائه ادب نمیکنم و فقط از قرآن میگویم. هدف حمله به روشنفکری نیست، بلکه هدف تمیز بین فکر حقیقی (تفکر) با فکر غلط (تفکیر) است. اما به نظر میرسد در ادبیات قرآن، مفکرین (نه متفکرین) همان روشنفکران باشند که هر دو در سوره مدّثّر مورد اشاره قرار گرفته اند.
در نوشتهای که میبینید، قرار بوده است فصل «فلسفه و انقلاب» از کتاب «انقلاب اسلامی و وضع کنونی عالم» ساده و موجز شود؛ البته با حفظ معنی و مفهوم. آنگونه که بنده فهمیدم اصل مطلب در نسبت میان فلسفه و انقلاب، این است که از طرفی «انقلاب مرحلهی بریدن از رسوم سابق و رسمیت دادن به چیزی است که مقارن با تغییر تفکر (یعنی فلسفه) در وجود مردمان پدید آمده است» و از طرف دیگر «آغاز فلسفه و تجدید آن، تعرض به حقیقت وجود و ظهور نحوی حقیقت و بناکردن عهدی جدید یا استوار ساختن عهد قدیم بوده است و این عین حقیقت انقلاب است» اما اگر به این مختصر بسنده کنیم، با وجود مفاهیم زیادی که در همین اختصار نهفته است، بهره کافی را نبردهایم.
در مطالبی که تاکنون آمد، اشاره شد که وابسته کردن انقلاب اسلامی به یک جریان فلسفی خاص ناشی از یک سطحی نگری و عدم فهم عمیق این انقلاب است، و نیز اشاره شد که ما برای فهم جایگاه تاریخی و نیز برای ظرفیت سازی فکری جهت حرکت در مسیر آینده ناچار هستیم که سنت فکری و فلسفی خودمان را به خوبی درک و هضم کنیم. اما این سؤال به صورت جدی باقیست که انقلاب اسلامی برای ادامه ی حرکت خود، باید از چه مبنای فکری بهره ببرد که نه دچار دگرگونی در ماهیتش بشود و نه مسائلش بی پاسخ بماند و نه این که از عظمتش کاسته بشود؟ در این گفت وگو از مجرای بحث پیرامون جایگاه فلسفه ی اسلامی در انقلاب اسلامی، سعی کرده ایم که راهی برای پاسخ به این سؤال بیابیم.