اصل امامت که از اصول بی بدیل شیعه است و در ادامهٴ نبوت و از مسائل علم کلام شمرده می شود، نشان از خاستگاه کلامی سیاست دارد. فلسفهٴ امامت که روشنگر نظام اجتماعی اسلام و توجه آن به ابعاد وجودی انسان و سعادت حقیقی بشر در دنیا و آخرت و بیانگر حکمت جهانی بودن اسلام است، به طور مستقیم با سرنوشت حکومت ها، مشروعیت و جایگاه مذهبی سیاسی آنها گره خورده است و این امر حاکی از ظهور سیاست در علم کلام است که می توان از آن به کلام سیاسی تعبیر کرد. امامت، تداوم پیوند دین و سیاست و تحقق حاکمیت خدا در زمین و مشروعیت خلافت انسان است. حکومت دینی، قائم به امام است و اطاعت از امام نیز حتمیت و ضرورت می یابد تا زعامت سیاسی امام در جامعه تحقق یابد؛ هرچند پذیرش این زعامت از طرف مردم تأثیری در ماهیت امامت و مرجعیت دینی امام که منصوص از طرف خداوند است ندارد؛ زیرا مشروعیت امام به نصب از سوی خداوند است و شرط این مشروعیت، عصمت است تا غرض از نصب امام که اطاعت و انقیاد کامل است، حاصل شود. از این رو امامت، از زنده ترین بحث های کلامی است که در هر عصر و زمانی با رویکردها و پیامدهای مختلف مواجه بوده است. تبیین جایگاه امامت در علم کلام، در شناسایی این پیامدها سهم بسزایی دارد.
نظریه ذهن به توانایی شناختی ویژه کودکان 4- 5 ساله برای پیش بینی و شرح رفتار خود و دیگران با توجه به حالات ذهنی مانند باور، میل، نیت و ادراک گفته می شود. هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش باور کاذب بر پاسخگویی به تکالیف نظریه ذهن کودکان 3 تا 6 سال بود. تعداد 50 کودک پس از اجرای پیش آزمون (تکلیف انتقال غیرمنتظره؛ پرنر و وایمر، 1983؛ به نقل از فلاول، 2000) و پس از همتاسازی بر حسب سن، به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه در جریان آموزش قرار گرفت. پس آزمون نظریه ذهن شامل تکالیف انتقال غیرمنتظره، محتوای غیرمنتظره (هاگریف، وایمر و پرنر، 1986؛ به نقل از دوهرتی، 2009) و نمود واقعیت (فلاول، فلاول و گرین، 1983) بود که بلافاصله پس از اجرای آموزش برای هر دو گروه اجرا شد. نتایج پژوهش نشان داد که گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در پاسخ گویی به تکالیف نظریه ذهن در پس آزمون عملکرد بهتری داشت. با استناد به نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش باور کاذب موجب پاسخ گویی به تکالیف نظریه ذهن در کودکان 3 تا 6 سال می شود.
نقش مدرسه و سیستم های آموزشی، به ویژه معلمان و چگونگی ارتباط آنان در پرورش خلاقیت شناختی دانش آموزان، قابل تعمق و بررسی است. پژوهش حاضر به بررسی رابطه سبک های ارتباطی معلم (کنترلی در مقابل تأیید خودپیروی) با خلاقیت دانش آموزان پرداخت. شرکت کنندگان این پژوهش 300 نفر از دانش-آموز پسر کلاس سوم مقطع ابتدایی شهرستان شیراز بودند که به شیوه نمونه-گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه جوّ یادگیری (LCQ)، ادراک کنترل دانش آموز (SPOCQ)، خودتنظیم گری تحصیلی دانش آموز (SRQ-A) و سنجش عملیاتی خلاقیت آمابیل (CAT) مورد ارزشیابی قرار گرفتند. نتایج حاکی از آن بود که سبک ارتباطی تأیید خودپیروی توسط معلم رابطه مستقیم و غیرمستقیم با خلاقیت دانش آموزان دارد. به ویژه رابطه اصلی این الگو با باورهای تلاش، توانایی و دیگران بود. از سوی دیگر سبک ارتباطی کنترلی از طریق باورهای کنترلی با خلاقیت دانش آموزان رابطه منفی دارد. در نهایت، باورهای انگیزشی خودپیروی پیش بینی کننده مثبت و معنادار و باورهای انگیزشی کنترلی پیش بینی کننده منفی و معنادار خلاقیت بودند. این پژوهش، نقش معلم بر خلاقیت را از طریق متغیرهای واسطه ای باورهای انگیزشی و شناختی تأیید می کند.
پژوهش حاضر به منظور بررسی و مقایسه ویژگی های عصب- روان شناختی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ریاضی و عادی انجام شد. نمونه پژوهش 30 نفر از دانش آموزان پایه چهارم دبستان با ناتوانی یادگیری ریاضی و 30 نفر دانش آموز عادی (بدون ناتوانی یادگیری ریاضی) پایه چهارم دبستان شهر اصفهان بودند. مقیاس عصب-روان شناختی نپسی (NEPSY)، مقیاس هوش کودکان وکسلر(WISC) ،مقیاس تشخیص حساب نارسایی(DDT) و مصاحبه بالینی در مورد شرکت کنندگان اجرا شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین ویژگی های عصب- روان شناختی شامل کارکردهای اجرایی، توجه، زبان، پردازش بینایی- فضایی، حافظه و یادگیری دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ریاضی و عادی تفاوت معنادار وجود دارد. نتایج این پژوهش نشان داد که دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ریاضی دارای نارسایی های عصب- روان شناختی هستند. نتایج این پژوهش می تواند در تشخیص و طراحی مداخلات عصب-روان شناختی برای دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ریاضی مفید باشد.
این تحقیق، ویژﮔﯽهای روان سنجی نسخه ایرانی مقیاس مقابله مذهبی را با در نظر گرفتن بافتار فرهنگی و اجتماعی ایران در دو پژوهش گزارش می کند. پژوهش 1: اطلاعات مقدماتی از طریق مصاحبه با یک گروه 50 نفری از دانشجویان درخصوص راهبردهای مقابله مورد استفاده هنگام رویارویی با یک موقعیت استرس زا گردآوری شد. بعد از این که تحلیل محتوایی صورت گرفت، از یک نمونه دیگر از دانشجویان (365N= ) خواسته شد نسخه بزرگسال مقیاس پاسخ های مقابله، گزاره های راهبردهای مقابله ایرانی به دست آمده از تحلیل کیفی و همچنین مقیاس مقبولیت اجتماعی را تکمیل کنند. مقابله مذهبی به عنوان یک بُعد مستقل استخراج شد و در کل هفت عامل خالص توسط تحلیل عاملی پاسخهای آزمودﻧﯽها به دست آمد. در پژوهش 2، با حضور 176 شرکت کننده، روایی تشخیصی و همگرای مقیاس مقابله مذهبی تأیید شد. احتمال همپوشی سازهﻫﺎی مقابله مذهبی با مقبولیت اجتماعی یک مسأله قابل بررسی در پژوهشﻫﺎی آتی است. بر اساس نتایج این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که مقیاس مقابله مذهبی از پایایی و روایی مناسب برای استفاده در مطالعات پژوهشی برخوردار است.
ق رارداد سرمای ه گذاری ع قد جدی دی است که در زمان گذشته سابقه ن داشته است. در ق رارداد سرمایه گذاری، اعم از مستقیم و غیرمستقیم، سرمایه گذار بدون تضمینات کافی سرمایه خود را در اختیار سرمایه پذی ر قرار ن می دهد، لذا شرط ضمان سرمای ه در اغلب قراردادهای سرمایه گذاری درج می شود. بنابراین، این سؤال مطرح است که شرط ضمان سرمایه طبق قواعد حقوق اسلام چه حکم و وضعیتی دارد. هر شرطی از حیث حکم ممکن است مبطل عقد، باطل و یا نافذ باشد که به نظر می رسد شرط ضمان سرمایه با توجه به مفهوم عرفی آن نافذ است.