ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۵٬۳۸۱ تا ۸۵٬۴۰۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
۸۵۳۸۱.

بررسی معنایی پیشوندهای منفی ساز «نا» و «بی» در زبان فارسی رویکرد معنایی - واژگانی لیبر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰۳ تعداد دانلود : ۴۲۹
جستار حاضر در چارچوب نظریه نمود معنایی واژگانی لیبر ( 2004 ) به مقایسه بررسی نقش معنایی پیشوندهای منفی ساز «نا» و «بی» در فارسی می پردازد. پایه گذار این نظریه با استفاده از ش ش مشخصه معن ایی، نقش معنایی عناصر واژی ازجمله وندها و عملک رد آن ها را در فرایندهای ترکیب، اشتقاق و تغییر مقوله بررسی می کن د. در این پژوهش داده های موردبررسی از نسخه 2 پیکره همشهری استخراج شده اند و براساس نوع و معنای مقوله پایه چندمعنایی وندهای «نا» و «بی» موردبررسی قرار گرفته اند و با یکدیگر مقایسه می شوند. بررسی داده های پژوهش حاکی از آن است که معانی متفاوت نفی در کلمات دارای پیشوند «نا» به دلیل اصل هم نمایگی است. البته، این اصل درمورد برخی از کلمات منفی پاسخ گوی معنای حاصل، نیست و برای توجیه معانیِ منفیِ این کلمات باید اصل هم نمایگی را کنار بگذاریم و به مشخصه های معنایی پایه توجه کنیم؛ البته این موضوع درمورد وند «بی» صدق نمی کند و معانی حاصل از آن از طریق اصل هم نمایگی توضیح داده می شود. همچنین، مشخص شد که هر دوی این وندها به جز در مواردی معدود، وندهای صفت ساز هستند.
۸۵۳۸۲.

شواهد آکوستیکی و بررسی میزان تقطیع پذیری واژه های مشتق پیشوندی زبان فارسی در پردازش گفتار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۷ تعداد دانلود : ۳۴۶
اطلاعات آکوستیکی می تواند به منزله شاهدی برای بسیاری از مسائل مطرح در حوزه های دیگر زبان شناسی به خصوص صرف گفتاری و پردازش گفتاری باشد. مقاله حاضر با استفاده از واژه های مشتق پیشوندی زبان فارسی به بررسی شواهد آکوستیکی دال بر میزان تقطیع پذیری آن ها در پردازش، درک و دریافت معنی پرداخته است. برای این منظور واژه های مشتق از پیشوندهای «نا-»، «هم-»، «فرو-» و پایه های آن ها همراه با بسامد رخداد نمونه آن ها از پیکره پژوهشگاه علوم انسانی استخراج شد. از هر پیشوند دو واژه تقطیع پذیر و تقطیع ناپذیر انتخاب و با قرار دادن آن ها در جملات حامل هم بسته های دیرش، زیروبمی، سازه ها، شدت، دیرش خیز و شفافیت منطقه گذر بررسی شد. یافته ها نشان داد دیرش نسبی واژه های تقطیع پذیر بیشتر از واژه های تقطیع ناپذیر است. در منطقه گذر وند و پایه و در حالت ایستایی وند واژه های تقطیع ناپذیر به علت پیوستگی میزان هم تولیدی در بسامد زیروبمی، سازه اول، سازه دوم و سازه سوم آن ها بیشتر از واژه های تقطیع پذیر است. در واژه های تقطیع ناپذیر، دیرش نسبی شدت خیز بیشتر و روند هموارتری را نشان می دهد. همچنین در واژه های تقطیع پذیر، شفافیت تولید سازه ها در منطقه گذر بیشتر از واژه های تقطیع ناپذیر است.
۸۵۳۸۳.

معناشناسی الهیات عملی بر مبنای متافیزیک عمل در اندیشه علامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۶ تعداد دانلود : ۳۴۳
معناشناسی الهیات عملی متوقف است بر انگاره عمل و نسبت آن با الهیات. متافیزیکِ عمل به بررسی شأن هستی شناختی عمل، جایگاه آن در میان سایر امور و نسبت آن با سایر اشیاء می پردازد. با نگاهی منظومه وار به آثار علامه طباطبائی، می توان دیدگاه ویژه ای در باب متافیزیک عمل از آن استخراج کرد. از نظر طباطبائی، عمل -به مثابه یک هویت خارجی- نوعی حرکت است، حرکتی که دارای یک سلسله مبادی در درون آدمی است. مشخصه عامل مختار این است که با وساطتِ افکاری برساخته (امور اعتباری) عمل می کند. حرکت انسان چیزی بر اشیای بیرونی نمی افزاید، بلکه صرفاً نحوه نسبتِ انسانِ بدن مند با بیرون از خود را تغییر می دهد. هر تغییری در جهان به تغییرات دیگر و در نتیجه به تغییر وضع جهان می انجامد. پس انسان جهان را از طریق افکار برساخته تغییر می دهد. هر آن چیزی که از سنخ اندیشه است و می خواهد به گونه ای به ساحت کنش آدمی وارد شود باید از معبر امور اعتباری گذر کند. روشن است که الهیات در وهله اول ساحتی نظری و مربوط به حوزه باورها است. مسئله این است که الهیات چگونه وارد این معبر می شود، چگونه مبنا و مبدأ عمل واقع می گردد، و به دیگر سخن چگونه مبدأ تغییر جهان می گردد، و چه مزیتی بر سایر مبادیِ نظری عمل دارد. به باور طباطبائی دین ترجیحات همسو با هستی و آفرینش را به انسان گوشزد می کند. بر این اساس می توان به معناشناسی الهیات عملی رسید: الهیات عملی دانشِ تبیین و توجیه نحوه ترجح مبدأ الهیاتیِ عمل در شکل گیری کنش های فردی و اجتماعی آدمی است. آدمی مادامی که عملی را راجح نیابد دست به انتخاب آن نمی زند. دنیای جدید انسان را به ترجیحات گوناگونی دعوت می کند، و الهیات عملی در این میان می تواند نقش سرنوشت سازی داشته باشد، بدین صورت که نشان دهد چگونه عمل دینی، قطع نظر از تکلیف بودنش، با وضع بشر هماهنگ است.
۸۵۳۸۴.

کاربرد تجربیات زنانه در الهیات فمینیستی: جسمانیت، فرهنگ و زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۳ تعداد دانلود : ۳۳۰
در راستای ارائه خوانشی از الهیّات که معطوف به تجربه زنانه باشد، توجه الهی دانان به سه ساحت جلب شد. در ساحت نخست، در تاریخ فلسفه غرب همواره جسمانیت زنانه متناظر با طبیعت دانسته شده و با جلوه دادن عقلانیت به مثابه حق انحصاری مردانه، زنان از تحصیل در حوزه الهیّات منع شده اند. الهی دانان فمینیست بر آن هستند که ضمن به رسمیت شناختن جسمانیت زنانه، راهی برای ورود به عرصه عقلانیت بگشایند. افزون بر این، در همین ساحت است که الهی دانان فمینیست بدن زنان را منبعی برای بازتاب الهیّات فمینیستی دانسته و تجربیاتی را که از طریق بدن خود به دست می آورند به عرصه های گوناگون الهیّاتی تعمیم داده و حتی به بازتفسیر وجه زنانه خدا پرداخته اند. ضمناً ایشان در این راستا دست به ارائه آیین های جدید دینی با هدف ایجاد فضایی معطوف به تجربیات جسمانی می زنند تا به رویدادهای مخصوص بدن زنان وجهی دینی ببخشند. در ساحت دوم، توجه الهی دانان فمینیست پساساختارگرا به تکثر فرهنگی جلب شده و تأثیر فرهنگ های گوناگون را بر تجربیات زنانه از دین مد نظر قرار داده اند. در این ساحت، کوشش می شود تا با نظر به شخصیت های متون مقدس که تجریبات زنان از فرهنگ های غیرغربی را در بر دارند، تفسیری چندفرهنگی ارائه شود که طیف فراگیرتری از زنان را شامل شود. در ساحت سوم، در متون مقدس از یک سو زبان جنسیتی بوده و تصوری مردانه از خدا در ذهن مؤمنان ایجاد می کند و از سوی دیگر نگارش این متون به دست مردان عمدتاً از تجربیات زنانه غافل مانده است. پژوهش حاضر، در مقام یک پژوهش بنیادی-کاربردی، بر آن است که کاربرد تجربیات زنانه در الهیّات فمینیستی به مثابه الهیّاتی عملی را با نظر به سه ساحت یادشده مورد بررسی قرار دهد.
۸۵۳۸۵.

بررسی تقریر نوین سوئینبرن از برهان دکارت بر اصالت نفس و بازسازی آن براساس برهان «انسان معلق در فضا»ی ابن سینا(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۱ تعداد دانلود : ۳۸۹
برهان دکارت بر اثبات اصالت نفس (به تقریر سوئینبرن) چنین است: 1) من جوهری هستم که می اندیشد. 2) این قابل تصوّر است که «من می اندیشم و بدنی ندارم». 3) این قابل تصوّر نیست که «من می اندیشم ولی وجود ندارم». نتیجه: من نَفْس ام، یعنی جوهری که ذاتِ آن اندیشیدن است. از آنجا که این استدلال تنها اثبات می کند که نفس شرط کافی برای وجود داشتن من است و نه شرط لازم، سوئینبرن تقریری نوین به این شرح از این استدلال ارائه می دهد که به باور او شرط لازم بودن وجود نفس را نیز ثابت می کند: 1) من جوهری هستم که می اندیشد. 2) این قابل تصوّر است که «درحالی که من می اندیشم، بدنم ناگهان نابود می شود». 3) این قابل تصوّر نیست که «من می اندیشم ولی وجود ندارم». 4) غیرقابل تصوّر است که جوهری بتواند همه اجزای خود را با هم از دست بدهد و در عین ِ حال همچنان وجود داشته باشد. نتیجه: من جوهری هستم که برای وجود داشتنِ آن، داشتنِ نَفْس هم لازم است و هم کافی. این استدلال با اشکال ها و ابهام هایی مواجه است، لذا با الهام از آنچه ابن سینا درباه «انسان معلق در فضا» گفته، به گونه ای بازسازی شده است که از اشکال های یادشده مصون باشد.
۸۵۳۸۶.

بررسی مقایسه ای علوم شناختی دین و معرفت شناسی اصلاح شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۴ تعداد دانلود : ۴۶۶
در معرفت شناسی اصلاح شده، بر اساس قابل اعتماد بودن کارکردهای قوای شناختی، گفته می شود که بدون برهان یا شواهد طبیعی می توان به صورت بی واسطه به خداوند باور داشت. برخی از مدافعان علوم شناختی دین نیز در صدد فراهم آوردن شواهدی از علوم شناختی برای تبیین باورهای دینی هستند، به نحوی که نشان دهند به صورت طبیعی در انسان سازوکاری برای شناخت خداوند وجود دارد تا آن را دلیلی بر وجود خدا قرار دهند. در سال های اخیر تلاش هایی برای ترکیب این دو رویکرد و استفاده از نتایج تجربی علوم شناختی در جهت تأیید معرفت شناسی اصلاح شده صورت گرفته است. مقاله پیش رو، ضمن اذعان به برخی شباهت ها بین این دو نظریه، درصدد انکار منتج بودن تلاش هایی است که علوم شناختی دین را مبنایی علمی برای تأیید معرفت شناسی اصلاح شده می دانند. این کار در این مقاله از طریق اشاره و ارائه دلیل به نفع تفاوت های بنیادین این دو نظریه صورت گرفته است. دو استدلال برای نشان دادن تفاوت بنیادین آنها ارائه می شود. استدلال اول مبتنی بر تفاوت در خاستگاه دو نظریه است. طبق این استدلال، ابزار بسیار فعال کشف عامل در علوم شناختی دین یک واسطه، برهان یا شاهد علمی برای اثبات خداست، در حالی که بنای معرفت شناسی اصلاح شده بر کنار گذاشتن این واسطه ها و تبیین معقولیت باور به خدا بدون توسل به برهان است. طبق بیان برخی نظریه پردازان علوم شناختی دین، آنچه موجب سوگیری انسان ها نسبت به عوامل هوشمند می شود، یک ویژگی فرعی و غیرسازگار در چرخه تکاملی انسان است. عده ای از آنها، ایجاد این ویژگی را دلیل بر وجود خدا می دانند، اما فارغ از درست یا غلط بودن این استدلال، سوگیری های شناختی انسان در این استدلال، یک حد وسط و یک قرینه برای اثبات وجود خداست. استدلال دوم پیرامون تفاوت دو نظریه، بر روی نتیجه آنها تأکید می کند. مسئله علوم شناختی دین تولید باور است، در حالی که مسئله معرفت شناسی اصلاح شده عقلانیت باور است. با تمسک به ابزار بسیار فعال کشف عامل صرفاً می توان در مورد چگونگی ایجاد یک باور، صرف نظر از عقلانی بودن آن، اظهارنظر کرد. اما این مقصود معرفت شناسی اصلاح شده را تأمین نمی کند.
۸۵۳۸۷.

کرونا و پاسخ به رنج دیگری در پرتو تکلیف گرایی کانت و مسئولیت پذیری نزد لویناس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۵ تعداد دانلود : ۳۴۰
ویروس کرونا جوامع بشری را با آسیب های جسمی- روانی مواجه ساخته است. موضع اخلاقی اشخاص در مواجهه با رنج های مردم متفاوت است. کانت و لویناس پاسخ به ندای رنج دیدگان را فرصتی مغتنم برای فعل اخلاقی می دانند، اما با این وجود تفاوت هایی با یکدیگر دارند. از منظر کانت خواست آدمی به عنوان موجودی عاقل، عامل اخلاقی و منشأ قانون الزام آور است و حکم اخلاقی، مستقل از هر ارزش گذاری بیرونی و در مقابل نتیجه نگری قرار می گیرد. براساس تکلیف گرایی کانت، فعل اخلاقی صرفا عبارت است از ادای تکلیف و سایر انگیزه ها، محلی از اعراب ندارند. از منظر لویناس، اخلاق به چالش کشیده شدن خودانگیختگی سوژه در برابر ظهور چهره «دیگری» است. بنیان اخلاق، حاصل مواجهه با «دیگری» و ملازم با مسئولیتی بی کران است. شفقت آدمی به دیگران، ریشه در مسئولیت نامتناهی و نامتقارن او در قبال «دیگری» دارد. تکلیف گرایی اخلاقی کانت و مسئولیت پذیری نزد لویناس در مواجهه با رنج های ناشی از کرونا، لوازم و پیامدهایی را به دنبال دارد. اولی بدون راه دادن عوامل محبت گونه در انجام فعل، به خوشایندی و خرسندی مصیب دیده ها عنایت ندارد و تنها در حیطه انجام تکالیف محول شده، عمل می کند. اما کنش گر مسئولیت پذیر، فراتر از هرگونه رابطه دوستی، زدودن آلام کرونایی دیگران را جزو مسئولیت اخلاقی خویش می داند تا جایی که خود را ملزم به جانشینی و حتی تقاص در قبال «دیگری» می کند. اخلاق لویناسی به دلیل خروج از نگرش اومانیسمی و تمامیت خواهانه به دیگران و همچنین بهره بردن از اخلاقی بدن مند، التزام به مسئولیت و رجحان دیگران بر خود، در زدودن آلام رنج دیدگان کرونایی موفق تر به نظر می رسد.
۸۵۳۸۸.

«زیست جهان» در پدیدارشناسی آلفرد شوتز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳۲ تعداد دانلود : ۶۴۳
زیست جهان به معنی جهان چنان که تجربه و زیسته می شود، مفهومی است که نخست در پدیدارشناسی هوسرل متولد شد و پس از او در زمینه های مختلف به کار رفت. آلفرد شوتز پایه گذار جامعه شناسی پدیدارشناختی، که در پی ایجاد پایه های نظری برای جامعه شناسی تفسیری بود این مفهوم را برای بررسی ساختارهای ذهنی در زندگی روزمره به کار گرفت و از آن در جامعه شناسی استفاده  کرد. نوشتار حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که زیست جهان چه تحولاتی در اندیشه شوتز از سر گذارند. نتیجه این پژوهش نشان می دهد شوتز میان آگاهی فرد و زیست جهان رابطه ای دیالکتیکی برقرار می کند، به طوری که هر یک دیگری را می سازد و بر آن اثر می گذارد. بر خلاف هوسرل که زیست جهان را تنها واقعیت قابل درک دانسته، او به لایه های متعدد واقعیت اشاره کرده و اصطلاح فراروی(استعلا) هوسرل را برای چرخش میان این لایه ها مناسب می داند، در حالی که هوسرل استعلا را فقط در راستای آگاهی از تجربه  دیگری به کار گرفته بود. به علاوه پدیدارشناسی استعلایی را مبنای مناسبی برای علوم اجتماعی ندانسته و به جای اگوی استعلایی از اگوی این جهانی برای طرح خویش بهره می برد.
۸۵۳۸۹.

مقایسه تحلیل های ارسطو و فرگه از «گزاره حملی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۸ تعداد دانلود : ۳۷۴
پرسش اصلی پیش روی این مقاله این است که چه تفاوت ها یا شباهت های مهمی میان تحلیل های ارسطو و فرگه از گزاره حملی وجود دارد؟ بر اساس دیدگاه مشهور و رایج، ارسطو گزاره حملی را به سه جزء موضوع، محمول و رابطه تحلیل می کند؛ درحالی که در اندیشه فرگه، گزاره حملی به دو جزء متغیر (بخش اسمی) و تابع (بخش محمولی) تحلیل می شود؛ لذا این دو تحلیل، به کلی متفاوت از یکدیگرند و هیچ شباهت قابل ملاحظه ای میان آن ها وجود ندارد. من در مقاله ای دیگر استدلال کرده ام که در اندیشه ارسطو گزاره حملی در تحلیل منطقی، برخلاف تحلیل زبانی، همواره به دو جزء اصلی موضوع و محمول تجزیه می شود. در اینجا نشان داده ام با پذیرش و مبنا قرار دادن این تحلیل آشکار می شود: اولاً شباهت های مهمی میان تحلیل های ارسطو و فرگه از گزاره حملی وجود دارد؛ 1) هر دو تحلیل، دوجزئی است 2) ارسطو هم مانند فرگه «گفته شدن به چیزی دیگر» را ویژگی اساسی محمول می داند. ثانیاً و درعین حال، این دو تحلیل تفاوت های مهم و سرنوشت سازی با یکدیگر دارند؛ 1) ارسطو «گفته شدن به چیزی دیگر» را صرفاً ویژگی ذاتی جایگاه «محمول» می داند؛ اما فرگه آن را نه تنها ویژگی ذاتی «تابع» بلکه ویژگی ذاتی مفاهیم کلی که در جایگاه تابع قرار می گیرند، هم می داند و بر همین اساس 2) فرگه برخلاف ارسطو معتقد است مفاهیم کلی از نظر منطقی هرگز نمی توانند موضوع قرار گیرند. این دیدگاه فرگه مبتنی بر قول به «تمایز بنیادی شیء و مفهوم» است. بنابراین، ریشه اصلی تفاوت های میان این دو تحلیل را باید در همین قول جستجو کرد..
۸۵۳۹۰.

مطالعه ماهیّت، کارکرد و تجسم «عدد» در آگاهی اسطوره ای از منظر ارنست کاسیرر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۸ تعداد دانلود : ۳۶۷
«اسطوره» از دیدگاه ارنست کاسیرر فیلسوف بزرگ نوکانتی، ابتدایی ترین و در عین حال متفاوت ترین شیوه شناختی انسان است. به زعم وی انسان برای آگاهی از هستی خود و پیرامونش، به یکباره از فرم تعقلی شناخت آغاز ننموده و پیش از آن، دوره ای طولانی را با معرفتی ابتدایی سر کرده  است که این فرم آغازین معرفتِ انسانی تحت عنوان «آگاهی  اسطوره ای» به ما معرفی می گردد. ادراکات و جهان شکل یافته در این فرم از آگاهی، محتواها و ویژگی هایی دارد که فهم و پذیرش آنها با معیارهای دانش نظری امروز چندان آسان نیست؛ لذا این محتواها را می بایست در چارچوب دستگاه شناختی اسطوره ای مورد مطالعه قرار داد. در آگاهی اسطوره ای مقوله هایی مانند «فضا»، «زمان» و «عدد» به مانند آگاهی عقلانی امروز، تحت عنوان «واسطه های ادراکی» به ما معرفی می شود؛ اما ماهیت، کارکرد و تجسم این واسطه ها در آگاهی اسطوره ای کاملاً متمایز از ادراک امروز ما از آنهاست. مسئله اصلی در این پژوهش، شناسایی ماهیّت «عدد اسطوره ای» و آبشخورهای هویت دهنده به آن است. برای نیل به این هدف، با مطالعه دقیق آثار و دیدگاه های کاسیرر، علاوه بر شناسایی ماهیت، جایگاه و نوع تجسم عدد در آگاهی اسطوره ای، به بررسی عوامل شکل دهنده ماهیت خاص عدد در این فرم از آگاهی پرداخته می شود.
۸۵۳۹۱.

تعمیم تعریف رسمی و حل اشکال فرمول های پیچیده در ردّ وجود ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۱ تعداد دانلود : ۳۴۳
می دانیم که فیلسوفان مسلمان علم حصولی را نوعی وجود ذهنی می دانند و به اشکال های متعدد وجود ذهنی نیز پاسخ می دهند؛ ولی برخی از اشکال هایی که اندیشمندان غربی به وجود ذهنی وارد کرده اند، مانند اشکال هوسرل درباره فرمول های پیچیده ریاضی، نزد فیلسوفان ما هنوز ناشناخته است و پاسخی دریافت نکرده است. طبق این اشکال، در ممکن هایی چون «چندمیلیارد ضلعی» هیچ انسانی قادر نیست صورتی از چنین شکل پیچیده ریاضی در ذهن خود تشکیل دهد؛ بنابراین، هنگامی که از ممکنی چون چندمیلیارد ضلعی سخن می گوییم و احکامی ایجابی برای آن اثبات می کنیم، چنین قضایایی نمی تواند در ذهن موجود باشد! ما خواهیم کوشید بیشتر بر پایه مبادی فلسفه اسلامی، به ویژه فلسفه سینوی، راه حلی برای این اشکال فرمول های پیچیده ریاضی پیدا کنیم: گاه به بازسازی و تعمیم راه حل تعریف رسمی ابن سینا خواهیم پرداخت و گاه نیز خود نکاتی نقضی و جدید بدان خواهیم افزود. پاسخ نقضی این است که چنین اشکالی تقریباً به همان اندازه دیدگاه های رقیب را نیز دچار مشکل می کند؛ دیدگاه هایی چون شهود مُثل افلاطونی و شهود عدد در معدود در همین جهان مادّی. تعمیم راه حل تعریف رسمی نیز به طور خلاصه این است که «اینجا» ما به جای اینکه بتوانیم خود ماهیت پیچیده را تصور کنیم، تعریف رسمی نسبتاً ساده ای از آن در ذهن خود تصور کرده ، به خاصّه آن می رسیم. به مناسبت، به اشکال های راه حل تعریف رسمی نیز پاسخ خواهیم داد.
۸۵۳۹۲.

تنش انسان شناختی؛ پرسش از ذات انسان و متافیزیکِ سوبژکتیویته نزد کانت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۳ تعداد دانلود : ۴۳۴
کانت هر سه مسئله اساسی فلسفه را به مسئله ای یگانه و نهایی (انسان چیست؟) بازمی گرداند و حلّ آن را بر عهده انسان شناسی فلسفی می گذارد. باری، اگر از این دید در مهم ترین اثر فلسفی کانت، یعنی نقادی عقل محض نظر کنیم، جای شگفتی است که این پرسش، دست کم با این صورت بندی، از آن غایب است؛ البته، اقتضای فلسفه استعلایی همین است که این پرسش، بدین صورت ماهوی اساساً در آن قابل طرح نباشد؛ چراکه سیر فکر استعلایی سرانجام به سوژه منتهی می شود و نه انسان. اما به رغم خوانش هایدگر از کانت، نباید گمان کرد که وی پرسش از ذات انسان را سرانجام در جهت تثبیت یک متافیزیک سوبژکتیویته به جریان می اندازد. آموزه وحدتِ استعلاییِ ادراکِ نفسانی کانت، نه تنها بیانگر یک نظریه متافیزیکی بر محور سوژه نیست، بلکه صورت بندی دیدگاه کلی انسان شناختی کانت است در بستر فلسفه استعلایی و در چارچوب عقل نظری، که صورت متکامل آن در انسان شناسی اخلاقی او تبلور یافته است. هسته مرکزی این دیدگاه انسان شناختی را موقعِ دوگانه انسان در کیهان تشکیل می دهد، که بر حسب آن می توان تنش میان مرکزیت و هم زمان، حاشیه ای بودن موقع او نسبت به جهان را در فروکاستْ ناپذیری اش بیان کرد. این دیدگاه انسان شناختی کانت را از جهت دوگانگی فروکاست ناپذیر نهفته در آن، «تنش انسان شناختی» می نامیم.  
۸۵۳۹۳.

تحلیل کارکرد تعلیمی روان شناختی کهن الگوی «جهان» در اشعار ناصرخسرو بر پایه نظریه ژیلبر دوران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۲ تعداد دانلود : ۴۵۴
کهن الگوی «جهان» از جمله قدیمی ترین تصاویری است که از ابتدای شعر فارسی در شعر برخی شاعران وجود داشته و تا اواخر قرن هشتم بازتاب یافته است. تصویری که ناصرخسرو در ارتباط خود با جهان ترسیم کرده ، عمدتاً حائز صفات ناپسندی همچون ناسازگاری و دشمنی و کینه جویی و... بوده است. وی از جمله شاعرانی است که با چشم انداز تعلیمی و با هدف برحذر داشتن انسان از دلبستگی به جهان و گوشزد کردن آفات و خطرات آن، به وفور از این کهن الگو در شعر خود بهره می برد و از طریق «امر به معروف» و تمرکز بر «نهی از منکر» صفات منفی جهان را به نمایش می گذارد و آن ها را در ساختار تخیلات و منظومه فکری تعلیمی خود به کار می گیرد. این مقاله بر آن است تا با بهره گیری از آراء ژیلبر دوران، نظریه پرداز و انسان شناس مشهور فرانسوی، در زمینه ساختار تخیلات، نشان دهد بین مفهوم روان شناختی گذر زمان و نزدیک شدن به مرگ و واکنش شاعر در مهار زمان، ارتباط مستقیم و تنگاتنگی وجود دارد و آفرینش تصاویر تعلیمی از سوی شاعر، اساساً نوعی جدال برای کنترل زمان و رهایی از مرگ و ترس ناشی از آن است و بسامد این گونه تصاویر در دیوان ناصرخسرو، اثبات کننده این موضوع است که ترس از گذر زمان در وجود شاعر رخنه کرده و منجر به خلق ایماژهایی شده که اغلب به صورت پند و اندرز در کلامش آمده است. نکته ای که در نظریه دوران مغفول مانده و این مقاله به آن توجه داشته، تبیین و تحلیل جنسیت مؤنث در شکل گیری تصویر کهن الگوی جهان بوده است.
۸۵۳۹۴.

مقایسه تطبیقی شاهنامه فردوسی با سیاست نامه خواجه نظام الملک، در زمینه دادخواهی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۴ تعداد دانلود : ۴۴۸
اصلی ترین رهاورد تحلیل در ادبیّات تطبیقی میان دو اثر وجود یک ایده با زوایای مختلف و مشترک، علی رغم تفاوت های زمانی،مکانی و فرهنگی است.تحلیل اندیشه زروانی و اسلامی حکیم نامدار طوس، به عنوان یک حماسه پرداز جامع الاطراف و تطبیق دیدگاه او، با دانشمند و سیاستمدار مسلمان خواجه نظام الملک طوسی در زمینه دادخواهی و روشن کردن زوایا و خفایای اندیشه این دو بزرگ، حائز اهمّیّت فراوان است. نظر به اینکه، شاهنامه فردوسی، بیانگر آرمان گرایی و باور یک ملت در زمینه دادخواهی و عدالت است، در تطبیق این اثر با سیاست نامه خواجه نظام الملک، می توان گفت رهیافت و راهبرد این دو چهره نامدار ادب فارسی، در آثار مذکور، دعوت مستبدّین و زورمداران روزگار به دادخواهی بوده است. مبحث دادخواهی در شاهنامه فردوسی، به عنوان یکی از اصلی تیرین و محوری ترین مباحث و در سیاست نامه به طور خلاصه تر و به اجمال بیان شده است.
۸۵۳۹۵.

تحلیل اجتماعی معرفی للتجربه الحیه فی المجالات الاجتماعیه – الثقافیه وعلاقه ذلک بالعنف ضد النساء (مدینه طهران نموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱۷ تعداد دانلود : ۳۰۸
إنّ الدور الفاعل والبنّاء للمرأه فی تکوین العلاقات الأخلاقیه والعاطفیه بین أعضاء الإسره أمرٌ لا یمکن إنکاره بأیّ شکلٍ من الأشکال. لکن تحقیق هذا الدور لا یمکن أن یتمَّ إلا فی بیئه هادئه ومستقره بعیده عن العنف والخشونه. وهناک الکثیر من الشواهد والأدله التی تثبت وجود العنف الّذی یمارس ضد النساء داخل الأسر والعوائل. یهدف البحث الحالی إلی تقدیم نموذج اجتماعی معرفی للتجربه الحیه فی المجالات الاجتماعیه – الثقافیه فیما یتعلق بالعنف ضد النساء (مقاربه وفق نظریه الأرض). إنّ منهج البحث المعتمد فی الدراسه هو منهج کمی من النوع المسحی التوظیفی. 314 امرأه تسکن فی مدینه طهران شکّلت مجتمع البحث، وقد تمّ اختیار هذا العدد من النساء وفق طریقه أخذ العینات المتاحه. وقد تمّ تحلیل البیانات التی حصلنا علیها من خلال المقابلات والاعتماد علی اختبار کولموغوروف-سمیرنوفن ومعامل الارتباط لبیرسون و تحلیل الانحدار لرجرسیون عبر برنامج SPSS. أظهرت النتائج بأنّ هناک علاقه سلبیه بین العوامل الاجتماعیه المعرفیه للتجربه الحیه (العوامل الاقتصادیه، والعوامل الاجتماعیه، والعوامل الثقافیه، والعوامل العائلیه، والعوامل الدینیه)، وفی المقابل هناک علاقه إیجابیه وداله بین العوامل الأساسیه وبین العنف تجاه النساء.
۸۵۳۹۶.

اختلاف الثروه اللفظیه فی الصحیفه السجادیه علی أساس نظریتی «یول» وزملائه و«جونسون»(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۲۴ تعداد دانلود : ۴۶۱
تعدّ دراسه أعمال النّاس المکتوبه من أهم ّالطرق لفهم أفکارهم. ویختار کلّ کاتب أسلوباً متناسقاً مع أهدافه المقصوده، لیؤثّر علی ذهن القراء . إنّ الأسلوب یقوم بدور مهم فی نقل المفاهیم للوصول إلی الغرض المقصود من الکتابه؛ لأنّ رغبه القراء فی قرا ء ه النصّ تعتمد کثیراً علی حسن ترکیب الجمله. من أهمّ الاتجاهات الحدیثه فی هذا المجال هی الأسلوبیه ولها مناهج متعدّده، منها: الأسلوبیه الإحصا ئ یه. هذا الاتجاه یهتمّ بالکمّ، ویستفید منه للحصول علی الکیف. یتطرّق هذا البحث إلی دراسه أسلوبیه إحصا ئ یهفی الصحیفه السجادیه. اخترنا عشره أدعیه منهاعلی أساس عدد الکلمات والموضوع، ثمّ تمّت الموازنه بین أسلوبها من حیث الثروه اللفظیه فی النماذج المختاره، وفقاً للنظریتین اللتین تقومان علی أساس تکرار المفردات فی النصّ؛ نظریه «یول» وزملا ئ ه، ونظریه «جونسون»، من خلال المنهج الوصفی-التحلیلی والإحصائی. من أهمّ نتائج هذا البحث هی أنّ-وفقاً للنظریتین، -أعلی نسبهللثراء اللفظی للصحیفه السجادیه یتعلق بدعاء 19 (وفقاً لنظریه جونسون) (الفئه الأخلاقیه) وبدعائی 19و 29 (وفقاً لنظریه یول وزملائه)، أمّا النسبه الأدنی فهیمتعلّقه بدعاء 38 (وفقاً لنظریه جونسون) (الفئه التاریخیه) وبدعائی 38 و 54 (وفقاً لنظریه یول وزملائه)،فعلی ضوء هاتین النظریتین:إنّ أعلی نسبهللثروه اللفظیه تتعلّق بالفئه الأخلاقیه وأدناها متعلّقه بالفئه التاریخیه، ولکن لا نشهد اختلافاً ملحوظاًفی الثروه اللفظیه بین العینات المختاره، ویرجع سبب هذا الاختلاف إلی تأثیر الظروف الاجتماعیه والاهتمام بالسیاق ومقتضی حال المخاطب.
۸۵۳۹۷.

تقدیم نموذج لاستراتیجیات تنمیه رأس المال الإنسانی الریادی فی المؤسسات الحکومیه (مؤسسه الجهاد الزراعی فی محافظه طهران نموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۳۰۸
إنّ رأس المال البشری یؤثر بِشکل إیجابی علی أی مؤسسه، ویؤدی إلی تنفیذ الأعمال وتحقیقها فی إطار التنمیه داخل المؤسسه. ومن خلال الاستثمار فی الموارد البشریه أیضاً قد یتم الحصول علی أرضیه لِتوفیر مجال للتنمیه فی المعروض من الکوادر المتخصصه کعامل للتقدم نحو الأفضل. إنّ مجال الاستراتیجیات المتعلقه بتنمیه رؤوس الأموال البشریه لریاده الأعمال، یُعد أحد أهم مجالات الدراسه الحدیثه فی بحوث رأس المال والمکاسب البشریه وکذلک ضمن مجال ریاده الأعمال البشریه، وقد اُجریت عده دراسات فی هذا الصدد ولکن لم یتمکن أحد أو جهه من تقدیم نموذج عام ومقبول فی هذا الشأن حتی یومنا هذا. وبعد مراجعه الدراسات والبحوث حول رأس المال البشری، قد تبیّن بأن هناک عوامل متعدده تؤثر علی تقدم رأس المال البشری الریادی لِعمال إحدی الدوائر الحکومیه. ونظراً إلی أهمیه البحث، فإنّ الهدف الرئیس له یتمثل فی تقدیم نموذج حول استراتیجیات تنمیه رأس المال البشری أو الإنسانی الریادی فی المؤسسات الحکومیه. وقد قام البحث فی إطار الاتجاه الکیفی، واستفاد الباحثون من المقابلات المعمقه والاکتشافیه عبر مرحلتین مع 10 من المدیرین والخبراء فی مؤسسه الجهاد الزراعی للحصول علی البیانات اللازمه للبحث. قد تم تأیید أداه المقابله من حیث الصحه الصوریه للمحتوی ومن حیث الموثوقیه عبر التوافق بین الترمیزین. حصل البحث من بین 280 بنیه کلامیه استخرجها الباحثون من المقابلات علی 28 عاملاً مؤثرا ًعلی ثلاث مستویات فردیه ومؤسسیه وکبری، وکذلک سبعه استراتیجیات من أجل تنمیه رأس المال البشری الریادی التی شملت استراتیجیات التعلیم واستراتیجیات التشریع المالی والقانونی، واستراتیجیات الموارد الإنسانیه، واستراتیجیات الخارجه عن المؤسسه، واستراتیجیات التکنولوجیا، والاستراتیجیات الثقافیه والاستراتیجیات لخلق الخطاب أو الرؤیه.
۸۵۳۹۸.

جستاری در گونه شناسی شوادان های دست کند دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۱ تعداد دانلود : ۵۳۷
معماری دست کند به دلیل عدم استفاده از مصالح آزاد، گونه خاصی از معماری بشمار می رود. توجه به معماری زمین پناه که به معماری دست کند نیز شناخته می شود در سال های اخیر از اهمیت فراوانی برخوردار بوده است. به طوری که موجب شده است تا بسیاری از ابعاد ناشناخته این معماری مورد بررسی و کنکاش قرار گیرد. در این میان شوادان های دزفول که به عنوان گونه ای بی نظیر از معماری دست کند مسکونی از مدت ها مورد توجه محققان قرار داشته است، هیچ گاه مورد پژوهشی مستقل و با رویکرد گونه بندی معماری شکل یافته قرار نگرفته است. هدف این پژوهش شناخت و بررسی عوامل مؤثر در گونه بندی این شوادان ها است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی انتخاب شد. براساس مطالعات کتابخانه ای به بررسی پیشینه و مباحث تاریخی پرداخته و از طریق برداشت های میدانی (مشاهده، پرسشنامه و مصاحبه با صاحب نظران) شناخت جامعی از شوادان ها حاصل شد. سپس با استفاده از روش دلفی و تحلیل پرسشنامه ها عوامل تأثیرگذار در دسته بندی و گونه شناسی شوادان های مورد مطالعه (۳۰ نمونه از شوادان های به جامانده از دوران قاجار تا دوران پهلوی) مشخص شدند. در نهایت مشخص شد که دو گونه عمده برای شوادان ها می توان برشمرد. گونه اول، شوادان های منفرد و گونه دوم، شوادان های گسترده هستند. در این میان وضعیت اقتصادی اجتماعی ساکنین نقش بسزایی در این گونه بندی داشته است.
۸۵۳۹۹.

ناکش، یک عنصر حفاظتی اصیل برای مقابله با رطوبت در بناهای تاریخی منطقه گرم و خشک مرکز ایران (نمونه موردی: اجرای ناکش خانه اخوان سیگاری (تراب) یزد، ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴۱ تعداد دانلود : ۵۹۷
رطوبت از دشمنان دیرینه بناهای تاریخی به ویژه بناهای خشتی به شمار می رود. برای مقابله با رطوبت، معماران سنتی ایران راهکارهای قالب توجهی را به کار بسته اند که یکی از آنها «ناکش» است. این مقاله با هدف مستندسازی، حفاظت، معرفی، آموزش و کمک به استفاده دوباره این شیوه اصیل حفاظت سنتی در معماری مرکز ایران به طرح این پرسش ها پرداخته است که ناکش در معماری منطقه گرم و خشک فلات مرکزی ایران چیست؟ نحوه کارکرد و اجرای درست آن چگونه است؟ روش رسیدن به پاسخ این سؤالات رجوع به منابع مکتوب، بررسی میدانی نمونه های اصیل و تمرکز بر فرایند اجرای نمونه موردی در خانه تاریخی اخوان سیگاری یزد است. در نهایت از طریق کدگذاری اطلاعات به دست آمده، یافته ها در چارچوبی ساختارمند ارائه شده اند. ناکش ها انواع مختلفی دارند که البته ماهیت کارکرد آنها یکسان است؛ به گونه ای که در این مقاله بر آن تمرکز خواهد شد یک کانال هوا در داخل حیاط مرکزی ابنیه تاریخی منطقه گرم و خشک فلات مرکزی ایران است که بر مبنای یک فرایند طبیعی سدی را در برابر نفوذ رطوبت ایجاد و رطوبت را به نحوی هدایت و تبخیر می کند که به بخش های تحتانی بنا آسیب نرساند. نوع مصالح مصرفی، فنون اجرای کف، جداره ها و سقف و همین طور طرح ناکش مانند میزان عمق، عرض، سازمان دهی در پلان و شکل مقطع که در هر بنایی بسته به ویژگی های آن بنا متفاوت است، در عملکرد مناسب ناکش بسیار مهم است.
۸۵۴۰۰.

بررسی تحلیلی و ارائه مدل نهادینه کردن فرهنگ وقف در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۰ تعداد دانلود : ۴۳۶
هدف از این پژوهش بررسی تحلیلی وقف و ارائه مدلی به منظور نهادینه کردن فرهنگ وقف در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی است. این تحقیق دارای راهبرد ترکیبی (تلفیقی) است. بنابراین جامعه مورد بررسی در مرحله کیفی و کمی متفاوت بودند. در بخش کیفی جامعه آماری شامل خبرگان حوزه وقف است. جامعه کمی مورد پژوهش، شامل تمامی خیرین و واقفان استان هرمزگان و مدیران سطوح عالی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی هستند که تعدادشان طبق آمار 135 نفر است. برای تحلیل کمی و به منظور آزمون فرضیات مرتبط با اجزای مدل و آزمون کل مدل تحقیق به ترتیب از آزمون T استفاده شد. برای این کار از نرم افزار spss نسخه 22 استفاده شد. برای بخش کیفی نیز از روش داده بنیاد و نرم افزار Maxqda10 استفاده شد. یافته ها نشان داد که این پژوهش مدلی مشتمل بر شش بعد (آموزش، تسهیل کننده، راهبردها، فرهنگ، موانع و نتایج) و42 مؤلفه است که در آن نشان داده شد دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی برای حرکت به سمت نهادینه کردن وقف باید به متغیرهای آموزش، تسهیل کننده، راهبرد ها، فرهنگ، موانع، نتایج توجه کنند.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان